پرده برداری از پروژه جدید کفاشیان
کد خبر : ۵۳۶۹۷
محسن صفاييفراهاني بعد از مدتها سكوتش را شكسته و اينبار به تصميمي تازه از فدراسيوننشينان انتقاد ميكند.
او هرچند دوست ندارد ديگر درباره تصميماتي از اين دست واكنش نشان دهد اما نميتواند نسبت به تغيير اساسنامهيي كه او و همكارانش نوشته بيتفاوت بماند. فوتبال و فدراسيون وضعيت چندان خوبي ندارند، تيمهاي ملي ناكام بودهاند و حالا اتفاق ناگوار ديگري در انتظار است:«دخالت دوباره دولت در فوتبال»
اين روزها خبري از خانم عرب در ساختمان پنج طبقه فدراسيون فوتبال نيست، خانم هميشه خندان و كاربلد. او معمولا زمانهاي ملاقات نايبرييس فدراسيون فوتبال را تنظيم ميكرد و البته از بسياري اسرار فدراسيون باخبر بود اما علي كفاشيان كه مدتهاست هفتهيي سه روز را به آكادمي فدراسيون فوتبال ميرود، خانم عرب را مسوول دفترش در آنجا كرده است.
جايي خلوت و دنج و دور از شلوغيهاي روزمره فدراسيون فوتبال. آيا اين تبعيد هم به اختلاف تاج و كفاشيان بازميگردد؟ پروژه جديدي در حال كليد خوردن است. گويا علي كفاشيان ديگر علاقهيي به اتفاقات فوتبال ندارد و كاملا اوضاع و احوال را رها كرده است.
ديگر به تماسهاي دوستان خبرنگارش پاسخ نميدهد، تعداد جلساتش را كم كرده. همين هفته پيش بود كه در كنار عباسي ايستاد اما جز چند متلك، حرف خاصي نزد. همه توضيحات را عزيزمحمدي و نبي به اطلاع آقاي وزير رساندند.
چند ماه پيش در جلسهيي خصوصي يكي از دوستان بسيار نزديك يكي از مديران پرنفوذ گفت: «كفاشيان هفته بعد استعفا ميدهد و ميرود» اما دوست خبرنگار كفاشيان در آن جمع زير بار نرفت و پايان حرفش اين بود: «مطمئن باش اگر كفاشيان بخواهد برود يك جاي كار را زخمي ميكند.» كفاشيان اين روزها دل خوشي از نواب رييسش ندارد. يكي مهدي تاج و ديگري عزيزمحمدي، يكي نايبرييس فدراسيون و دومي هم رييس سازمان ليگ. علت چيست؟
انتخابات نزديك است
علي كفاشيان به روزهاي آخر مديريتش نزديك شده و گويا از بالا به او خبر رسيده كه نميتواند براي چهار سال ديگر رييس فدراسيون فوتبال باشد. چند روز پيش يكي از روزنامهها خبر محرمانهيي به نقل از كفاشيان نوشت: «اجازه نميدهم در اين مدت باقيمانده اين آقا هر كاري خواست بكند! او تمام اخبار اتاق مرا به خبرنگاران رسانهها ميدهد، به اين اميد كه خودش رييس شود اما تمام تلاشم را ميكنم كه مجمع فدراسيون به چنين شخص خبرچيني راي ندهد.»
اين نشان ميدهد علي كفاشيان از اتفاقات اطرافش بسيار دلچركين است و اصلا حدس زدن نام «اين آقا» سخت نيست. از طرف ديگر كفاشيان شمشيرش را از رو براي نايبرييس ديگرش بسته و حسابي با او اختلاف پيدا كرده و البته هنوز علت اين امر بطور روشن مشخص نيست و نميتوان به روشني حق را به يكي از طرفين داد. هرچند تصميماتي همچون كنار گذاشتن مايليكهن و غلام پيرواني ميتواند علت اصلي باشد.
