يکشنبه ۰۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۰

مخالفان دولت با آقای مشایی ارتباط دارند

کد خبر : ۵۷۸۰۲

گفت و گو با سید ضیاء هاشمی رئيس اتحاديه تهيه كنندگان سينماي ايران

از دیدگاه سید ضیاء هاشمی جایگاه خانة سینما کجاست ؟
خانه سینما از بدو تولد تا زمان حضور سیف الله یک سری اهداف صنفی را دنبال میکردند و جایگاه ویژه ای نداشت. بعد از حضور سیف الله داد خانه سینما معنایی جدید پیدا کرد. صنوف مختلف شکل گرفتند، تعاریف روشن شد، اهداف و کارکرد ها مطرح شد. این اتفاقات تا زمان آقای جلوه به وقوع پیوست. در زمان جلوه حضور دولت ملموس تر شد و تعاریف معنی دیگری پیدا کرد. آقای جلوه با رفتاری که نشان داد و بی اطلاعی کاملی که از سینما داشت وقوع اتفاقهای مختلف و غیر طبیعی را در خانه سینما رقم زد.
اساسنامه خانه سینما تعریف روشنی دارد. حدود فعالیت ها را کاملا بیان میکند، اولین نکته اش این است که جامعه سینمایی باید تولید و توزیع نمایش را به همراه داشته باشد و قرار است با تغییر مدیریت ها مواضع و طریقه اجرایش تغییر نکند، ساختار کلی اش ثابت باشد. ساختار میتواند اصلاح شود ولی نه اینکه با تغییر هر مدیر و مسئول ساهتار دگرگون شود. که این اتفاق در زمان جلوه به وقوع پیوست.

یعنی خانه سینما یک جایگاه صنفی مستقل از دولت است وخصوصی است؟
دقیقا. دولت تنها در یک سری امور باید حضور داشته باشد، ما هم با این موارد خاص موافقیم. حضور دولت در جاهایی باید باشد که بودجه در اختیار موسسات و سازمانها مانند خانه سینما میگذارد و در واقع دولت ناظر هزینه کرد این بودجه است. دولت با هر گرایش فکری برای ما مهم نیست؛ دولت جمهوری اسلامی است. باید ناظر مالی این سیستم باشد تا سیستم خطا نرود اما اجرا کاملا به سلایق افراد مربوط میشود. من یک جور اداره میکنم، آقای کریمی یک جور، آقای عسگر پور یک مدل دیگر. مثلا به نظرم مدیریت آقای عسگر پور فاجعه است. منظورم این است که اجرا و مدیریت ایشان چهار چوب مشخصی ندارد.
چون باب تعبیر در اجرا باز است لذا روشن است با شیطنتهایی که دوستان در روزهای حضور خود انجام دادند و اساس نامه خانه سینما را تغییر دادند، مثلا بدون اینکه شرایط حذف یک صنف به وجود آید یک صنف را حذف کردند و یک صنف دیگر که به نگاهشان نزدیک بود را ایجاد کردند. این فساد است. اینها در زمان آقای جلوه بیچاره اتفاق افتاد. جلوه از این اتفاق بی اطلاع بود. اصلا نمیدانست اساس نامه خانه سینما برای تغییر اول باید به تایید شورای فرهنگ عمومی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برسد و بعد در موسسه شرکت ها ثبت شود. اما این آقایان بدون اطلاع شورا و وزارت به صورت غیر قانونی تغییرات را در ثبت شرکت ها ثبت کردند.
انگار شیطنت کرده اند یعنی نقشه ای دارند و میخواهند ساختار خانه سینما را تغییر دهند! مثلا این مجمع عمومی که خانه سینما دارد غلط است.
مجمع عمومی، مجمع عمومی است. نمیتوان از هر صنف یک دانه انتخاب گزینش کرد. البته زمان من هم این فاجعه بود. من میخواهم بگم این غلط است. باید هر ۲ سال یک بار یک محل مناسب مثل سالن وزارت کشور را گرفته شود و همه اعضای سینما را دعوت کنیم و مجمع عمومی خانه سینما را برگزار کنیم. حالا اگر از ۴ هزار نفر، ۲ هزار نفر هم بیایند کفایت میکند. یعنی چی با ۲۹ نفر که همیشه ثابت هستند و برای سینما تعیین و نکلیف میکنند. همین اقلیت تغییر مدیریتها را به وجود میاورند. همه جای هانه سینما ایراد دارد. همه صنفها موروثی شده و دیگر شکل صنفی ندارد. مجمع اش مجمع عمومی نیست یعنی در هیچ قانونی به شما اجازه نداده اند مجمع عمومی را خلاصه کنید.

