مصائب خبرنگاری در بورس
کد خبر : ۵۶۳۳۷
گروه بورس- مجيد اسكندري: اخبار و اطلاعات، گرانترين مولفه در بازار سرمايه به شمار ميروند كه بخشي از آن از طريق رسانهها و وسايل ارتباط جمعي منتشر ميشود.
فعالان تالار شيشهاي هر روز در زمان انجام معاملات و گاه پيش از آغاز ساعت معاملات، اطلاعاتي را از طريق روزنامهها، راديو و تلويزيون و سايتهاي اينترنتي كسب كرده و سپس خريد و فروش را آغاز ميكنند.
اين كاركرد متفاوت رسانهها در بازار سرمايه، ما را بر آن داشت كه با سه تن از كارشناسان مرتبط با حوزه خبر و بورس به گفتوگو بپردازيم.محسن ايلچي خبرنگار باسابقه حوزههاي مختلف اقتصادي از جمله بازار سرمايه و مدرس دانشگاه است.
وي كه مولف كتابهاي «تكنيك خبرنويسي در بورس» و «تكنيكهاي ليدنويسي» نيز هست با تاكيد بر حفظ استقلال رسانهها معتقد است: «وقتي بنگاههاي اقتصادي بر شريان اطلاعاتي رسانهها تسلط پيدا كنند، سطح اين رسانهها را به اندازه يك رسانه جناحي تقليل ميدهند.»از سوي ديگر، دكتر ابوالفضل شهرآبادي مدير امور بينالملل شركت بورس اوراق بهادار تهران، رسانهها را يكي از عوامل موثر در شفافيت اطلاعات بازار سرمايه ميداند.اين استاد دانشگاه و مولف كتابهاي «مديريت مالي» و «مديريت سرمايهگذاري در بورس اوراق بهادار» ضمن انتقاد از نقش كمرنگ صدا و سيما در بازار سرمايه، عملكرد روزنامههاي اقتصادي را مثبت ارزيابي كرده است.در پايان، عليرضا باغاني خبرنگار پرسابقه بورس نيز برخي مصائب فعاليت در اين حوزه را برشمرده است.
حوزهاي با رويدادهاي پيشبيني نشده
محسن ايلچي درباره تفاوت اخبار حوزه بورس با ساير حوزهها به خبرنگار ما گفت: «در مقايسه با ساير حوزهها، بورس، يك حوزه ديناميك و پويا است زيرا در حوزههاي ديگر مانند نفت، گاز، پتروشيمي، صنعت و بازرگاني با رويدادهايي روبهرو هستيم كه «روابط عموميها» از قبل براي آن برنامهريزي كردهاند و رويدادهاي مديريت شدهاي هستند. به عبارت ديگر، رويدادهاي ديگر حوزهها، داراي نوسان و كنش و واكنش كمتري هستند اما تعداد رويدادها و توالي آنها در حوزه بورس خيلي زياد است.
وي افزود: وقوع يك رويداد ميتواند ارزش خبري رويداد قبلي را از بين ببرد؛ به عنوان مثال، قيمت يك سهم در بازار دچار نوسان ميشود و هر قيمت جديد، يك خبر محسوب ميشود كه براي معاملهگران داراي اهميت است و ميتواند صورتهاي مالي شركت را تحت تاثير قرار دهد. ايلچي ادامه داد: رويدادهاي بازار سرمايه، رو به جلو است و در واقع، معاملهگران و مخاطبان در بازار سرمايه به رويدادهايي توجه بيشتري دارند كه قرار است در آينده اتفاق بيفتد، بنابراين ممكن است براساس اين ارزيابي، اخبار را ارزشگذاري كنند.
به عنوان مثال، رويدادهاي بازار آتي براي سهامداران از اهميت بيشتري برخوردار است يا پيشبينيهاي تحليلگران درباره صورتهاي مالي يك سهم ميتواند به كسب سود فعالان كمك كند، بنابراين در چنين محيطي، خبرنگار بايد پويا، فعال و با اطلاعات وسيع باشد.از سوي ديگر به دليل حضور بيشتر صنايع در بورس، خبرنگار اين حوزه به صورت خواسته يا ناخواسته، با تمام حوزههاي خبري مانند فنآوري اطلاعات، بازرگاني، نفت و... آشنا ميشود.اين روزنامهنگار سپس به ويژگيهاي خبرنگار بورسي اشاره كرد و گفت: خبرنگاري بورس، يك شاخه ميانرشتهاي است و خبرنگار بورس علاوه بر برخورداري از دانش روزنامهنگاري بايد اطلاعاتي درخصوص اقتصاد، حسابداري و دانش مالي داشته باشد اما متاسفانه در كشور ما خبرنگاران اين حوزه به دليل نوپا بودن بازار سرمايه، بيشتر به صورت تجربي و نه آكادميك با اين مقوله آشنا شدهاند.
ايلچي در ادامه به بررسي فعاليت رسانههاي مختلف در بازار سرمايه پرداخت و توضيح داد: در چند سال اخير، نقش رسانههاي مكتوب در بازار سرمايه پررنگتر بوده و روزنامهها در اطلاعرساني و ارتقاي سطح آگاهي مخاطبان جايگاه بااهميتي داشتهاند اما فضاي اينترنت و در آينده نزديك، روزنامهنگاري سايبر، نقش با اهميتي را در اين حوزه ايفا خواهد كرد.وي افزود: تا چند سال قبل، اطلاعرساني بورس از طريق فكس صورت ميگرفت اما در حال حاضر كه بورس به يك تشكيلات IT محور تبديل شده، اطلاعرساني نيز بايد تقويت شود.اين روزنامهنگار يادآور شد: متاسفانه راديو و تلويزيون باوجود برخورداري از ضريب نفوذ بالا و به رغم تلاشهاي انجام شده، نتوانسته در اين حوزه موفق عمل كنند زيرا بورس براي اين رسانه در اولويت نخستين نبوده است.
كندي روند آموزش خبرنگاران
اين مدرس روزنامهنگاري درباره جايگاه آموزش خبرنگاران در حوزه بورس گفت: اگر به سايت «آمازون» مراجعه كنيد، حداقل 10 عنوان مطلب جديد از سالهاي 2010 و 2011 در رابطه با روزنامهنگاري و نويسندگي مالي وجود دارد كه در آنها، روزنامهنگاران فعال در اين عرصه و اساتيد دانشگاه، تكنيكهاي نگارشي و نحوه پوششهاي خبري در حوزه مالي را ارائه كردهاند.
البته ما بايد خودمان را با كشورهاي منطقه و خاورميانه مقايسه كنيم كه متاسفانه در اين حوزه هم نتوانستهايم چندان پيشتاز باشيم.ايلچي خاطرنشان كرد: برگزاري دو دوره كلاسهاي مشترك دانشكده خبر و سازمان بورس براي ارتقاي دانش روزنامهنگاران با تجربه اين حوزه بسيار قابل توجه و ارزنده است.
وي سپس گفت: من بارها گفتهام كه اساتيد بسيار خوبي در حوزه خبر و خبرنويسي داريم اما اين برجستگان، يا به دلايل تاريخي يا به دلايل اجتماعي و انگيزههاي فردي به حوزه اقتصادي وارد نشدهاند كه در اين زمينه بتوانند نقش موثري داشته باشند و برگزاري دورههاي روزنامهنگاري اقتصادي، بيشتر، تكرار مكررات بوده است يا مواردي كه تحت عنوان كلاسهاي روزنامهنگاري برگزار شده، بيشتر انتقال واژگان و مفاهيم تخصصي هر حوزه به روزنامهنگاران اقتصادي بوده است و به آموزش تكنيكهاي خبرنويسي، مقالهنويسي، فنون مصاحبه و... كمتر پرداخته شده است.
