من «ماركدار»هستم، احترام بگذاريد!
کد خبر : ۶۷۰۹۴
جوان آنلاين: اين سؤال و جواب مختصر و ظاهراً بيآزار از رشد يك آسيب بزرگ اجتماعي خبر ميدهد كه حركت آرام و خزنده آن توجه هيچ كس را جلب نميكند مگر آنكه به نوعي با موضوع برخورد كرده باشد.
موضوع ورود برندها و ماركهاي معروف توليد خارج در سبد كالاي خانوادهها و قرار گرفتن آنها در ميان گزينههاي مورد توجه جوانان تنها مختص كشور ما نيست و در تمام كشورها داشتن محصولي خاص با يك نام تجاري يا برند و مارك منحصربه فرد براي افراد و به خصوص نوجوانان و جوانان مايه مباهات در ميان همسن و سالان است. با اين وجود آنچه سبب شده مسئله جذب جوانان به خريد وسائل «ماركدار» در جامعه ما، در گوشه و كنار حساسيتهايي را به وجود آورد، اين است كه الصاق فرهنگهاي بيريشه كه اهداف آنها به دامن زدن به مصرفگرايي براي داشتن بازارهاي تضمين شده خلاصه ميشود، برازنده غناي فرهنگ ملي و مذهبي ما نيست.
با اين وجود بسيار شنيدهايم كه در ميان علل گرايش جوانان به پديده ماركگرايي ابراز وجود اجتماعي از بقيه بارزتر است. مسئلهاي كه به تناسب زمان و موقعيتهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي در هر جامعه متفاوت است. اين علت به اضافه عامل تأثيرگذار پول، دست به دست هم از يك جوان، مجموعه مارك لباس و كفش و كيف و ساعت متحرك ميسازد و اين سر و وضع جايگاه او را در ميان گروه همسالان تثبيت ميكند؛ منتها به قيمت به خطر انداختن عزت نفس ساير اعضاي گروه. ديگران نيز براي دست و پا كردن جايگاهي نشاندار در جمع براي خود، به قول معروف از زير سنگ هم شده پول جور ميكنند و كم كم اين چرخه علاوه بر اينكه چرخهاي توليد را از كار مياندازد، ضايعه فرهنگي شيفتگي در برابر محصولات خارجي را نيز به ارمغان ميآورد.
از سوي ديگر نبايد از نظر دور داشت كه شركتهاي خارجي برندساز، با توجه به ظرفيت بالاي بازار مصرف ايران، روي سليقه مصرفكننده ايراني مطالعه و به راحتي بازار ما را از آن خود ميكنند و اگر بخواهيم از دايره انصاف خارج نشويم، بايد اعتراف كنيم كه اين برندها با ارتقاي كيفيت خود جايگاه قابل دفاعي در بازار به خود اختصاص ميدهند. به عبارتي كيفيت بالاي آنها كه به مرور زمان دچار خلل نميشود بر گرايش مشتريان به خريد آنها مؤثر است. با اين وجود به گفته ماركپوشان حرفهاي، هر ماركي لزوماً به معناي جنس خوب خوب نيست.
در تحليل و بررسي مارك بازي و مارك بازها معمولاً سؤالاتي مطرح ميشوند و در طول بحث سعي ميشود براي تكتك آنها پاسخهايي ارائه شود؛چند نمونه از اين سؤالها اين است كه اصلاً ماركپوشها از كجا ميآيند؟ آيا برخي افراد ماركپوش به دنيا ميآيند؟ ماركپوشها همان خوشلباسها هستند؟ آيا پولدارها همان ماركپوشها هستند؟
ماركپوش شدن فرآيندي كاملاً تدريجي دارد و كم كم يك خريدار را بدون اينكه متوجه شود به مشتري دائمي يك مارك بدل ميكند. اين پديده ميتواند به دليل تنوع در مدل، جنس و نوع كاربرد در مشتريها حلول كند يا به خاطر استفاده فلان هنرپيشه، مدل، مانكن يا ورزشكار داخلي يا خارجي از يك مارك خاص به سليقه خريدار تحميل شود. نكتهاي كه در اينجا مغفول ميماند اين است كه چطور برندي كه مشتريان امريكايي يا اروپايي را جذب ميكند و شايد اساساً براي بازار غرب تهيه شده باشد ميتواند وسيلهاي براي ابراز وجود اجتماعي در ايران قرار گيرد؟!
در مورد اين نكته هم كه ماركپوشها همان پولدارها هستند شكي نيست اما در ايران نقيض اين مطلب را حتماً در ميان اطرافيان و دوستان و آشنايان خود ديدهايم، كساني كه براي داشتن يك محصول از يك برند معروف حاضرند قرض بگيرند.
از طرف ديگر توجه به لباس و در اصطلاح سر و وضع كه دين مبين اسلام نيز بر آن تأكيد ويژه دارد، ميتواند توجه مشتريان و خريداران را به انواع مارك جلب كند. بنابراين گروهي از ماركپوشها افرادي هستند كه نه تنها براي خودنمايي و فقط براي اينكه براي خود و ديگراني كه هر روز او را ميبينند احترام و ارزش قائل هستند، مارك ميپوشند. بنابراين ميتوانند از ميان مرفهين بيدرد يا بيكارها و عقدهايها هم نباشند!
به جز اين موارد از سوي برخي افراد، لباس، كفش، كيف يا حتي ساعت ماركدار ميتواند گزينهاي براي خاص جلوه كردن در نظر جنس مخالف باشد. يك نگاه دقيق نشانمان ميدهد كه اين مورد در ميان مردها بيش از خانمها طرفدار دارد، زيرا خانمها براي اين منظور ابزار و دايره انتخاب بيشتري دارند. علاوه بر اين، تعريف خانمها از خاص بودن نيز با آقايان متفاوت است بنابراين كمتر به مارك آنچه ميپوشند توجه دارند تا زيبايي و خيرهكنندگي آن؛ در نتيجه تصميم ميگيرند به جاي اينكه از يك مارك با قيمت بالا خريد كنند، با همان پول چندين وسيله غيرمارك اما زيبا تهيه كنند.
القصه حضور تبليغاتي برندها علاوه بر اينكه ميتواند بازارهاي تضمينكننده و مشتريان دائمي در سراسر دنيا براي آنها به وجود آورد، باعث شده بسياري از توليدكنندگان از تب خريد وسائل و به خصوص لباسهاي ماركدار سوءاستفاده كرده و جنس تقلبي وارد بازار كنند. با اين كار نه تنها سليقه مشتري ايراني را تغيير ميدهند بلكه به اقتصاد و توليد داخلي نيز لطمه وارد ميكنند و اين همه در سايه بياطلاعي خانوادهها و متوليان فرهنگي صورت ميگيرد.
ارسال نظر