خوب جایگاه دیروز و اتفاقاتی که بر سر خانه سینما آمده است را شنیدیم؛ جایگاه امروز خانه سینما کجاست؟
امروز در ظاهر خانه سینما یک جای منسجمی است که در مقابل دولت قد علم کرده است و یک اپوزیسیوم در برابر دولت محسوب میشود. اما به نظرم این حرف ها شوخی است. اولا که این دومین دولت سینمایی جمهوری اسلامی ایران است (دیروز سیف الله داد و امروز جواد شمقدری ) چرا با مدیران قبلی برادر خواندگی داشتند و در مقابل مدیران امروز که سینمایی تر هم هستند مقابله میکنند ؟

خانه سینما اپوزوسیون نیست، موافق هم نیست، خوب پس چی هست ؟
اپوزیسیون معنای روشنی دارد یعنی شما حاکمیت را قبول ندارید و با آنها مقابله میکنید وقتی بعضی از آن ها با دفتر مقام معظم رهبری ارتباط دارند، گروهی دیگر با شهرداری و گروهی هم با بدنه دولت و گروهی هم حوزه هنری ؛ پس شوخی است اگر بگویند اپوزیسیوم اند. این وسط آنهایی هم که با دولت مخالف هستند با آقای مشایی ارتباط دارند. حالا این میشود اپوزوسیون؟

این صحبت ها همه درباره جایگاه سیاسی و بوریکراتیک خانه سینما بود. جایگاه خانه سینما از نظر سینمایی کجاست؟
جانا سخن از زبان ما میگویی. به محض دریافت جایگاهشان شما را هم مطلع میکنیم. اگر این جایگاه نا مفهوم نبود که ما سرتاپا روبروی اش نمیایستادیم.

اگر با همین شرایط امروزی و با تمام انتقاداتی که از مدیریت خانه سینما دارید دوباره مدیریت خانه سینما به گردن شما بیافتد رویکردتان نسبت به خانه سینما همین رویکرد امروزتان است یا نه به همان جایگاه قبلی که در زمان مدیریتتان داشتید برمی گردید؟
قطعا همین گونه که میگویم انجام میدادم. مدیریت دیروز مال دیروز بود. مدیر امروز باید قدرت جمع را اضافه کند. اگر اعتقاد دارد باید برای سینما کار کرد باید خانه سینما را به سمتی ببرد که صنوف اصلی سینما قدرت اجرایی داشته باشند یعنی صنف سینمایی مان از طریق یک مجمع عمومی که تشکیل شود. نمیشود بگوییم ۲۹ نفر به جای مجمع عمومی تصمیم بگیرند. مثلا من اعتقاد دارم که تهیه کننده به هیچ وجه نباید عضو خانه سینما باشد. در هیچ جای دنیا کارگذار و کارفرما با همدیگر نیستند، مثل آب و روغن که نمیتوانند با همدیگر مخلوط شوند جایگاه این دو را نیز نمیتوان یکی کرد و باید از هم جدا باشند. یک تعداد دیگری از صنوف هم باید بروند کنار، مثل سینماداران، اینها صنفهای کار آفرین هستند. باید این صنوف در مقابل همدیگر قرار بگیرند و از حقوق اعضایشان دفاع کنند. به این ترتیب با چالشهایی که بین خانه سینما و صنوف مختلف به وجود میآید باعث زنده شدن حقوقمان میشود. وقتی ما با هم باشیم اصلا نمیتوانیم از حقوق مان در برابر هم دفاع کنیم. الان انتخابات در لابیهای کثیف به وجود میآید یعنی اگر از ۲۹ نفر ۲۵ نفر را به هر دلیلی بخری، خرید نه به این معنا که پول بدهی، موضوع اخلاق است یا بگوییم تشویق کنی رای را برده ای. هر کس از یک مجمع عمومی بزرگ انتخاب شود قدرتش بیشتر خواهد بود. ۲۵ نفر لابی بدی است. حتی اگر ترکیب مورد پسند من هم باشند باز آدمهای ضعیفی هستند برای اینکه پشتیبان شان ۲۵ نفر است و نه ۲۵ صنف.

