احمدي بيغش:حمله ناتو به سوريه با عکسالعمل فوري ايران مواجه خواهد شد
کد خبر : ۵۳۴۸۸
پشت سر اين بيداري و خيزشها دست هيچ قدرت و شخصي نيست، بلکه دست خداوند پشت آنهاست؛ چون بعد از هر حرکتي مردم شعار بيداري اسلامي يعني اللهاکبر سر ميدهند و از منارههاي مساجد اذان ميگويند و سجده ميکنند.
به
گزلرشخبرنگار حوزه مجلس باشگاه خبرنگاران محمود احمديبيغش عضو کميسيون
امنيت ملي مجلس در جلسه هفتگي انصارحزبالله پیرامون عیار دیپلماسی ایران
در آوردگاه تحولات پرداخت که متن کامل آن در پی می آید.چند
ماهي است دنيا شاهد يک التهاب بينظير شده که قطعا در تاريخ ثبت و ماندگار
خواهد شد. البته اين اعتراضات و اغتشاشات به آن صورتي که در دنيا و برخي از
کشورها مرسوم است، نيست.
انقلابها و خيزشهاي اسلامي معجزه الهي است
شايد اولين بار بود که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ۳۲ سال گذشته
به يکباره جهانيان شاهد ظهور انقلابها و خيزشهايي به خصوص در جهان اسلام
شدند که جز معجزه الهي چيز ديگري نيست. به فرموده مقام معظم رهبري پشت سر
اين بيداري و خيزشها دست هيچ قدرت و شخصي نيست، بلکه دست خداوند پشت
آنهاست؛ چون بعد از هر حرکتي مردم شعار بيداري اسلامي يعني اللهاکبر سر
ميدهند و از منارههاي مساجد اذان ميگويند و سجده ميکنند. اين در حالي
است که مثلا در کشوري همچون تونس فرهنگ فرانسوي بر فرهنگ اسلامي غالب بود.
چه اتفاقي افتاد که در آن کشور که حاکميت بر مردم سيطره کامل دارد و ثبات و
آرامش نسبي همراه با رفاه نسبي وجود دارد و حاکميت هم اروپايي است به يک
دفعه يک قتل بهانهاي ميشود که انقلاب رخ دهد و از آنجا به کشورهاي همسايه
هم سرايت کند؟!
جالب است که اين موج انقلاب، کشورهايي را دربرميگيرد که به نوعي اميد
استکبار و صهيونيسم بينالملل هستند! آيا واقعا با عقل متعارف ميشود اين
را تحليل کرد که بنعلي و يا مبارک سقوط کنند و در کشور اردن شعارهاي
اسلامي سر داده شود، عبدالله صالح در يمن سقوط کند و قذافي در ليبي به اين
نکبت بيفتد.
ديپلماسي جبر و تعامل
ديپلماسي تعاريفي دارد که به بيان ساده براي رسيدن به آن دو راهکار وجود
دارد. ديپلماسي يعني اينکه بخواهيم به اجبار يا غير آن نظر خودمان را تحميل
کنيم و طرف مقابل را وادار کنيم بخشي از خواستههاي ما را بپذيرد. راه جبر
و خشونت همان است که آمريکاييها انجام ميدهند که يا لشکرکشي و ترور
ميکنند و يا زور ميگويند. راه غير اجبار راه تعامل است که بين اکثر
کشورهاي دنيا وجود دارد که سياست نظام مقدس جمهوري اسلامي از اين نوع است.
الگوي ما در تعامل با فلسطين و لبنان کمک معنوي بوده است و همين راهپيمايي
ميليوني (روز قدس) بزرگترين و ارزشمندترين کمک است.
