وقتی خانم وزیر بازار کلیه فروشی را هدیه دادن می خواند!
کد خبر : ۵۸۳۹۸
تهران امروز: جالب است كه خانم وزير بهداشت در هيچ جاي مصاحبه اخيرش با يك خبرگزاري به موضوع بازار سياه فروش كليه و نقش اين بازار در حوزه سلامت شهروندان اشاره نكرده است؛ موضوعي كه باعث شده كارشناسان بسياري درباره آن هشدار بدهند
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بالاخره بعد از مدتها و در آستانه روز جهاني كليه، درباره موضوع كليه فروشي اظهارنظر كرد. كليه فروشي جزو معضلات اجتماعي جدي در كشور است كه سالها قشر فقير جامعه را وسوسه كرده است تا براي جبران بخشي از هزينههاي جاري زندگي، يكي از حياتيترين اعضاي وجودشان را در بازار به فروش برسانند. شماره تلفنهايي كه هر روز بر در و ديوار شهر و ايستگاههاي اتوبوس با گروههاي خوني و سرتيتر«كليه فروشي» نصب ميشود، نشان ميدهد كه چه جماعت عظيمي به دنبال كسب درآمد از راه فروش اعضاي بدن خودشان هستند.
نمونه معروف اين ديوار نوشتههاي فروش كليه در خيابان فرهنگ حسيني تهران است؛ خياباني نرسيده به ميدان وليعصر(عج) كه به پاتوق بيماران كليوي و فروشندگان حرفهاي تبديل شده است. جايي كه براي كساني كه از بيماري كليه رنج ميبرند اصلا غريبه نيست. وجود انجمن حمايت از بيماران کليوي در كوچه فرهنگ حسيني باعث شده كه اين كوچه به محل رفت و آمد و معاملات بيماران دياليزي و کليوي بدل شود. شايد به خاطر همين هم هست كه ديوارهاي اين كوچه پر است از نوشتههايي براي فروش كليه. نوشتههايي كه بعضيها فقط سن و گروه خوني خودشان را بالاي شماره تلفنهايشان نوشتهاند و البته بعضيهاي ديگر جهت اطمينان، علاوه بر اينها قيمت پيشنهاديشان را هم نوشتهاند. قيمتهاي متفاوتي كه بسته به نياز بيمار كه حكم خريدار را دارد و اهدا كننده كه حكم فروشنده را دارد بالا و پايين ميشود. اگر گذرتان به حوالي اين كوچه بيفتد حتما با كمي پرسه زدن آدمي را پيدا ميكنيد كه يا ميخواهد كليهاش را بفروشد يا نياز به كليه دارد.
هرچند قيمت رسمي فروش کليه توسط انجمن خيريه بيماران کليوي پنج ميليون تومان اعلام شده است اما ما در بين تحقيقاتمان متوجه شديم که انجمن خيريه تنها نهاد فروشنده کليه نيست و استانداري تهران هم به موازات اين انجمن خيريه، اقدام به فعاليت ميکند. هديه يك ميليون توماني كه دولت براي پيوند كليه اهدا ميكند، در اختيار استانداريها قرار ميگيرد تا آنها اين هديه را به اهدا كنندهها بدهند. اين موضوع احتمال شركت استانداري در موضوع پيوند كليه را قويتر ميكند.
حالا در اين فضاي دردآور كه گاهي جسم و گاهي جان معامله ميشود، مرضيه وحيد دستجردي وزير بهداشت و درمان به اظهارنظر در اين خصوص پرداخته است. اظهارنظري كه ظاهرا خلاف ميل باطني او بوده و به بيان كليات ماجرا ختم شده است.
دكتر وحيد دستجردي، در آستانه روز جهاني كليه گفته است: انجام فعاليتهاي مربوط به پيوند كليه تقسيم شده است؛ به اين ترتيب كه تمام اقدامات مربوط به عمل جراحي پيوند در دانشگاههاي علوم پزشكي و به صورت رايگان انجام ميشود و بيماران هزينهاي بابت عمل جراحي پيوند كليه نميپردازند.
