يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۱

افشاگري پشت افشاگري

کد خبر : ۵۲۹۴۲

محمد مايلي كهن، مديرفني مستعفي باشگاه پرسپوليس، پس از قطع همكاري با اين باشگاه مطابق انتظار يك بار ديگر وارد مجادلات رسانه‌اي شده و با همان ادبيات هميشگي منتقدانش را به باد انتقاد گرفت. مايلي كهن كه در ابتداي فصل از نجابت استيلي تمجيد مي‌كرد پس از مخالفت سرمربي پرسپوليس با مربي مورد علاقه‌اش، در تازه‌ترين اظهارنظرش صلاحيت او براي نشستن روي نيمكت پرسپوليس را زير سوال برده و با اصغر شرفي، حسن روشن، علي دايي، محمود خوردبين، فردوسي‌پور و البته رئيس سازمان صدا و سيما هم تسويه حساب كرده است.

مشكل پرسپوليس اين است كه در اكثر موارد يكسري رفيق بازي‌ها صورت مي‌گيرد. رفيق بازي نبايد به تيم ضربه بزند. اوايل فصل كه هنوز بنده به تيم اضافه نشده بودم ظاهراً بازيكنان را به آكادمي ملي المپيك برده بودند تا آنجا زير نظر آقاي كماسي كار كنند چون محل كار اصلي آقاي كماسي در آكادمي است. پس از آن نيز ايشان در اردوي تركيه حاضر نشد و در تمرينات حضور يك خط در ميان داشت. جناب كماسي در سال 86 به خاطر ارتباطاتي كه بوده 120 ميليون تومان از باشگاه گرفته است و الان پول بيشتري مي‌خواهد. به خاطر همين بنده از يك جوان با اخلاق و عالم كه فوق ليسانس تربيت بدني دارد خواستم به تيم كمك كند كه به ايشان اجازه چنين كاري را ندادند. وقتي بدنساز تيم در اردوي تركيه و تهران كنار بازيكنان نبوده و از اين نظر مجموعه ضربه خورده است به نظر شما نبايد اقدامي صورت مي‌گرفت؟ اگر مي‌خواستم سكوت كنم از آن مديرفني‌هايي مي‌شدم كه پروين گفته بود؛ يعني كشك. بنده كشك نيستم ونخواهم شد.

نگاه من نسبت به حميد استيلي مثبت بود اما اشتباه مي‌كردم. همان روز اول به آقاي كاشاني گفتم در پرسپوليس يك ريال هم پول نمي‌خواهم و در اين مدت حتي يك جوراب از باشگاه نگرفتم. بحث لجبازي هم نبود. بنده يكسري پيشنهاد دادم كه مورد موافقت قرار نگرفت. براي كمك كردن به تيم در ابتداي فصل آقاي چمنيان را به استيلي پيشنهاد كردم اما بنا به دلايلي ايشان را نپذيرفتند و بعد سومديك به مجموعه اضافه شد. من در اكثر تمرينات پرسپوليس حضور فيزيكي داشتم و در اين مدت چيزي از اين مربي آلماني نديدم كه برتر از مربيان ايراني باشد.

تيم در بوشهر تا ساعت 12:30 بازي كرده، ساعت 1:30 از ورزشگاه خارج شده و ساعت 2 به هتل رسيده و بازيكنان ناخواسته تا 4 صبح بيدار بوده‌اند و 8 صبح هم به سمت تهران پرواز كرده‌اند. آنوقت براي اين تيم ساعت 10 صبح تمرين گذاشته‌اند تا ريكاوري كنند. جالب اينكه خود سرمربي از فرط ناراحتي و افسردگي با لباس شخصي تمرين را تماشا كرده است.

با وجود احترامي كه براي آقاي استيلي قائلم معتقدم كه در 4 بازي اخير حتي اگر پرسپوليس مربي هم نداشت 9 امتياز مي‌گرفت! ما 2 بازي تهران را از دست داديم. شهرداري تبريز كه در تهران تيم ما را شكست داد در خانه خودش

2 گل از سپاهاني كه از سال قبل ضعيف‌تر شده دريافت كرد. كار به جايي رسيد كه در مقابل مس سرچشمه وقتي بازيكن ما گل تساوي را زد انگار در جام جهاني به تيم ملي برزيل گل زده بود! حميد استيلي‌هنوز باورش نشده كه سرمربي پرسپوليس است و نمي‌داند چه مسئوليت بزرگي دارد. 

