شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۸

چگونه باید آرامش را به اقتصاد بازگرداند؟

کد خبر : ۶۷۱۹۲

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، تجربه بسیاری از کشورها نشان داده استکه برای بهبود زندگی نسلهای آتی، گاه مسئولیت اقتصادی، اجتماعی و... شرایط یک نسل ایجاب می کند که سختیهایی را تحمل کند تا سرزمین و نسلش در آینده از شرایط بهتری برخوردار باشد ونسل ما امروز از آن جمله نسلهاست.

اقتصاددانان می گویند:ایران برای داشتن شرایط بهتر در آینده نیاز به یک جراحی اقتصادی دارد که این جراحی را نیز طرح تحول اقتصادی نام گذاری کرده اندو مهمترین بخش آن نیز هدفمندی یارانه هاست. می گویند بدون ریاضت اقتصادی و تحمل کمی سختی این طرح اجرا نخواهد شد،هر چند هستند اقشاری در این کشور که بر فراز برجهای میلیاردی با حداکثر امکانات زندگی کرده و از این جراحی نیز دردی متوجه نمی شوند، ولیاقشاری از این جامعه، این درد را صبورانه تحمل کرده و گاه شرایط زندگی بر آنها بسیار سخت می شود.

اقتصاددانان تاکید می‌کنند:این قانون باید اجرا شود اما با تدابیری می توان طرح را طوری اجرا کرد که از میزان درد و فشارش بر مردم کاست. به هر تقدیر، همگان بر این مهم تأکید دارند که جراحی بی درد نمی شود و انصراف از جراحی نیز علاوه بر هزینه های بیشتر، ما را به قول محمدحسین ادیب از اقتصاددانان کشور بدهکار یک معذرت خواهی به تاریخ و ملت ایران می کند. واقعیت این است که ما در برابر آینده ایران مسئول هستیم و تحمل سختی نیز به یک امر اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. حال این سئوال مطرح است که چگونه می توان سختی کمتری تحمل کرد و در عین حال به مسئولیتهای اجتماعی، اقتصادی و... خود در برابر این قانون آنهم در شرایط سرنوشت ساز ایران عمل کرد. چگونه می توان رفاه عمومی و اجرای هدفمندی یارانه ها را در کنار هم جمع کرد؟

اجرای هدفمندی یارانه‌ها اثرات متفاوتی را بر اقشار مختلف جامعه می‌گذارد و در این میان وجود دارند کسانی که شرایط اقتصادزندگی را بر انان سخت کرده است.در عین حال اقتصاددانان برای برون رفت اقتصادی از چنگال تورم و فشار نسخه‌های متفاوتی می‌پیچند.

* به خودم قول داده ام سکته نکنم

راننده تاکسی است.مهر امسال وارد 70سالگی می شود. یک دنیا غصه در دلش نشسته. می گوید: 70 سالم که بشود دیگر اجازه راندن تاکسی به من نمی دهند. در فکر فرو رفته. درد و دل می کند و می گوید: دخترم در حال ازدواج است، پول پرداخت جهیزیه ندارم. دختر و پسرم هر دو بیکارند. کار هم نیست برایشان. من یک تنه کار می کنم. یک خانه با 30 ساخت رهن و اجاره کرده ام که با صاحب خانه سر میزان اجاره مشکل داریم. الان ماهی 350 هزار تومان می دهم که می گوید آن را 750 هزار تومان کن.

می پرسم جند ساعت در روز کار می کنی؟ می گوید: شاید باور نکنی ولی به خدا من فقط روز 13 به در را تعطیل می کنم. تمام روزهای سال حتی تمام ایام نوروز را کار می کنم. ساعت 6 صبح از خانه بیرون می آیم و وقتی به خانه می روم که دیگر لقمه غذایی اگر باشد می خورم و می خوابم دوباره روز از نو و روزی از نو.