اساسنامه تغيير كند
علي كفاشيان به شيوه خودش انتقام ميگيرد؛ گاهي با خنده و گاهي هم با پنبه! هنوز بسياري از ورزشيخوانان در ذهنشان است كه كفاشيان در پاسخ به خبرنگاري درباره انتخابات ديماه گفت: «شايد ديماه نباشد، من بايد زمانش را اعلام كنم و بايد شرايط مهيا باشد» احتمالا بسياري از ياد بردهاند كه رييس فدراسيون فوتبال در ارديبهشت پارسال در جلسهيي با رييس سابق سازمان تربيتبدني اعلام كرد «دستم بسته است» و بايد «اساسنامه تغيير كند» چند روز بعد سعيدلو پاسخ داد: «اساسنامه فدراسيون فوتبال نياز به بازخواني مجدد دارد.»
جالب است كه واعظآشتياني در مصاحبهيي بشدت از «بي»اختيار بودن رييس فدراسيون گله داشت و اعلام كرد: «مگر ميشود دست و پاي يك نفر را بست و آن فرد را به استخر انداخت و انتظار داشت شنا كند؟» آن روزها ادعاي كفاشيان البته اين بود: «بد نيست به خاطر ايجاد نظم و حركت در مسيري مشخص مجمع تشكيل شود و در آن اختيارات رييس فدراسيون فوتبال افزايش پيدا كند.»
وقت انتقام
علي كفاشيان اين روزها پروژه جديدي را در دست اجرا دارد. اينكه پروسه انتخاب نايبرييسان را از انتخابي به انتصابي تبديل كند و به اين شكل با يك تير دو نشان بزند. اول اينكه از برخي نايبرييسان انتقام بگيرد و دوم اينكه دستش در انتخاب نزديكان تصميمگير آزاد باشد.
اتفاقي كه بايد از مجمع فدراسيون فوتبال بگذرد. اين روزها فدراسيون چندپاره است. پارهيي فعاليتهاي روزمره را در دستور كار دارد، پارهيي با علي كفاشيان همراه هستند و پارهيي ديگر مقابل تصميمهاي رييس سنگاندازي ميكنند يا خودشان را از تيررس او خارج ميكنند. علي كفاشيان روزهاي سختي را پشت سر ميگذارد.
آيا مجمع فدراسيون فوتبال به انتخابي شدن نايبرييسها راي خواهد داد؟ آيا تلاشهاي عزيزمحمدي و مهدي تاج براي اقناع باشگاهها و برخي هياتها براي عدم راي اعتماد به اين بند جديد جواب خواهد داد؟
خلاف اساسنامه است
محسن صفاييفراهاني را بسياري به عنوان معمار اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال ميشناسند. مردي كه در قامت رييس كميته انتقالي موفق شد اساسنامه جديد را به امضاي هيات وزيران برساند تا انتخابات از دل اين اساسنامه برگزار شود.
او اين روزها هرچند ادعا دارد كه اخبار ورزش و مخصوصا فوتبال را تعقيب نميكند اما بسياري از دوستان نزديكش خبر ميدهند كه اين مهره اصلاحطلب با دقت و وسواس فراواني اخبار فوتبالي را تعقيب ميكند و به اين حوزه علاقه نشان ميدهد. احتمالا او با توجه به محدوديتهايي كه وجود دارد چنين اظهارنظري داشته است.
صفاييفراهاني درباره عمليات جديد كفاشيان در خصوص تغيير اساسنامه ميگويد: «اين مغاير اساسنامه فيفا است. مديران فدراسيونها مثل نواب رييس و خزانهدار و رييس اعضايي هستند كه به روش انتخابي در مجمع برگزيده ميشوند و از همين رو اعضاي هيات اجرايي، انتخابي هستند و نه انتصابي و اگر اين اتفاق رخ دهد خلاف است.»
او حرفهايش را در گفتوگو با «اعتماد» اينگونه ادامه ميدهد: «هيات اجرايي بالاترين مقام تصميمگيري حتي بالاتر از فدراسيونهاست و هيات تصميمگير اصلي است. اگر بخواهيد در بحث تجارت مقايسه كنيد همانند نسبت هياتمديره خواهد بود به مديرعامل كه بالادست مديرعامل قرار دارد.»