نگاهي تاريخي به اتفاقات سياسي ليبي
ليبي در سال ۱۹۱۱ از امپراطوري بزرگ عثماني جدا شده و در سال ۱۹۵۱ استقلال
پيدا کرده است. از ۱۱۴ سال پيش نفت در خاورميانه و مخصوصا در ليبي پديدار
شد. لذا ميبينيم بعد از استقلال ليبي چند جنگ رخ ميدهد از جمله جنگ بين
بريتانيا از يک طرف و آلمان و ايتاليا از سوي ديگر بر سر ليبي که هر کدام
ميخواستند ليبي را در اختيار خودشان بگيرند. کشور ليبي کشوري پهناور با
ثروت انبوه نفت و بدون هيچگونه قانوني بود و اين شرايط از قذافي يک آدم
ياغي و سرکش درست کرده بود. او خود را رهبر جهان عرب و اسلام ميدانست!
در سال ۱۹۶۹ ميلادي عدهاي از جوانان مسلمان ليبي تصميم گرفتند ادريس اول
را سرنگون کنند قذافي در سن ۲۷ سالگي به همراه بعضي از همقطارانش ادريس اول
را بدون جنگ و خونريزي از تخت پايين آوردند و حکومت را به دست گرفتند.
قذافي براساس اعتقاداتي که داشت از همان اول بنا را بر اين گذاشت که با يک
جذبه و خشونت خاصي با همه دنيا صحبت کند. لذا فورا خشونت را به صورت يک
مکتب و رويه درآورد و از آنجا که خوي توسعهطلبي داشت به کشورهاي چاد و
اوگاندا لشکرکشي کرد ولي وقتي موفق نشد رو به ترور آورد. لذا يک عده
تروريست را در ايرلند و جاهاي ديگر با پولهاي نفت کشورش تربيت و آنها را به
کشورهاي مختلف روانه کرد. آدمکشي براي اين فرد مثل آب خوردن شد. در سال
۱۹۷۴ چند قتل را در برلين انجام دادند و نهايتا يک زن پليس آمريکايي کشته
شد و همين باعث شد که آمريکاييها پيگير شوند که سرنخ را در سفارت ليبي
پيدا کردند. معلوم شد که يکي از کارمندان اصلي سفارت متهم رديف اول است.
لذا او و چندين نفر از همکاران او که از ايرلند آمده بودند دستگير شدند و
قذافي هم در عوض چندين نفر از خارجيها را در ليبي به گروگان گرفت!
همينطور در سال ۱۹۸۰ کشتيهاي جنگي ليبي از عمليات اکتشاف نفت در ۶۰ مايلي
جزاير مالت جلوگيري کردند و همين سبب شد که هواپيماهاي جنگي ليبي با
هواپيماهاي آمريکايي درگير شوند. بهانه ليبي هم اين بود که آمريکا به قلمرو
ما تجاوز کرده است.
قضيه ادامه يافت تا ماجراي لاکربي و سرنگوني هواپيماي آمريکايي پيش آمد که
تعدادي مسافر کشته شدند و بعد از آن قذافي محکوم شد و آمريکاييها مستقيم
به بنغازي و طرابلس حمله کردند و خلاصه در حمله به کاخ قذافي پسر قذافي
کشته ميشود. آمريکاييها شوراي امنيت را وادار ميکنند که قطعنامهاي عليه
ليبي صادر کند که طي آن قذافي تسليم ميشود و تمام تاسيسات هستهاي کشورش
را بار کشتي کرده و تحويل آمريکا ميدهد!
وضعيت امروز ليبي
کشور ليبي از ۱۲۰ قبيله بزرگ و کوچک تشکيل شده است که در اينها ۵ قبيله يا
طايفه بزرگ هستند که يکي از آنها متعلق به قذافي است و الان همه کشور توسط
انقلابيون تصرف شده است اما عدهاي هنوز مقاومت ميکنند که اينها يکي از
همان ۵ قبيله بزرگ هستند که متعلق به خود قذافي است. کشور ليبي بدون هرگونه
قانون و قوايي توسط خود قذافي اداره ميشد که مجموعه تفکرات خود را در
کتابي به نام «کتاب سبز» آورده بود.
