درباره طنزي با امضاي روابط عمومي جمهوري اسلامي
کد خبر : ۵۳۲۱۹
اخيراً متني با امضاي «روابط عمومي جمهوري اسلامي» در فضاي وب منتشرشده كه هرچند ماهيت طنز دارد اما از آنجا كه اطلاعات درست و نادرست را با هم مخلوط كرده و شايد در لابلاي لحن طنزاش، پيامهايي نادرست به خواننده ارايه دهد، توضيح درباره اين طنز ضروري است.
اصل طنز به اين شرح است:
اينکه شما در خانه چه برنامه اى مي بينيد به ما مربوط است
اينکه در خيابان چه مي پوشيد، به ما مربوط است
انچه مي نوشيد و انچه مي گوييد به ما مربوط است!
با چه کسى بيرون مي رويد به ما مربوط است
چه دينى داريد و چگونه ارايش مي کنيد به ما مربوط است.
اما، امنيت، وضع معيشت، قدرت خريد، کيفيت تحصيل، آينده فرزندانتان، تفريح جوانانتان، امنيت راهها، مشکل مسکن، و بقيه موارد به ما مربوط نيست !
مشکل خودتان است !!
روابط عمومي جمهوري اسلامي
درباره اين طنز بايد گفت اولاً اسلام به عنوان دين كامل، براي زندگي دنيوي و اخروي بشر، برنامه دارد و جامعه اسلامي مانند هرجامعه ديگر قاعدهمند است و بايدها و نبايدهايي دارد بنابر این در جمهوری اسلامی، برخی امور شخصی و رفتار شهروندان به حکومت مربوط است و بسیاری هم مربوط نیست. برای روشن شدن موضوع، نكتههاي اين طنز از زاويه اصول اعتقادي اسلام و حکومت اسلامی بررسي می شود:
1- اینکه شهروندان در خانه چه برنامهاي نگاه كنند، به جمهوري اسلامي مربوط است.
اين عبارت به طور كلي درست نيست. شهروندان نظام جمهوري اسلامي در انتخاب نوع برنامه تلويزيوني آزادند البته اینکه آزادی شهروندان در انتخاب آنچه می بینند نافي مسئوليت تام حكومت ها در ورود به مسئله كنترل رسانه ها و تلاش براي تامين بهداشت رواني جامعه نیست حكومت اسلامي وظيفه دارد اخلاق را گسترش دهد و از انحرافات عقيدتي، غيراخلاقي و ضد ديني جلوگيري كند و اين مسئوليت بسته به ضرورت ها و اقتضائات امر مي تواند مي توان در دو سطح نمود و تجلي يابد اول در سطح كنترل محتواي رسانه، دوم در سطح كنترل دسترسي افراد به برنامه هاي رسانه.
بنابراین جمهوری اسلامی ضمن رعایت توامان حقوق و مصالح شهروندان خود، باید تلاش کند شهروندان برنامه هایی تماشا نکنند که بستر ساز رواج هنجار شكني هاي اخلاقي و انحطاط بنياد هاي هويتي و ارزشي ايشان مي باشد و به تبع آن ايشان و فرزندانشان به انحرافات اجتماعی و ارتکاب جرایم کشیده شوند.
ضمنا نباید فراموش کنیم که در صحنه واقعی اداره جامعه شاهد تلاش بسيار شديد دشمنان نظام اسلامي براي رواج فرهنگ بيبندوباري در سالهاي اخير از طريق برنامههاي مستهجن ماهوارهاي هم هستیم که طبعاً تلاش ماموران حكومتي براي جلوگيري از استفاده از ماهواره را درپي داشته است. اجرای این دوهدف متناقض گاهی دشواری ها و اسشتباهاتی پیش می آورد.
2- اینکه شهروندان در خيابان چه بپوشند به جمهوري اسلامي مربوط است.
آنچه شهروندان در خيابان ميپوشند تا حد زیادي به جمهوري اسلامي ربط دارد كه اولاً عفت عمومي را لكهدار نكند و ثانياً در مورد بانوان، دستور دين حجاب رعايت شده باشد.