صفاييفراهاني با ذكر اين پرسش كه «در جهت تغيير اساسنامه، هيات اجرايي چه كسي خواهد بود»، گفت: «نميشود كه هم سياستگذار بود و هم مجري مصوبات. اين موضوع در فيفا و كنفدراسيون هم هست و از اساسنامه فيفا اقتباس شده است.»
او ادامه داد: «البته ميتوان نواب رييس را از انتخابي به انتصابي تبديل كرد اما ديگر شرايط گذشته را نخواهد داشت و هيات اجرايي جديدي بايد تعريف شود. بعدتر هم عواملي همانند معاون و مدير را به عنوان زيردست انتخاب كند و مصوبهاش را از مجمع بگيرد و مراسمي را هم روي آنها بگذارد و نقشهايي را براي آنها تعريف كند اما آنها عضو هيات اجرايي نخواهند بود. به نظرم ايران هم ميتواند اين كار را بكند ولي تركيب هيات اجرايي را دست نزند.»
مشكل جاي ديگر است
صفايي به موضوعات به صورت عميق نگاه ميكند و براي همين عمق اين تصميم را مورد نكوهش قرار ميدهد: «به نظر من مشكل اين نيست كه دست آقايان بسته است. عموما ما با تصميم جمعي و تيمي مشكل داريم و ياد نگرفتيم چگونه با اين موضوع برخورد كنيم. اين همه كشورها با اين اساسنامه كار ميكنند و فدراسيونشان هم بهترين عملكرد را دارد و مشكلي هم پيش نميآيد. به هر حال طبق ضوابط دبيركل فدراسيون بايد كارهاي اجرايي ويژه را انجام دهد، نه رييس فدراسيون و به نظر بنده نداشتن آموزشهاي كافي و كار تيمي باعث شده بسياري به حيطه وظايفشان آشنا نباشند.»
صفايي اعتقاد دارد: «جا افتادن چنين مسائلي، يكسري آموزشها را ميطلبد كه بايد هم حوصله كنيم و هم به مديران وقت بدهيم و افرادي كه به اين روشها اعتقاد دارند را به كار گيريم. يعني به سيستم و كار تيمي اعتقاد داشته باشند و بتوانند در چارچوب فعاليت كنند و اعمال سليقه نكنند. اين اساسنامه به هر حال دهها سال است در كشورهاي ديگر اجرا ميشود و مشكل نوع برداشت ما است كه عموما عادت كردهايم به صورت فردي حركت كنيم.»
بازگشت دخالت دولت؟
به نظر ميسد اگر اين قانون تصويب شود و رييس فدراسيون بتواند نواب رييس را خودش انتخاب كند آنگاه دست دولت براي دخالت باز خواهد شد چراكه تا به حال اگر دولت نتوانست جايگزين كفاشيان را روي صندلي فوتبال بنشاند، وجود اساسنامهيي است كه جايگزين را نايبرييس اول و دوم ميداند يعني تاج و عزيزمحمدي، اتفاقي كه اصلا خوشايند دولت و عليآبادي و سعيدلو نبود.
اما با اين مصوبه دولت مطمئنا بر اين موضوع تاكيد خواهد داشت و يادگاري بسيار بدي براي فوتبال باقي خواهد ماند. يعني همه تلاشهاي كميته انتقالي از بين خواهد رفت.
صفايي ميگويد: «من چون نميدانم چه تغييري قرار است ايجاد شود نميتوانم پاسخ دهم اما هر نوع تغييري كه باعث شود سازماندهي مناسب را از اشخاص بيروني انتظار داشته باشيم، ما را با مشكل مواجه ميكند. رييس فدراسيون ميتواند معاون انتصابي داشته باشد اما بايد تكليف هيات اجرايي را مشخص كند.» كمتر كسي از افكار اين روزهاي كفاشيان خبر دارد. او چه نقشهيي در سر دارد و چه ميخواهد؟ كاش او دوباره پاسخگو باشد...
