فساد اقتصادی اخیر نتیجه بیتوجهی سران قوا به فرمان 8 مادهای رهبری است
کد خبر : ۵۸۲۳۵
ایلنا: حمید رضا ترقی، معاون بین الملل حزب موتلفه اسلامی با انتقاداتی که
نسبت به سه قوه دارد مشکل فساد اقتصادی اخیر را در بیتوجهی سران قوا به
فرمان هشت مادهای رهبری دانسته و عنوان میکند «رهبری تاکید کردند که هر
سه قوه به فرمان ۸ مادهای عمل نکردند، یک روز سخت گرفتند و روز دیگر
نظارتی نداشتند نتیجهاش این میشود.»
وی همچنین بر این عقیده است که آقای احمدینژاد از ظرفیتهای خوب انقلاب استفاده نکرد و عنوان میکند که شاید ۸۰ درصد این ظرفیت بلا استفاده بوده است.
ترقی با تاکید بر اینکه کنار گذاشتن این طیف ظلمی در حق انقلاب است تصریح میکند «اگر این ظرفیت دولت به کار گرفته میشد میزان پیشرفت کشور به لحاظ کیفیت و کمیت چند برابر میشد دولتهایی که از ظرفیتهای نیرو انسانی با تجربه و متخصص درست استفاده کنند قطعا توفیقاتشان بیشتر است.»
مشروح گفتوگوی ایلنا با حمیدرضا ترقی را در ادامه بخوانید:
** ریشههای فساد اقتصادی پیش آمده را در چه میبینید؟ آیا فرار قانونی بوده یا جریان خاصی این فساد را هدایت میکردند؟
حادثه اختلاس و واقعیت اصلی آن متاسفانه به سیاسی شدن مسایل در کشور مرتبط میشود، نکته دوم توصیههای رهبری در پیام ۸ مادهای سال ۸۸ است که اگر به آن توصیهها عمل میشد شاهد چنین مشکلاتی نبودیم، ایشان تاکید کرده بودند که وزارت اطلاعات به عنوان یک دستگاه مسئول گلوگاههای اقتصادی را به گونهای بررسی کند که اصلا فعل خلافی واقع نشود، نه اینکه وقتی خلافی واقع شد کشف شود، وقتی خلافی واقع شد و کشف شد که کاری انجام نشده است.
نکته دیگر این است که در برخورد با این گونه مفاسد به گفته قوه قضاییه پروندههای مشابه وجود داشته، آیا در مجموع این پروندهها با علت اصلی مفاسد برخورد شده است؟
در هر حادثه اقتصادی ۲ عامل اصلی وجود دارد عامل اول ساختاری و عامل دیگر رفتاری با عاملهای رفتاری از سوی قوه قضاییه برخورد شده، عنوان شده این فرد متهم و مجرم است و باید مجازات شود. آیا عامل ساختاری را نیز بررسی کردهایم؟ دستگاه قضایی چند تحلیل ارائه داده است که اگر این مفاسد رخ داده ریشه ساختاریاش این است و باید این ریشهها از بین برود اگر اشکال ساختاری برطرف نشود باید شاهد مشکلات دیگر هم باشیم.
در حال حاضر نیز اگر تنها برخورد رفتاری انجام بدهیم نه برخورد ساختاری، باید در آینده نیز شاهد این مشکلات باشیم.
اولین بار است که شنیده میشود وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی در نشستهای خبری شرکت میکنند تا درباره فساد اقتصادی توضیح بدهند و تاکنون این اتفاق نیافتاده بود امیدواریم مسایل ریشه یابی شود و با ریشهها برخورد شود.
** وقتی قانونی در مجلس تصویب میشود تا به مرحله اجرا نرسد نکات منفی قانون مشخص نمیشود، در مرحله اجرایی قانون تا مشخص شدن خلاء قانونی باید دستگاه یا مرجعی باشد که به درست اجرا شدن قوانین نظارت کند تا خلاء قانونی مشخص شود. وجود خلاءهای قانونی توجیه پذیر است، عدم توجه مسوولین به صحت اجرای قوانین را چگونه میتواند توجیه کرد؟
این مساله قابل توجیه نیست بالاخره مجلس باید روند اجرای قانون را مورد توجه قرار بدهد که قانونی که تصویب کرده درست اجرا میشود یا خلاء قانونی دارد یا خیر که متاسفانه در این بخش ضعیف عمل میکند. مجلس به کارخانه قانون سازی تبدیل شده در حالی که باید به اجرای قانون نظارت داشته باشد تا بداند قانون در مسیر اجرا چه مشکلاتی دارد.