وي ميگويد: بخش مربوط به هديه و اهداي كليه بر عهده بنياد بيماريهاي خاص است كه به نظر ميرسد لازم است ساماندهي مجددي در زمينه هديه كليه انجام شود.
وزير بهداشت با بيان اينكه در حال حاضر بسياري از موارد پيوند كليه به صورت پيوند از جسد انجام ميشود، ادامه ميدهد: اما قانون اجازه داده كه با رضايت شخص اهدا كننده، پيوند كليه از زنده نيز انجام شود. در ايران به دليل ارتباطات مستحكم خانوادگي، در بسياري از موارد اهداكننده كليه، اعضاي خانواده فرد بيمار هستند؛ اين موضوع بر خلاف ديگر كشورهاي دنيا، در ايران شايع است و در كشورهاي ديگر معمولا استقبالي از پيوند از اعضاي خانواده نميشود.
وحيد دستجردي در خاتمه خاطرنشان ميكند: پيوند كليه از غيراعضاي خانواده به عنوان هديه كليه ناميده ميشود كه اين موضوع به ساماندهي بيشتري نياز دارد و لازم است بنياد بيماريهاي خاص دخالت بيشتري در اين زمينه داشته باشد. وزارت بهداشت نيز آمادگي دارد تا در صورتي كه بنياد بيماريهاي خاص در اين زمينه نظر مشورتي بخواهد، اقدامات لازم را انجام دهد جالب است كه خانم وزير در هيچ جاي مصاحبهاش با خبرنگار ايسنا، به موضوع بازار سياه فروش كليه و نقش اين بازار در حوزه سلامت شهروندان اشاره نكرده است. موضوعي كه باعث شده كارشناسان بسياري درباره آن هشدار بدهند.
دكتر وحيد دستجردي حتي در تمام مدت مصاحبه از واژه«هديه» به جاي «فروش» استفاده كرده است تا صورت ماجرا به نوعي ديگر نشان داده شود اما اگر شايد وزير بهداشت شهروند كوهدشتي را ميديد كه براي فروش كليهاش به تهران آمده است، هيچگاه دلش نميآمد صورت مسئله را به اين راحتي پاك كند. نصرتالله قدمي سياب، روشندل 25 سالهاي است که اين روزها از روستاي محروم گرخشاب در شهرستان کوهدشت استان لرستان به تهران آمده مدتي پيش به دفتر روزنامه تهران امروز مراجعه كرد و گفت كه آمده است تا كليهاش را بفروشد.
او ميگويد: «به دليل مشکلات مالي نامهاي به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نوشتم اما جوابي نگرفتم. ناچار نامهاي به دفتر رهبري نوشتم و اوضاع و احوال زندگيام را شرح دادم و از آنجا هم نامهاي به بهزيستي کل کشور نوشتند تا مامورين آنها درباره اوضاع من تحقيق و بررسي و بعد به من کمک کنند اما بعد از بررسي اوضاع به من گفتند بودجه نداريم تا سه ميليون تومان بلاعوض به تو بدهيم. تنها راهي که به ذهنم رسيد فروش کليه بود.
