مجلس فقط برای دوره احمدی نژاد قانون می نویسد!
کد خبر : ۶۴۳۳۰
دوست داشته باشید یا نه، رفتار مجلس به کودک شطرنجبازی میماند که فقط ظرفیت تحلیل یک حرکت را دارد و هیچ تصوری از حرکات بعدی ندارد. توهم فواید آنی یک حرکت، مجلس را به کجراهه نبرده است؟
گروهی از نمایندگان مجلس به حق به دنبال اصلاح آییننامه مجلس برای بهتر و مفیدتر شدن سوال از رئیسحمهور هستند، اما چگونه؟
به گزارش «تابناک»، مجلس شورای اسلامی در چهارشنبه آخر سال 90، اولین مهره خود را در صفحه شطرنج سوال از رئیسجمهور حرکت داد. اما آنچه در مقابل از سوی احمدینژاد انجام شد، با تعابیری همچون «به توپ بسته شدن مجلس»، «به شوخی گرفتن مجلس» و یا «تحقیر مجلس» مورد اشاره قرار گرفت.
این شد که بعد از نوروز، مجلس با دستپاچگی و بدون تحلیل و بررسی محتوای آن جلسه و درک واقعیت مشکلات شکل فعلی سوال به دنبال اصلاح آییننامه سوال از رئیسحمهور رفت.
هدف این نوشته آن نیست که آن جلسه را توصیف کند، بلکه تلاش آن است که در حد توان خود به چرایی ناکارآمدی مجلس فعلی و مقررات موجود در روند سوال از رئیسحمهور بپردازد.
این حقیقت غیر قابل انکار است که تسلط بر مقررات شکلی و آییننامههای اجرایی نقش مهمی در کارایی فرد در محیط سیاسی و یا حقوقی دارد. به همین سبب است که هر کسی برای موفقیت در چنین محیطهایی به آموزش و تجربه نیاز دارد و این گمشده مهم مجلس فعلی است.
کارهایی چون وکالت، شرکت در مجامع چندجانبه و یا کار حزبی میتواند به نمایندگان در کسب دانش و تجربه مربوط به آییننامه و مقررات شکلی کمک کند، تجربههایی که در کمتر نماینده مجلسی قابل مشاهده است. اگر در این مساله شک دارید از نمایندگان مجلس بخواهید چند مثال از آییننامههایی که تاکنون با آن برخورد را داشتهاند نام ببرند. بعید نیست بسیاری از نمایندگان مجلس، اولین بار در صحن مجلس به مفهوم آییننامه برخورد کرده باشند.
هم متن آییننامه قبلی و هم متن (مواد) جدید پیشنهادی که کلیات آن امروز در مجلس تصویب شد نشان میدهد که مجلس درک روشنی از چرایی سوال از رئیسجمهور ندارد. این مساله در قالب چند نکته، توضیح داده میشود.
1- آیا یک فلسفه مهم سوال از رئیسجمهور این نیست که با واکنش به موقع، جلوی اشتباهات و یا کجرویهای گرفته شود؟ زمان مناسب در مورد سوال مربوط به عزل آقای متکی کی بود؟
2- آیا هر یک از سئوالاتی که مجلس این قدر اهمیت نداشتند که در یک جلسه مورد بررسی قرار گیرند. سوال از رئیسجمهور نباید به چنان تابویی تبدیل شود که ده سوال انباشته شوند تا در یک جلسه مطرح شوند. هر سئوال باید به موقع و با فراغ بال مورد بررسی قرار گیرد.
متن جدید و سخن گفتن در مورد 5 سوال در یک جلسه، باز هم نشان میدهد که مجلس علیرغم این که مدعی است به دنبال تحقق یکی از ظرفیتهای قانون اساسی است اما فلسفه سوال را به خوبی درک نکرده است. طرح یک سوال در یک جلسه و در زمان مناسب به مراتب معقولتر است.
3- مجلس اگر با جوالدوز (به حق یا ناحق) به جان دولت میافتد، باید یک سوزن هم شده به خودش بزند. آنچه که شوخیهای گزنده احمدینژاد نامیده شد رگههایی از حقیقت هم در خود داشتند.