مشکل عمدهای که تاکنون وجود داشته این بوده که نمایندگان مجلس عمدتا عناصر نظری هستند، نه اجرایی و سابقه کار اجرایی ندارند در نتیجه قانونی را وضع میکنند که به درد اجرا نمیخورد ممکن است هیچ مغایرتی هم با مواضین شرعی و قانون اساسی نداشته باشد اما قابلیت اجرایی ندارد. چون قابلیت اجرایی ندارد دولت در عمل دچار مشکل میشود و مجبور میشود در هنگام آیین نامه نوشتن به صورتی عمل کند که قانون را دور بزند، اگر در حال حاضر عنوان میشود که نماینده باید ۵ سال کار اجرایی داشته باشد به همین خاطر است. در فساد اقتصادی اخیر مشکل در قانون گذاری، عدم نظارت بر اجرای صحیح قانون و سپردن کار به دست افراد خائن بوده است.
امام رضا فرمودند اگر مجری تو در کار خیانت کرد نباید بگویی مجری در کار خود خیانت کرد بلکه باید بگویی من کار را به دست فرد خائن سپردهام، وقتی به یک شعبه کوچک مجوز داده میشود تا میلیاردها دلار پول بدست بیاورد بدون نظارت و بدون کار، کارشناسی دقیق و کنترلهای دیگر طبیعی است که فساد اقتصادی شکل میگیرد.
برای حل این مسایل هم باید قوه قضاییه همانگونه که قاطعانه با مشکلات رفتاری برخورد میکند با تحلیل و ریشه یابی مشکلات و اشکالات ساختاری دولت و دستگاههای اجرایی را مجبور کند که این مشکلات را حل کند.
** قوه قضاییه تاکنون برای پیشگیری از وقوع چنین جرایمی چه کرده است؟
قوه قضاییه برای پیشگیری از جرایم بیشتر به مسایل اجتماعی میپردازد نه این گونه جرایم. دستگاه قضایی وقت خود را در اطاله دادرسی صرف میکنند به صورتی که قاضی برای یک پرونده ماهها وقتش تلف میشود.
** نقش دولت در اجرای قوانین چیست؟ دولت که بیشتر این خلاءهای قانونی را مشاهده میکند؟
دولت باید اگر مشکل مشاهده شده قضایی بود از طریق لایحه قضایی اقدام کند و اگر مشکل اجرایی و قانون داشت از طریق مجلس اقدام کند، اما سیکل کار طولانی است و وارد اختلاف سلیقهها میشود و در نهایت شاید حتی گلوگاهی که مشکل دارد مورد برسی قرار نگیرد.
** مساله فساد اقتصادی از ۶ سال پیش شکل گرفته و در بدنه دولت اتفاق افتاده، آیا ۶ سال زمان مناسبی برای بررسی مشکل نبوده است؟
زمان مناسب است اما توجه و دقت وجود ندارد، غفلت زیاد است و رهبری تاکید کردند که هر سه قوه به فرمان ۸ مادهای عمل نکردند، یک روز سخت گرفتند و روز دیگر نظارتی نداشتن نتیجهاش این میشود.
** اما یک زمانی یک فرد خواب است و زمانی فردی خود را به خواب زده است
بروز این مشکل همه این موارد را شامل میشود در یک دولت به مبارزه با فساد اولویت داده میشود و در دولتی اهمیت داده نمیشود، در مجلس و در درستگاه قضایی هم همین گونه است و همه اینها به دلیل عدم توجه به فرمایشات رهبری اتفاق افتاده است.