اين روزنامهنگار سپس به ديگر خلأهاي آموزشي اشاره كرد و گفت: متاسفانه در كشور كتابي درباره مباني روزنامهنگاري اقتصادي نداريم؛ البته همه فعالان بازار سرمايه در اين زمينه، كوتاهي زيادي كردهاند. زيرا از اساتيد دانشگاهها اين انتظار نميرود.
حاكميت شايعات در نبود اخبار
ايلچي درباره مشكلات خبرنگاران بورسي در ارتباط با حوزههاي خبري مرتبط گفت: مهمترين مشكل خبرنگاران اين حوزه هنگامي بروز ميكند كه نميتوانند به انتظارات مخاطبان خود پاسخ دهند. اين مشكل زماني رخ ميدهد كه باوجود انتظارات بالاي سهامداران، شركتها حاضر به ارائه اطلاعات نيستند و اطلاعات را به صورت ادواري و تحت مقررات سازمان بورس، منتشر ميكنند، به اين ترتيب فاصله زماني انتشار و شكلگيري انتظار مخاطبان، زياد ميشود كه اين فاصله به وسيله شايعات پر ميشود.
وي افزود: تجربه نشان داده است كه بيش از 60 درصد شايعات موجود در بورس تهران، نزديك به واقعيت هستند كه اين شايعات از طريق گروههاي ذينفع (Interest group) منتشر ميشود. اين افراد تلاش ميكنند در نبود اطلاعات رسمي، براساس دسترسي به اطلاعات محرمانه و با انگيزههاي انتفاع شخصي و گروهي، شايعاتي در بازار پراكنده و قرباني ميگيرند.
يك ضربالمثل قديمي و رايج در بورس تهران ميگويد: «در شايعه بخريد و در خبر بفروشيد.» كه اين نشان از اهميت شايعه در بورس دارد.ايلچي ادامه داد: گاهي اوقات، برخي مخاطبان در قبال انتشار اخبار به صورت گروههاي فشار عمل ميكنند، به ويژه در مواقعي كه روزنامهنگار بخواهد بدون اغراض شخصي يا انتفاع سازماني، دست به انتشار گزارشهاي واقعبينانه بزند.
وي در اين خصوص توضيح داد: بارها اتفاق افتاده كه انتشار يك گزارش از شركتي كه سهام شناور بالايي دارد يا به عبارتي تعداد سهامداران حقيقي و حقوقي آن زياد است، باعث ناراحتي سهامداران شده تا جايي كه تهديد روزنامهنگار را به دنبال داشته است، زيرا انتشار اين گزارش فارغ از حقيقت آن در نهايت بر قيمت سهم يا دارايي مخاطبان، اثر نامساعد ميگذارد.اين روزنامهنگار اقتصادي، ايجاد تضاد منافع سهامداران و رسانهها در برخي موارد را از ديگر مشكلات خبرنگاران بورسي عنوان كرد و گفت: به نظر ميرسد، مردم بايد بيشتر با حرفه خبرنگاري و رسالت آن آشنا شوند و رويكرد انتفاعي صرف به رسانهها نداشته باشند.
يعني هنگامي كه نيازمند اطلاعات هستند نبايد به رسانهها فشار بياورند كه اطلاعرساني كنيد و هنگامي كه به دليل اطلاعرساني حرفهاي، متضرر ميشوند به رسانهها فشار بياورند كه اطلاعرساني نكنيد، بلكه مخاطبان بايد آستانه تحمل خود را بالا ببرند و فرهنگ گرايش به اخبار درست فارغ از آثار مثبت يا منفي آن را در خود پرورش دهند.
بنگاههاي متوقع، رسانههاي مستقل
ايلچي رفتار بنگاهها با رسانهها را يكي ديگر از مشكلات خبرنگاران و رسانههاي بورسي دانست و گفت: بنگاهها بايد به سهامداران و ذينفعان خود احترام بگذارند و از طريق رسانهها با آنها در ارتباط باشند زيرا مفهوم ارتباط با سرمايهگذاران از طريق بنگاهها دنبال نميشود.از سوي ديگر بنگاهها تصور ميكنند در قبال تبليغاتي كه به رسانهها ميدهند بايد به خطدهندگان رسانهها تبديل شوند، بنابراين تلاش ميكنند سلطه خود را به عنوان يك منبع مهم خبري بر رسانهها افزايش دهند كه اين مغاير با رفتار و اخلاق حرفهاي روزنامهنگاري است.
وي افزود: اين موضوع پس از اجراي طرح هدفمندي يارانهها به دليل تضعيف صنعت رسانه در كشور، بيشتر شده است. اين در حالي است كه مفهوم سفارش تبليغات در رسانهها و انتشار خبر كاملا متفاوت است. بنگاهها به واسطه تبليغات از طريق رسانه وقت مخاطبان را ميخرند و رسانه، نيز وقت مخاطبان را به بنگاهها ميفروشد.
ايلچي سپس گفت: اين موضوع فقط در بازارهاي نوظهور نيست بلكه در آمريكا نيز موارد مشابهي وجود دارد. به عنوان مثال، نتايج يك تحقيق نشان ميدهد در سالهاي 97 تا 2002، پنج نشريه نيويورك تايمز، والاستريت ژورنال، پرسنال فاينانس، اسمارت ماني و مجموعه نشريات سرمايهگذاري ماني، بيشترين هزينههاي تبليغات صندوقهاي سرمايهگذاري را جذب كردهاند.
وي با اشاره به اينكه جذب تبليغات در سمت و سوي راهبردهاي خبري اين نشريات، تاثيرگذار بوده است، توضيح داد: دو محقق به نامهاي «رويتر» و «زيتويتز» همبستگي نزديكي بين آگهي و گزارشهاي جهتدار در مطبوعات پيدا كردهاند.
به عنوان مثال، نشريه ماني، كل شركتهاي سرمايهگذاري را كه آگهيهايي به ارزش بيش از يك ميليون دلار به اين نشريه دادهاند، در رتبهبندي 100 شركت برتر قرار داده و شركتهايي كه به اين نشريه آگهي ندادهاند، تنها توانستهاند از 7 درصد خدمات اين نشريه استفاده كنند!ايلچي ادامه داد: اين موضوع نشان ميدهد كه رويكردهاي روابط عمومي و ارتباطات شركتهاي سرمايهگذاري در دنياي مدرن هم، شبيه كشور ماست اما در اين ميان، رسانهها بايد استقلال حرفهاي خود را در تعامل با بنگاهها نشان دهند.
البته در اين تحقيق مشخص شد روزنامههاي نيويورك تايمز و وال استريت ژورنال از استقلال حرفهاي و تفكيك ميان آگهي و خبر برخوردار بودهاند كه اين مساله، احتمال رعايت اصول حرفهاي براي روزنامههاي پرتيراژ را به دليل دسترسي به شمار انبوهي از مخاطبان در مقايسه با روزنامههاي كمتيراژ، بيشتر فراهم ميآورد.
وي سپس گفت: پژوهشگري به نام «پتروآ» كه در زمينه بازار و رسانه تحقيق كرده است به اين نتيجه رسيده كه در بازارهايي كه با فرصتهاي تبليغاتي نابرابر روبهرو هستند و رسانههايي كه فرصتهاي نابرابري براي دريافت تبليغات دارند، امكان نفوذ وجود دارد.
بنابراين، بنگاهها بايد انتظارات خود را به سمت انتظارات و خواستههاي استاندارد نزديك كنند و صرف اينكه تبليغات ميدهند، نبايد انتظار تاثيرگذاري در سمت و سوي رسانهها را داشته باشند.ايلچي ادامه داد: يكي ديگر از مشكلاتي كه خبرنگاران بورسي با بنگاهها دارند، برجسته كردن همان اطلاعات مالي است كه بنگاهها از طريق نهاد ناظر به بازار اعلام كردهاند.
