شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۸

۶ سوال بی‌جواب و 2 پیشنهاد برای راه‌اندازی چراغ خاموش بورس انرژی

کد خبر : ۵۵۳۳۱
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، در ادامه روند مبهم و غیر شفاف راه‌اندازی بورس انرژی به عنوان چهارمین بورس رسمی در ایران در نیمه دوم مهرماه لیست سهامداران اولیه بورس انرژی به تصویب نهایی می‌رسد و در اواخر مهر ماه پذیره نویسی عمومی برای 20 درصد سهم باقیمانده انجام خواهد شد.
پیش از این و پس از فراخوان مشارکت در بورس انرژی که در تیرماه سال جاری برگزار شد شرکت‌های زیادی برای حضور و عضویت در بورس انرژی درخواست‌های خود را ارائه کردند. با این وجود پس از حذف تعدادی از شرکت‌ها و نهادهای حقوقی متقاضی 271 عضو هیئت مؤسس بورس انرژی معرفی شدند که به 181 شخص حقوقی و نهاد مالی 60 درصد از سهام بورس انرژی تعلق گرفت و مجموعه تولیدکنندگان و عرضه کنندگان صنعت انرژی تنها صاحب 20 درصد از سهم این بازار شدند.
گذشته از مخاطرات و ملاحظات مربوط به تسلط نهادهای مالی به بورس انرژی که بر استراتژیک‌ترین بخش اقتصاد کشور یعنی بخش انرژی تاثیر جدی خواهد گذاشت و بخش بزرگی از بازار سرمایه کشور را نیز در آینده شامل خوهد شد پرسش‌های جدی دیگری نیز وجود دارند که حرکت چراغ خاموش متولیان راه‌اندازی این بورس آن را بی پاسخ گذاشته‌ است. در حالی که پاسخ بعضی از این پرسش‌ها نمایانگر روندی خواهد بود که در آینده ساختار اقتصاد و اقتصاد انرژی کشور حاکم می‌شود و در عین حال اهداف اصلی راه‌اندازی این بورس را روشن خواهد کرد.

1- برق بدون احتساب انرژی های فسیلی تنها درصد بسیار بسیار کوچکی از انرژی کشور را شامل می‌شود بگونه‌ای که تنها قریب به 10 درصد از برق تولیدی کشور از منابع غیر فسیلی تامین می‌شود که عمده آن را برق‌آبی تشکیل می‌دهد. در واقع بخش اصلی برق کشور از طریق سوزاندن دیگر حامل‌های انرژی مانند گاز و فرآورده‌های نفتی آن هم با راندمان بسیار کم و نامطلوب تولید می‌شود. بر این اساس جای این پرسش خالی است که چرا بورس انرژی با محوریت صنعت برق کشور در حال تشکیل شدن است. چنانکه بر اساس گفته مسئولان نخست قرار بود این بورسٰ بورس برق باشد و بعد از آن بورس انرژی نامیده شد و از نفت خام تا محصولات پتروشیمی را در بر گرفت. حال سؤال اینجا است که اگر قرار بود این بورس با محوریت برق تشکیل شود و انرژی الکتریکی در آن مورد معامله قرار بگیرد چرا بورس انرژی نامیده شده است و یا در مقابلاگر قرار است این بورس به معنای واقعی یک بورس جامع انرژی باشد چرا با توجه به اینکه برق کاملا در حاشیه سایر حامل‌های انرژی تعریف می‌شود این حامل به عنوان محور این بورس برگزیده شده است. طرفه آن که با وجود حضور تام و تمام فعالان صنعت برق در لیست هیئت مؤسس این بورس اما تولیدکنندگان دیگر حامل‌های انرژی از جمله پالایشگاه‌های کشور با وجود وابستگی شدید تولید برق کشور به آنها هیچ سهمی در این هیئت مؤسس ندارند.

۲- پرسش مهم دیگر آن است که چرا با وجود عرضه چندماهه نفت خامدر بورس کالا، به یکباره و بدون توجه به این مساله، و بورسی که قرار بود تنها به برق اختصاص یابد، به یکباره و در غفلت متولیان صنعت نفت،نفت خام را نیز در بر گرفته و بورس انرژی نامیده شد. با توجه به ناکامی عرضه نفت خام در بورس کالا آیا زیرساخت‌ها یا روش‌هایجدیدی برای این عرضه دربورس انرژی در نظر گرفته شده است یااین کارصرفا با هدف گسترش حوزه نفوذانجام می‌شود.