«طریقه مدیریت آقای عسگر پور فاجعه است» این جمله شماست؛ درباره این فاجعه صحبت کنید؟
بحث اصلا شخصی نیست. باید خانه صنفی سینما را به وجود آوریم و برای اعضایمان کار و تلاش کنیم، برای بیمه شان تلاش کنیم، برای مسائل رفاهی شان، برای فعالیتهای صنفیشان. آرمان ها و امنیت هنری شان. مدیریت امروز خانه سینما هیچ کدام از این کار ها را انجام نمیدهد. بیمه را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام میدهد و ربطی به خانه سینما ندارد. تنها کاری که انجام میدهند باند سازی و دسته بندی، خوب و بد کردن و صنف سازی و انهدام صنف قدرتمند و پنهان شدن پشت شکل اپوزیسیون است که اپوزیسیون را هم خراب میکند. جشن برگزار میکنند تا تمام عالم و بی بی سی و voa بفهمند که حالشان خوب نیست و حال بدشان را نیز جشن میگیرند. کارشان برپایی شرکت همایشکاران است. همین جوری همایش و جشن برپا میکنند. این شوخی ها چی است اصلا آبروی هر چی جشن است را بردند. مزه جشن سینمایی را هم از بین بردند. اصلا معنی ندارد ۱۰ تا جشن سینما برگزار شود. شب فلان، روز فلان، تولد فلانی دیگر جذابیتی به عنوان جشن سینمایی به وجود نمیآید. این چه مدیریتی است؟! در تمام جشن هایشان هم برگزیدگان بین ۴ - ۵ نفر مشخص میگردد من به این جریان و اتفاقات نقد دارم. اتفاقات کاملا به شکل تابلویی انجام میشود. فیلمی که هیچ ارزشی ندارد در باند خانه سینما نامزد ۱۰ جایزه میشود.
به نظر من یک جریان فکری پشت این قضیه است. که چیز دیگری را نمایان میکند. بیش تر شبه جریانی برای دلخوش کردن رسانههای بیگانه است و بیگانه نوازی است. در حالی که چقدر آدم سینمایی داریم که گرفتاریهای شدید مالی دارند و در زندگی و کارشان گیر هست، چرا در مورد آنها فکر نمیکنیم . اینها وظیفة ما است.

در مورد برخی از اظهار نظرهای شتاب زده شما سوال دارم. چه در قدیم، چه در امروز. مثلا در گذشته شما برخی از اعضای اتحادیه که امروز همکارتان هستند را فاسد خواندید؛ مثلا ًدر مورد موضوع ترانسفر گوگوش درباره مرتضی شایسته گفتید اینها فاسدند و امروز با مرتضی شایسته...، همین اظهار نظرها امروز هم دیده میشود. مثلا مناظره هایتان با منوچهر محمدی. به نظر میرسد سید ضیاء هاشمی در اظهار نظرهایش شتاب زده عمل میکند؟
نه. شتابزده نیست. سربزنگاه است. موضع گیری در لحظه بحران است. نمیگذارم زمان شامل شود و بعد خوب و بدش کنم. جوانب احتیاط را رعایت نمیکنم. وظیفه و واجب، درنگ نمیخواهد. در هر موقعی همانی که باید و موضعی را که باید گرفتهایم. زیرا آموخته ام که ملاک و میزان، حال افراد است.