بايد بگويم پرسپوليس در زمينه سرپرستي مشكل دارد. سرپرستي كردن فقط امضاي كارت تعويض بازيكن نيست. يك سرپرست بايد يك ساعت زودتر از بازيكنان در محل تمرين حاضر شود و يك ساعت ديرتر از آنها برود. سرپرست بايد با بازيكن رابطه پدر و فرزندي داشته باشد و در واقع پل ارتباطي بين مديرعامل و سرمربي باشد. يك سرپرست بايد آينده نگر باشد و مثلا از همين امروز به فكر يك زمين تمرين براي دو ماه بعد باشد تا اگر مشكلي پيش آمد تيم آسيب نبيند. متأسفانه آقاي خوردبين اين آينده نگري را ندارد.

20 نفر در 20 نقطه استاديوم قرار مي‌گيرند و با دريافت مبالغي وظيفه شان اين است كه وقتي تيم گل خورد و هوادار ناراحت و احساسي شد، آنها را به تشويق فلاني تحريك كنند. اما وقتي تيم گل مساوي را مي‌زند آن 20 نفر ديگر جرأت اين كارها را ندارند. اگر تماشاگران واقعاً آقاي ايكس را دوست داشته باشند با اين همه تبليغات، بازي‌هاي تيم فعلي آقاي ايكس بايد ده‌ها هزار تماشاگر داشته باشد.

تماشاگران استقلال خاطرات خوشي از آقاي ايكس دارند و نام ايشان آنها را ياد پيروزي رفت و برگشت شان در داربي مي‌اندازد. آنها علاقه‌مند هستند كه ايشان به پرسپوليس برگردد و پيروزي‌هايشان در داربي تكرار شود! سال قبل آقاي ايكس پس از 5 شكست پشت سر هم به صورت شفاهي استعفا كرد اما آقاي كاشاني آن استعفا را نپذيرفت و همين مسئله به ضرر خودش شد.

عده‌اي از طريق رسانه‌هاي وابسته به خود وقيحانه مسائلي را مطرح مي‌كنند و متأسفانه هيچ‌كس جلوي آنها را نمي‌گيرد. يك نفر گفته مايلي كهن احتياج به درمان دارد. جالب آنكه همين آقا كه از نياز من به پزشك و درمان صحبت كرده سال‌ها در آمريكا زندگي كرده و وقتي چند وقت پيش آقاي نمازي كمك مربي تيم ملي انتقادي به وي كرد ايشان در پاسخش در مطبوعات گفت اگر او را ببينم يك سيلي محكم در گوشش مي‌زنم! اگر همين آقا در آمريكا چنين حرفي را مي‌زد غير از اين بود كه در كمتر از يك روز دستگيرش مي‌كردند؟ بنده مشكلي ندارم حالا اگر هم به قول ايشان به درمان نياز دارم خدمت خودشان مي‌روم تا از چيزهايي كه مصرف مي‌كنند به من هم بدهند تا حالم خيلي خوب شود!

يك نفر ديگر كه سال‌ها با پليس امارات بوده عليه بنده انتقاد كرده است. اين آقا تا 6 ماه قبل عليه آن يكي آقا مصاحبه مي‌كرد و مي‌گفت دكترايش تقلبي است، بيايد در رستوران من كار كند و حتي در جايي مدعي شده بود كه فرد مذكور در كرج زمين‌هايي به‌نام كمپ استقلال گرفته و به نام معاون خودش زده است. حالا چگونه است كه اينها در دفاع از يكديگر ناجوانمردانه مرا مي‌زنند؟!