به طور حتم شما به عنوان يك خبرنگار بورسي به اين موضوع برخورد كردهايد كه اگر خبر تعديل منفي يك شركت را منتشر كنيد، آن شركت ابراز ناراحتي ميكند.اما اين رويه صحيح نيست. بنگاهها بايد فرهنگ پاسخگويي خود را به دريافت گواهي رعايت حقوق مشتريان ترجيح دهند.
يك سوزن به خود، يك جوالدوز به ديگران
اين روزنامهنگار سپس به اشكالات رسانههاي بورسي اشاره كرد و گفت: رسانههاي بورسي با اشكالات زيادي روبهرو هستند. نخست، نداشتن يك سبد متنوع از محصولات موردنياز مخاطبان، شامل شايعه، تحليل، تفسير، گزارشهاي مالي و گزارشهاي بازار است.
وي افزود: اشكال بعدي، تمركزگرايي حاد رسانهها به رويدادهاي مالي پايتخت و مركز است به گونهاي كه استانها سهم چنداني از انتشار اخبار ندارند.همچنين بيتوجهي به بازخورد خبري از رسانهها را ميتوان از اشكالات آنها دانست زيرا رسانهها به صورت سازمانهاي تكصدا و با استفاده از مدلهاي تزريقي به كار خود ادامه ميدهند.
اشكال بعدي نيز تعداد بيشمار خطاهاي حرفهاي است كه در قالب انتشار اصلاحيه و تكذيبيه نمود پيدا ميكند. اين در حالي است كه هر خطاي خبرنگار به معناي از دست دادن منافع اقتصادي هزاران سهامدار است.
دولتزدگي رسانهها
ايلچي نفوذ دولت در رسانهها را از ديگر اشكالات رسانهها دانست و گفت: هنوز سهم دولت در رسانهها در مقايسه با بخش خصوصي، بسيار بالاست و اين نشان ميدهد كه نهادهاي تحليلگر بخش خصوصي و شركتهاي مشاوره سرمايهگذاري نتوانستهاند جايگاه شايسته خود را در رسانهها بيابند.
وي ادامه داد: به دليل بالا بودن تعداد رويدادها در بازار سرمايه، رسانهها كمتر به تحليل ميپردازند و از تحليل رويدادهاي متوالي جا ميمانند و نميتوانند به نياز مخاطب در اين بخش پاسخ دهند كه مصداق بارز آن تلفن دهها سهامدار به رسانهها در رابطه با پيگيري اخبار و رويدادهاست كه رسانهها نتوانستهاند به آنها جواب بدهند.
ايلچي در ادامه راهكارهايي براي برطرف كردن اشكالات يادشده پيشنهاد كرد و گفت: در حال حاضر، هزينه مالي دريافت اطلاعات براي مخاطبان در بازار سرمايه ايران، بسيار بالاست يعني آنها براي دستيابي به اطلاعات مورد نظر بايد دهها سايت و روزنامه را به صورت روزانه پيگيري كنند. اگرچه دسترسي به سايتها رايگان است اما مخاطبان، وقت زيادي را براي دريافت آن ميگذرانند، البته در بسياري از بازارهاي مالي دنيا، شركتهاي بورس، اطلاعات خود را به صورت اشتراك به فروش ميرسانند ولي اگر نخواهيم خود را با آنها مقايسه كنيم، بهترين راهكاري كه بايد رسانههاي بورسي در ايران دنبال كنند، تنوع محصولات است.
انتشار گزارشهاي افشاگرانه
اين روزنامهنگار، برخورد با دارندگان اطلاعات نهاني را يكي ديگر از راهكارهاي لازم براي بهبود وضعيت رسانههاي بورسي دانست و گفت: رسانهها بايد با كمك ابزارهاي قضايي مناسب با دارندگان اطلاعات نهاني برخورد كنند تا به اين ترتيب از معاملات غيرمنصفانه جلوگيري شود. همچنين از طريق انتشار گزارشهاي تحقيقي و افشاگرانه ميتوان با دارندگان اطلاعات نهاني برخورد كرد.
ايلچي تاكيد كرد: برخي بر اين باورند كه انتشار گزارشهاي افشاگرانه با روح نظام سرمايهداري و مناسبات بازار سرمايه منافات دارد؛ اما من معتقدم چنانچه اين گزارشها داراي مستندات كافي و قابل دفاع باشد، به رسانه اعتبار ميبخشد. وي سپس گفت: راهكار بعدي، تلاش روزنامهها براي كاهش ريسكهاي غيرسيستماتيك است كه ميتواند از طريق انتشار دقيق اطلاعات شركتها محقق شود كه اين مورد نيازمند همكاري كليه اركان بازار است.البته بايد دانست كه رسانهها نميتوانند جلو ريسكهاي سيستماتيك را بگيرند زيرا بيشتر اين ريسكها منشا غيربازاري دارند.
خبرنگار سهامدار يا سهامدار خبرنگار
اين روزنامهنگار در پاسخ به سوال دنياي اقتصاد در خصوص انجام خريد و فروش سهام توسط برخي خبرنگاران بورسي گفت: زماني كه در حوزه خبري بازار سرمايه فعاليت ميكردم، تصور من اين بود كه يك خبرنگار بورسي نبايد سهام شركتها را داشته باشد؛ زيرا بدون شك، در روند تهيه گزارش و مديريت اخبار رسانه، تاثيرگذار خواهد بود.
اما به مرور زمان چند اتفاق موجب شد در باور من خلل ايجاد شود هرچند ممكن است اين باور اخير هم اشتباه باشد.وي افزود: در سال 83 پس از برگزيده شدن اينجانب در جشنواره رسانههاي اقتصادي كه توسط وزارت ارشاد برگزار شد از طرف سازمان بورس به دارندگان آثار برتر جوايزي در قالب سهام معادل 500 هزار تومان اعطا شد، بنابراين در آن مقطع يا بايد از اين مبلغ ميگذشتم يا سهامدار ميشدم اما به محض دريافت سهام آن را فروختم، چون اعتقاد داشتم خبرنگار نبايد سهامدار شود.
وي افزود: اما بعدها ديدم برخي شركتهاي مهم، خبرنگاران را به مجامع عمومي خود راه نميدهند بنابراين مجبور شدم براي ورود به اين جلسات، سهام 50 شركت را به ازاي هر شركت دو سهم، خريداري كنم كه هنوز هم اين سهام را دارم.البته بايد دانست اگر خبرنگاري سهام شركتي را داشته باشد، رويدادهاي مالي آن شركت را بيشتر مطالعه ميكند.ايلچي يادآور شد: ممكن است اين بحث پيش آيد كه خبرنگار براي پيگيري خبر و در مسير خبر بودن، سهام نخريده است، بلكه براي كسب سود به اين مبادرت ورزيده كه البته اين امر مغاير با اصول حرفه خبرنگاري است و بايد الزاماتي از سوي رسانهها براي اين موضوع طراحي شود.
نقش كليدي رسانهها در بورس
مدير امور بينالملل شركت بورس اوراق بهادار تهران نيز در گفتوگو با خبرنگار ما درخصوص رسالت رسانهها در بورس گفت: رسانهها چه در بورس و چه در حوزههاي ديگر، وظيفه كلي اطلاعرساني را بر عهده دارند اما به دليل اينكه اطلاعات در بورس، عامل اصلي شكلدهنده قيمتهاست، بنابراين رسانهها ميتوانند به عنوان يكي از عوامل شفافيت اطلاعاتي عمل كنند كه عملكرد آنها بر قيمتگذاري اوراق بهادار، به طور مستقيم و غيرمستقيم تاثير ميگذارد.دكتر ابوالفضل شهرآبادي افزود: رسانهها ميتوانند در ايجاد و گسترش شفافيت، تاثير بسزايي داشته باشند و با توجه به دارا بودن مخاطبان زياد و متنوع، در بخش آموزش نيز نقش كليدي دارند.