۳-مدت زمان قابل توجهیاز عرضه محصولات پتروشیمی در بورس کالا می‌گذرد.بر اساساساسنامه بورس انرژیمحصولات پتروشیمی پس از راه‌اندازی بورس انرژی درآن عرضه ‌خواهند شد. این در حالی است که محصولات پتروشیمی تقریبا ارتباطی با مسالهانرژی ندارند و هیچ یک(به جز موارد معدودی) ازجمله حامل های انرژی محسوب نمی‌شوند. در واقع تنهاارتباط صنعت پتروشیمی با حامل‌های انرژی را می‌توانتولید سوخت DME (که تا رسیدن به تولید انبوه فاصله زیادی دارد) و تامین بخش کوچکی ازبنزین کشور درزمان‌های خاص و اضطراری دانست که به هیچ وجه رقم قابل محاسبه و قابل اعتنایی در برابرحجم عظیم محصولات پتروشیمی محسوب نمی‌شود. با توجه به اینمساله جای این پرسش باقی است کهدرباره عرضهمحصولات موجود پتروشیمی که در بورس کالا عرضه می‌شوند و ماهیت کالایی داشته و به هیچ وجه در زمرهحامل‌های انرژی محسوب نمی‌شوند در بورس انرژی چه توجیهی وجود دارد؟ چنانکه تولیدکنندگان محصولات پتروشیمی با وجود حجم عظیم محصولات جایی در هیئت مؤسس بورس انرژی نیافته‌اند. این در حالی است که به جز عدم تناسب و ارتباط این دو، عرضه محصولات پتروشیمی در بورس کالا مدتی است که ادامه دارد و اصطلاحا جا افتاده و زیرساخت‌ها و فرآیندهای آن مشخص و مستقر شده‌اند و انتقال شتابزده آن به بورس انرژی به جز تولید ابهام و عدم شفافیت حاصلی ندارد.

۴-معمولا یکی از اهداف مهماز انجام معامله در بورس‌های مختلف علاوه بر شفافیت، کشفقیمت‌های واقعی در معاملات داخلی و خارجی در طول زمان دانسته شده است. بر این اساس اگر هدف از عرضه حامل‌های انرژی کشف قیمت در داخل باشد با توجه به احتساب قیمت عرضه نفت به پالایشگاه‌های داخلی بر اساسقیمت‌های خلیج فارس، نفت خام در کدام بخش کشف قیمت قرار می‌گیرد و هدف از اضافه کردن آن به بورس انرژی چیست؟در مقابل اگر هدف کشف قیمتبرای بازارهای خارجی استدر خصوص نحوه مشارکت معامله‌گران خارجی به چه ترتیب برنامه‌ریزیشده است؟از سوی دیگر پرسش‌های بی‌پاسخ دیگری نیز در این خصوص وجود دارند. پرسش‌هاییاز قبیل اینکه چارچوب‌ معاملات برای نفت خام و گاز طبیعی یکسان یا نتفاوت است؟ سازوکارهای معامله نیز مشخص نشده اند و معلوم نیست این سازوکارها نو و جدید هستند یا از سازوکارهای شناخته شده ای بهره برده می‌شود. در عین حال با توجه به فضای تحریم با توجه به نیاز به ثبت این معاملات ناشی از لزوم شفافیت بورس، اطلاعات خریداران باید افشا شود یا قرار است مخفی بماند. آیا درباره مشکلات مربوط به مبادلات مالی و انتقال وجوه در بعد بین‌المللی فکر شدهو راهکارهایی اندیشیده شده است؟

۵-اساسنامه شرکت بورس انرژی تدوین شدهو قرار است در مهرماه پیش نویس آن تهیه و در اولین جلسه مجمع عمومی ارائه شود. با توجه به اینکه بخش عمده عرضه کنندگان انرژی در کشور، بخش‌های مرتبط با صنعت نفت، گاز و پالایش کشور استدلیل سهم اندک این صنایع از سهام هیئت مؤسس بورس انرژی و با خبر نشدن آنها از تشکیل چنین بورسی چیست؟کما اینکهبعضی از این صنایع از جمله صنعت پالایش کشورتقریبا هیچ سهمی در این زمینه ندارند و سهام هر صنعت نیز به حداکثر ۲.۵ درصد کل سهام محدود شده استچنانکه اگر همه شرکت‌های بزرگخصوصی شده پالایشی کشور تقاضای داشتن سهام در این هیئت را داشتند در مجموع حقتملک بیش از ۲.۵ درصد از کل سهام بورس انرژی را نداشتند.