انقلاب وقتي به کشور ليبي رسيد اتفاقي که افتاد اين بود که قذافي برعکس
مبارک - که شايد خواست خداوند بود - مقاومت کرد و تسليم نشد که البته اين
به نفع مسلمانان است. ما نبايد آرزو کنيم که ناتو قذافي را نابود کند، ناتو
خبيثتر از قذافي است چرا که اگر تصور کند در ليبي موفق شده است بعد از آن
نوبت سوريه فرا ميرسد. ما عليرغم اينکه علاقمند هستيم که مردم ليبي پيروز
شوند و قذافي زودتر به چنگال عدالت بيفتد اما نبايد هم در عين حال علاقمند
باشيم که ناتو زودتر پيروز شود. الان در ليبي تنها قبيلهاي که مقاومت
ميکند، قبيله خود قذافي است.
عملکرد دستگاه ديپلماسي در قبال تحولات ليبي
دستگاه ديپلماسي ما در سطح تصميمات کلان خويش حتما زير ذرهبين مقام معظم
رهبري است يعني چنين نيست که مثلا آقاي صالحي از چنان اختياري برخوردار
باشد که خودش هر جايي هر تصميمي خواست بگيرد. البته اين به معناي عدم
استقلال وزارت خارجه نيست بلکه تصميمگيريهاي کلان اين نيست که ما در
اخبار و روزنامهها ميبينيم و ميشنويم.
به نظر من دستگاه ديپلماسي در قبال ليبي به خوبي عمل کرده است. جمهوري
اسلامي ايران با انقلابيون ليبي در تماس است منتها ما دچار مظلوميتي
شدهايم که اگر در دنياي امروز حرف حق هم بزنيم، باز دنيا عليه ما هجمه
خواهد کرد. اگر آمريکاييها به عراق و ليبي و افغانستان لشکرکشي کنند هيچ
عيبي ندارد اما در جمهوري اسلامي ايران اگر راهپيمايي شود، دخالت محسوب
ميشود! اينکه چنين تصور شود که دستگاه ديپلماسي در مورد ليبي دچار خمودگي
بوده ظلم است و تحرکات زيادي داشته است. آنچه که مسلم است ما بايد با شوراي
انقلابيون ليبي ارتباط داشته باشيم. آنها چندي پيش در کشور ما حضور
داشتهاند و ما هم در آنجا حضور داشتهايم. البته الان چيزي به نام سفارت
ليبي در کشور ما وجود ندارد، يکي دو کارمند هستند براي اينکه درب سفارت
بسته نشود.
دو نظريه در سطح کلان کشور در مورد بحرين
يک نظر اين بود که آن چيزي که عربستان پيشنهاد کرده بود را مورد توجه قرار
دهيم. بعد از قضيه بحرين عربستان خواست پيشقدمي کند و لذا از جمهوري
اسلامي درخواست کرد که وزير خارجه کشور ما به آنجا برود و در آنجا باهم
صحبت کنند و مساله بحرين را به صورت مسالمتآميز حل کنند، منتها خطي که از
ابتدا به مردم بحرين داده شده بود باعث شد که از ابتدا سقوط سلطنت را فرياد
بزنند و رژيم بحرين از عربستان و امارات درخواست کمک کرد و آنها هم
لشکرکشي کردند و لذا براي مردم بحرين گران تمام شد و امروز هم در بحرين ۱۲
لشکر نظامي عربستان مستقر هستند.اين در حالي است که در ابتدا فقط ۳ لشکر
وجود داشت.
البته نظريه ديگر اين بود که ما نبايد در دام عربستانيها بيفتيم و لذا
نظريه اول را نپذيرفتند و به هر حال اتفاقي افتاد که نتيجه آن اين شد که
الان در کشور بحرين آرامش جزئي وجود دارد و متاسفانه سيستم دوباره راه خودش
را ادامه ميدهد.