بجز اين دو قيد، نوع و كيفيت و رنگ و مدل آنچه شهروندان ميپوشند، ربطي به حكومت ندارد و حكومت حق دخالت در آنها را ندارد. آنچه اوایل دهه 60 توسط برخی مسئولان افراطی و بی خبر از دین در خیابانها اجرا می شد و مثلا به مردان پیراهن آستین کوتاه پوشیده تعرض می شد، اشتباه و ناشی از بی اطلاعی از دستورات دین بود که جلوی آن گرفته شد.
3- آنچه شهروندان مينوشند به جمهوري اسلامي مربوط است.
درباره نوع نوشیدنی شهروندان، حكومت اسلامي موظف است:
اولاً آب شرب سالم براي همه شهروندان فراهم كند.
ثانياً شهروندان را به استفاده از نوشيدنيهاي سالم بجاي نوشيدنيهاي مضر دعوت كند. مانند فرهنگسازي و زمینه سازی سالهاي اخير براي جايگزيني دوغ بجاي نوشابه در ادارات و سفرههاي مردم ایران
ثالثاً مردم مسلمان (و نه اقليتهاي ديني) را از نوشيدن مسكرات (كه شرعا حرام است)، منع كند.
4- آنچه شهروندان ميگويند به جمهوري اسلامي مربوط است.
آنچه شهروندان ميگويند بهطور كلي ربطي به حكومت ندارد و در حيطه خصوصي شهروندان است مگر آنكه امنيت و آسايش ديگر شهروندان را به خطر اندازد و يا باعث تشويش عمومي شود. مثلا اگر کسی در خانه یا محل کارش بارها دروغ بگوید و تهمت بزند به خودش مربوط است و حکومت فقط حق دارد او را نصیحت کند که از چنین گناهانی بپرهیزد اما اگر کسی دروغی بگوید که ایجاد تشویش کند حکومت باید با او برخورد کند. مثلا کسی به دروغ بگوید آب شرب شهر سمی شده یا ساختمانی بمبگذاری شده و از این قبیل...
5- اينكه شهروندان با چه كسي بيرون روند به جمهوري اسلامي مربوط است.
از نظر حكومت اسلامي تفريح و مسافرت شهروندان مطلوب است و حكومت بهتر است زمينههاي آنرا فراهم كند. اينكه شهروندان با چه كسي هم بيرون از خانه ميروند، ربطي به حكومت اسلامي ندارد. در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي تا اواخر دهه 60 گاهي دولت وقت، از روی بی اطلاعی یا کج فهمی از دین، تندرويهايي در اين زمينه ميكرد و مثلاً از زوجهاي جوان در خيابان شناسنامه طلب ميكرد كه اين كار كاملاً مغاير شرع بود و به حكم ولي فقيه جلوي آن كارهاي ناثواب گرفته شده است.
در هر جامعه اي و از جمله در جوامع اسلامي از جمله محوري ترين بنياد هاي تداوم حيات جمعي آنها سلامت و بهداشت روابط اجتماعي افراد جامعه مي باشد در حقيقت اين روابط بستري براي انتقال دروني سازي و تداوم ارزش هاي يا ضد ارزش هاي جامعه است بنابراين اينكه در سطح روابط اجتماعي شهروندان چه سبكي از تعامل اجتماعي و چه مخاطبي براي اين روابط را بر مي گزينند از جمله موضوعات محوري است كه حكومت ها موظف به نظارت و كنترل آن مي باشند البته نبايد از نظر دور داشت همچون موارد ديگر دولت ها در دو سطح پنهان و آشكار به مديريت و هدايت اين روابط اقدام مي نمايند.