مناظره ها و بگو مگو ها با خانه سینما چطور؟ تقریبا همین آخری ها بود که لفظی را استفاده کرده بودید و بلافاصله معذرت خواهی کردید.
از خبرگزاری فارس تلفنی به من زدند و سوالی پرسیدند، من در جواب گفتم «نمی دانم کسی که۴ میلیارد به خانه سینما میدهد یا هدف پول شویی دارد و یا... » اما آن ها جمله را عوض کردند، نوشتند «کسی که ۴ میلیارد به خانه سینما میدهد هدف پول شویی دارد» فقط یک «یا» فرق دارد اما معنی آن کاملا عوض شده است. حتی بعد از این جمله برای خبرنگار توضیح هم دادم اما باز منظور من را درج نکردند.
در رابطه با منوچهر محمدی هم ایشان، بی ادبی کردند و در کاری که اصلا ربطی به ایشان نداشت پا جلو گذاشت و گفت « کی میخواهی بری». اصلا به ایشان چه ربطی دارد که من کی میروم. گفتم اگر محکوم شوم میروم، دادگاه هنوز محکومیتی صادر نکرده است. حتی وقتی صحبتهای آقای محمدی را به قاضی گفتم ایشان تعجب کردند. پس منوچهر محمدی و خانه سینما تهاجم و حمله کردند. باید واکنش میدیدند که واکنش به شخص نبود و به جریان بزک کرده ای بود که سینمای شریف ایران را نشانه رفته است .

یعنی رویکردتان نسبت به دیگران با عوض شدنشان عوض میشود و بعضی وقت ها شیطنتهای مطبوعاتی است که حرف شما را عوض میکنند؟
نه من قاطع ام. تاریخ قضاوت خواهد کرد .

زمان آقای احمدی نژاد در شهرداری شما اپوزوسیون ایشان بودید؟
من اپوزوسیون نبودم. مهم ترین موضع گیری من راجع به ایشان در یک برنامه ای بود که قبل از انتخابات همه کاندیدها راجع سینما حرف زده بودند. آقای احمدی نژاد بدترین حرف را زد. گفت «سینما یک جای رها شده و ول است.» من هم در جواب گفتم شهرداری که بیشتر رها شده و ول است. به عنوان مدیر عامل خانه سینما قطعا میبایست صیانت از هنرمندان سینما و ارزششان را یاد آور میشدم که شدم. درست است که سینما نقصان دارد ولی کلمه ول حرف پسندیده ای برای نامزد ریاست جمهوری نبود و من محکم روبروی آن ایستادم.

اختلافات سر ساختمان زمان شما بود؟
بله زمان من بود ولی با آقای احمدی نژاد مشکل نداشتیم. قبل از اینکه آقای احمدی نژاد شهردار بشوند یک ملک را برای خانه سینما خریده بودیم. یکی از بخشهای شهرداری مانع کار ما شده بودند و زیر بار نمیرفتند. اینقدر بازی در آوردند و در سیستم پیچیده شهرداری چرخاندنمان تا به نتیجه رسیدیم که در ازای آن ملک، یک ساختمان در خیابان وصال به خانه سینما دادند. این توافق هم دوران آقای قالیباف اتفاق افتاد. یعنی از دوران اصلاحات ماند تا دورا ن آقای قالیباف توانستیم این جابه جایی را انجام دهیم. خلاصه اینکه من از سینما دفاع کردم تا آخرین روز هم ایستادم. بعد از پیروز ایشان در انتخابات در جلسه ای، یک سری مذاکره انجام دادیم که نگذاشتیم جایی منعکس شود.