همچنين نقش رسانهها در تحليل، نظارت و كنترل نيز قابل توجه است و اگر خبرنگاران اين حوزه از تخصص لازم برخوردار باشند در بعد انتقاد و كنترل نقش اثرگذاري خواهند داشت.
اين استاد دانشگاه درباره عملكرد رسانهها در بورس گفت: به نظر من، تلاش زيادي در اين زمينه صورت گرفته و خبرنگاران اين حوزه نيز جدي و موشكافانه عمل كردهاند، اما بايد سطح دانش تخصصي خبرنگاران و نگاه بينالمللي آنان تقويت شود.
وي توضيح داد: خبرنگاران حوزه بورس بايد از طريق تقويت زبان بينالمللي خود، قادر به كسب اطلاعات بازارهاي بينالمللي نيز باشند زيرا بخشي از رخدادهاي بورس، سريع و جديد است و لازم است كه بتوانيم اطلاعات بينالمللي را نيز از مجراي رسانهها منتقل كنيم.شهرآبادي درخصوص نقش رسانهها در گسترش فعاليت سرمايهگذاري گفت: رسانهها در فرهنگسازي نقش اساسي دارند و اگر در اين زمينه به صورت مدون كار شود به نتايج خوبي دست خواهيم يافت اما متاسفانه در بازار سرمايه ما، متولي آموزش و فرهنگسازي وجود ندارد و برنامه سيستماتيكي در اين زمينه نيست و به صورت كلان نيز در اين بخش، كار نشده است.
البته به تازگي بنا شده كه كميته آموزش بازار سرمايه مركب از افراد مختلف از جمله رسانهها تشكيل شود.مدير امور بينالملل شركت بورس در مورد برخورد مديران بازار با رسانههاي منتقد گفت: من اعتقاد دارم كه اگر از سازمانها انتقاد نشود، آنها مثل آب راكد فاسد ميشوند و سازماني كه از منتقد، استقبال نكند، تضعيف ميشود، البته اگر دانش خبرنگاران افزايش يابد، سازمانهاي مورد انتظار از آنها استقبال ميكنند اما در صورت پايين بودن سطح دانش خبرنگاران، مديران بورس نيز انتقادها را قبول نميكنند.
وي افزود: تاكنون مواردي در روزنامهها منتشر شده كه ما از آنها خوشمان نيامده اما درست بوده است.شهرآبادي درباره آموزش خبرنگاران بورسي گفت: آموزش در اين حوزه، به تازگي آغاز شده و خوب است اما كافي نيست و خبرنگاران بايد طي چند سال آموزش ببينند و هر خبرنگار بايد، خود يك تحليلگر باشد و تنها يك خبرنويس نباشد.
از سوي ديگر، بايد به خبرنگاران زبان تخصصي آموزش داده شود تا بتوانند در آزمونهاي بينالمللي شركت كنند.وي درباره عملكرد رسانههاي مختلف در بازار سرمايه گفت: انتظار ما از صدا و سيما برآورده نشده و اين رسانه، نقش كمي در بازار ايفا كرده است زيرا براي تهيه برنامهها، پول طلب ميكنند اما روزنامههاي اقتصادي خوب عمل كردهاند، اگرچه ضريب نفوذ صدا و سيما را ندارند.
شهرآبادي درباره خريد و فروش سهام توسط خبرنگاران بورسي گفت: خبرنگاران اين حوزه، حداقل براي آموزش خريد و فروش و آشنايي با سود و زيان بايد از طريق سايت مجازي بورس، خريد و فروش را انجام دهند، البته براي خريد و فروش آنها در بازار حقيقي بايد محدوديت وجود داشته باشد نه ممنوعيت.
مصائب خبرنگاری در بورس
در همین حال، علیرضا باغانی روزنامه نگار فعال در بازار سرمایه درباره مشكلات خبرنگاری در اين حوزه گفت: به جرات ميتوانم بگويم كه بازار سرمايه سختترين حوزه براي فعاليت خبري است و بنده با 13 سال سابقه فعاليت رسانهاي در حوزههاي مختلف سياسي و اقتصادي، در مدت 7 سال «بورسنويسي» هنوز نتوانستهام آن طور كه بايد و شايد درخصوص اين بازار نوين مالي خبررساني كنم.
وی افزود: اما مشكلات و سختيها و مصائب خبرنگاري در اين عرصه ابعاد مختلفي دارد كه مهمترين آن فعاليت موازي اطلاعرساني در اين حوزه خبري است. شما به طور قطع ميدانيد كه رسانهها به عنوان ناظر مردم بر عملكرد دستگاههاي مختلف اجرايي توانستهاند در مواقع مختلف با قدرت اطلاعرساني و ارائه تحليل واقعبينانه و منصفانه، نقش موثري در تصميمگيريها داشته باشند، در حالي كه متاسفانه در بازار سرمايه چنين رويكردي وجود ندارد؛ چراكه سازمان بورس و اوراق به عنوان نهاد ناظر بازار سرمايه، اطلاعرساني در اين حوزه را به بهانه حساسيت، منحصر به خود كرده است و چه در حوزه اطلاعرساني كلان و چه در حوزه اطلاعرساني شركتي محدوديتهاي متعددي را به وجود آورده است.
باغانی توضیح داد: سازمان بورس، سامانههاي اطلاعرساني متعدد و مختلفي دارد و در يكي از اين سايتهاي اينترنتي هر خبر مهمي كه در حوزه كلان رخ دهد، بلافاصله در اين سايت منتشر ميشود. علاوه براين، رييس سازمان، كه سخنگو هم هست، كمتر به مصاحبه تن ميدهد، در حالي كه سايت تحت نظارت بورس، خبرها و تحولات كلان بازار سرمايه را مطابق با سياستهاي سازمان بورس منعكس ميكند.
وی افزود: در بورس و فرابورس حدود 400 شركت حضور دارند كه براساس ضوابط بايد اطلاعاتهاي خود را در دورههاي 3، 6، 9 و 12 ماهه به بورس ارائه بدهند و همينطور اطلاعات تاثيرگذار بر وضعيت شركت را در هر زمان منتشر كنند. دراين ميان، سازمان بورس هم اعتقاد دارد كه مديران شركتها حق مصاحبه با خبرنگاران را در مورد وضعيت شركت خود را ندارند، در حالي كه اين موضوع اساسا مغاير جريان آزاد اطلاعرساني است.
به هر حال جامعه سهامداري كه به گفته متوليان بازار سرمايه 5/4 ميليون نفر شده است، نياز به اطلاعرساني دارد و اساسا مگر ميشود كه مطبوعات و سايتهاي اينترنتي كه حرفه اصليشان اطلاعرساني و تحليل است، فعاليت خود را تعطيل كنند و مسووليت خود را به سازمان بورس واگذار كنند؟
باغاني در پاسخ به این پرسش كه با توجه به اين كه مديران سازمان بورس با رسانهها مصاحبه نميكنند، چگونه به خبرهاي دسته اول دسترسي پيدا ميكنيد؟ گفت: به سختي؛ البته در سازمان بورس چند مدير از جمله مدير نظارت بر نهادهاي مالي، مدير نظارت بر بورسها و بازارها و مدير روابط عمومي و بينالملل همواره پاسخگو بوده و هستند.
از سويي ديگر مديران شركت بورس كه مجري عمليات بازار است هم پاسخگو هستند و مقوله پرسشگري را قبول دارند. از سويي ديگر، در بازار هم كارگزاران يكي از اركان كارشناسي محسوب ميشوند كه متاسفانه اين گروه هم از گفتوگو با رسانهها منع شدهاند و دليل آن هم براي ما مشخص نيست.
در حوزه شركتها هم كه به محدوديتهاي موجود پيشتر اشاره كردم باغاني در پايان ابراز اميدواري كرد كه جريان آزاد اطلاعرساني در بازار سرمايه مجددا برقرار شود تا از اين رهگذر رسانهها هم بتوانند سهم شايسته خود در راستاي اطلاعرساني شفاف به سرمايهگذاران را ايفا كنند.
