نداريم؛ كاش بازاري نبوديم
کد خبر : ۶۶۸۱۳
«گراني»؛ اين تنها چيزي است كه اين روزها در هر جايي از آن سخن ميگويند. بدون تعارف تمام اقشار مردم وقتي دور يكديگر جمع ميشوند با شمع گراني محفل خود را گرم ميكنند. البته اين گرما اصلا مطبوع نيست اما جا براي سخن گفتن در مورد آن بسيار زياد وجود دارد. در اين ميان اما شايد تنها مديران دولتي اقتصاد باشند كه خيلي گراني را باور ندارند يا اگر در مورد آن سخن بگويند حتما دلايلي عجيب براي آن ارايه ميدهند. به باور برخي از مسوولان دولتي اقتصاد، گراني يك دسيسه است كه ربطي به برنامههاي اقتصادي كشور ندارد. فارغ از اين اما مردم يا مصرفكنندگان در اقتصاد ايران با پوست و گوشت گراني را ميفهمند و ميگويند، اين روزها گراني بيش از هر زمان ديگري معيشت را آزار ميدهد. به نظر ميرسد بايد به شهروندان حق داد. افزايش قيمت محصولات خوراكي تا 146درصد كه چند روز پيش در گزارش بانك مركزي وجود داشت جاي هيچ شك و شبههاي در مورد آزار معيشت باقي نگذاشته است.
كارشناسان بر اين باورند كه گراني تنها دغدغه واقعي اقتصاد است كه برنامهريزان دولتي اقتصاد بايد هرچه سريعتر راهكاري براي آن ارايه دهند اما اينكه چرا كار قيمتها به اينجا رسيده است، پرسشي را به رخ ميكشد كه همه فعالان اقتصادي و مصرفكنندگان اقتصاد ايران در پاسخ به آن فقدان برنامههاي اصولي اقتصاد را عامل اصلي گراني ميدانند. يك حقوقبگير دولتي به شرق ميگويد: «گراني كه يكمرتبه رخ نميدهد. اين اشتباه است كه فكر كنيم همه عوامل اقتصادي در اقتصاد دولتي ايران خوب كار ميكنند ولي باز گراني در اين حد شكل گرفته است.» وي اضافه ميكند: «اين روزها هر چقدر درآمد داشته باشي يا در نيمه ماه به پايان ميرسد يا با هزار صرفهجويي باز هم به آخر ماه قد نميدهد. وقتي هر كيلو گوشت 25هزار تومان است شما بگوييد يك كارمند دولتي با حقوق 550هزار تومان در ماه چگونه ميتواند زندگي كند.» وي ميگويد: «تازه اين در حالي است كه مسوولان اقتصادي با قاطعيت گراني را رد ميكنند و ميگويند اوضاع همه خوب است و نبايد مشكلات را در بوق كرد.» يك دبير آموزشوپرورش نيز درباره گراني به خبرنگار ما ميگويد: «يارانههاي ماهانه دردسري شده است.
بدون شك هدفمند شدن يارانهها اتفاق خوبي است اما در حال حاضر 45هزار تومان يارانه ماهانه باعث شده است كه مديران اقتصادي فكر ميكنند بهترين كار را كردهاند و هيچ مسووليتي در قبال گراني ندارند.» اين معلم اضافه ميكند: «باور كنيد يارانههاي ماهانه از عهده گراني برنميآيند. وقتي يك كيلو گوجهفرنگي دوهزارو 500 تومان است، يك مرغ چهار هزار و 500 تومان است و يك كيلو گوشت بيش از 25هزار تومان است شما با يارانه 45هزار توماني چه ميتوانيد بكنيد.» وي ميگويد: «فقط هم كه خورد و خوراك نيست. هزينه تحصيل، آب و برق و بهداشت و هزار جور هزينه ريز و درشت ديگر امان از روزگار معيشت درآورده است.» يك فعال اقتصادي در حوزه پوشاك نيز با خبرنگار ما گفتوگو ميكند. وي در مقابل اين ادعا كه اين روزها ظاهرا كساني كه شغل آزاد دارند كمترين گرفتاري اقتصادي را تجربه ميكنند، ميگويد: «اين حرف ديگر تبديل به شوخي شده است. من از خدا ميخواستم كه كارمند دولت بودم و درآمد ثابتي داشتم. در بازار اين روزهاي اقتصاد ايران صاحبان مشاغل آزاد فقط دلهره را مزهمزه ميكنند.» وي ادامه ميدهد: «حضور در بازار هزار و يك رقم خطر ايجاد كرده است.»
ارسال نظر