در سطح اول تلاش مي شود بدون استفاده از ابزار هاي مبتني بر اجبار و زور نوع و مخاطب تعاملات اجتماعي افراد را مديريت نمايند ليكن در سطح دوم به جهت ضرورت هاي اجتماعي و فرهنگي گاها استفاده از ابزار هاي مبتني بر زور ضرورت مي يابد. با اين حال نبايد فراموش كرد در هيچ موردي نبايد به افراط و تفريط گرفتار شد و استفاده از بزارها و روش هاي صحيح لازمه انجام صحيح امور در جهت اهداف شايسته است در غير اين صورت آثار اقدامات كنترلي به نوعي قابل ملاحظه اي به تخريب سطح اعتماد شهروندان به جامعه منتهي خواهد شدبراي مثال در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي تا اواخر دهه 60 گاهي دولت وقت تندرويهايي در اين زمينه ميكرد و مثلاً از زوجهاي جوان در خيابان شناسنامه طلب ميكرد كه اين كار كاملاً مغاير شرع بود و به حكم ولي فقيه جلوي آن كارهاي ناثواب گرفته شده است.
6- اينكه شهروندان چه ديني دارند به جمهوري اسلامي مربوط است.
شهروندان در جامعه اسلامي در انتخاب نوع دين آزاد هستند. البته حكومت اسلامي وظيفه دارد با شياداني كه بنام دين كاسبي ميكنند و اديان مندرآوردي عرضه ميكنند، مقابله كند. حكومت اسلامي همچنين وظيفه دارد حقوق اقليتهاي ديني را محترم بشمارد.
دين به مثابه نظامي از اعتقادات و بايسته هاي رفتاري كه تامين كننده نياز هاي روحي و فكري افراد در برگزيدن يك ايدئولوژي براي حيات ايشان مي باشد نقش بسيار موثري در سعادت و موفقيت افراد و جامعه مختلف دارد براين اساس حتي در جوامع اباحه گراي غربي نيز اگرچه در حيطه خصوصي افراد مفهومي به نام آزادي افراد در انتخاب دين مطرح و ادعا شده است ليكن در حيطه اعتقادات و ارزش هاي عمومي و اجتماعي كه مصداق بارز ايدئولوژي جوامع به حساب مي آيد براي مثال يك مسلمان يا حتي يك مسيحي در جامعه اي ايدئولژي ليبرالي را پذيرفته است حق انجام مناسك و رفتار هاي ديني خود را به نحو علني و به سبكي كه فضاي عمومي جامعه را تحت تاثير قرار دهد ندارد.
7- اينكه شهروندان چگونه آرايش ميكنند به جمهوري اسلامي مربوط است.
اسلام به پاكيزگي و نظافت و استعمال بوي خوش سفارش كرده است. آرايش شهروندان كلاً ربطي به حكومت اسلامي ندارد. البته حفظ حجاب لازم است و در عین حال اسلام آرايش زنان را براي مردان نامحرم مجاز نميداند.
8- امنيت شهروندان به جمهوري اسلامي مربوط نيست و مشكل خودشان است.
اين جمله از اساس غلط و اشتباه است. حكومت اسلامي وظيفه دارد از جان، مال، آبرو و ناموس همه شهروندان، چه اكثريت و چه اقليت مذهبي، فكري و چه موافق و چه مخالف نظام اسلامي، حراست كند.
9- وضعيت معيشت و قدرت خريد، مسكن شهروندان به جمهوري اسلامي مربوط نيست و مشكل خودشان است.
اين جمله نيز درست نيست. حكومت اسلامي وظيفه دارد حداقل معاش را براي همه شهروندان تامين كند تا همه شهروندان از حداقل خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و آموزش لازم براي زندگي برخوردار باشند. نظام اسلامي همچنين وظيفه دارد زمينههاي لازم براي تربيت فرزندان و اشتغال شهروندان را فراهم آورد.
مكتب اقتصادي اسلام براي دولت و حاكميت وظايف نسبتاً زيادتري قايل شده است. از نظر مكتب اسلام، البته شهروندان هم در مقابل حكومت وظايفي دارند اولآنكه حكومت را براي تحقق اين همه وظيفه كمك كنند و ديگر اينكه حقوق يادشده را از دولت مطالبه كنند و به حاکمان و مدیران جامعه و مسئولان دولت درباره رفتار و سياستهايشان، امر به معروف و نهي از منكر كنند.