** اینکه عنوان کردید دولتی به مسایل اقتصادی اهمیت میدهد و دولتی اهمیت نمیدهد نکته مهمی است زیرا از زمانی که دولت نهم و دهم روی کار آمد، شعارهایش عدالت طلبی و مبارزه با مفاسد اقتصادی بود، اما این فساد اقتصادی در همین دولت شکل گرفت آیا نباید شعارهای دولت مورد توجه و عمل قرار میگرفت؟
درست است و باید اجرایی میشد اما دولت تنها متهم نیست و سیستم بانکی به صورت مستقل از دولت عمل میکند.
** رییس بانک مرکزی از سوی چه کسی معرفی میشود؟
بر سر انتخاب رییس بانک مرکزی اتفاق نظر وجود ندارد مجلس فشار میآورد که شورای عالی بانکها انتخاب کند و رییس جمهور میخواهد خودش وی را انتخاب کند و در آن اختلاف است.
** آقای بهمنی را چه کسی منصوب کرد؟
آقای احمدینژاد. اما این ملاک نیست رییس قوه قضاییه هم منصوب رهبری است اما هر اتفاقی که در دستگاه قضایی ایجاد شود که نباید به رهبری نسبت داد.
مجلس قوانین را فراتر از توان بانک مرکزی به آن تحمیل میکند یا آیین نامههای مختلفی را در نظر میگیرد و باید گفت که همه دستگاهها دخیل هستند. باید همه کسانی که در حوادث دخیل هستند پاسخگو باشد.
**در ۶ سال اخیر شاهد این هستیم که همراهان و نیروهای اصلی انقلاب به حاشیه رانده شدهاند و نتیجه این عمل این شده که موقعیت ما در داخل و خارج دچار مشکل شود، فکر میکنید چقدر نیازمند وحدت نیروهای دل سوز انقلاب هستیم؟
به نکته خوبی اشاره کردید. ما هم قبول داریم که آقای احمدینژاد از ظرفیتهای خوب انقلاب استفاده نکرد، شاید ۸۰ درصد این ظرفیت بلا استفاده و کنار گذاشته شده است و این ظلمی در حق انقلاب است، اگر این ظرفیت دولت به کار گرفته میشد میزان پیشرفت کشور به لحاظ کیفیت و کمیت چند برابر میشد، دولتهایی که از ظرفیتهای نیرو انسانی با تجربه و متخصص درست استفاده کنند قطعا توفیقاتشان بیشتر است.
احمدینژاد به نیروهای تازه رویش کرده در نظام تکیه کرد و سعی کرد به بهانه اینکه نمیخواهیم افراد انگ حزبی یا چهره حزبی داشته باشند و امثال اینها نیروها را کنار بگذارد.
نیروهای انقلاب سلایق و دیدگاههای خاص خود را دارند که ممکن بود در اجرا و ارتباط با دولت مشکلاتی به وجود بیاید و آن تبعیتی که دولت مد نظرش بود ایجاد نشود، اما ریاست سعه صدر میخواهد خصوصا در اداره کشوری که میخواهد به سرعت به چشم انداز ۲۰ ساله خود برسد.
** شما میفرمایید از ظرفیت نیروهای انقلاب استفاده نشده است اما نکته اینجاست که آنها به حاشیه رانده شدهاند، با توجه به وضع فعلی و نزدیکی انتخاب چقدر متشکل شدن این نیروها لازم است؟
این حرفها آرمانی است. باید حرفهایی گفته شود که اجرایی باشد شرایط کشور با شرایط زمان انقلاب فرق دارد، ما برای ساختن کشور به ساختارهای جدیدی نیاز داریم و باید به سمت جامعه سازی اسلامی برویم و با همه این سلیقهها نمیشود. این امکان وجود ندارد که همه آنهایی که در اوایل انقلاب بودند در ادامه مسیر هم باشند زیرا تفکرشان با نیازهای جامعه هم سو نیست.
** برخی عنوان میکنند شعارهای عنوان شده از سوی دولت تنها برای کسب رای بوده است شما چه نظر دارید؟
در دولت نهم ما هیچ مشکلی نداشتیم اما در دولت دهم تغییر رفتاری در دولت شکل گرفت که هم رهبری هم اصول گرایان به آن ایراداتی را وارد میدانند. هر جا که مشکلی وجود داشته با آن برخورد شده است نقاط ضعف و انحراف در دولت وجود دارد، مانند عملی نشدن و تعلل در اجرایی شدن هدفمند سازی یارانهها، این مسائل قابل دفاع نیست اما در کنارش کارهای مثبتی هم انجام شده که باید در نظر گرفته شود.