اما اتفاق خوبي که افتاد اين بود که گروههايي که حتي نميتوانستند همديگر
را تحمل کنند در اين قضيه متحد شدند و از هر فرصتي براي ابراز اعتراض
خودشان استفاده ميکنند و اخيرا در روز قدس عليرغم سختگيريهاي رژيم آل
خليفه، اينها توانستند تحرکاتي داشته باشند.
البته الان در اين کشور ما سفير نداريم و بحرين هم سفيرش را از کشور ما
فراخوانده است واين خواسته آل خليفه بود که جمهوري اسلامي ايران در آن کشور
حضور و نظارت نداشته باشد.
موقعيت فعلي کشور يمن
در يمن علي عبدالله صالح ساقط شده است ولي حکومتش هنوز پابرجاست و ليکن
گروه شيعيان الحوثي و رئيس جمهور سابق يمن جنوبي يعني عدن، آقاي علي ناصر
محمد دو قطب مخالف در اين کشور هستند که امروز جريانات مخالف حکومت صالح را
هدايت ميکنند. اما آنچه مسلم است عليرغم راهپيماييهاي چند صد هزار نفري
مخالف هنوز حکومت صالح دست و پا ميزند. البته جمهوري اسلامي ايران
مراوداتي را با الحوثيها دارد و آنها ارتباطشان با تهران بسيار قوي و خوب
است و اين طور نيست که ما در يمن نظارت نداشته باشيم يا نقشي را ايفا
نکنيم. ارتباط انقلابيون يمن با دستگاه ديپلماسي، ارتباطي قوي است؛ منتها
اگر حمايت ما حتي معنوي هم باشد چون مظلوم واقع ميشويم، باز اگر اين
مراودات بروز پيدا کند قطعا عواقب ناخوشايندي را براي ما خواهد داشت. به
همين دليل اگر مکثي وجود دارد به خاطر اين است که علاقمند نيستيم بعضي از
مطالب، مخصوصا بخشهاي حمايتي آن رسانهاي شود. اما در يک جمله جمهوري
اسلامي ايران حتما با انقلابيون ارتباط دارد و اينگونه نيست که آنها را
رها کرده باشد و ما انشاءالله در آينده اين کشور سهم خودمان را خواهيم
داشت.
پرسش و پاسخ
اگر نيروهاي ناتو و غرب به کشور سوريه حمله نظامي کنند، در صورت وقوع چنين حملهاي واکنش ايران در مقابل چه خواهد بود؟
سوريه تفاوت فاحش با بقيه کشورها دارد و آن اين است که مسايل اين کشور از
دو جنبه قابل بررسي است. يک جنبه آن دولت و مردم هستند که به مسايل داخلي
مربوط ميشود، جنبه ديگر آن آمريکا و اروپا و شاخه نظامي آنها يعني ناتو
است.
اولا در داخل، مردم سوريه و دولت آن اين قدرت را دارند که مشکلات خود را حل
کنند. البته مشکلاتي وجود دارد چرا که حکومت، حزب بعثي است و متاسفانه
براي آرام کردن مردم خودش هم از اول راه درستي را انتخاب نکرد، به گونهاي
که در تظاهرات اولي ارتش سوريه حدود ۳۰ نفر را کشت و نيروهاي انتظامي هم
وارد قضيه نشدند و دولت از همان اول با ارتش و توپ و تانک به مقابله با
معترضين پرداخت؛ چيزي که اخيرا هم مقام معظم رهبري از آن اعلام تنفر
کردهاند. چرا که اين رويه اعتراضها را نسبت به دولت بشار اسد بيشتر
ميکند و اگر بخواهد به اين شکل پيش برود عمر خودش را کوتاه ميکند.