شغلش را دوست ندارد ولی می گوید: چاره ای ندارم. تازه اگر آشنا پیدا نکنم همین کار را هم از دست می دهم.

غمگین است، می گوید: برای کسی مثل من، زندگی فقط زنده ماندن است. هرچه بیشتر تلاش می کنم، کمتر به نتیجه می رسم. این هم از تورم که هر روز بالا می رود.

به او می گویم: برای حل مشکل اجاره، شاید در قسمتهای پایین تهران نیز بتوانی خانه اجاره کنی، می گوید: اولا خانواده ام حاضر به این کار نیستند. دوم اینکه واقعا دیگر نمی توان بدترین خانه ها را با رهن و اجاره کم پیدا کرد.

مرا را که به مقصد می رساند، می رود با غصه هایی که در چهره اش موج می زند. حتی نامش را هم نمی دانم، پیرمردی که می گفت: به خودم قول داده ام سکته نکنم، چون پول دوا و درمان ندارم. پیرمردی که خود در کنار غصه هایش، غصه های دیگران می خورد و می گفت: غصه آنهایی را می خورند که وضعشان بدتر از من است.

* هشتم گروی نهم است

سید صدایش می کنند. 48 سال دارد. لباس آبی رنگ یکی از شرکتهای خدماتی را بر تن دارد. می گوید: خانه پرپرش، ماهی 500 هزار تومان حقوق می گیرم. در خاک سفید می تشینیم. ماهی 420 هزارتومان اجاره می دهم. یک پسر 25 ساله دارم که یک نوع بیماری ناعلاج دارد که ماهی به قیمت دولتی حداقل 50هزار تومان برایم هزینه دارد. یک دختر دم بخت دارم که خواستگارهایش را به خاطر بی پولی رد می کنم.

شرمنده وضعیت مالی خویش است. سرش را پایین انداخته و ادامه می دهد: تازه پسرم دانشجو هم هست. در اراک درس می خواند. ترمی 900 هزار تومان بابت هزینه دانشگاه او می دهم. ترمی نیز مجبورم بابت هزینه خوابگاهش 400 هزار تومان بپردازم. بماند هزینه های رفت و آمد و دیگر هزینه های جانبی.

به او می گویم: خوب با این چیزها که گفتی هزینه هایت که بیشتر از درآمدت است بقیه را چه می کنی؟ می گوید: شبها مسافرکشی می کنم. برای تمیز کردن خانه های مردم می روم.... خلاصه سرتان را درد نمی آورم هشتم گروی نهم است. ولی چاره ای نیست. باید یک جوری ساخت.

***

پیشترها شنیده بودیم که اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، با تورم همراه است. حال گوشه ای از درد جراحی اقتصادی خود را در قالب تورم نشان داده است،بماند که تورم افزایش نرخ ارز و بسیاری از تنگناهایسیاسی و سوء مدیریت‌ها نیز سربار آن شده و فشار بر کم درآمدها را فزاینده کرده است.از خود می پرسم چه می توان کرد که در عین افزایش رفاه عمومی، فشار کمتری از اجرای طرحها و قوانین لازم الاجرا و تحول انگیز اقتصادی به ویژه قانون هدفمندی یارانه ها که به یک ضرورت برای کشور تبدیل شده، بر مردم وارد شود؟ اینکه به واقع الان وقت چیست؛ تحمل ریاضت اقتصادی برای یک آینده بهتر یا رها کردن قانون هدفمندی یارانه ها و بحرانی شدن وضعیت اقتصادی و....؟ با اینگونه سئوالات به سراغ برخی اقتصاددانان می روم.

*توجه بیشتر به تأمین اجتماعی و ثروت آفرینی توسط صندوق‌ها

اولین اقتصاددانی که برایفشارهای اقتصادی ناشی از اجرای هدفمندی یارانه ها و دیگر عوامل نسخه می‌ پیچد، سید بهاالدین حسینی هاشمی است. پس از شنیدن سئوالاتم می گوید: به هر تقدیر همگان باید بپذیرند که در طول اجرای هدفمندی یارانه ها، یک اقتصاد ریاضتی ضروری است و باید فشار ناشی از آن را تحمل کرد.