او هرچند دوست ندارد ديگر درباره تصميماتي از اين دست واكنش نشان دهد اما نميتواند نسبت به تغيير اساسنامهيي كه او و همكارانش نوشته بيتفاوت بماند. فوتبال و فدراسيون وضعيت چندان خوبي ندارند، تيمهاي ملي ناكام بودهاند و حالا اتفاق ناگوار ديگري در انتظار است:«دخالت دوباره دولت در فوتبال»
اين روزها خبري از خانم عرب در ساختمان پنج طبقه فدراسيون فوتبال نيست، خانم هميشه خندان و كاربلد. او معمولا زمانهاي ملاقات نايبرييس فدراسيون فوتبال را تنظيم ميكرد و البته از بسياري اسرار فدراسيون باخبر بود اما علي كفاشيان كه مدتهاست هفتهيي سه روز را به آكادمي فدراسيون فوتبال ميرود، خانم عرب را مسوول دفترش در آنجا كرده است.
جايي خلوت و دنج و دور از شلوغيهاي روزمره فدراسيون فوتبال. آيا اين تبعيد هم به اختلاف تاج و كفاشيان بازميگردد؟ پروژه جديدي در حال كليد خوردن است. گويا علي كفاشيان ديگر علاقهيي به اتفاقات فوتبال ندارد و كاملا اوضاع و احوال را رها كرده است.
ديگر به تماسهاي دوستان خبرنگارش پاسخ نميدهد، تعداد جلساتش را كم كرده. همين هفته پيش بود كه در كنار عباسي ايستاد اما جز چند متلك، حرف خاصي نزد. همه توضيحات را عزيزمحمدي و نبي به اطلاع آقاي وزير رساندند.
چند ماه پيش در جلسهيي خصوصي يكي از دوستان بسيار نزديك يكي از مديران پرنفوذ گفت: «كفاشيان هفته بعد استعفا ميدهد و ميرود» اما دوست خبرنگار كفاشيان در آن جمع زير بار نرفت و پايان حرفش اين بود: «مطمئن باش اگر كفاشيان بخواهد برود يك جاي كار را زخمي ميكند.» كفاشيان اين روزها دل خوشي از نواب رييسش ندارد. يكي مهدي تاج و ديگري عزيزمحمدي، يكي نايبرييس فدراسيون و دومي هم رييس سازمان ليگ. علت چيست؟
انتخابات نزديك است
علي كفاشيان به روزهاي آخر مديريتش نزديك شده و گويا از بالا به او خبر رسيده كه نميتواند براي چهار سال ديگر رييس فدراسيون فوتبال باشد. چند روز پيش يكي از روزنامهها خبر محرمانهيي به نقل از كفاشيان نوشت: «اجازه نميدهم در اين مدت باقيمانده اين آقا هر كاري خواست بكند! او تمام اخبار اتاق مرا به خبرنگاران رسانهها ميدهد، به اين اميد كه خودش رييس شود اما تمام تلاشم را ميكنم كه مجمع فدراسيون به چنين شخص خبرچيني راي ندهد.»
اين نشان ميدهد علي كفاشيان از اتفاقات اطرافش بسيار دلچركين است و اصلا حدس زدن نام «اين آقا» سخت نيست. از طرف ديگر كفاشيان شمشيرش را از رو براي نايبرييس ديگرش بسته و حسابي با او اختلاف پيدا كرده و البته هنوز علت اين امر بطور روشن مشخص نيست و نميتوان به روشني حق را به يكي از طرفين داد. هرچند تصميماتي همچون كنار گذاشتن مايليكهن و غلام پيرواني ميتواند علت اصلي باشد.
