تا آخر سال فقط خواجه حافظ شیراز بیکار می ماند!
شفاف: زیر پل چوبی، میدان ولیعصر، ابتدای خیابان امام خمینی و... پاتوق جوانان و حتی میان سالانی است که هر روز صبح به امید بدست آوردن یک لقمه نان، شرمنده از نگاههای آرزومند همسر، فرزند و پدر و مادر پیرشان راهی میشوند تا شاید کار ساختمانی به پستشان بخورد و یا کسی برای نظافت منزل یا محل کارش کارگری بخواهد.
تجمع اول صبحهای افراد جویای کار در پایتخت آنقدر محسوس است که اگر تنها برای چند لحظه کنار میادین اصلی تهران و یا ابتدای خیابانهای پر رفت آمد توقف کنی، اطراف خودرو پر میشود از افرادی که با لحنی دردمند میگویند: آقا، خانوم کارگر میخواهید؟
اما این پایان ماجرای بیکاران جامعه نیست، هر روز خبرهای تازهای از ورشکستگی کارخانهها یا تعدیل نیروی ادارات منتشر میشود که به نگرانیها اضافه میکند.
حتی قشر تحصیل کرده هم از این صدمات در امان نیستند. به عنوان مثال قائم مقام سازمان نظام پزشکی ایران از وجود ۸ هزار پزشک عمومی بیکار در کشور خبر داد و گفت: وضعیت پزشکان عمومی به لحاظ شغلی و امنیت کاری، ناهنجار است.
وضعیت برای سایر تحصیل کردههای جویای کار نیز بهتر از این نیست و همواره هستند بسیاری که از عدم تناسب شغل خود با تحصیلاتشان ناراضی هستند.
این در حالی است که دولتیها همواره مدعی هستند مشکل بیکاری را حل کردهاند و وضعیت بیکاری را بهبود بخشیدهاند. هنوز از یادها نرفته است که وزیر وقت کار اعلام کرد، کار برای انجام دادن هست اما جوان ایرانی حال کار کردن ندارد! بعد از آن هم محمد رضا رحیمی و به دنبال آن شخص رئیس جمهور از ایجاد ۵. ۲ میلیون شغل خبر داد و بارها وعده داد بیکاری به زودی ریشه کن خواهد شد.
با وجود اینکه هنوز معلوم نیست این ۵. ۲ میلیون شغل ایجاد شده از زمان وعده تا امروز کجاست، وزیر کار باز هم این وعده را تکرار میکند و در آخرین اظهارات خود میگوید: «دو میلیون و ۶۰۰هزار بیکار داریم و تا پایان سال نیز احتمال ایجاد دو میلیون و ۵۰۰هزار شغل بالاست.»
در این میان اما نه تنها تکلیف این شغلهای ایجاد شده مشخص نیست بلکه در تعداد بیکاران هم جای بحث وجود دارد چرا که کارشناسان اقتصادی تعداد بیکاران را بسیار بیشتر از این تعداد میدانند و نگاهی به سطوح مختلف جامعه نیز نشان میدهد که مسلما از ۷۰ میلیون ایرانی، تعداد بیشتری از ۲ میلیون و ۶۰۰ نفر بیکارند.
دی ماه ۸۹ بود که موسی الرضا ثروتی تعداد بیکاران را ۳ تا ۴ میلیون تقریب زد. وی در آن روزها گفت: هدفگذاریهایی که صورت میگیرد گاهی به اهداف خود نمیرسد، به نحویکه طبق برنامه چهارم توسعه قرار بود سالانه ۱/۱میلیون شغل جدید ایجاد شود که با عدم تحقق این امر، هم اکنون سه تا چهار میلیون نفر در کشور بیکار داریم.
وی در ادامه، با انتقاد به نحوه محاسبه بیکاری گفته بود: در حال حاضر نرمافزاری که برای محاسبه بیکاری استفاده میشود یک نرمافزار بینالمللی از سوی سازمان جهانی کار است که سنخیتی با کشور ما ندارد. در سال ۸۵ سرشماریای از خانوادهها بهعمل آمد که در آن از افراد میپرسیدند که آیا در هفته، یک ساعت کار برای انجام دارند یا خیر؟ که افراد به این سوال جواب مثبت میدادند بنابراین در محاسبات، آنها را جزو شاغلین محسوب میکردند.
در هر حال این تعداد بیکارانی که ثروتی از آن خبر میدهد هیچگاه مورد تایید دولتیها و مرکز آمار قرار نگرفت و براساس آن حتی گفته شد، در سالهای ۸۴ تا ۸۸ همواره به طور متوسط ۵. ۲میلیون نفر از جمعیت ۱۰ساله و بیشتر در کشور بیکار بودهاند.
این تعداد در کمترین حالت مربوط به سال ۸۷ حدود دو میلیون و ۳۰۰هزار نفر و در بیشترین حالت مربوط به سال ۸۸ با دو میلیون و ۸۰۰ نفر بوده است. حال آنکه با وجود تحقق صددرصدی هدف دولت در برنامه اشتغالزایی سال ۸۹ که دولتیها از آن حکایت میکنند، این نرخ تغییر چندانی نکرده و به گزارش مرکز آمار تعداد بیکاران کشور دو میلیون و ۶۰۰هزار نفر برآورد شده است که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز برآن صحه میگذارد و با اشاره به آن از تلاش دولت در تحقق دومیلیون و ۵۰۰هزار فرصت جدید شغلی تا پایان سال جاری خبرداد و گفت: البته در کنار این، در مدت یکسال، ورودیهای جدیدی نیز به بازار کار خواهیم داشت.