روشن است كه جمهوري اسلامي ايران در 32سال گذشته در انجام همه تكاليف شرعي و قانوني خود به طور كامل موفق نبوده است به همين دليل هم هست كه وظايف شهروندان در كمك به حكومت، شناخت حقوق خود و مطالبه موثر آنها از حاكمان، اهميت و ضرورت بيشتري يافته است.
اصل طنز به اين شرح است:
اينکه شما در خانه چه برنامه اى مي بينيد به ما مربوط است
اينکه در خيابان چه مي پوشيد، به ما مربوط است
انچه مي نوشيد و انچه مي گوييد به ما مربوط است!
با چه کسى بيرون مي رويد به ما مربوط است
چه دينى داريد و چگونه ارايش مي کنيد به ما مربوط است.
اما، امنيت، وضع معيشت، قدرت خريد، کيفيت تحصيل، آينده فرزندانتان، تفريح جوانانتان، امنيت راهها، مشکل مسکن، و بقيه موارد به ما مربوط نيست !
مشکل خودتان است !!
روابط عمومي جمهوري اسلامي
درباره اين طنز بايد گفت اولاً اسلام به عنوان دين كامل، براي زندگي دنيوي و اخروي بشر، برنامه دارد و جامعه اسلامي مانند هرجامعه ديگر قاعدهمند است و بايدها و نبايدهايي دارد بنابر این در جمهوری اسلامی، برخی امور شخصی و رفتار شهروندان به حکومت مربوط است و بسیاری هم مربوط نیست. برای روشن شدن موضوع، نكتههاي اين طنز از زاويه اصول اعتقادي اسلام و حکومت اسلامی بررسي می شود:
1- اینکه شهروندان در خانه چه برنامهاي نگاه كنند، به جمهوري اسلامي مربوط است.
اين عبارت به طور كلي درست نيست. شهروندان نظام جمهوري اسلامي در انتخاب نوع برنامه تلويزيوني آزادند البته اینکه آزادی شهروندان در انتخاب آنچه می بینند نافي مسئوليت تام حكومت ها در ورود به مسئله كنترل رسانه ها و تلاش براي تامين بهداشت رواني جامعه نیست حكومت اسلامي وظيفه دارد اخلاق را گسترش دهد و از انحرافات عقيدتي، غيراخلاقي و ضد ديني جلوگيري كند و اين مسئوليت بسته به ضرورت ها و اقتضائات امر مي تواند مي توان در دو سطح نمود و تجلي يابد اول در سطح كنترل محتواي رسانه، دوم در سطح كنترل دسترسي افراد به برنامه هاي رسانه.
بنابراین جمهوری اسلامی ضمن رعایت توامان حقوق و مصالح شهروندان خود، باید تلاش کند شهروندان برنامه هایی تماشا نکنند که بستر ساز رواج هنجار شكني هاي اخلاقي و انحطاط بنياد هاي هويتي و ارزشي ايشان مي باشد و به تبع آن ايشان و فرزندانشان به انحرافات اجتماعی و ارتکاب جرایم کشیده شوند.
ضمنا نباید فراموش کنیم که در صحنه واقعی اداره جامعه شاهد تلاش بسيار شديد دشمنان نظام اسلامي براي رواج فرهنگ بيبندوباري در سالهاي اخير از طريق برنامههاي مستهجن ماهوارهاي هم هستیم که طبعاً تلاش ماموران حكومتي براي جلوگيري از استفاده از ماهواره را درپي داشته است. اجرای این دوهدف متناقض گاهی دشواری ها و اسشتباهاتی پیش می آورد.
2- اینکه شهروندان در خيابان چه بپوشند به جمهوري اسلامي مربوط است.
آنچه شهروندان در خيابان ميپوشند تا حد زیادي به جمهوري اسلامي ربط دارد كه اولاً عفت عمومي را لكهدار نكند و ثانياً در مورد بانوان، دستور دين حجاب رعايت شده باشد.
بجز اين دو قيد، نوع و كيفيت و رنگ و مدل آنچه شهروندان ميپوشند، ربطي به حكومت ندارد و حكومت حق دخالت در آنها را ندارد. آنچه اوایل دهه 60 توسط برخی مسئولان افراطی و بی خبر از دین در خیابانها اجرا می شد و مثلا به مردان پیراهن آستین کوتاه پوشیده تعرض می شد، اشتباه و ناشی از بی اطلاعی از دستورات دین بود که جلوی آن گرفته شد.