اساسنامه تغيير كند
علي كفاشيان به شيوه خودش انتقام ميگيرد؛ گاهي با خنده و گاهي هم با پنبه! هنوز بسياري از ورزشيخوانان در ذهنشان است كه كفاشيان در پاسخ به خبرنگاري درباره انتخابات ديماه گفت: «شايد ديماه نباشد، من بايد زمانش را اعلام كنم و بايد شرايط مهيا باشد» احتمالا بسياري از ياد بردهاند كه رييس فدراسيون فوتبال در ارديبهشت پارسال در جلسهيي با رييس سابق سازمان تربيتبدني اعلام كرد «دستم بسته است» و بايد «اساسنامه تغيير كند» چند روز بعد سعيدلو پاسخ داد: «اساسنامه فدراسيون فوتبال نياز به بازخواني مجدد دارد.»
جالب است كه واعظآشتياني در مصاحبهيي بشدت از «بي»اختيار بودن رييس فدراسيون گله داشت و اعلام كرد: «مگر ميشود دست و پاي يك نفر را بست و آن فرد را به استخر انداخت و انتظار داشت شنا كند؟» آن روزها ادعاي كفاشيان البته اين بود: «بد نيست به خاطر ايجاد نظم و حركت در مسيري مشخص مجمع تشكيل شود و در آن اختيارات رييس فدراسيون فوتبال افزايش پيدا كند.»
وقت انتقام
علي كفاشيان اين روزها پروژه جديدي را در دست اجرا دارد. اينكه پروسه انتخاب نايبرييسان را از انتخابي به انتصابي تبديل كند و به اين شكل با يك تير دو نشان بزند. اول اينكه از برخي نايبرييسان انتقام بگيرد و دوم اينكه دستش در انتخاب نزديكان تصميمگير آزاد باشد.
اتفاقي كه بايد از مجمع فدراسيون فوتبال بگذرد. اين روزها فدراسيون چندپاره است. پارهيي فعاليتهاي روزمره را در دستور كار دارد، پارهيي با علي كفاشيان همراه هستند و پارهيي ديگر مقابل تصميمهاي رييس سنگاندازي ميكنند يا خودشان را از تيررس او خارج ميكنند. علي كفاشيان روزهاي سختي را پشت سر ميگذارد.
آيا مجمع فدراسيون فوتبال به انتخابي شدن نايبرييسها راي خواهد داد؟ آيا تلاشهاي عزيزمحمدي و مهدي تاج براي اقناع باشگاهها و برخي هياتها براي عدم راي اعتماد به اين بند جديد جواب خواهد داد؟
خلاف اساسنامه است
محسن صفاييفراهاني را بسياري به عنوان معمار اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال ميشناسند. مردي كه در قامت رييس كميته انتقالي موفق شد اساسنامه جديد را به امضاي هيات وزيران برساند تا انتخابات از دل اين اساسنامه برگزار شود.
او اين روزها هرچند ادعا دارد كه اخبار ورزش و مخصوصا فوتبال را تعقيب نميكند اما بسياري از دوستان نزديكش خبر ميدهند كه اين مهره اصلاحطلب با دقت و وسواس فراواني اخبار فوتبالي را تعقيب ميكند و به اين حوزه علاقه نشان ميدهد. احتمالا او با توجه به محدوديتهايي كه وجود دارد چنين اظهارنظري داشته است.
صفاييفراهاني درباره عمليات جديد كفاشيان در خصوص تغيير اساسنامه ميگويد: «اين مغاير اساسنامه فيفا است. مديران فدراسيونها مثل نواب رييس و خزانهدار و رييس اعضايي هستند كه به روش انتخابي در مجمع برگزيده ميشوند و از همين رو اعضاي هيات اجرايي، انتخابي هستند و نه انتصابي و اگر اين اتفاق رخ دهد خلاف است.»
او حرفهايش را در گفتوگو با «اعتماد» اينگونه ادامه ميدهد: «هيات اجرايي بالاترين مقام تصميمگيري حتي بالاتر از فدراسيونهاست و هيات تصميمگير اصلي است. اگر بخواهيد در بحث تجارت مقايسه كنيد همانند نسبت هياتمديره خواهد بود به مديرعامل كه بالادست مديرعامل قرار دارد.»
