يکشنبه ۰۶ آذر ۱۳۹۰ - ۰۵:۳۰
با ارایه یک پیشنهاد عملی از سود تیرداد احمدی

بورس نیازی به حمایت دولتی ها ندارد

در حال حاضر نمونه های بسیاری وجود دارد که فردی به عنوان مدیر صندوق تعیین شده اما هیچ گونه اختیاری در خرید و فروش های دارایی های صندوق ندارد. مدیران صندوق ها به شدت نیازمند کنترل دقیق از لحاظ صلاحیت، تحصیلات، تعهد، کفایت و تجربه بوده چرا مدیریت دارایی مردم را در اختیار خواهند داشت. کارایی یک صندوق فقط وابسته به بازدهی آن نبوده و توزیع ریسک به همان اندازه اهمیت دارد. متاسفانه بورس نیز در بررسی عملکرد صندوقها به ارائه بازدهی بسنده کرده و از ارایه شاخصهای مالی رایج بازدهی تعدیل شده بر پایه ریسک خودداری می کند.
کد خبر : ۵۷۷۳۶

گسترش فضای رکود در معاملات سهام و کاهش نسبی حجم و ارزش معاملات در بورس بطور سنتی تفکری را در اذهان معامله گران ایجاد می کند که ناشی از طلب کردن حمایت بازار عمدتاً از سوی نهادهای عمومی و یا به عبارتی بهتر حقوقی های بزرگ است.

اما آیا براستی هر گاه بازار سهام دچار روند فرسایشی معاملات شود لزوماً نهادهای عمومی و یا شرکت حقوقی و شرکت های سرمایه گذاری بزرگ باید از آن حمایت کنند؟

چرا زیر ساخت های بازار سرمایه ایران آنچنان پویا نیست که سایر نهادهای مالی همچون صندوق های سرمایه گذاری مشترک در ابعاد مختلف مجال عرضه اندام پیدا کرده و ناجی بازار در شرایط بحرانی باشند؟

پاسخ این سوالات را در گفتگو با دکتر تیرداد احمدی، کارشناس بازار سرمایه جستجو کرده ایم.

 به عنوان اولین سوال، اینکه تصور شود در شرایط حاکم شدن فضای رکود بر معاملات سهام، شرکت های حقوقی و شبه دولتی باید با ایفای نقش پر رنگ تر در بازار سهام، در برابر افت های شدید ایستادگی کنند، تا چه حدی می تواند منطقی باشد و اصولاً در بازارهای سرمایه دنیا وظیفه حمایت از معاملات در شرایط بحرانی بر عهده چه کسانی است؟

بدون شک رشد و توسعه بازار سرمایه در سالهای اخیر بیشتر از هر عامل دیگری مدیون سیاستهای حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص نحوه اجرای اصل 44 قانون اساسی و حمایت دیگر ارکان نظام بوده است.

مسئولان بازار سرمایه نیز تلاش کرده اند به پشتوانه این حمایت ها و با استفاده از حداکثر ظرفیت های قانونی و توان اقتصادی کشور این بازار را به جایگاه شایسته خود در اقتصاد کشور هدایت نمایند.

بازار سرمایه ساختاری مناسب برای مشارکت مردم در توسعه اقتصادی و در عین حال کسب بازدهی بوده و بستر مناسبی برای تجهیز و هدایت نقدینگی به سمت فعالیتهای اقتصادی مولد می باشد.

مبنای عمده عقود اسلامی در فقه شیعه بر پایه مشارکت و شراکت در سود و قبول ریسک است که منطبق با اصول اولیه بازار سرمایه می باشد.

فراز و نشیب قیمت سهام ذات بازار سرمایه بوده و جلوه ای از توسعه پایدار بازار نهادینه کردن این مفهوم ،ارتقاء فرهنگ سهامداری و تبیین مفهوم ریسک در کنار بازده بین فعالان بازار است.

با این اوصاف به نظر شما بازار سرمایه ایران دولتی نیست ؟

جا دارد از دولتی بودن بازار سرمایه در ایران رفع شبهه گردد زیرا متاسفانه این پارادایم غلط در ذهن بسیاری از فعالان بازار نقش بسته که بازار سرمایه یک بازار دولتی است و حمایت از بازار وظیفه دولت است.

در این رابطه توقع رشد دائمی قیمتها و تأکید بر وجود حمایت همیشگی سهامداران عمده حقوقی و شبه دولتی و یا نهادهای عمومی از روند معاملات و حفظ تعادل در بازار سهام در تعرض با ساز و کار عرضه و تقاضا و به دور از احترام به خرد جمعی بازار است.

یعنی بازار نیاز به حمایت ندارد ؟

این بدان معنی نیست که بازار سرمایه نابالغ و در حال توسعه ما نیاز به حمایت و کنترل ندارد بلکه این حمایتها باید در قالب نهادسازیهای صحیح انجام پذیرد. حتی در کشورهای توسعه یافته نیز حمایت از بازار سرمایه توسط دولتها در شرایط بحران صورت می گیرد.