وقتي به تهران و انجمن خيريه مراجعه کردم، گفتند کليه تو به دليل مشکل نابينايي قابل انتقال نيست. به خاطر همين الان نميدانم چگونه مبلغي پول تهيه کنم تا بتوانم با اين معلوليت کاري براي خودم دست و پا کنم. چشم اميدم فقط به دست خيرين است.» پيدا كردن مقصر اين معادله پيچيده كار سختي است اما در اين بين هم بيماران كليوي از درد رنج ميبرند و هم فروشندگان نياز مالي دارند. حالا بايد خانم وزير و همكارانش در دولت با خودشان خلوت كنند و به اين سوال جواب بدهند كه«مگر چيزي جز فقر و بيکاري و نابرابريهاي اجتماعي ميتواند كسي را وادار به فروش يكي از حياتيترين اعضاي وجودياش بكند؟»
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بالاخره بعد از مدتها و در آستانه روز جهاني كليه، درباره موضوع كليه فروشي اظهارنظر كرد. كليه فروشي جزو معضلات اجتماعي جدي در كشور است كه سالها قشر فقير جامعه را وسوسه كرده است تا براي جبران بخشي از هزينههاي جاري زندگي، يكي از حياتيترين اعضاي وجودشان را در بازار به فروش برسانند. شماره تلفنهايي كه هر روز بر در و ديوار شهر و ايستگاههاي اتوبوس با گروههاي خوني و سرتيتر«كليه فروشي» نصب ميشود، نشان ميدهد كه چه جماعت عظيمي به دنبال كسب درآمد از راه فروش اعضاي بدن خودشان هستند.
نمونه معروف اين ديوار نوشتههاي فروش كليه در خيابان فرهنگ حسيني تهران است؛ خياباني نرسيده به ميدان وليعصر(عج) كه به پاتوق بيماران كليوي و فروشندگان حرفهاي تبديل شده است. جايي كه براي كساني كه از بيماري كليه رنج ميبرند اصلا غريبه نيست. وجود انجمن حمايت از بيماران کليوي در كوچه فرهنگ حسيني باعث شده كه اين كوچه به محل رفت و آمد و معاملات بيماران دياليزي و کليوي بدل شود. شايد به خاطر همين هم هست كه ديوارهاي اين كوچه پر است از نوشتههايي براي فروش كليه. نوشتههايي كه بعضيها فقط سن و گروه خوني خودشان را بالاي شماره تلفنهايشان نوشتهاند و البته بعضيهاي ديگر جهت اطمينان، علاوه بر اينها قيمت پيشنهاديشان را هم نوشتهاند. قيمتهاي متفاوتي كه بسته به نياز بيمار كه حكم خريدار را دارد و اهدا كننده كه حكم فروشنده را دارد بالا و پايين ميشود. اگر گذرتان به حوالي اين كوچه بيفتد حتما با كمي پرسه زدن آدمي را پيدا ميكنيد كه يا ميخواهد كليهاش را بفروشد يا نياز به كليه دارد.
هرچند قيمت رسمي فروش کليه توسط انجمن خيريه بيماران کليوي پنج ميليون تومان اعلام شده است اما ما در بين تحقيقاتمان متوجه شديم که انجمن خيريه تنها نهاد فروشنده کليه نيست و استانداري تهران هم به موازات اين انجمن خيريه، اقدام به فعاليت ميکند. هديه يك ميليون توماني كه دولت براي پيوند كليه اهدا ميكند، در اختيار استانداريها قرار ميگيرد تا آنها اين هديه را به اهدا كنندهها بدهند. اين موضوع احتمال شركت استانداري در موضوع پيوند كليه را قويتر ميكند.
حالا در اين فضاي دردآور كه گاهي جسم و گاهي جان معامله ميشود، مرضيه وحيد دستجردي وزير بهداشت و درمان به اظهارنظر در اين خصوص پرداخته است. اظهارنظري كه ظاهرا خلاف ميل باطني او بوده و به بيان كليات ماجرا ختم شده است.
دكتر وحيد دستجردي، در آستانه روز جهاني كليه گفته است: انجام فعاليتهاي مربوط به پيوند كليه تقسيم شده است؛ به اين ترتيب كه تمام اقدامات مربوط به عمل جراحي پيوند در دانشگاههاي علوم پزشكي و به صورت رايگان انجام ميشود و بيماران هزينهاي بابت عمل جراحي پيوند كليه نميپردازند.