**اعضای تشکیل دهنده جبهه پایداری کسانی هستند که انتقاداتی را به ارتباط دولت و جریان انحرافی دارند، اما بررسی روند فعالیت این جبهه این شبهه را به وجود آورده که عنوان کردن این مسائل در حد یک شعار است و در عمل چیز دیگری خواهد بود.
طرفداران احمدینژاد بعد از دولت نهم به سه دسته تقسیم شدند یک دسته طرفدار مشائی هستند، دسته دوم طرفدار آقای مصباح هستند که گفتمان پیروز اصولگرایی را در سال ۸۴ دنبال میکردند و دسته سوم مجموعه اصولگرایانی هستند که زیر چتر جامعتین فعالیت میکنند.
جبهه پایداری از نظر ما با آقای احمدینژاد چه به لحاظ کارکردی چه به لحاظ سیاسی و رابطه با جریان انحرافی دچار مشکل است، ممکن است به ظاهر این گونه جلوه کند که اینها طرفدار دولت هستند و با نقاب مخالفت جلو میآیند اما از سوی دیگر این جبهه مواضعی را نیز در قبال آقای هاشمی و باهنر و ساکتین فتنه مطرح میکنند. بنابراین جریان پایداری جریانی است که خودش را در حد وسط قرارداده است اینجایگاهی است که برای خود قائل هستند.
**این جبهه در ابتدا عنوان کرد که شرایط جامعتین را قبول کرده است، بعد از اعلام حضور مواضع و شرایط خود را اعلام کردند این گونه برداشت میشود که امکان دارد مواضع مشترک آنها با جریان انحرافی بعد از انتخابات مشخص شود.
جریان مشائی و جریان پایداری در حمایت کردن از نقاط مثبت احمدینژاد اتفاق نظر دارند، اینکه در عمل چه اتفاقی میافتد باید مورد توجه قرار بگیرد توافق روی نامزدها و منابع مالی امکان پذیر است، اما آقای مصباح در مقابل جریان انحرافی مواضعی دارد که به راحتی با آنها کنار نمیآید.
**اما شخصیت آقای مصباح نیز در حال حاضر با روند کاری جبهه پایداری مورد انتقاد و هجمه قرار گرفته است.
بله. به هر حال جبهه پایداری در حوزه عمل پشتیانی آقای مصباح را دارند، ولی ممکن است در حوزههای تصمیم گیری مواضع خود را اتخاذ کنند.
**آیا این درست است که بخواهند از اسم و رسم یک شخصیت استفاده کنند، خود را مطرح کنند و بعد خلاف آن عمل کنند؟
این مسئله به لحاظ سیاسی روش درستی نیست، اما این مسئله باید بین جبهه پایداری و خود آقای مصباح حل شود. اما باید جبهه پایداری را به عنوان یک واقعیت پذیرفت چه بخواهند در مقابل اصولگرایان بایستند چه بخواهند از شروط خود بگذرند و وارد وحدت شوند.
**در این میان به نظر میرسد دولت برنده واقعی است و در نهایت اصولگرایان سنتی شکست خواهند خورد، زیرا دولت از یک سو حمایت جبهه پایداری را دارد و از سوی دیگر حمایت جریان انحرافی را؟
ما این گونه فکر نمیکنیم زیرا جایگاه جامعتین در سطح کشور تثبیت شده است و این گونه نیست که جبهه پایداری بدون اتصال به این مجموعه رای بیاورد کسانی هم که در انتخابات ۸۸ به احمدینژاد رای دادند با درک مسائل سیاسی این کار را کردهاند.
**اما به نظر میرسد اصولگرایان سنتی در حال حذف شدن هستند و به حاشیه رانده شدهاند.
اصولگرایان سنتی احزابی نیستند که به دنبال قدرت باشند و رویشهای جدید اصولگرایی نیز از بین همین گروهها شکل گرفته است.