هنوز هم نمیخواهید از مذاکرات صحبت کنید؟
گفتم که قرار بر این شد صحبتی از آن ها نکنیم.

در جلسه افطاری امسال در نهاد ریاست جمهوری صحبتهای شما در مقابل آقای احمدی نژاد خیلی جالب و دوست داشتنی بود. حالا چند لحظه به عقب برگردیم. قبل از اینکه از روی صندلی بلند شوید و به پشت تریبون بروید. من ردیف جلوی شما نشسته بودم. آقای فرح بخش و علی روئین تن کنارشما بودند. لحن شما در پشت تربیون با لحن شما وقتی که روی صندلی بودید خیلی فرق میکرد. ادبیاتتان کاملا عوض شد. من به این میگویم رفتار دوگانه، تناقص رفتاری، شما چه میگویید؟
من بخواهم و یا نخواهم ممکن است از آقای احمدی نژاد خوشم نیاید ولی الان به عنوان رئیس جمهور ایران هستند و نمیتوانم به ایشان بیاحترامی کنم.
تازه مگر شما در منزل کت و شلوار میپوشید ؟ قطعا پیژامه میپوشید. در محل کار و جای رسمی کت و شلوار. حال اگر کسی شما را با پیژامه دیده باشد باید تحلیل پیژامه ای برای شخصیت شما لحاظ کند ؟ یا بگوید شما دو گانه میپوشید و یا شخصیت شما دو گانه است ؟ نه پسرم. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

از یک جلسة رسمی صحبت می کنیم و شما می گویید مگر در خانه کت و شلوار میپوشند؟! من هم دقیقا همین را می گویم، هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. شما وقتی وارد آن مهمانی شدید به عنوان یک شخصیت حقوقی دعوت شدید نه یک شخصیت حقیقی. به همین دلیل باید یک سری از رفتار ها و باید ها را رعایت کنید. حالا با کت و شلوار یا با بیژامه(!)
سوال اصلی همین بود که سید ضیا هاشمی در بسیاری از مواقع موضع گیری دقیقی ندارد و یا بسیار شتابزده عمل میکند. که دربارهاش صحبت کردیم. بگذارید بگذریم. سید ضیا هاشمی دوست دارد یک مدیر دولتی باشد یا یک تهیه کننده سینما؟ اتفاقی و رفتاری که ما امروز میبینیم احساس میشود دوست دارید یک مدیر باشید تا یک تهیه کننده؟
خیلی وقت است کارهای اجرایی انجام میدهم، از زمان حضورم در حوزه تا امروز. تهیه کنندگی و فیلم سازی را واقعا دوست دارم اما اجرا کاری است که از دستم بر میآید. به یک موضوع که برخورد میکنم که دغدغه ام بوده فوری موضوع را تبدیل میکنم به یک موضوع ملی. مثلا الان سال هاست سیستم مکانیزه نشدن سینما عذابم میدهد. چرا فروش ما نمیتواند آنلاین باشد. مشکل هم مدیریت سینما است. چرا که مدیریت ثابت ندارد. مدیر متغیر هم به موضوعات آنی و امروزی فکر میکنند و هیچ کدام از مدیران سینما برای آینده فکر نکردند.به نظرم مشکل اول سینمای ایران سالن سینما است، مشکل دوم سالن سینماست، مشکل سوم هم سالن سینماست، مشکل چهارم هم سالن سینما است، مشکل پنجم فیلم است. تهران وقتی حدود ۲میلیون ۵۰۰ هزار نفر جمعیت داشت، ۱۱۲ سالن سینمای سرحال و در حال کار داشت. الان ۱۰ میلیون جمعیت روز و شبمان است؛ حداکثر ۷۰ تا سالن داریم که اکثراً هم به درد نمیخورند. سالن سینما باید دغدغه شهرداری باشد، دغدغه بنیاد مستضعفان باشد، اما نیست. سینما دغدغه هیچ جا نیست.