فعالان تالار شيشهاي هر روز در زمان انجام معاملات و گاه پيش از آغاز ساعت معاملات، اطلاعاتي را از طريق روزنامهها، راديو و تلويزيون و سايتهاي اينترنتي كسب كرده و سپس خريد و فروش را آغاز ميكنند.
اين كاركرد متفاوت رسانهها در بازار سرمايه، ما را بر آن داشت كه با سه تن از كارشناسان مرتبط با حوزه خبر و بورس به گفتوگو بپردازيم.محسن ايلچي خبرنگار باسابقه حوزههاي مختلف اقتصادي از جمله بازار سرمايه و مدرس دانشگاه است.
وي كه مولف كتابهاي «تكنيك خبرنويسي در بورس» و «تكنيكهاي ليدنويسي» نيز هست با تاكيد بر حفظ استقلال رسانهها معتقد است: «وقتي بنگاههاي اقتصادي بر شريان اطلاعاتي رسانهها تسلط پيدا كنند، سطح اين رسانهها را به اندازه يك رسانه جناحي تقليل ميدهند.»از سوي ديگر، دكتر ابوالفضل شهرآبادي مدير امور بينالملل شركت بورس اوراق بهادار تهران، رسانهها را يكي از عوامل موثر در شفافيت اطلاعات بازار سرمايه ميداند.اين استاد دانشگاه و مولف كتابهاي «مديريت مالي» و «مديريت سرمايهگذاري در بورس اوراق بهادار» ضمن انتقاد از نقش كمرنگ صدا و سيما در بازار سرمايه، عملكرد روزنامههاي اقتصادي را مثبت ارزيابي كرده است.در پايان، عليرضا باغاني خبرنگار پرسابقه بورس نيز برخي مصائب فعاليت در اين حوزه را برشمرده است.
حوزهاي با رويدادهاي پيشبيني نشده
محسن ايلچي درباره تفاوت اخبار حوزه بورس با ساير حوزهها به خبرنگار ما گفت: «در مقايسه با ساير حوزهها، بورس، يك حوزه ديناميك و پويا است زيرا در حوزههاي ديگر مانند نفت، گاز، پتروشيمي، صنعت و بازرگاني با رويدادهايي روبهرو هستيم كه «روابط عموميها» از قبل براي آن برنامهريزي كردهاند و رويدادهاي مديريت شدهاي هستند. به عبارت ديگر، رويدادهاي ديگر حوزهها، داراي نوسان و كنش و واكنش كمتري هستند اما تعداد رويدادها و توالي آنها در حوزه بورس خيلي زياد است.
وي افزود: وقوع يك رويداد ميتواند ارزش خبري رويداد قبلي را از بين ببرد؛ به عنوان مثال، قيمت يك سهم در بازار دچار نوسان ميشود و هر قيمت جديد، يك خبر محسوب ميشود كه براي معاملهگران داراي اهميت است و ميتواند صورتهاي مالي شركت را تحت تاثير قرار دهد. ايلچي ادامه داد: رويدادهاي بازار سرمايه، رو به جلو است و در واقع، معاملهگران و مخاطبان در بازار سرمايه به رويدادهايي توجه بيشتري دارند كه قرار است در آينده اتفاق بيفتد، بنابراين ممكن است براساس اين ارزيابي، اخبار را ارزشگذاري كنند.
به عنوان مثال، رويدادهاي بازار آتي براي سهامداران از اهميت بيشتري برخوردار است يا پيشبينيهاي تحليلگران درباره صورتهاي مالي يك سهم ميتواند به كسب سود فعالان كمك كند، بنابراين در چنين محيطي، خبرنگار بايد پويا، فعال و با اطلاعات وسيع باشد.از سوي ديگر به دليل حضور بيشتر صنايع در بورس، خبرنگار اين حوزه به صورت خواسته يا ناخواسته، با تمام حوزههاي خبري مانند فنآوري اطلاعات، بازرگاني، نفت و... آشنا ميشود.اين روزنامهنگار سپس به ويژگيهاي خبرنگار بورسي اشاره كرد و گفت: خبرنگاري بورس، يك شاخه ميانرشتهاي است و خبرنگار بورس علاوه بر برخورداري از دانش روزنامهنگاري بايد اطلاعاتي درخصوص اقتصاد، حسابداري و دانش مالي داشته باشد اما متاسفانه در كشور ما خبرنگاران اين حوزه به دليل نوپا بودن بازار سرمايه، بيشتر به صورت تجربي و نه آكادميك با اين مقوله آشنا شدهاند.
ايلچي در ادامه به بررسي فعاليت رسانههاي مختلف در بازار سرمايه پرداخت و توضيح داد: در چند سال اخير، نقش رسانههاي مكتوب در بازار سرمايه پررنگتر بوده و روزنامهها در اطلاعرساني و ارتقاي سطح آگاهي مخاطبان جايگاه بااهميتي داشتهاند اما فضاي اينترنت و در آينده نزديك، روزنامهنگاري سايبر، نقش با اهميتي را در اين حوزه ايفا خواهد كرد.وي افزود: تا چند سال قبل، اطلاعرساني بورس از طريق فكس صورت ميگرفت اما در حال حاضر كه بورس به يك تشكيلات IT محور تبديل شده، اطلاعرساني نيز بايد تقويت شود.اين روزنامهنگار يادآور شد: متاسفانه راديو و تلويزيون باوجود برخورداري از ضريب نفوذ بالا و به رغم تلاشهاي انجام شده، نتوانسته در اين حوزه موفق عمل كنند زيرا بورس براي اين رسانه در اولويت نخستين نبوده است.
كندي روند آموزش خبرنگاران
اين مدرس روزنامهنگاري درباره جايگاه آموزش خبرنگاران در حوزه بورس گفت: اگر به سايت «آمازون» مراجعه كنيد، حداقل 10 عنوان مطلب جديد از سالهاي 2010 و 2011 در رابطه با روزنامهنگاري و نويسندگي مالي وجود دارد كه در آنها، روزنامهنگاران فعال در اين عرصه و اساتيد دانشگاه، تكنيكهاي نگارشي و نحوه پوششهاي خبري در حوزه مالي را ارائه كردهاند.
البته ما بايد خودمان را با كشورهاي منطقه و خاورميانه مقايسه كنيم كه متاسفانه در اين حوزه هم نتوانستهايم چندان پيشتاز باشيم.ايلچي خاطرنشان كرد: برگزاري دو دوره كلاسهاي مشترك دانشكده خبر و سازمان بورس براي ارتقاي دانش روزنامهنگاران با تجربه اين حوزه بسيار قابل توجه و ارزنده است.
وي سپس گفت: من بارها گفتهام كه اساتيد بسيار خوبي در حوزه خبر و خبرنويسي داريم اما اين برجستگان، يا به دلايل تاريخي يا به دلايل اجتماعي و انگيزههاي فردي به حوزه اقتصادي وارد نشدهاند كه در اين زمينه بتوانند نقش موثري داشته باشند و برگزاري دورههاي روزنامهنگاري اقتصادي، بيشتر، تكرار مكررات بوده است يا مواردي كه تحت عنوان كلاسهاي روزنامهنگاري برگزار شده، بيشتر انتقال واژگان و مفاهيم تخصصي هر حوزه به روزنامهنگاران اقتصادي بوده است و به آموزش تكنيكهاي خبرنويسي، مقالهنويسي، فنون مصاحبه و... كمتر پرداخته شده است.
اين روزنامهنگار سپس به ديگر خلأهاي آموزشي اشاره كرد و گفت: متاسفانه در كشور كتابي درباره مباني روزنامهنگاري اقتصادي نداريم؛ البته همه فعالان بازار سرمايه در اين زمينه، كوتاهي زيادي كردهاند. زيرا از اساتيد دانشگاهها اين انتظار نميرود.