صفاييفراهاني با ذكر اين پرسش كه «در جهت تغيير اساسنامه، هيات اجرايي چه كسي خواهد بود»، گفت: «نميشود كه هم سياستگذار بود و هم مجري مصوبات. اين موضوع در فيفا و كنفدراسيون هم هست و از اساسنامه فيفا اقتباس شده است.»
او ادامه داد: «البته ميتوان نواب رييس را از انتخابي به انتصابي تبديل كرد اما ديگر شرايط گذشته را نخواهد داشت و هيات اجرايي جديدي بايد تعريف شود. بعدتر هم عواملي همانند معاون و مدير را به عنوان زيردست انتخاب كند و مصوبهاش را از مجمع بگيرد و مراسمي را هم روي آنها بگذارد و نقشهايي را براي آنها تعريف كند اما آنها عضو هيات اجرايي نخواهند بود. به نظرم ايران هم ميتواند اين كار را بكند ولي تركيب هيات اجرايي را دست نزند.»
مشكل جاي ديگر است
صفايي به موضوعات به صورت عميق نگاه ميكند و براي همين عمق اين تصميم را مورد نكوهش قرار ميدهد: «به نظر من مشكل اين نيست كه دست آقايان بسته است. عموما ما با تصميم جمعي و تيمي مشكل داريم و ياد نگرفتيم چگونه با اين موضوع برخورد كنيم. اين همه كشورها با اين اساسنامه كار ميكنند و فدراسيونشان هم بهترين عملكرد را دارد و مشكلي هم پيش نميآيد. به هر حال طبق ضوابط دبيركل فدراسيون بايد كارهاي اجرايي ويژه را انجام دهد، نه رييس فدراسيون و به نظر بنده نداشتن آموزشهاي كافي و كار تيمي باعث شده بسياري به حيطه وظايفشان آشنا نباشند.»
صفايي اعتقاد دارد: «جا افتادن چنين مسائلي، يكسري آموزشها را ميطلبد كه بايد هم حوصله كنيم و هم به مديران وقت بدهيم و افرادي كه به اين روشها اعتقاد دارند را به كار گيريم. يعني به سيستم و كار تيمي اعتقاد داشته باشند و بتوانند در چارچوب فعاليت كنند و اعمال سليقه نكنند. اين اساسنامه به هر حال دهها سال است در كشورهاي ديگر اجرا ميشود و مشكل نوع برداشت ما است كه عموما عادت كردهايم به صورت فردي حركت كنيم.»
بازگشت دخالت دولت؟
به نظر ميسد اگر اين قانون تصويب شود و رييس فدراسيون بتواند نواب رييس را خودش انتخاب كند آنگاه دست دولت براي دخالت باز خواهد شد چراكه تا به حال اگر دولت نتوانست جايگزين كفاشيان را روي صندلي فوتبال بنشاند، وجود اساسنامهيي است كه جايگزين را نايبرييس اول و دوم ميداند يعني تاج و عزيزمحمدي، اتفاقي كه اصلا خوشايند دولت و عليآبادي و سعيدلو نبود.
اما با اين مصوبه دولت مطمئنا بر اين موضوع تاكيد خواهد داشت و يادگاري بسيار بدي براي فوتبال باقي خواهد ماند. يعني همه تلاشهاي كميته انتقالي از بين خواهد رفت.
صفايي ميگويد: «من چون نميدانم چه تغييري قرار است ايجاد شود نميتوانم پاسخ دهم اما هر نوع تغييري كه باعث شود سازماندهي مناسب را از اشخاص بيروني انتظار داشته باشيم، ما را با مشكل مواجه ميكند. رييس فدراسيون ميتواند معاون انتصابي داشته باشد اما بايد تكليف هيات اجرايي را مشخص كند.» كمتر كسي از افكار اين روزهاي كفاشيان خبر دارد. او چه نقشهيي در سر دارد و چه ميخواهد؟ كاش او دوباره پاسخگو باشد...
ارسال نظر