۶- برای تشکیل یک بورس واقعی، تنوع عرضه کنندگان برای ایجاد رقابت و مشخص شدن قیمت‌های واقعی یک پیش‌فرض است.ارائه نفت خام در بورس کالا تا کنون تنها توسط شرکت ملی نفت انجام شده است و به صورت کلیعرضه کننده انحصارینفت خام در ایران شرکت ملی نفت است. بر این اساس و با توجه به اصرار متولیان راه‌اندازیبورس انرژی برای عرضه نفت خام در این بورس جای این پرسش باقی است کهآیا برای تنوع عرضه نفت خام در این بورس برای تبدیل شدن آن به یک بورس واقعی راهکاری اندیشیده شده و یا زیرساختی فراهم شده است؟یکی از این راهکارها می‌تواند عرضه نفت خام سؤآپ شده یابخش اندکی از نفت دیگر کشورهای منطقه باشد. آیا زیرساخت لازم برای این کار از جملهفراهم کردنزیرساخت و امکان خرید سهام بورس انرژی توسط طرف‌های غیر ایرانی وعرضه کنندگان یا خریداران احتمالی نفت خام فراهم شده است یا متولیان بورس انرژی قصد دارند به جای بورس، یک بازار یا محل عرضه انحصاری نفت خام تولید شده توسط شرکت ملی نفت راه‌اندازی کنند؟

*دو پیشنهاد برای عملی‌تر شدن راه‌اندازی بورس نفت وانرژی

گذشته از شتابزدگی و بی‌برنامه عمل کردن متولیان راه‌اندازی بورس انرژی که به جز بی پاسخ گذاشتنپرسش‌های بالا به طور کلی یک فرآیند مبهم و شائبه برانگیز محسوب می‌شود این نکته نیز باید مورد توجه قرار بگیرد که موضوع بورس انرژی به خصوص بورس نفت تنها در برگیرنده مبادلات مالی نیست و مسائلتخصصی و کارشناسی بسیار جدی در این خصوص وجود دارد که نادیده گرفتن آنها عدم موفقیت چنین کاری را تضمین خواهد کرد. کما اینکه عرضه نفت خام در بورس کالا نیز تا کنونبه همین دلیلو همچنین عدم وجود زیرساخت‌های لازم تا کنون با موفقیت همراه نبوده است.بر این اساس به نظر می‌رسد بتوان با ارائه پیشنهاداتیبرای کم کردن این شائبه‌ها و نگرانی‌ها گام‌های مؤثری برداشت.
بر این مبنابا توجه به مشکلات و نیازهای خاص راه‌اندازی بورس نفت خام و عرضه نفت خانم در بورس که قطعا با توجه به تعریف بورس و همچنین بازار بین‌المللیاین کالای استراتژیک، بورس نفت حتما باید با رعایتنگاه بین‌المللی در فرآیند راه‌اندازی قرار بگیرد.
بر این اساس بورس انرژی می‌تواند به بورس نفت و انرژی تغییر ساختار یابد و با افزایش سرمایه این بورس، در اساسنامه نفت خام به صورت مستقل دیده شده و ساختارهای متناسب با نیازهای آن طراحی شود. در عین حال۴ شرکت اصلی زیرمجموعه وزارت نفت و فعال در صنعت نفت در کنار برخی شرکت‌های خوش سابقه خارجی می‌توانند در لیست هیئت مؤسسین این بورس قرار گیرند تا از یک سو همکاری صنعت نفت با این بورس تضمین شود و از سوی دیگرحضور شرکت‌های خارجیفعال در مبادلات نفتی و یا متعلق به تولیدکنندگان نفت خام تبدیل این بازار به یک بورس واقعی نفت را در آینده ممکن خواهد کرد.
اشتراک گذاری :
ارسال نظر