حاكميت شايعات در نبود اخبار
ايلچي درباره مشكلات خبرنگاران بورسي در ارتباط با حوزههاي خبري مرتبط گفت: مهمترين مشكل خبرنگاران اين حوزه هنگامي بروز ميكند كه نميتوانند به انتظارات مخاطبان خود پاسخ دهند. اين مشكل زماني رخ ميدهد كه باوجود انتظارات بالاي سهامداران، شركتها حاضر به ارائه اطلاعات نيستند و اطلاعات را به صورت ادواري و تحت مقررات سازمان بورس، منتشر ميكنند، به اين ترتيب فاصله زماني انتشار و شكلگيري انتظار مخاطبان، زياد ميشود كه اين فاصله به وسيله شايعات پر ميشود.
وي افزود: تجربه نشان داده است كه بيش از 60 درصد شايعات موجود در بورس تهران، نزديك به واقعيت هستند كه اين شايعات از طريق گروههاي ذينفع (Interest group) منتشر ميشود. اين افراد تلاش ميكنند در نبود اطلاعات رسمي، براساس دسترسي به اطلاعات محرمانه و با انگيزههاي انتفاع شخصي و گروهي، شايعاتي در بازار پراكنده و قرباني ميگيرند.
يك ضربالمثل قديمي و رايج در بورس تهران ميگويد: «در شايعه بخريد و در خبر بفروشيد.» كه اين نشان از اهميت شايعه در بورس دارد.ايلچي ادامه داد: گاهي اوقات، برخي مخاطبان در قبال انتشار اخبار به صورت گروههاي فشار عمل ميكنند، به ويژه در مواقعي كه روزنامهنگار بخواهد بدون اغراض شخصي يا انتفاع سازماني، دست به انتشار گزارشهاي واقعبينانه بزند.
وي در اين خصوص توضيح داد: بارها اتفاق افتاده كه انتشار يك گزارش از شركتي كه سهام شناور بالايي دارد يا به عبارتي تعداد سهامداران حقيقي و حقوقي آن زياد است، باعث ناراحتي سهامداران شده تا جايي كه تهديد روزنامهنگار را به دنبال داشته است، زيرا انتشار اين گزارش فارغ از حقيقت آن در نهايت بر قيمت سهم يا دارايي مخاطبان، اثر نامساعد ميگذارد.اين روزنامهنگار اقتصادي، ايجاد تضاد منافع سهامداران و رسانهها در برخي موارد را از ديگر مشكلات خبرنگاران بورسي عنوان كرد و گفت: به نظر ميرسد، مردم بايد بيشتر با حرفه خبرنگاري و رسالت آن آشنا شوند و رويكرد انتفاعي صرف به رسانهها نداشته باشند.
يعني هنگامي كه نيازمند اطلاعات هستند نبايد به رسانهها فشار بياورند كه اطلاعرساني كنيد و هنگامي كه به دليل اطلاعرساني حرفهاي، متضرر ميشوند به رسانهها فشار بياورند كه اطلاعرساني نكنيد، بلكه مخاطبان بايد آستانه تحمل خود را بالا ببرند و فرهنگ گرايش به اخبار درست فارغ از آثار مثبت يا منفي آن را در خود پرورش دهند.
بنگاههاي متوقع، رسانههاي مستقل
ايلچي رفتار بنگاهها با رسانهها را يكي ديگر از مشكلات خبرنگاران و رسانههاي بورسي دانست و گفت: بنگاهها بايد به سهامداران و ذينفعان خود احترام بگذارند و از طريق رسانهها با آنها در ارتباط باشند زيرا مفهوم ارتباط با سرمايهگذاران از طريق بنگاهها دنبال نميشود.از سوي ديگر بنگاهها تصور ميكنند در قبال تبليغاتي كه به رسانهها ميدهند بايد به خطدهندگان رسانهها تبديل شوند، بنابراين تلاش ميكنند سلطه خود را به عنوان يك منبع مهم خبري بر رسانهها افزايش دهند كه اين مغاير با رفتار و اخلاق حرفهاي روزنامهنگاري است.
وي افزود: اين موضوع پس از اجراي طرح هدفمندي يارانهها به دليل تضعيف صنعت رسانه در كشور، بيشتر شده است. اين در حالي است كه مفهوم سفارش تبليغات در رسانهها و انتشار خبر كاملا متفاوت است. بنگاهها به واسطه تبليغات از طريق رسانه وقت مخاطبان را ميخرند و رسانه، نيز وقت مخاطبان را به بنگاهها ميفروشد.
ايلچي سپس گفت: اين موضوع فقط در بازارهاي نوظهور نيست بلكه در آمريكا نيز موارد مشابهي وجود دارد. به عنوان مثال، نتايج يك تحقيق نشان ميدهد در سالهاي 97 تا 2002، پنج نشريه نيويورك تايمز، والاستريت ژورنال، پرسنال فاينانس، اسمارت ماني و مجموعه نشريات سرمايهگذاري ماني، بيشترين هزينههاي تبليغات صندوقهاي سرمايهگذاري را جذب كردهاند.
وي با اشاره به اينكه جذب تبليغات در سمت و سوي راهبردهاي خبري اين نشريات، تاثيرگذار بوده است، توضيح داد: دو محقق به نامهاي «رويتر» و «زيتويتز» همبستگي نزديكي بين آگهي و گزارشهاي جهتدار در مطبوعات پيدا كردهاند.
به عنوان مثال، نشريه ماني، كل شركتهاي سرمايهگذاري را كه آگهيهايي به ارزش بيش از يك ميليون دلار به اين نشريه دادهاند، در رتبهبندي 100 شركت برتر قرار داده و شركتهايي كه به اين نشريه آگهي ندادهاند، تنها توانستهاند از 7 درصد خدمات اين نشريه استفاده كنند!ايلچي ادامه داد: اين موضوع نشان ميدهد كه رويكردهاي روابط عمومي و ارتباطات شركتهاي سرمايهگذاري در دنياي مدرن هم، شبيه كشور ماست اما در اين ميان، رسانهها بايد استقلال حرفهاي خود را در تعامل با بنگاهها نشان دهند.
البته در اين تحقيق مشخص شد روزنامههاي نيويورك تايمز و وال استريت ژورنال از استقلال حرفهاي و تفكيك ميان آگهي و خبر برخوردار بودهاند كه اين مساله، احتمال رعايت اصول حرفهاي براي روزنامههاي پرتيراژ را به دليل دسترسي به شمار انبوهي از مخاطبان در مقايسه با روزنامههاي كمتيراژ، بيشتر فراهم ميآورد.
وي سپس گفت: پژوهشگري به نام «پتروآ» كه در زمينه بازار و رسانه تحقيق كرده است به اين نتيجه رسيده كه در بازارهايي كه با فرصتهاي تبليغاتي نابرابر روبهرو هستند و رسانههايي كه فرصتهاي نابرابري براي دريافت تبليغات دارند، امكان نفوذ وجود دارد.
بنابراين، بنگاهها بايد انتظارات خود را به سمت انتظارات و خواستههاي استاندارد نزديك كنند و صرف اينكه تبليغات ميدهند، نبايد انتظار تاثيرگذاري در سمت و سوي رسانهها را داشته باشند.ايلچي ادامه داد: يكي ديگر از مشكلاتي كه خبرنگاران بورسي با بنگاهها دارند، برجسته كردن همان اطلاعات مالي است كه بنگاهها از طريق نهاد ناظر به بازار اعلام كردهاند.
به طور حتم شما به عنوان يك خبرنگار بورسي به اين موضوع برخورد كردهايد كه اگر خبر تعديل منفي يك شركت را منتشر كنيد، آن شركت ابراز ناراحتي ميكند.اما اين رويه صحيح نيست. بنگاهها بايد فرهنگ پاسخگويي خود را به دريافت گواهي رعايت حقوق مشتريان ترجيح دهند.