تقليد صحبتها و رفتار من در سيما هم از كرامات آقاي ضرغامي است! صدا و سيمايي كه همه را مورد نقد قرار مي‌دهد تحمل يك نقد ساده مرا كه اخيراً در نامه‌اي مطرح كردم ندارد. اينها تبعات انتقاد از پايين دستي هاست، واي به روزي كه از خود آقايان بالا‌دستي انتقاد كنيم. اگر بتوانند با تقليد قيافه و حرف زدن ما مردم را بخندانند بنده هم خوشحال مي‌شوم. در اين برنامه از نظر قيافه‌سازي بنده بد عمل نكرده‌اند ولي از نظر محتوا برنامه شان خيلي به دلم نچسبيد. البته آنها درباره برخي كاملاً توانسته‌اند شبيه‌سازي كنند!

جالب اينكه دو سه روز قبل گزارشگر برنامه دوربين جنجال ساز، با نشان دادن آقاي ضرغامي در حالي‌كه مي‌خواست وارد ورزشگاه آزادي شود و بازي استقلال را تماشا كند مدعي شد كه ايشان مخفيانه و بين مردم در ورزشگاه حاضر شده و حتي از ايشان وقتي كه براي چند تماشاگر بليت مي‌خريد فيلم گرفتند؛ واقعا كه فهميديم معناي مخفيانه به ورزشگاه رفتن چيست! بخصوص وقتي كه شنيديم بحث حضور برخي‌ها درانتخابات مطرح است...

من اهل سياست بازي نيستم. نحوه صحبت كردنم اينگونه است و با حرارت حرف مي‌زنم كه يقيناً يكي از عيب‌هاي بنده به شمار مي‌رود. حرف‌هاي من را مردم شنيدند و قضاوت با خودشان است. آقاي فتح الله زاده به بنده گفت فقط دو سال در پرسپوليس بازي كرده ام. اولا بنده 14 سال به عنوان بازيكن و 6 سال به عنوان مربي در پرسپوليس بودم و ثانياً سابقه كاپيتاني اين تيم را دارم. متأسفانه در مملكت ما افراد را مدعي بار مي‌آورند. آقاي فتح الله زاده آن روز حداقل بايد سكوت اختيار مي‌كرد. اگر ايشان را رها مي‌كردند مدعي مي‌شد كه بنده با شورت ورزشي هم عكس ندارم. البته فكر مي‌كنم آن روز اشتباه كردم و نبايد پاسخ مي‌دادم. عده‌اي براي خودشان امپراتوري تشكيل داده و با استفاده از منابع دولتي افراد بله قربان گو را به استخدام خود درآورده‌اند.

فردوسي پور باهوش است و كاملاً خطي عمل مي‌كند. ممكن است به شما تلفن بزند و چيز ديگري بگويد ولي كاملاً مشهود است كه از يك جريان خاص طرفداري مي‌كند و هر كس مستقل باشد و به نوعي ضعف‌هاي آن جريان را بگويد نه به برنامه او راه پيدا مي‌كند و نه اجازه حرف زدن دارد. اگر آن جريان مورد حمايت ايشان با جريان مستقلي رو در روي هم قرار بگيرند ايشان نمي‌تواند بي‌طرف عمل كند. آقاي عادل خان خودش مي‌داند كه چه جفايي به من و فوتبال ايران كرد. بنده هم سعي مي‌كنم ديگر با برنامه 90 حرف نزنم. خدا را شكر در دنياي ارتباطات براي آنكه حرف هايم را بزنم تا دلتان بخواهد تريبون وجود دارد، خيلي جا‌ها حتي حاضرند حرف‌هاي مرا با مبالغ نسبتاً خوبي بخرند!

در خانه مي‌نشينم و منتظر پست مي‌مانم. بنويسيد در شهر به ما پيشنهاداتي شده! اين روزها از برخي‌ها وقتي مي‌پرسند: چرا بيكاري؟ مي‌گويند: از چند تيم ليگ برتري پيشنهاد داشتم ولي پاسخ رد دادم! البته واقعيت اين است كه بنده از جايي پيشنهاد ندارم. اين روزها داخل كوچه‌مان با بچه‌هاي كوچك فوتبال بازي مي‌كنيم كه لذت آن را با هيچ چيز عوض نمي‌كنم. خدا را چه ديديد، شايد با همين بچه‌ها تيم درست كرديم و با بچه‌هاي كوچه بالايي مسابقه داديم.

اشتراک گذاری :
ارسال نظر