ما اعتقاد داريم سوريه مشکل دارد اما مردم و دولت آن اگر عاقلانه عمل کنند،
ميتوانند اصلاحاتي را به وجود بياورند و حتي ساختار حکومت را ترميم و
بخشي را تعويض کنند. اما چون حکومت بعثي وبسته است اعتقاد دارد تا اعتراضي
بلند شد حتما بايد سرکوب شود.
طرف ديگر قضاياي سوريه دخالتهاي خارجيهاست. امروز نابودي هيچ کشوري در
دنيا براي آمريکاييها و اروپاييها، به اندازه سوريه مهم نيست. براي اينکه
آنها اعتقاد دارند اگر حزبالله وجود دارد به خاطر سوريه است و سر پل
ايران براي حمايت از حزبالله و حماس، سوريه است و اگر ايران کمک ميکند و
تسليحات نظامي در جنگ ۳۳ روزه لبنان و ۲۲ روزه غزه ميآورد از کانال سوريه
ميآيد. پس ما اگر اين مسير را براي ايران سد کنيم، ايران دستش از اين
منطقه کوتاه ميشود و اسرائيل يک نفس راحتي ميکشد.
در حال حاضر اهميت سوريه به تعبيري از اهميت مصر در دو سال گذشته بيشتر است
لذا آنها گفتهاند حتي اگر آقاي بشاراسد همه اصلاحات را هم انجام دهد بايد
برود. به خاطر همين است که شعاري هم که تظاهرکنندگان و معترضين سوري
ميدهند، نابودي حکومت است.
اولين خبطي که اسد در ماجراي سوريه انجام داد، اين بود که عدهاي را
قتلعام کرد و لذا جمهوري اسلامي تلاشهايي کرد تا دولت سوريه متوجه شود که
آنها براي متفرق کردن و مقابله اوليه با معترضين از ابزاري که در دست پليس
کوچه و بازار هست، استفاده کنند که حتي آن موقع براي خريد ابزار آلات پليس
اقدام کردند. و قبل از آن اصلاً اعتقادي به ورود پليس به چنين صحنههايي
را نداشتند.
از طرف ديگر هم آمريکاييها و اروپاييها ترفندي را به کار بردند و
تظاهراتي را که قرار بود در شهرهاي داخل کشور باشد، سمت و سوي آن را به سوي
نواحي مرزي کشاندند. اين چند حسن دارد چرا که اولاً ترکيه به راحتي به
اينها کمک ميکند؛ برعکس بحرين که ۷۰ درصد مردم آن شيعه هستند و ۳۰ درصد
اهل سنت و حکومت هم در دست اين ۳۰ درصد است، سوريه حکومتش علوي است که به
شيعيان نزديکترند اما اکثريت مردم سني هستند. همين مورد را الان ترکها و
عربستانيها گرفتهاند که حکومت اقليت است و شيعه و در دست ايرانيها
هستند. لذا کشورهايي مثل ترکيه، عربستان و امارات و قطر از کشورهاي اسلامي
الان بيشترين کمک را به آنها ميکنند که حکومت آقاي بشار اسد را ساقط کنند و
حکومت را به اهل سنت واگذار کنند. اما تلاش ما اين است که بگوييم بحث اهل
سنت و شيعه نيست و بحث اين است که اگر آمريکاييها موفق شوند حکومت بشار
اسد را سرنگون کنند، قطعاً فاتحه فلسطين و حزبالله براي هميشه خوانده شده
است؛ چون ارتباط ما با آنها قطع ميشود و ما به سوريه و لبنان هيچگونه
دسترسي نخواهيم داشت.
دشمنان هم به اين نتيجه رسيدهاند که تنها راه حل شدن وضعيت اسرائيل اين
است که حکومت سوريه سرنگون شود و حکومت دلخواه خودشان را سر کار بياورند.