او ادامه داد: هر ساله یک میلیون و ۲۰۰هزار نفر تا یکمیلیون و ۳۰۰هزار نفر متقاضی جدید وارد بازار کار شده و بخشی از افراد نیز دچار ریزش میشوند که این موارد طبیعی است. البته متناسب با آن در خیلی از موارد ظرفیتهایی نیز ایجاد میشود که خیلی روی آن تاکید نداریم.
شیخالاسلامی خاطرنشان کرد: در هر حال ایجاد دومیلیون و ۵۰۰هزار فرصت جدید شغلی کار بسیار بزرگی است و ما در دولت تمام تلاش خود را به کار گرفتهایم و امیدواری ما به تحقق این میزان شغل بالاست.
در هر حال با توجه به آمارهای مرکز آمار که خبر از کاهش ۵. ۲ درصدی نرخ بیکاری میدهد، نکته اینجاست که نرخ مشارکت اقتصادی که گویای مجموع افرادی است که شاغل یا به دنبال اشتغال هستند با ۲. ۱ درصد کاهش از ۳۹. ۱درصد در تابستان ۸۹ به ۳۷ درصد در تابستان ۹۰ کاهش یافته است که نشانه کاهش جمعیت فعال اقتصادی است.
بررسی نرخ بیکاری جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر نشان میدهد که در تابستان سال نود، ۱۱. ۱ درصد از جمعیت فعال، بیکار بودهاند.
به این ترتیب حتی با صحت این آمار نیز، میتوان نتیجه گرفت که اقدامات دولت در ارتباط با بیکاری چندان هم تاثیر گذار نبوده است بلکه نرخ فعالین اقتصادی و افراد جویای کار کاهش یافته و هنوز این سوال بر جای خود باقی است که آقایان مسئول این ۲. ۵ میلیون شغل ایجاد شده کجاست؟!
حتی اگر آمارها دقیق تلقی شود، با وجود اعلام کاهش ۷۲۶ هزار نفری کارجویان از تابستان ۸۹ تا تابستان امسال، نرخ بیکاری جوانان جویای کار رده سنی ۱۵ تا ۲۴ ساله به عنوان جدیترین متقاضیان شغل بیش از ۲۲درصد است و هنوز هم با شاغل دانستن افراد با یک ساعت کار در هفته، ۲. ۶میلیون نفر بیکار هستند، آماری که خود وزیر کار نیز بر صحت آن تاکید دارد و معلوم نیست چه اتفاقی برای شغلهای ایجاد شده افتاده و اصولا این شغلها در کجا و در چه موردی ایجاد شدهاند!
با این وجود وزیر کار در این زمینه که طبق آخرین گزارش مرکز آمار، نرخ مشارکت اقتصادی به ویژه در مورد زنان پایین آمده و این موضوع با افزایش ایجاد فرصتهای جدید شغلی متناقض است، گفت: الزاما تغییر نرخ مشارکت اقتصادی نمیتواند به جابهجایی در بازار کار بینجامد.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه داد: ممکن است خانمی که تا دیروز جویای کار بود یا حتی در بازار کار فعالیت میکرد، امروز به هر دلیلی ترجیح بدهد که دیگر کار نکند و در خانه بماند. به گفته شیخالاسلامی، فرض کنید خانمی که تا دیروز کار میکرد، ازدواج میکند و تصمیم میگیرد در خانه بماند این افراد جزو افراد جویای کار محسوب نمیشوند و طبعا نرخ مشارکت کاهش مییابد ولی الزاما یک پیام منفی برای کشور نیست.
حال سوال این است که با شرایط اقتصادی موجود، تعداد این خانمها که کار را رها میکنند چقدر است؟ آیا خانوادههای امروز شرایط این را دارند که با اشتغال یک نفر روزگار بگذرانند و آیا اصولا کسی در این آشفته بازار بیکاری حاضر میشود شغل خود را به راحتی از دست بدهد؟ البته شرایط خاص همواره وجود دارد ولی مگر چند نفر دارای شرایط خاص میشوند که باعث شود نرخ مشارکت اقتصادی پایین بیاید؟! به نظر میرسد صحیحتر این است که جناب وزیر بپذیرند، امید برای بدست آوردن شغل بین افراد جامعه تقلیل پیدا کرده و جوانان از پیدا کردن شغل ناامید شده و خانه نشینی را ترجیح دادهاند. همه اینها باعث می شود از جناب وزیر درخواست شود حداق 500 هزار شغل از این ۵. ۲ میلیون را رونمایی کند و از آنها آمار دقیق ارائه کند.
بدیهی است، همانطور که کارشناسان اقتصادی نیز به آن اذعان دارند بروز معضل بیکاری در یک کشور معلول عواملی است که ریشه در تصمیمات و سیاستهای دست اندرکاران حوزههای اقتصادی واجتماعی داردوبرپایه همین اظهارات، نرخ بیکاری کشوری همچون ایران نیز با توجه به عملکرد دولتمردان و مسوولین اقتصادی کشور همواره شناور خواهد بود و ارائه آمارهای امیدوارکننده در این مورد نمیتواند راهگشا باشد و باید دید در آینده نزدیک، مسئولان اقتصادی و دولتمردان کشور چه راهکاری برای این موضوع میاندیشند و آیا آمارهای اقتصادی اساسی از مراکز مربوطه منتشر خواهد شد تا ابهامات در این زمینه برطرف شود یا خیر؟