3- آنچه شهروندان مينوشند به جمهوري اسلامي مربوط است.
درباره نوع نوشیدنی شهروندان، حكومت اسلامي موظف است:
اولاً آب شرب سالم براي همه شهروندان فراهم كند.
ثانياً شهروندان را به استفاده از نوشيدنيهاي سالم بجاي نوشيدنيهاي مضر دعوت كند. مانند فرهنگسازي و زمینه سازی سالهاي اخير براي جايگزيني دوغ بجاي نوشابه در ادارات و سفرههاي مردم ایران
ثالثاً مردم مسلمان (و نه اقليتهاي ديني) را از نوشيدن مسكرات (كه شرعا حرام است)، منع كند.
4- آنچه شهروندان ميگويند به جمهوري اسلامي مربوط است.
آنچه شهروندان ميگويند بهطور كلي ربطي به حكومت ندارد و در حيطه خصوصي شهروندان است مگر آنكه امنيت و آسايش ديگر شهروندان را به خطر اندازد و يا باعث تشويش عمومي شود. مثلا اگر کسی در خانه یا محل کارش بارها دروغ بگوید و تهمت بزند به خودش مربوط است و حکومت فقط حق دارد او را نصیحت کند که از چنین گناهانی بپرهیزد اما اگر کسی دروغی بگوید که ایجاد تشویش کند حکومت باید با او برخورد کند. مثلا کسی به دروغ بگوید آب شرب شهر سمی شده یا ساختمانی بمبگذاری شده و از این قبیل...
5- اينكه شهروندان با چه كسي بيرون روند به جمهوري اسلامي مربوط است.
از نظر حكومت اسلامي تفريح و مسافرت شهروندان مطلوب است و حكومت بهتر است زمينههاي آنرا فراهم كند. اينكه شهروندان با چه كسي هم بيرون از خانه ميروند، ربطي به حكومت اسلامي ندارد. در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي تا اواخر دهه 60 گاهي دولت وقت، از روی بی اطلاعی یا کج فهمی از دین، تندرويهايي در اين زمينه ميكرد و مثلاً از زوجهاي جوان در خيابان شناسنامه طلب ميكرد كه اين كار كاملاً مغاير شرع بود و به حكم ولي فقيه جلوي آن كارهاي ناثواب گرفته شده است.
در هر جامعه اي و از جمله در جوامع اسلامي از جمله محوري ترين بنياد هاي تداوم حيات جمعي آنها سلامت و بهداشت روابط اجتماعي افراد جامعه مي باشد در حقيقت اين روابط بستري براي انتقال دروني سازي و تداوم ارزش هاي يا ضد ارزش هاي جامعه است بنابراين اينكه در سطح روابط اجتماعي شهروندان چه سبكي از تعامل اجتماعي و چه مخاطبي براي اين روابط را بر مي گزينند از جمله موضوعات محوري است كه حكومت ها موظف به نظارت و كنترل آن مي باشند البته نبايد از نظر دور داشت همچون موارد ديگر دولت ها در دو سطح پنهان و آشكار به مديريت و هدايت اين روابط اقدام مي نمايند.
در سطح اول تلاش مي شود بدون استفاده از ابزار هاي مبتني بر اجبار و زور نوع و مخاطب تعاملات اجتماعي افراد را مديريت نمايند ليكن در سطح دوم به جهت ضرورت هاي اجتماعي و فرهنگي گاها استفاده از ابزار هاي مبتني بر زور ضرورت مي يابد. با اين حال نبايد فراموش كرد در هيچ موردي نبايد به افراط و تفريط گرفتار شد و استفاده از بزارها و روش هاي صحيح لازمه انجام صحيح امور در جهت اهداف شايسته است در غير اين صورت آثار اقدامات كنترلي به نوعي قابل ملاحظه اي به تخريب سطح اعتماد شهروندان به جامعه منتهي خواهد شدبراي مثال در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي تا اواخر دهه 60 گاهي دولت وقت تندرويهايي در اين زمينه ميكرد و مثلاً از زوجهاي جوان در خيابان شناسنامه طلب ميكرد كه اين كار كاملاً مغاير شرع بود و به حكم ولي فقيه جلوي آن كارهاي ناثواب گرفته شده است.