دو فیلم اکران نشده در کارنامه شما دیده میشود؟
فیلم پرونده هاوانا که آنقدر قدیمی شده است که خودمان نیز تمایل به اکرانش نداریم. البته توقیف هم نشده است. یک اختلاف شخصی بود نه توقیف دولتی. اما فیلم زمهریر هنوز کهنه نشده است ولی توقیف است که دارد کم کم کهنه میشود.

آخرین فیلمتان زمهریر است که دو سال از ساخت و توقیفش میگذرد. فکر نمیکنید دو سال زمان زیاد باشد برای کسی که میگوید علاقه اصلی ام فیلم سازی است؟
بله زمان زیادی است. ولی واقعیتش این است که اجرا بسیار وقت گیر است. مثلا بین اعضای اتحادیه کسانی که مسئولیت داشتند و دارند هم زمان جاهای دیگر هم هستند. حتی هفته ای یک بار هم جلسه نمیروند. بازم برای مثال مدیریت خانه سینما از روز اول مدیریت تا الان سه سریال ساخته و دو سه تا هم تله فیلم. این نوع مدیریت کردن از نظر من اشکال دارد. یا باید مرد و مردانه اجرا را چسبید و یا فیلم سازی را.

یعنی نمیشود مثل بسیاری در خانه سینما هم زمان دو کار کرد؟
برای همین است که این همه اشکال داریم. مدیر فعلی خانه سینما در ۳ سالی که از عمر مدیریتش میگذرد چندین کار انجام داده. یک سریال که ۶ ماه طول میکشد در آن ۶ ماه کی مدیریت میکند؟ جواب میدهند سیستم را طوری طراحی کردیم که بشود. کدام سیستم؟ برای همین اعتقاد دارم تمام کسانی که ۱۰ جا هستند دارند به ۱۰ جا آسیب میزنند. البته میتوانستم فیلمی بسازم که فقط اسمم پای فیلم باشد. بحث مالی اش هم برایم خوب بود. اما این کار را نکردم.

سر فیلم زمهریر خودتان بودید یا فقط اسمتان به عنوان تهیه کننده آمده؟
قطعا تهیه کننده زم هریر منم. چه اسما و چه رسما

پس چرا میگویند شما دوست ندارید فیلم زمهریر اکران شود ؟

نه این طور نیست. ما مرتب پی گیر هستیم. ولی انگار میخواهند زمان سوخته به فیلم بدهد. اگر قرار باشد فیلم زمهریر اکران شود و در سکوت گم بشود بهتر که اکران نشود. اما زمان قاضی خوبی برای زم هریر خواهد بود.

اول اسم توقیف را از روی فیلم بردارید بعد بگوید نمیخواهم اکران بشود.
دولت این کار را نمیکند. اکران زمهریر جرات میخواهد. برای اکران فیلم حتی یک پلان اصلاحی هم نداده اند. ما خودمان فیلم را کوتاه کردیم اما باز هم فیلم را ندیده گرفتند. با این وجود به شدت دنبال اکرانش هستم ولی نه زمان سوخته. زم هریر از خودش دفاع خواهد کرد .

«سید ضیاء هاشمی آمده تا انتقام آن شب کذایی برج میلاد را بگیرد» این حرفهای درگوشی است که به گوش ما هم رسیده است. صحبتهایی که در برنامه دو قدم مانده به صبح گفتید را یادآوری میکنم. اگر یادتان باشد گفتید «کاری میکنم که اهالی رسانه و مطبوعات نتوانند به این راحتی بیایند فیلم ببینند و بروند»
آن که اعتقادم است. الان هم دارم تلاش میکنم تا آن کار را بکنم. ولی این که انتقام نیست. طرح اولیه نقد و بررسی از طرف خود من بود. اولین بار در کن جلسات پرسش و پاسخ بعد از فیلم را دیدیم خوشم آمد، آمدیم دراین جا هم اجرا کردیم. منتها این جا بد اجرا شد خصوصا در چند سال اخیر که برنامه دست یک عده آدم گردن کش افتاد که فیلم را نقد کنند برای رو کم کنی میآیند و منیتشان را به رخ میکشند . حرف من چیز دیگری است. میگویم چرا همه مطبوعاتی ها را یک جا جمع میکنید. اینها یک جا باشند خودنمایی میکنند.