**بله و به نظر میرسد این رویشهای جدید، اصولگرایان سنتی را قبول ندارند.
اگر در عمل آنچه انجام میدهند با موازین اصولگرایان سنتی یکی باشد مشکلی نیست، اگر گفتمان جدیدی مطرح کنند جای نگرانی دارد، اما نیروهای جدید گفتمان گذشته را دنبال میکنند و به همین دلیل اصولگرای سنتی مخالف رویشهای جدید نیست.
گفتوگو از منا شیشه گران
وی همچنین بر این عقیده است که آقای احمدینژاد از ظرفیتهای خوب انقلاب استفاده نکرد و عنوان میکند که شاید ۸۰ درصد این ظرفیت بلا استفاده بوده است.
ترقی با تاکید بر اینکه کنار گذاشتن این طیف ظلمی در حق انقلاب است تصریح میکند «اگر این ظرفیت دولت به کار گرفته میشد میزان پیشرفت کشور به لحاظ کیفیت و کمیت چند برابر میشد دولتهایی که از ظرفیتهای نیرو انسانی با تجربه و متخصص درست استفاده کنند قطعا توفیقاتشان بیشتر است.»
مشروح گفتوگوی ایلنا با حمیدرضا ترقی را در ادامه بخوانید:
** ریشههای فساد اقتصادی پیش آمده را در چه میبینید؟ آیا فرار قانونی بوده یا جریان خاصی این فساد را هدایت میکردند؟
حادثه اختلاس و واقعیت اصلی آن متاسفانه به سیاسی شدن مسایل در کشور مرتبط میشود، نکته دوم توصیههای رهبری در پیام ۸ مادهای سال ۸۸ است که اگر به آن توصیهها عمل میشد شاهد چنین مشکلاتی نبودیم، ایشان تاکید کرده بودند که وزارت اطلاعات به عنوان یک دستگاه مسئول گلوگاههای اقتصادی را به گونهای بررسی کند که اصلا فعل خلافی واقع نشود، نه اینکه وقتی خلافی واقع شد کشف شود، وقتی خلافی واقع شد و کشف شد که کاری انجام نشده است.
نکته دیگر این است که در برخورد با این گونه مفاسد به گفته قوه قضاییه پروندههای مشابه وجود داشته، آیا در مجموع این پروندهها با علت اصلی مفاسد برخورد شده است؟
در هر حادثه اقتصادی ۲ عامل اصلی وجود دارد عامل اول ساختاری و عامل دیگر رفتاری با عاملهای رفتاری از سوی قوه قضاییه برخورد شده، عنوان شده این فرد متهم و مجرم است و باید مجازات شود. آیا عامل ساختاری را نیز بررسی کردهایم؟ دستگاه قضایی چند تحلیل ارائه داده است که اگر این مفاسد رخ داده ریشه ساختاریاش این است و باید این ریشهها از بین برود اگر اشکال ساختاری برطرف نشود باید شاهد مشکلات دیگر هم باشیم.
در حال حاضر نیز اگر تنها برخورد رفتاری انجام بدهیم نه برخورد ساختاری، باید در آینده نیز شاهد این مشکلات باشیم.
اولین بار است که شنیده میشود وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی در نشستهای خبری شرکت میکنند تا درباره فساد اقتصادی توضیح بدهند و تاکنون این اتفاق نیافتاده بود امیدواریم مسایل ریشه یابی شود و با ریشهها برخورد شود.
** وقتی قانونی در مجلس تصویب میشود تا به مرحله اجرا نرسد نکات منفی قانون مشخص نمیشود، در مرحله اجرایی قانون تا مشخص شدن خلاء قانونی باید دستگاه یا مرجعی باشد که به درست اجرا شدن قوانین نظارت کند تا خلاء قانونی مشخص شود. وجود خلاءهای قانونی توجیه پذیر است، عدم توجه مسوولین به صحت اجرای قوانین را چگونه میتواند توجیه کرد؟
این مساله قابل توجیه نیست بالاخره مجلس باید روند اجرای قانون را مورد توجه قرار بدهد که قانونی که تصویب کرده درست اجرا میشود یا خلاء قانونی دارد یا خیر که متاسفانه در این بخش ضعیف عمل میکند. مجلس به کارخانه قانون سازی تبدیل شده در حالی که باید به اجرای قانون نظارت داشته باشد تا بداند قانون در مسیر اجرا چه مشکلاتی دارد.