وي ميگويد: بخش مربوط به هديه و اهداي كليه بر عهده بنياد بيماريهاي خاص است كه به نظر ميرسد لازم است ساماندهي مجددي در زمينه هديه كليه انجام شود.
وزير بهداشت با بيان اينكه در حال حاضر بسياري از موارد پيوند كليه به صورت پيوند از جسد انجام ميشود، ادامه ميدهد: اما قانون اجازه داده كه با رضايت شخص اهدا كننده، پيوند كليه از زنده نيز انجام شود. در ايران به دليل ارتباطات مستحكم خانوادگي، در بسياري از موارد اهداكننده كليه، اعضاي خانواده فرد بيمار هستند؛ اين موضوع بر خلاف ديگر كشورهاي دنيا، در ايران شايع است و در كشورهاي ديگر معمولا استقبالي از پيوند از اعضاي خانواده نميشود.
وحيد دستجردي در خاتمه خاطرنشان ميكند: پيوند كليه از غيراعضاي خانواده به عنوان هديه كليه ناميده ميشود كه اين موضوع به ساماندهي بيشتري نياز دارد و لازم است بنياد بيماريهاي خاص دخالت بيشتري در اين زمينه داشته باشد. وزارت بهداشت نيز آمادگي دارد تا در صورتي كه بنياد بيماريهاي خاص در اين زمينه نظر مشورتي بخواهد، اقدامات لازم را انجام دهد جالب است كه خانم وزير در هيچ جاي مصاحبهاش با خبرنگار ايسنا، به موضوع بازار سياه فروش كليه و نقش اين بازار در حوزه سلامت شهروندان اشاره نكرده است. موضوعي كه باعث شده كارشناسان بسياري درباره آن هشدار بدهند.
دكتر وحيد دستجردي حتي در تمام مدت مصاحبه از واژه«هديه» به جاي «فروش» استفاده كرده است تا صورت ماجرا به نوعي ديگر نشان داده شود اما اگر شايد وزير بهداشت شهروند كوهدشتي را ميديد كه براي فروش كليهاش به تهران آمده است، هيچگاه دلش نميآمد صورت مسئله را به اين راحتي پاك كند. نصرتالله قدمي سياب، روشندل 25 سالهاي است که اين روزها از روستاي محروم گرخشاب در شهرستان کوهدشت استان لرستان به تهران آمده مدتي پيش به دفتر روزنامه تهران امروز مراجعه كرد و گفت كه آمده است تا كليهاش را بفروشد.
او ميگويد: «به دليل مشکلات مالي نامهاي به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نوشتم اما جوابي نگرفتم. ناچار نامهاي به دفتر رهبري نوشتم و اوضاع و احوال زندگيام را شرح دادم و از آنجا هم نامهاي به بهزيستي کل کشور نوشتند تا مامورين آنها درباره اوضاع من تحقيق و بررسي و بعد به من کمک کنند اما بعد از بررسي اوضاع به من گفتند بودجه نداريم تا سه ميليون تومان بلاعوض به تو بدهيم. تنها راهي که به ذهنم رسيد فروش کليه بود.
وقتي به تهران و انجمن خيريه مراجعه کردم، گفتند کليه تو به دليل مشکل نابينايي قابل انتقال نيست. به خاطر همين الان نميدانم چگونه مبلغي پول تهيه کنم تا بتوانم با اين معلوليت کاري براي خودم دست و پا کنم. چشم اميدم فقط به دست خيرين است.» پيدا كردن مقصر اين معادله پيچيده كار سختي است اما در اين بين هم بيماران كليوي از درد رنج ميبرند و هم فروشندگان نياز مالي دارند. حالا بايد خانم وزير و همكارانش در دولت با خودشان خلوت كنند و به اين سوال جواب بدهند كه«مگر چيزي جز فقر و بيکاري و نابرابريهاي اجتماعي ميتواند كسي را وادار به فروش يكي از حياتيترين اعضاي وجودياش بكند؟»
ارسال نظر