بحران یک پدیده غیرقابل پیش بینی و غیر تکرار شونده است حال آنکه آنچه در بازار ما به بحران تعبیر می شود بحران نبوده بلکه منتج از سیاست زدگی اقتصاد ما است.

این مفهوم باید در صرف ریسک و متوسط نسبت پی بر ای بازار دیده شود تا در محدوده نسبت پی بر ای پایینتر بازدهی بالاتر جبران پذیرش ریسک های بالاتر را نموده و در محدوده قیمتهای تعدیل شده بر مبنای ریسک از نوسانات شدید بازار کاسته شود.

راهکار پیشنهادی در این خصوص یا مثال واقعی چیست ؟

در بازارهای سرمایه بلوغ یافته دنیا سهامدار عمده به دلیل برخورداری از موقعیت ویژه و دسترسی به اطلاعات درونی شرکت اجازه خرید یا فروش سهام خود را به صورت خرد یا عمده بدون اعلان قبلی ندارد.

به منظور انطباق با این مصداق صحیح بازار گردانی و بازار سازی باید جایگزین حمایت سهامدار عمده در بازار ما گردد که خود یک ابزار موثر برای کنترل نوسانات قیمت سهام می تواند باشد.

متاسفانه در بورس ایران تجربه محدود بازارگردانی به خصوص در شرکتهای با ارزش بازار پایین تجربه ای ناموفق بوده که با توجه به توانایی محدود بازارگردان در عرضه سهم و افزایش دامنه نوسان و حذف حجم مبنا نمادهای تحت بازارگردانی به طعمه ای مناسب برای سفته بازان تبدیل می گردد.

حقیقت این است که در بازارهای سرمایه بلوغ یافته دنیا کنترل روند معاملات از سوی نهادهای شبه دولتی و عمومی بی معنا بوده چرا که به دلیل حضور صندوق سرمایه گذاری مشترک عظیم در بازار که از ابعاد چندین برابری نسبت به شرکت های سرمایه گذاری قدرتمند برخوردارند، عملاً تعادل در معاملات حفظ گردیده و فعالیت آنها در راستای حمایت از بازار سهام صورت می گیرد.

بالاخره راهکار لازم برای حمایت از بازار سرمایه را نگفتید.

از ابتدای سال و در برخی مقاطع پس از سقوط های بازار، حقوقی ها با محوریت سازمان بورس اقدام به تزریق پول و حمایت از بازار نموده اند. از آنجا که این حمایت ها نیازمند هماهنگی های خاص و بعضاٌ زمانگیر می باشد جا دارد تا با ایجاد یک چارچوب و نهادسازی در این خصوص این حمایت ها همیشگی تر، تخصصی تر و هماهنگ تر شود.

مدل مرسوم این قبیل حمایتها در بازارهای سرمایه در حال توسعه دنیا از طریق صندوقهای تثبیت بازار سرمایه(Capital Market Stabilizing Fund) و تزریق پول به این صندوقها صورت می گیرد.

این صندوقها با تلاش برای متعادل کردن روند صعود و نزول بازار و افق سرمایه گذاری بلند مدت برای سرمایه گذاران نهادی خود کسب بازدهی نیز می نماینذ.

ترکیب این صندوق در بازار ما می تواند شامل بانکها، بیمه ها، شرکتهای سرمایه گذاری، صندوقهای سرمایه گذاری، شرکتهای سرمایه گذاری استانی و غیره باشد. جا دارد تا با تاسیس این صندوق حمایت از بازار متشکل، تخصصی و به دور از هیجان شود.

در این میان توجه به یک صندوق سرمایه گذاری مشترک وقتی کلیت بازار در شرایط رکودی است، چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟

کسب سود در بازار صعودی امری طبیعی و قابل تحقق حتی برای سهامداران حقیقی غیر حرفه ای است. کسب سود و مدیریت دارایی در شرایط رکودی و نزولی فعالیتی حرفه ای و حاکی از تخصصی بودن بازار سرمایه بوده که نیازمندی به تخصص گرایی را گوشزد می کند.

ممکن است خواندن روزنامه های اقتصادی و یا جستجو در چند سایت بورسی مبنایی برای تصمیم گیری غیر حرفه ای ها در بازار رونقی و حتی کسب سود باشد ولی تخصصی بودن مبحث سرمایه گذاری و مدیریت دارایی در شرایط رکودی جلوه گر می شود.

به همین خاطر نیاز به وجود صندوق های سرمایه گذاری با مدیریت متخصصین امر احساس می شود که با ایجاد امکان مقایسه سود و زیان کسب شده از فعالیت سرمایه گذاران حقیقی نسبت به بازده خود به عنوان عاملی در نشان دادن تخصص محوری، زمینه جذب حداکثری سرمایه غیر حرفه ای های بازار را فراهم کند که متأسفانه در حال حاضر به دلیل نبود تخصص کافی و مشکلات ساختاری صندوقها این امر محقق نشده است.