مشکل عمدهای که تاکنون وجود داشته این بوده که نمایندگان مجلس عمدتا عناصر نظری هستند، نه اجرایی و سابقه کار اجرایی ندارند در نتیجه قانونی را وضع میکنند که به درد اجرا نمیخورد ممکن است هیچ مغایرتی هم با مواضین شرعی و قانون اساسی نداشته باشد اما قابلیت اجرایی ندارد. چون قابلیت اجرایی ندارد دولت در عمل دچار مشکل میشود و مجبور میشود در هنگام آیین نامه نوشتن به صورتی عمل کند که قانون را دور بزند، اگر در حال حاضر عنوان میشود که نماینده باید ۵ سال کار اجرایی داشته باشد به همین خاطر است. در فساد اقتصادی اخیر مشکل در قانون گذاری، عدم نظارت بر اجرای صحیح قانون و سپردن کار به دست افراد خائن بوده است.
امام رضا فرمودند اگر مجری تو در کار خیانت کرد نباید بگویی مجری در کار خود خیانت کرد بلکه باید بگویی من کار را به دست فرد خائن سپردهام، وقتی به یک شعبه کوچک مجوز داده میشود تا میلیاردها دلار پول بدست بیاورد بدون نظارت و بدون کار، کارشناسی دقیق و کنترلهای دیگر طبیعی است که فساد اقتصادی شکل میگیرد.
برای حل این مسایل هم باید قوه قضاییه همانگونه که قاطعانه با مشکلات رفتاری برخورد میکند با تحلیل و ریشه یابی مشکلات و اشکالات ساختاری دولت و دستگاههای اجرایی را مجبور کند که این مشکلات را حل کند.
** قوه قضاییه تاکنون برای پیشگیری از وقوع چنین جرایمی چه کرده است؟
قوه قضاییه برای پیشگیری از جرایم بیشتر به مسایل اجتماعی میپردازد نه این گونه جرایم. دستگاه قضایی وقت خود را در اطاله دادرسی صرف میکنند به صورتی که قاضی برای یک پرونده ماهها وقتش تلف میشود.
** نقش دولت در اجرای قوانین چیست؟ دولت که بیشتر این خلاءهای قانونی را مشاهده میکند؟
دولت باید اگر مشکل مشاهده شده قضایی بود از طریق لایحه قضایی اقدام کند و اگر مشکل اجرایی و قانون داشت از طریق مجلس اقدام کند، اما سیکل کار طولانی است و وارد اختلاف سلیقهها میشود و در نهایت شاید حتی گلوگاهی که مشکل دارد مورد برسی قرار نگیرد.
** مساله فساد اقتصادی از ۶ سال پیش شکل گرفته و در بدنه دولت اتفاق افتاده، آیا ۶ سال زمان مناسبی برای بررسی مشکل نبوده است؟
زمان مناسب است اما توجه و دقت وجود ندارد، غفلت زیاد است و رهبری تاکید کردند که هر سه قوه به فرمان ۸ مادهای عمل نکردند، یک روز سخت گرفتند و روز دیگر نظارتی نداشتن نتیجهاش این میشود.
** اما یک زمانی یک فرد خواب است و زمانی فردی خود را به خواب زده است
بروز این مشکل همه این موارد را شامل میشود در یک دولت به مبارزه با فساد اولویت داده میشود و در دولتی اهمیت داده نمیشود، در مجلس و در درستگاه قضایی هم همین گونه است و همه اینها به دلیل عدم توجه به فرمایشات رهبری اتفاق افتاده است.
** اینکه عنوان کردید دولتی به مسایل اقتصادی اهمیت میدهد و دولتی اهمیت نمیدهد نکته مهمی است زیرا از زمانی که دولت نهم و دهم روی کار آمد، شعارهایش عدالت طلبی و مبارزه با مفاسد اقتصادی بود، اما این فساد اقتصادی در همین دولت شکل گرفت آیا نباید شعارهای دولت مورد توجه و عمل قرار میگرفت؟
درست است و باید اجرایی میشد اما دولت تنها متهم نیست و سیستم بانکی به صورت مستقل از دولت عمل میکند.