اصلا خاصیت برج میلاد همین است که همه یک جا جمع میشوند. و میتوانند عوامل را ببینند و صحبت کنند. بعضی وقت ها هم این میشودآفتش
آنروزی که من این حرف را زدم به قول شما شتابزده بود. ولی به عنوان کسی که این ایده را داشته و اجرایش کردم، معتقدم که باید در جاهای مختلف همه فیلم را ببینند از یک ساعت به بعد فیلم دیدن تعطیل بشود. جلسات مصاحبه مطبوعاتی و گفت و گو برپا شود.

شما این را در نظر بگیرید یک نفر در اریکه ایرانیان فیلم میبیند، میخواهد برای جلسه نقدفیلم به سالن کنفرانس میلاد بیاید. این شدنی نیست
باید سختی بکشند. مثل طلبه ای میماند که امروز داخل حوزه ای مینشیند و همه امکانات برایش فراهم است. چراغ دودی هم در کار نیست. معلوم است از این طلبه، دیگر مقدس اردبیلی در نمیآید.

مدل تلاش عوض شده قرار نیست از اینترنت استفاده نکند، از امکاناتی که وجود دارد استفاده نکند. تلاش کردن درست اما نه دوری از امکانات.

سید ضیا هاشمی جاهای مختلف شراکت و مدیریت کرده است. سینماگستر، پردیسزندگی، پخش نمایشگران و... اما همه تعطیل شدند. چرا؟ و دوم، چرا رفیقهای صمیمی شما در این روند کاری یک دفعه به دشمنی جدی تبدیل شدند؟ حتی استعفای شما از خانه سینما هم همین بوها را میداد؟
این از ضعف فرهنگی کشورماست. من چون عملکرد زیادی داشتم بیشتر دیده شده است. همه همین جور بودند شما تمام آدمهای بزرگ که جاهای مختلفی بودند را ببینید، انوار، بهشتی، وزیری که رفت رئیس جمهور شد؛ الان کجا هستند؟ آقای احمدی نژاد همان احمدی نژاد ۴ سال قبل است؟ یا آقای مشایی همان آدم ۴ سال قبل است؟ قطعا اجرا آدم ها را عوض میکند یا به سمت بهتر شدن یا به سمت بدتر شدن.

چرا هر روز یکی از دوستان صمیمیتان از شما جدا میشود؟ مثلا علی معلم.
از شوکران به بعد با علی معلم ارتباط مان قطع شد و اینجا هم به خاطر من استعفا نداد.

با علی اکبر ثقفی چطور؟ با مهندس نجفی؟ با این دو که رابطه تان خوب بود ولی ناگهان همه چیز به هم خورد
خدا انشاء االله همه جریانات را روشن خواهد کرد. من از اول تا آخر همین بودم اما آنها خیلی عوض شدند و امیدوارم همه چیز رو شود که میشود.