يك سوزن به خود، يك جوالدوز به ديگران
اين روزنامهنگار سپس به اشكالات رسانههاي بورسي اشاره كرد و گفت: رسانههاي بورسي با اشكالات زيادي روبهرو هستند. نخست، نداشتن يك سبد متنوع از محصولات موردنياز مخاطبان، شامل شايعه، تحليل، تفسير، گزارشهاي مالي و گزارشهاي بازار است.
وي افزود: اشكال بعدي، تمركزگرايي حاد رسانهها به رويدادهاي مالي پايتخت و مركز است به گونهاي كه استانها سهم چنداني از انتشار اخبار ندارند.همچنين بيتوجهي به بازخورد خبري از رسانهها را ميتوان از اشكالات آنها دانست زيرا رسانهها به صورت سازمانهاي تكصدا و با استفاده از مدلهاي تزريقي به كار خود ادامه ميدهند.
اشكال بعدي نيز تعداد بيشمار خطاهاي حرفهاي است كه در قالب انتشار اصلاحيه و تكذيبيه نمود پيدا ميكند. اين در حالي است كه هر خطاي خبرنگار به معناي از دست دادن منافع اقتصادي هزاران سهامدار است.
دولتزدگي رسانهها
ايلچي نفوذ دولت در رسانهها را از ديگر اشكالات رسانهها دانست و گفت: هنوز سهم دولت در رسانهها در مقايسه با بخش خصوصي، بسيار بالاست و اين نشان ميدهد كه نهادهاي تحليلگر بخش خصوصي و شركتهاي مشاوره سرمايهگذاري نتوانستهاند جايگاه شايسته خود را در رسانهها بيابند.
وي ادامه داد: به دليل بالا بودن تعداد رويدادها در بازار سرمايه، رسانهها كمتر به تحليل ميپردازند و از تحليل رويدادهاي متوالي جا ميمانند و نميتوانند به نياز مخاطب در اين بخش پاسخ دهند كه مصداق بارز آن تلفن دهها سهامدار به رسانهها در رابطه با پيگيري اخبار و رويدادهاست كه رسانهها نتوانستهاند به آنها جواب بدهند.
ايلچي در ادامه راهكارهايي براي برطرف كردن اشكالات يادشده پيشنهاد كرد و گفت: در حال حاضر، هزينه مالي دريافت اطلاعات براي مخاطبان در بازار سرمايه ايران، بسيار بالاست يعني آنها براي دستيابي به اطلاعات مورد نظر بايد دهها سايت و روزنامه را به صورت روزانه پيگيري كنند. اگرچه دسترسي به سايتها رايگان است اما مخاطبان، وقت زيادي را براي دريافت آن ميگذرانند، البته در بسياري از بازارهاي مالي دنيا، شركتهاي بورس، اطلاعات خود را به صورت اشتراك به فروش ميرسانند ولي اگر نخواهيم خود را با آنها مقايسه كنيم، بهترين راهكاري كه بايد رسانههاي بورسي در ايران دنبال كنند، تنوع محصولات است.
انتشار گزارشهاي افشاگرانه
اين روزنامهنگار، برخورد با دارندگان اطلاعات نهاني را يكي ديگر از راهكارهاي لازم براي بهبود وضعيت رسانههاي بورسي دانست و گفت: رسانهها بايد با كمك ابزارهاي قضايي مناسب با دارندگان اطلاعات نهاني برخورد كنند تا به اين ترتيب از معاملات غيرمنصفانه جلوگيري شود. همچنين از طريق انتشار گزارشهاي تحقيقي و افشاگرانه ميتوان با دارندگان اطلاعات نهاني برخورد كرد.
ايلچي تاكيد كرد: برخي بر اين باورند كه انتشار گزارشهاي افشاگرانه با روح نظام سرمايهداري و مناسبات بازار سرمايه منافات دارد؛ اما من معتقدم چنانچه اين گزارشها داراي مستندات كافي و قابل دفاع باشد، به رسانه اعتبار ميبخشد. وي سپس گفت: راهكار بعدي، تلاش روزنامهها براي كاهش ريسكهاي غيرسيستماتيك است كه ميتواند از طريق انتشار دقيق اطلاعات شركتها محقق شود كه اين مورد نيازمند همكاري كليه اركان بازار است.البته بايد دانست كه رسانهها نميتوانند جلو ريسكهاي سيستماتيك را بگيرند زيرا بيشتر اين ريسكها منشا غيربازاري دارند.
خبرنگار سهامدار يا سهامدار خبرنگار
اين روزنامهنگار در پاسخ به سوال دنياي اقتصاد در خصوص انجام خريد و فروش سهام توسط برخي خبرنگاران بورسي گفت: زماني كه در حوزه خبري بازار سرمايه فعاليت ميكردم، تصور من اين بود كه يك خبرنگار بورسي نبايد سهام شركتها را داشته باشد؛ زيرا بدون شك، در روند تهيه گزارش و مديريت اخبار رسانه، تاثيرگذار خواهد بود.
اما به مرور زمان چند اتفاق موجب شد در باور من خلل ايجاد شود هرچند ممكن است اين باور اخير هم اشتباه باشد.وي افزود: در سال 83 پس از برگزيده شدن اينجانب در جشنواره رسانههاي اقتصادي كه توسط وزارت ارشاد برگزار شد از طرف سازمان بورس به دارندگان آثار برتر جوايزي در قالب سهام معادل 500 هزار تومان اعطا شد، بنابراين در آن مقطع يا بايد از اين مبلغ ميگذشتم يا سهامدار ميشدم اما به محض دريافت سهام آن را فروختم، چون اعتقاد داشتم خبرنگار نبايد سهامدار شود.
وي افزود: اما بعدها ديدم برخي شركتهاي مهم، خبرنگاران را به مجامع عمومي خود راه نميدهند بنابراين مجبور شدم براي ورود به اين جلسات، سهام 50 شركت را به ازاي هر شركت دو سهم، خريداري كنم كه هنوز هم اين سهام را دارم.البته بايد دانست اگر خبرنگاري سهام شركتي را داشته باشد، رويدادهاي مالي آن شركت را بيشتر مطالعه ميكند.ايلچي يادآور شد: ممكن است اين بحث پيش آيد كه خبرنگار براي پيگيري خبر و در مسير خبر بودن، سهام نخريده است، بلكه براي كسب سود به اين مبادرت ورزيده كه البته اين امر مغاير با اصول حرفه خبرنگاري است و بايد الزاماتي از سوي رسانهها براي اين موضوع طراحي شود.
نقش كليدي رسانهها در بورس
مدير امور بينالملل شركت بورس اوراق بهادار تهران نيز در گفتوگو با خبرنگار ما درخصوص رسالت رسانهها در بورس گفت: رسانهها چه در بورس و چه در حوزههاي ديگر، وظيفه كلي اطلاعرساني را بر عهده دارند اما به دليل اينكه اطلاعات در بورس، عامل اصلي شكلدهنده قيمتهاست، بنابراين رسانهها ميتوانند به عنوان يكي از عوامل شفافيت اطلاعاتي عمل كنند كه عملكرد آنها بر قيمتگذاري اوراق بهادار، به طور مستقيم و غيرمستقيم تاثير ميگذارد.دكتر ابوالفضل شهرآبادي افزود: رسانهها ميتوانند در ايجاد و گسترش شفافيت، تاثير بسزايي داشته باشند و با توجه به دارا بودن مخاطبان زياد و متنوع، در بخش آموزش نيز نقش كليدي دارند.
همچنين نقش رسانهها در تحليل، نظارت و كنترل نيز قابل توجه است و اگر خبرنگاران اين حوزه از تخصص لازم برخوردار باشند در بعد انتقاد و كنترل نقش اثرگذاري خواهند داشت.