** رییس بانک مرکزی از سوی چه کسی معرفی میشود؟
بر سر انتخاب رییس بانک مرکزی اتفاق نظر وجود ندارد مجلس فشار میآورد که شورای عالی بانکها انتخاب کند و رییس جمهور میخواهد خودش وی را انتخاب کند و در آن اختلاف است.
** آقای بهمنی را چه کسی منصوب کرد؟
آقای احمدینژاد. اما این ملاک نیست رییس قوه قضاییه هم منصوب رهبری است اما هر اتفاقی که در دستگاه قضایی ایجاد شود که نباید به رهبری نسبت داد.
مجلس قوانین را فراتر از توان بانک مرکزی به آن تحمیل میکند یا آیین نامههای مختلفی را در نظر میگیرد و باید گفت که همه دستگاهها دخیل هستند. باید همه کسانی که در حوادث دخیل هستند پاسخگو باشد.
**در ۶ سال اخیر شاهد این هستیم که همراهان و نیروهای اصلی انقلاب به حاشیه رانده شدهاند و نتیجه این عمل این شده که موقعیت ما در داخل و خارج دچار مشکل شود، فکر میکنید چقدر نیازمند وحدت نیروهای دل سوز انقلاب هستیم؟
به نکته خوبی اشاره کردید. ما هم قبول داریم که آقای احمدینژاد از ظرفیتهای خوب انقلاب استفاده نکرد، شاید ۸۰ درصد این ظرفیت بلا استفاده و کنار گذاشته شده است و این ظلمی در حق انقلاب است، اگر این ظرفیت دولت به کار گرفته میشد میزان پیشرفت کشور به لحاظ کیفیت و کمیت چند برابر میشد، دولتهایی که از ظرفیتهای نیرو انسانی با تجربه و متخصص درست استفاده کنند قطعا توفیقاتشان بیشتر است.
احمدینژاد به نیروهای تازه رویش کرده در نظام تکیه کرد و سعی کرد به بهانه اینکه نمیخواهیم افراد انگ حزبی یا چهره حزبی داشته باشند و امثال اینها نیروها را کنار بگذارد.
نیروهای انقلاب سلایق و دیدگاههای خاص خود را دارند که ممکن بود در اجرا و ارتباط با دولت مشکلاتی به وجود بیاید و آن تبعیتی که دولت مد نظرش بود ایجاد نشود، اما ریاست سعه صدر میخواهد خصوصا در اداره کشوری که میخواهد به سرعت به چشم انداز ۲۰ ساله خود برسد.
** شما میفرمایید از ظرفیت نیروهای انقلاب استفاده نشده است اما نکته اینجاست که آنها به حاشیه رانده شدهاند، با توجه به وضع فعلی و نزدیکی انتخاب چقدر متشکل شدن این نیروها لازم است؟
این حرفها آرمانی است. باید حرفهایی گفته شود که اجرایی باشد شرایط کشور با شرایط زمان انقلاب فرق دارد، ما برای ساختن کشور به ساختارهای جدیدی نیاز داریم و باید به سمت جامعه سازی اسلامی برویم و با همه این سلیقهها نمیشود. این امکان وجود ندارد که همه آنهایی که در اوایل انقلاب بودند در ادامه مسیر هم باشند زیرا تفکرشان با نیازهای جامعه هم سو نیست.
** برخی عنوان میکنند شعارهای عنوان شده از سوی دولت تنها برای کسب رای بوده است شما چه نظر دارید؟
در دولت نهم ما هیچ مشکلی نداشتیم اما در دولت دهم تغییر رفتاری در دولت شکل گرفت که هم رهبری هم اصول گرایان به آن ایراداتی را وارد میدانند. هر جا که مشکلی وجود داشته با آن برخورد شده است نقاط ضعف و انحراف در دولت وجود دارد، مانند عملی نشدن و تعلل در اجرایی شدن هدفمند سازی یارانهها، این مسائل قابل دفاع نیست اما در کنارش کارهای مثبتی هم انجام شده که باید در نظر گرفته شود.
**اعضای تشکیل دهنده جبهه پایداری کسانی هستند که انتقاداتی را به ارتباط دولت و جریان انحرافی دارند، اما بررسی روند فعالیت این جبهه این شبهه را به وجود آورده که عنوان کردن این مسائل در حد یک شعار است و در عمل چیز دیگری خواهد بود.