 حتی در میان اکثر مدیران سبد دارایی های صندوق های سرمایه گذاری نیز تخصص کافی وجود ندارد؟

بله. در حال حاضر نمونه های بسیاری وجود دارد که فردی به عنوان مدیر صندوق تعیین شده اما هیچ گونه اختیاری در خرید و فروش های دارایی های صندوق ندارد. مدیران صندوق ها به شدت نیازمند کنترل دقیق از لحاظ صلاحیت، تحصیلات، تعهد، کفایت و تجربه بوده چرا مدیریت دارایی مردم را در اختیار خواهند داشت.

کارایی یک صندوق فقط وابسته به بازدهی آن نبوده و توزیع ریسک به همان اندازه اهمیت دارد. متاسفانه بورس نیز در بررسی عملکرد صندوقها به ارائه بازدهی بسنده کرده و از ارایه شاخصهای مالی رایج بازدهی تعدیل شده بر پایه ریسک خودداری می کند.

در صحبت های خود به ابعاد صندوق های سرمایه گذاری مشترک نسبت به شرکت های سرمایه گذاری در بورس های دنیا اشاره داشتید. در ایران این نسبت به چه شکلی است و چه فایده ای دارد؟

همانطور که گفته شد در بازارهای بالغ به دلیل نسبت چندین برابری ارزش بازار صندوق های سرمایه گذاری مشترک به شرکت های سرمایه گذاری، عملاً صندوق ها در نقش حامی بازار، به روند معاملات در شرایط رکودی و صعودی تعادل می بخشند اما در ایران در یک مقایسه کلی ارزش میانگین صندوق های سرمایه گذاری بدون تضمین حداقل درآمد موجود در بازار سرمایه چند صدم میانگین ارزش شرکت های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس است.

جا دارد لزوم حفظ درصد مشخصی از دارایی های صندقهای سرمایه گذاری مشترک بدون تضمین درآمد، در سهام مشخص گردد تا وقتی مدیر یک صندوق تصمیم به فروش یک سهم می گیرد موظف باشد تا سهم دیگری را خریداری و جایگزین کند.

این امر به تعادل رسیدن و پویایی بازار و زمینه رقابت حرفه ای های بازار را فراهم می آورد و از شتاب دادن صندوقها به روند بازار جلوگیری می نماید. بدین سان فارغ از ایجاد تشنج در بازاری که براحتی با سرمایه های اندک تغییر جهت می دهد، صندوقهای سرمایه گذاری مشترک به نوبه خود با گردش دارایی هایشان موجب رونق و افزایش حجم معاملات خواهند شد. ضامنین نقد شوندگی صندوقها نیز می توانند با تسهیل شرایط، صندوقها را از اجبار به فروش سهام در صورت ابطال واحدهایشان یاری نمایند.

 به عنوان سوال آخر در خصوص نسبت متوسط قیمت به درآمدی کل بازار سهام چه نظری دارید؟در حال حاضر آنرا در چه سطحی ارزیابی کنید؟

نسبت پی بر ای بازار سهام باید مشتق معنا داری از نسبت پی بر ای بازار پول بعلاوه صرف ریسک را با خود به همراه داشته باشد. مگر آنکه سهامداران با نگاهی به متغیرهای کلان اقتصادی و ترسیم چشم انداز رشد قابل تصور در آینده حاضر به پرداخت مبالغ بالاتری برای خرید سهام باشند.

در پایان این نکته را یادآور می شوم که تمرکز صرف به شاخص های بازار سهام صحیح نبوده چرا که اصرار به مثبت بودن مداوم شاخص ها در حالیکه عملاً بخش عظیمی از شرکت های بورسی ما تولید کننده محصولاتی با قیمتهای مرجع جهانی هستند و طبیعی است که با تبیین رشد پایدار در زیر ساخت های توسعه ای بازار سرمایه همسو با شاخص بازارهای مالی دنیا، شاخص های بورس ما نیز نوسان کند.

رشد دائمی شاخص بازار الزاماٌ دماسنج عملکرد مثبت نهاد ناظر نیست بلکه تجلی عملکرد آن در بهبود دائمی شفافیت اطلاعات، رونق کسب و کار وحجم مناسب معاملات و توسعه پایدار بازار است.



اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
ناشناس
مردو نظر میدهی برای مملکت وواقعا دلت میسوزه یه گوهی بخور نظرت اقتصادی باشه نه از روی جهالت وکم خردی نظری بده گوهی بخور تولید ناخالص بره بیشتر مردک کودن
ناشناس
........ بورس میرفت بالا تورم بود تو کشور یا دلار رفت بالا تورم شد پس چه گوهی خوردین به همراه ۲۴....... دیگر که بالا رفتن شاخص تورم زاست میخواستین پولو فراری بدین بره سایر بازار ها وای به مملکتی که کارشناس اقتصادیش خری مثل تو باشه
ناشناس
....... شما چیکاره بودی به رییس جمهور به همراه ۲۴..... نامه نوشتی نتیجه نامه شما از دست دادن سرمایه ما شد الاغ تو کارشناس گوهی
شیرین
استاد ما هستن دیگه همیشه عالین حتی اظهار نظراشون لذت میبرم چنین فردی استادمه
شیرین
استاد ما هستن دیگه همیشه عالین حتی اظهار نظراشون لذت میبرم چنین فردی استادمه