الف- آیا مجلس پیگیری کرد که در موضوع تسهیلات ارزی مترو، چه کسی در یکی از کمیسیونهای مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است ما به دنبال تصویب قانونی هستیم که دولت نتواند آن را اجرا کند؟
ب- آیا مجلس نباید به دنبال راهحلی برای نظارت بر سازمانهای فرهنگی باشد که تحت نظارت دولت هم نیستند؟
ج- آیا نباید به دنبال تعریف مشخصی از وظایف و اختیارات رئیسجمهوری بود؟ چرا عقلای سیاست در ایران، در مورد چالش دائمی روسای جمهور در مورد حدود اختیارات و وظائف خود تجاهل میکنند و آن را خاص دولت احمدینژاد میدانند؟
د- آیا مجلس نباید در پی راه حلی برای بالا بردن ضریب اجرای بودجههای سالانه و برنامههای 5ساله کشور باشد؟ آیا مجلس از خود نپرسید چرا رئیسجمهور به راحتی از تخصیص تنها حدود 25درصد بودجه فرهنگی سخن میگوید؟
ه- از زمان دولت آقای خاتمی تاکنون 3 مثال از تصویب قانون برای تشکیل وزارتخانههای جدید وجود دارد.
تشکیل وزارت جهاد کشاورزی با لایحه دولت خاتمی
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/93469
تشکیل وزارتخانههای (صنعت، معدن و تجارت) و (کار، رفاه و تامین اجتماعی) با لایحه دولت دهم
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/792771
تشکیل وزارت ورزش و جوانان با طرح مجلس هشتم
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/790009
با مقایسه مختصر متن قوانین فوق، انصاف خواهید داد که در حواشی تشکیل وزارت ورزش مقصر اصلی مجلس است که با ضعف فاحش در قانوننویسی کشور را به حاشیه برد. مجلس با طرحی کاملا ناقص فرمان تشکیل وزارتخانهای را میدهد بدون این که عواقب آن را سنجیده باشد. آیا مجلس نباید به دنبال راهحلی برای پیشگیری از تکرار ضعف خود باشد.
4-در طرح جدید اصلاح آییننامه سوال از رئیسجمهور پیشبینی شده است که در صورت درخواست دو سوم نمایندگان مجلس، سوال به قوه قضائیه ارجاع شود تا نهایتا در شرایط تعیین شده به استیضاح رئیسجمهور بیانجامد. این مساله چند ضعف شدید دارد که مجلس هیچ توجهی به آن نکرده است.
فرض کنید رئیس جمهوری با پشتیبانی و یا بیتفاوتی 35 درصد از نمایندگان مجلس، هر چه که خواست بر سر کشور بیاورد. نوشتن قانون به صورت پیشنهادی به راحتی حق ملت و مجلس برای سوال از رئیسجمهور را ابتر نخواهد کرد؟
فرض دوم این است که مجلس برای ارجاع مسالهای به قوه قضائیه به توافق برسد. آنگاه قوه قضائیه چه باید بکند؟ فرض کنید مجلس سوال مربوط به عزل آقای متکی را به قوه قضائیه میفرستاد، قوه قضائیه چه واکنشی باید نشان دهد؟
و بر فرض که قوه قضائیه دارای چارچوبی برای رسیدگی به این مساله باشد، آیا ذات ارجاع مساله به قوه قضائیه، خدشهای بر اصل تفکیک قوا نیست؟ چرا مجلس اصرار دارد حقوق ملت را به قوه قضائیه واگذار کند؟
صورت دیگر مساله این است که قوه قضائیه، پس از ارجاع مساله به آن، به نفع یکی از طرفین رای دهد، در این صورت سخن گفتن از 5 و یا 6 سوال برای استیضاح رئیسجمهور چه وجهی دارد؟
5- فراتر از اینها، فرض کنید مجلس روالی را طراحی کرد که از حق سوال که قرار است تابو نباشد به استیضاح برسد، آیا این امر نشانه قدرت مجلس است؟ به صراحت میشود پاسخ داد خیر. زیرا در این صورت یا سوال از رئیسجمهور به تابو تبدیل خواهد شد و یا این که هر سال یک بار شاهد استیضاح روسای جمهور خواهیم بود.
محلس باید درک کند که سوال باید برای اصلاح سریع و منطقی اشکالات باشد. فرضیهها و ذهنیتهای غیر از این به کشور آسیب خواهد زد.
6- نوشتن قانون به صورت روزمره و بدون دقت و البته تجربه کافی، به کشور آسیب خواهد زد. نه آقای احمدینژاد برای همیشه رئیسجمهور خواهد ماند و نه از عمر مجلس فعلی بیش از 6 هفته باقی مانده است. به جای اصرار بر اصلاحیهای که گوشهای از مشکلات آن در این نوشته مورد اشاره قرار گرفت، مجلس باید به دنبال اصلاحیهای موثر و خردمندانه باشد.
ارسال نظر