6- اينكه شهروندان چه ديني دارند به جمهوري اسلامي مربوط است.
شهروندان در جامعه اسلامي در انتخاب نوع دين آزاد هستند. البته حكومت اسلامي وظيفه دارد با شياداني كه بنام دين كاسبي ميكنند و اديان مندرآوردي عرضه ميكنند، مقابله كند. حكومت اسلامي همچنين وظيفه دارد حقوق اقليتهاي ديني را محترم بشمارد.
دين به مثابه نظامي از اعتقادات و بايسته هاي رفتاري كه تامين كننده نياز هاي روحي و فكري افراد در برگزيدن يك ايدئولوژي براي حيات ايشان مي باشد نقش بسيار موثري در سعادت و موفقيت افراد و جامعه مختلف دارد براين اساس حتي در جوامع اباحه گراي غربي نيز اگرچه در حيطه خصوصي افراد مفهومي به نام آزادي افراد در انتخاب دين مطرح و ادعا شده است ليكن در حيطه اعتقادات و ارزش هاي عمومي و اجتماعي كه مصداق بارز ايدئولوژي جوامع به حساب مي آيد براي مثال يك مسلمان يا حتي يك مسيحي در جامعه اي ايدئولژي ليبرالي را پذيرفته است حق انجام مناسك و رفتار هاي ديني خود را به نحو علني و به سبكي كه فضاي عمومي جامعه را تحت تاثير قرار دهد ندارد.
7- اينكه شهروندان چگونه آرايش ميكنند به جمهوري اسلامي مربوط است.
اسلام به پاكيزگي و نظافت و استعمال بوي خوش سفارش كرده است. آرايش شهروندان كلاً ربطي به حكومت اسلامي ندارد. البته حفظ حجاب لازم است و در عین حال اسلام آرايش زنان را براي مردان نامحرم مجاز نميداند.
8- امنيت شهروندان به جمهوري اسلامي مربوط نيست و مشكل خودشان است.
اين جمله از اساس غلط و اشتباه است. حكومت اسلامي وظيفه دارد از جان، مال، آبرو و ناموس همه شهروندان، چه اكثريت و چه اقليت مذهبي، فكري و چه موافق و چه مخالف نظام اسلامي، حراست كند.
9- وضعيت معيشت و قدرت خريد، مسكن شهروندان به جمهوري اسلامي مربوط نيست و مشكل خودشان است.
اين جمله نيز درست نيست. حكومت اسلامي وظيفه دارد حداقل معاش را براي همه شهروندان تامين كند تا همه شهروندان از حداقل خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و آموزش لازم براي زندگي برخوردار باشند. نظام اسلامي همچنين وظيفه دارد زمينههاي لازم براي تربيت فرزندان و اشتغال شهروندان را فراهم آورد.
مكتب اقتصادي اسلام براي دولت و حاكميت وظايف نسبتاً زيادتري قايل شده است. از نظر مكتب اسلام، البته شهروندان هم در مقابل حكومت وظايفي دارند اولآنكه حكومت را براي تحقق اين همه وظيفه كمك كنند و ديگر اينكه حقوق يادشده را از دولت مطالبه كنند و به حاکمان و مدیران جامعه و مسئولان دولت درباره رفتار و سياستهايشان، امر به معروف و نهي از منكر كنند.
روشن است كه جمهوري اسلامي ايران در 32سال گذشته در انجام همه تكاليف شرعي و قانوني خود به طور كامل موفق نبوده است به همين دليل هم هست كه وظايف شهروندان در كمك به حكومت، شناخت حقوق خود و مطالبه موثر آنها از حاكمان، اهميت و ضرورت بيشتري يافته است.
ارسال نظر