اين استاد دانشگاه درباره عملكرد رسانهها در بورس گفت: به نظر من، تلاش زيادي در اين زمينه صورت گرفته و خبرنگاران اين حوزه نيز جدي و موشكافانه عمل كردهاند، اما بايد سطح دانش تخصصي خبرنگاران و نگاه بينالمللي آنان تقويت شود.
وي توضيح داد: خبرنگاران حوزه بورس بايد از طريق تقويت زبان بينالمللي خود، قادر به كسب اطلاعات بازارهاي بينالمللي نيز باشند زيرا بخشي از رخدادهاي بورس، سريع و جديد است و لازم است كه بتوانيم اطلاعات بينالمللي را نيز از مجراي رسانهها منتقل كنيم.شهرآبادي درخصوص نقش رسانهها در گسترش فعاليت سرمايهگذاري گفت: رسانهها در فرهنگسازي نقش اساسي دارند و اگر در اين زمينه به صورت مدون كار شود به نتايج خوبي دست خواهيم يافت اما متاسفانه در بازار سرمايه ما، متولي آموزش و فرهنگسازي وجود ندارد و برنامه سيستماتيكي در اين زمينه نيست و به صورت كلان نيز در اين بخش، كار نشده است.
البته به تازگي بنا شده كه كميته آموزش بازار سرمايه مركب از افراد مختلف از جمله رسانهها تشكيل شود.مدير امور بينالملل شركت بورس در مورد برخورد مديران بازار با رسانههاي منتقد گفت: من اعتقاد دارم كه اگر از سازمانها انتقاد نشود، آنها مثل آب راكد فاسد ميشوند و سازماني كه از منتقد، استقبال نكند، تضعيف ميشود، البته اگر دانش خبرنگاران افزايش يابد، سازمانهاي مورد انتظار از آنها استقبال ميكنند اما در صورت پايين بودن سطح دانش خبرنگاران، مديران بورس نيز انتقادها را قبول نميكنند.
وي افزود: تاكنون مواردي در روزنامهها منتشر شده كه ما از آنها خوشمان نيامده اما درست بوده است.شهرآبادي درباره آموزش خبرنگاران بورسي گفت: آموزش در اين حوزه، به تازگي آغاز شده و خوب است اما كافي نيست و خبرنگاران بايد طي چند سال آموزش ببينند و هر خبرنگار بايد، خود يك تحليلگر باشد و تنها يك خبرنويس نباشد.
از سوي ديگر، بايد به خبرنگاران زبان تخصصي آموزش داده شود تا بتوانند در آزمونهاي بينالمللي شركت كنند.وي درباره عملكرد رسانههاي مختلف در بازار سرمايه گفت: انتظار ما از صدا و سيما برآورده نشده و اين رسانه، نقش كمي در بازار ايفا كرده است زيرا براي تهيه برنامهها، پول طلب ميكنند اما روزنامههاي اقتصادي خوب عمل كردهاند، اگرچه ضريب نفوذ صدا و سيما را ندارند.
شهرآبادي درباره خريد و فروش سهام توسط خبرنگاران بورسي گفت: خبرنگاران اين حوزه، حداقل براي آموزش خريد و فروش و آشنايي با سود و زيان بايد از طريق سايت مجازي بورس، خريد و فروش را انجام دهند، البته براي خريد و فروش آنها در بازار حقيقي بايد محدوديت وجود داشته باشد نه ممنوعيت.
مصائب خبرنگاری در بورس
در همین حال، علیرضا باغانی روزنامه نگار فعال در بازار سرمایه درباره مشكلات خبرنگاری در اين حوزه گفت: به جرات ميتوانم بگويم كه بازار سرمايه سختترين حوزه براي فعاليت خبري است و بنده با 13 سال سابقه فعاليت رسانهاي در حوزههاي مختلف سياسي و اقتصادي، در مدت 7 سال «بورسنويسي» هنوز نتوانستهام آن طور كه بايد و شايد درخصوص اين بازار نوين مالي خبررساني كنم.
وی افزود: اما مشكلات و سختيها و مصائب خبرنگاري در اين عرصه ابعاد مختلفي دارد كه مهمترين آن فعاليت موازي اطلاعرساني در اين حوزه خبري است. شما به طور قطع ميدانيد كه رسانهها به عنوان ناظر مردم بر عملكرد دستگاههاي مختلف اجرايي توانستهاند در مواقع مختلف با قدرت اطلاعرساني و ارائه تحليل واقعبينانه و منصفانه، نقش موثري در تصميمگيريها داشته باشند، در حالي كه متاسفانه در بازار سرمايه چنين رويكردي وجود ندارد؛ چراكه سازمان بورس و اوراق به عنوان نهاد ناظر بازار سرمايه، اطلاعرساني در اين حوزه را به بهانه حساسيت، منحصر به خود كرده است و چه در حوزه اطلاعرساني كلان و چه در حوزه اطلاعرساني شركتي محدوديتهاي متعددي را به وجود آورده است.
باغانی توضیح داد: سازمان بورس، سامانههاي اطلاعرساني متعدد و مختلفي دارد و در يكي از اين سايتهاي اينترنتي هر خبر مهمي كه در حوزه كلان رخ دهد، بلافاصله در اين سايت منتشر ميشود. علاوه براين، رييس سازمان، كه سخنگو هم هست، كمتر به مصاحبه تن ميدهد، در حالي كه سايت تحت نظارت بورس، خبرها و تحولات كلان بازار سرمايه را مطابق با سياستهاي سازمان بورس منعكس ميكند.
وی افزود: در بورس و فرابورس حدود 400 شركت حضور دارند كه براساس ضوابط بايد اطلاعاتهاي خود را در دورههاي 3، 6، 9 و 12 ماهه به بورس ارائه بدهند و همينطور اطلاعات تاثيرگذار بر وضعيت شركت را در هر زمان منتشر كنند. دراين ميان، سازمان بورس هم اعتقاد دارد كه مديران شركتها حق مصاحبه با خبرنگاران را در مورد وضعيت شركت خود را ندارند، در حالي كه اين موضوع اساسا مغاير جريان آزاد اطلاعرساني است.
به هر حال جامعه سهامداري كه به گفته متوليان بازار سرمايه 5/4 ميليون نفر شده است، نياز به اطلاعرساني دارد و اساسا مگر ميشود كه مطبوعات و سايتهاي اينترنتي كه حرفه اصليشان اطلاعرساني و تحليل است، فعاليت خود را تعطيل كنند و مسووليت خود را به سازمان بورس واگذار كنند؟
باغاني در پاسخ به این پرسش كه با توجه به اين كه مديران سازمان بورس با رسانهها مصاحبه نميكنند، چگونه به خبرهاي دسته اول دسترسي پيدا ميكنيد؟ گفت: به سختي؛ البته در سازمان بورس چند مدير از جمله مدير نظارت بر نهادهاي مالي، مدير نظارت بر بورسها و بازارها و مدير روابط عمومي و بينالملل همواره پاسخگو بوده و هستند.
از سويي ديگر مديران شركت بورس كه مجري عمليات بازار است هم پاسخگو هستند و مقوله پرسشگري را قبول دارند. از سويي ديگر، در بازار هم كارگزاران يكي از اركان كارشناسي محسوب ميشوند كه متاسفانه اين گروه هم از گفتوگو با رسانهها منع شدهاند و دليل آن هم براي ما مشخص نيست.
در حوزه شركتها هم كه به محدوديتهاي موجود پيشتر اشاره كردم باغاني در پايان ابراز اميدواري كرد كه جريان آزاد اطلاعرساني در بازار سرمايه مجددا برقرار شود تا از اين رهگذر رسانهها هم بتوانند سهم شايسته خود در راستاي اطلاعرساني شفاف به سرمايهگذاران را ايفا كنند.
ارسال نظر