یک نظر شخصی: سید ضیاء هاشمی بعضی وقت ها برای ساختن تخریب میکند و بعضی وقت ها هم برای بزرگ شدن کوچک میکند. این ها از لحن صحبت ها و نامه هایش دیده میشود
در یک جلسه مطبوعاتی همین سوال را از من پرسیدند. همه میگویند لحن صحبتت تند است. بعضی گفتند فحاشانه است. گفتم تمام مطالب من در این دو سال اخیر را بیاورید هر کدام فحاشی بود حرف شما درست. همیشه انتقادم را کامل گفتم و شاید لحنم خیلی تند باشد ولی واقعیت را گفته ام. حالا درست یا غلط نمیدانم. میگویند وقتی سگ به سمتت حمله کرد اگر در بروی میدود تا پاچه ات را بگیرد و اگر جلویش بایستی و به سمتش حمله کنی فرار میکند. من از این رویه استفاده کردم. البته از بعد از جشنواره فجر. تا قبلش برای همه کوچکی میکردم تا رابطه ها درست شود اما ناچار بودم از جشنواره فجر به بعد رویه را عوض کنم. منتها فحاشی نکردم، بی احترامی نکردم، اما حمله کردم و اعتقادم این است که خیلی از دوستان در حق سینما و بعد من نامردی کردند.

جریان مهندس نجفی چه بود؟ چرا استعفا داد؟
از روز اول به مهندس نجفی اعتقاد نداشتم. دقیقا مهندس همین خیانت را در خانه سینما به من کرد. همین بلا را سرم آورده بود. در خانه سینما یک دفعه به روزنامه ها اطلاع داد که من استعفاء دادم. این بار به پیشنهاد دوستان با هم جلسه گذاشتیم، قرار شد دیگه از آن کار ها نکنیم. و اصلا تا الان نفهمیدم برای چه استعفاء داده در این مدت هم مرتب من را تحت فشار قرار میداد. یک بهانههایی میگرفت که قهرکند. مرتب دوستان به دفتر هایشان دعوتش میکردند، اما اینها رسانه ای نمیشود و فقط استعفاء مهندس رسانه ای میشود.

چرا اینقدر زود جواب میدهید؟ اگر کسی از شما انتقاد کند یا حرفی درباره شما بزند در روزنامه فرداصبح جوابیه سید ضیاء هاشمی چاپ شده است.
اصلا به خاطر همین، من مورد علاقه روزنامه نگاران هستم. همیشه در دسترس هستم. تا بگویند فلانی فلان حرف را زده من شروع میکنم به جواب دادن.

این بد نیست؟
چرا، اگر من سیاستمدارانه عمل ننم و موضع نگیرم آن وقت مثل همه آدم ها خوب به نظر میرسم. من هیچ مصلحتی را در هیچ موقعیتی اولویت قرار نمیدهم. این عیب من است. اگر مصلحت اندیشی میکردم امروز قضیه خیلی فرق داشت. همین رفتار من و عدم رعایت مصلحت اندیشیم باعث شده که خیلی وقتها به خاطر زبان تندم سر سبزم به باد برود.

به همین دلیل میخواهم ازتان بپرسم که قبول دارید پختگی رفتارتان به سفیدی مویتان نیست؟
قبول دارم. اما دلیلیش این است که اعتقادی به مصلحت اندیشی ندارم.

قرار شد وقتی وارد این جایگاه جدید میشوید بزرگتری کنید، ولی درگیری ها بیشتر شد، تناقص ها بیشتر شد.
همه اینجا خودشان را به خواب زدند. مصلحت کل سینما را نمیبینند و فقط به خودشان فکر میکنند. من اگر تندی میکنم برای این است که مصلحت خودم را نمیبینم و فقط سینما را میبینم.

چرا لحن صحبت هایتان با لحن نامه هایتان فرق میکند؟ سید ضیاء وقتی صحبت میکند چه در گفتگوهایش چه در مصاحبه هایش خیلی عادی صحبت میکنید ولی لحن نامه ها لبریز از استعاره و کنایه است.
ادبیات کلامی با نوشتاری خیلی فرق میکند. البته در مورد من چون خیلی حرف میزنم بیشتر معلوم است.

اگر بخواهید در یک جمله آینده خانه سینما را بگویید، به کجا میرسد میرسد به اینجایی که الان داشتید تعریف میکردید؟
خانه از پای بست ویران است.

منبع: سینما رسانه

اشتراک گذاری :
ارسال نظر