تاملي در «كنفرانسخيزي» خاك ايران!
کد خبر : ۵۴۴۱۶
علی کمیلی، از موسسین جنبش عدالت خواهی و موسسه امت واحده که مجری پروژه کاروان آسیایی غزه بود، در وبلاگ شخصیش، آرمانخواهی نوشت:
كشور ما بحمدالله «كنفرانسخيز» است! نه فقط درباره سياست و فرهنگ كه درباره نظام اداري و شيمي و فيزيك و آب و خاك ورزش و هر چه فكرش را بكنيد، كنفرانس بينالمللي برگزار ميكنيم! علتش هم اين است كه هر موضوعي كه در جهان مطرح ميشود، زود يا دير، اولين كاري كه ايرانيها به فكرشان ميرسد برگزاري كنفرانس بينالمللي آن موضوع، با حضور دهها انديشمند آن حوزه است! تو گويي در ساز و كارهاي جهاني، اين رسالت مهم به عهده ما گذارده شده است! شايد هم توهم مديريت جهان را داريم و شايد هم پول مفت نفت!؟!
سبك برگزاريمان هم جالب است و استثنايي در جهان، به نوبه خود! همه هزينههاي رفت و آمد و خورد و خوراك و اسكان و هدايا و ... را ما ايرانيهاي مهمان نواز متقبل ميشويم! خب، حالا شما بگوئيد آيا كسي هست كه يك سفر مفت و مجاني نخواهد بيايد؟! باور كنيد بايد ديوانه باشد اگر نيايد!!
در اين مجال، به دليل «كنفرانس خيز» بودن خاك كشورمان سعي دارم تاملاتي را براي بهبود آنها مطرح كنم باشد كه روند رو به رشد موجود، اندكي رشد كيفي نيز بيابد!!
الف- مدعوين: مدعوين كنفرانسهاي ما چند دستهاند:
عدهاي از سالها قبل، يعني حدوداً اوايل انقلاب، همه ساله به ايران دعوت شدهاند و ميشوند! هيچ وقت هم از ليست حذف نميشوند ولو حالا كه خانهنشين اند و كاري از ايشان برنميآيد! البته اندكي از اينها هستند كه حضورشان بار سياسي دارد كه در جاي خود ضروري است!
عدهاي هم كنفرانسبازهاي جهان اند. يعني هر جا كنفرانسي باشد اينها هستند! همينها هم هر سال يكي دو بار به ايران مشرف ميشوند و مانع حضور چهرههاي جديدي ميگردند كه اتفاقا كار را دارند آنها ميكنند و حرفش را اينها ميزنند!
يك دسته هم همين معروفهاي فعال هستند كه متاسفانه تعداد اندكي از آنها حس اقناع و موفقيت را به برگزاركنندگان ميدهد و خوشحالي ناشي از فتحالفتوح را بر زير زبانشان ميآورد كه چندصدنفر ديگر را فراموش ميكنند!
ب- برنامهها: زمان اين كنفرانسها خيلي اندك است. حتي فرصت يكي دو بازديد و جلسه جانبي هم نيست! يك نمايشگاه دائمي دستاوردهاي علمي ايران هم لازم است كه نداريم! ارتباط با دانشجوها و هنرمندان و اساتيد و مردم هم كه خطرناك است! رسانهها هم كه همان دو روز را وقت دارند تا اگر شد مصاحبهاي بگيرند! كاش حداقل برخي از اينها در طول سال هم دعوت ميشدند تا مورد استفاده ويژه قرار گيرند! آن هم نه فقط در دو روز!
ج- هدايا: عمده هداياي ما نقدي و مالي است و اصفهانيها را پولدار ميكند در حالي كه چه بسيارند كساني كه ميميرند براي يك فيلم مستند از امام يا جنگ! راستي از اينها چيزي داريم بدهيم؟! اين نوع هزينهكرد آفت اصلياش اين است كه ديگر نگاه به ما را از ايدئولوگ به پدر پولدار تغيير ميدهد و ايدئولوگ ميشوند ديگران!!
د- بعد المؤتمر: مساله اصلي اين است كه اين همايشها اگر منجر به ارتباطات بعدي با اين حضرات شود همه اين هزينههاي ميلياردي حلالتان! اما وقتي ارگان يا جمعي اداري كه فقط ميداند بايد اين همايش را برگزار كند، برگزار كننده است، ديگر چه نياز به ارتباط ثانوي! اما اگر ارتباط اينها با كساني كه در حال فعاليت هستند برقرار ميشد چه بسيار فوايد كه از تداوم ارتباط با اينان به دست نميآمد!
ارسال نظر