طرفداران احمدینژاد بعد از دولت نهم به سه دسته تقسیم شدند یک دسته طرفدار مشائی هستند، دسته دوم طرفدار آقای مصباح هستند که گفتمان پیروز اصولگرایی را در سال ۸۴ دنبال میکردند و دسته سوم مجموعه اصولگرایانی هستند که زیر چتر جامعتین فعالیت میکنند.
جبهه پایداری از نظر ما با آقای احمدینژاد چه به لحاظ کارکردی چه به لحاظ سیاسی و رابطه با جریان انحرافی دچار مشکل است، ممکن است به ظاهر این گونه جلوه کند که اینها طرفدار دولت هستند و با نقاب مخالفت جلو میآیند اما از سوی دیگر این جبهه مواضعی را نیز در قبال آقای هاشمی و باهنر و ساکتین فتنه مطرح میکنند. بنابراین جریان پایداری جریانی است که خودش را در حد وسط قرارداده است اینجایگاهی است که برای خود قائل هستند.
**این جبهه در ابتدا عنوان کرد که شرایط جامعتین را قبول کرده است، بعد از اعلام حضور مواضع و شرایط خود را اعلام کردند این گونه برداشت میشود که امکان دارد مواضع مشترک آنها با جریان انحرافی بعد از انتخابات مشخص شود.
جریان مشائی و جریان پایداری در حمایت کردن از نقاط مثبت احمدینژاد اتفاق نظر دارند، اینکه در عمل چه اتفاقی میافتد باید مورد توجه قرار بگیرد توافق روی نامزدها و منابع مالی امکان پذیر است، اما آقای مصباح در مقابل جریان انحرافی مواضعی دارد که به راحتی با آنها کنار نمیآید.
**اما شخصیت آقای مصباح نیز در حال حاضر با روند کاری جبهه پایداری مورد انتقاد و هجمه قرار گرفته است.
بله. به هر حال جبهه پایداری در حوزه عمل پشتیانی آقای مصباح را دارند، ولی ممکن است در حوزههای تصمیم گیری مواضع خود را اتخاذ کنند.
**آیا این درست است که بخواهند از اسم و رسم یک شخصیت استفاده کنند، خود را مطرح کنند و بعد خلاف آن عمل کنند؟
این مسئله به لحاظ سیاسی روش درستی نیست، اما این مسئله باید بین جبهه پایداری و خود آقای مصباح حل شود. اما باید جبهه پایداری را به عنوان یک واقعیت پذیرفت چه بخواهند در مقابل اصولگرایان بایستند چه بخواهند از شروط خود بگذرند و وارد وحدت شوند.
**در این میان به نظر میرسد دولت برنده واقعی است و در نهایت اصولگرایان سنتی شکست خواهند خورد، زیرا دولت از یک سو حمایت جبهه پایداری را دارد و از سوی دیگر حمایت جریان انحرافی را؟
ما این گونه فکر نمیکنیم زیرا جایگاه جامعتین در سطح کشور تثبیت شده است و این گونه نیست که جبهه پایداری بدون اتصال به این مجموعه رای بیاورد کسانی هم که در انتخابات ۸۸ به احمدینژاد رای دادند با درک مسائل سیاسی این کار را کردهاند.
**اما به نظر میرسد اصولگرایان سنتی در حال حذف شدن هستند و به حاشیه رانده شدهاند.
اصولگرایان سنتی احزابی نیستند که به دنبال قدرت باشند و رویشهای جدید اصولگرایی نیز از بین همین گروهها شکل گرفته است.
**بله و به نظر میرسد این رویشهای جدید، اصولگرایان سنتی را قبول ندارند.
اگر در عمل آنچه انجام میدهند با موازین اصولگرایان سنتی یکی باشد مشکلی نیست، اگر گفتمان جدیدی مطرح کنند جای نگرانی دارد، اما نیروهای جدید گفتمان گذشته را دنبال میکنند و به همین دلیل اصولگرای سنتی مخالف رویشهای جدید نیست.
گفتوگو از منا شیشه گران
ارسال نظر