اما اگر ناتو حمله کند ما تکليفي داريم و قطعاً به تکليفمان عمل خواهيم کرد
و همين الان هم تلاش وافري داريم که نگذاريم اين اتفاق بيفتد و واقعاً هم
دستگاه ديپلماسي در بخش سوريه بسيار موفق عمل کرده است و اينکه امروز حکومت
سوريه سرپا ايستاده است بدون شک مديون جمهوري اسلامي است. ضمن اينکه بايد
تلاش کنيم واقعاً ناتو در ليبي موفق نشود بلکه سرنوشت قذافي به دست
انقلابيون مشخص شود، چون در غير اين صورت سوريه در تيررس اوليه ناتو قرار
مي گيرد. البته اين تا مقطعي است که آقاي بشار اسد بتواند خودش را پيدا
کند، البته الان يک مقدار وضعيت سوريه بهتر و خونريزي کمتر شده است.
ترکيه و عربستان بنا داشتند که در ماه رمضان وضعيت سوريه را يکسره کنند و
وزير خارجه ترکيه هم مصاحبهاي کرد که ما اين اعتقاد را داريم که تکليف
سوريه در ماه رمضان مشخص ميشود. به هر حال معارضين خودشان را آماده کردند
تا در نوار مرزي شورش کنند و خودشان را اين چنين به داخل بکشانند و ترکها
هم با حمايت نظامي ناتو وارد عمل شوند.
اما يک سياستي چيده شد که جمهوري اسلامي در آن نقش بارزي داشت. به هر حال
جمهوري اسلامي تدبيري انديشيد که سقوط سوريه انشاءالله منتفي شود و ما
اعتقاد داريم که سوريه حمايت شود و خودشان به درستي سياستي را اعمال کنند
که خشونت را کم کنند و از سويي قدرت تبليغات را بالا ببرند.
اگر سوريه سقوط کند قطعاً لبنان سقوط خواهد کرد چون حزبالله براي ما لبنان
است. و از طرف ديگر دولت اسماعيل هنيّه صددرصد سقوط خواهد کرد. امروز
بحمدالله وضعيت سوريه بهتر از گذشته است.
به نظر شما آيا هدف ناتو از نابودي تأسيسات زيربنايي ليبي چه بود؟
ناتو زيرساختها را نابود کرد تا ليبي در اختيار خودشان باشد وليکن امروز
دنيا ديگر نميپسندد بيايند يک فرمانداري کل تشکيل داده و يک انگليسي را به
کار گمارند و بروند. البته شوراي انتقالي ليبي عليرغم اينکه با ما ارتباط
دارند اما از آن طرف با ناتو هم ارتباط دارند و زمينهسازي ميکنند براي
ساخت تأسيساتي که ناتو منهدم کرده است. البته به لطف الهي جمهوري اسلامي
ايران الان در مورد ليبي حرفي براي زدن دارد و قطعاً جمهوري اسلامي نقش
پررنگي را در بازسازي ليبي خواهد داشت. اما بعيد است غربيها به اين زودي
ليبي را رها کرده و از آنجا بروند.
با توجه به تحولات منطقه و بيداري اسلامي تحرکات ترکيه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
بدانيد آقاي اردوغان ساخته و پرداخته دست صهيونيستهاست. اينها ميخواهند
توسط اين فرد با شيعه مبارزه کنند. آمريکاييها به اين فکر افتادهاند تا
از ترکيه به عنوان قدرتي در مقابل ايران استفاده کنند و آقاي اردوغان در
نظام بينالمللي جاي جمهوري اسلامي را بگيرد. لذا کشور ترکيه را که زماني
امپراطوري عثماني بوده به گونهاي پرورش دهند که به عنوان منجي جاي امام
خميني را در جهان اسلام بگيرد. و ترکيه هم ميخواهد نقش محوري را در دنياي
اسلامي بازي کند و اينگونه اثرگذاري ايران را بر روي جهان اسلام خنثي
کنند.
ارسال نظر