و بعدادامه می دهد: من از جمله کسانی هستم که معتقدم آزادسازی قیمتها باید در برنامه زمان بندی 5ساله انجام شود و نباید در آن وقفه ایجاد شود. چراکه این اتفاق، منجر به دو نرخی شدن قیمتها، بازار سیاه و رانت می شود. آزاد سازی قیمتها یعنی آزاد سازی اقتصاد، باید به تدریج متناسب با توانمندسازی اقشارجامعه و متناسب با برنامه های اقتصادی مدون مبتنی بر این استراتژی، صورت گیرد.

وی می گوید: مرحله دوم هدفمندی یارانه ها باید حتماً اجرا شود ولی به وزن خودش و در سایر مراحل هم به همین منوال باید پیش رفت. این قانون باید در 5 مرحله به اجرا درآید تا در هر بار، 20 درصد از قیمتها را اصلاح کند تا امکان تطبیق دادن واحدهای اقتصادی و مردم از طریق کسب درآمد بیشتر یا صرفه جویی در هزینه‌ها وجود داشته باشد و خودشان را طی دوره 5 ساله با قیمتهای آزاد تطبیق دهند.

به او می گویم درست است جراحی درد دارد ولی برای کاهش این درد و فشار چه باید کرد؟ می گوید: باید به تأمین اجتماعی توجه بیشتری شود تا اقشار کم درآمد جامعه بتوانند از خدمات درمانی، حقوق و مزایای بازنشستگی و از کمکهای سازمانی بهره مند شوند. صندوقهای بازنشستگی باید کارآمدتر شوند. مدیران مدبر و کاردانی در راسشان باشد تا بتواند برای آنها ثروت ایجاد کندو قابل باز توزیع شود. زمینه های اشتغال ایجاد شود تا همه درآمد داشته باشند.کمکهای هدفمندی یارانه ها به جای اینکه صرفپرداخت نقدی شود، صرف انجام سرمایه گذاری در پروژه های عظیم ملی شود.پرداختهای کنونی به حدی خرد و کوچک است که به هیچ وجه قابلیت سرمایه گذاری به صورت مجزا را ندارند و عمدتاً صرف هزینه های زندگی و امور مصرفی می شود.

*سهامدار کردن یارانه بگیران در پروژه های بزرگ با مشارکت دولت و بانکها

وی با بیان اینکه با بخشی از سهم مردم مربوط به درآمد حاصل از هدفمندی یارانه هاست، می گوید: می توان از همین محل، مردم را سهامدار پروژه های بزرگ کرد که این کار ضمن حاصل کردن درآمد مستمر و مادم العمر برای مردم، شکوفایی اقتصادی را نیز در پی دارد.

این مدیر شبکه بانکی اضافه می کند: بانکها در این میان می توانند عامل اجرای این پروژه ها باشند و با بخشی از منابع خودشان، زمینه سهامدار شدن یارانه بگیران را در سرمایه گذاریهای مورد نظر فراهم کنند.

وی می گوید: همچنین بانکها می توانند در آینده در قبال گرو گرفتن سهام اقشار آسیب پذیر، به پرداخت تسهیلات بانکی به این اقشار اقدام کنند. به هر تقدیر بانکها می توانند بازوی قوی برای دولت در اجرای این قانون هدفمندی یارانه ها باشند.

*اجرایریاضت اقتصادی و پاسخگویی به مطالبات رفاهی در میان مدت

از دیگر اقتصاددانانی که به سراغش می روم تا نظرش را در خصوص فشارهای اقتصادی، اجرای هدفمندی یارانه ها و مسئولیت ما به عنوان مردم در برابر این اتفاقات بپرسم، محمدحسین ادیب عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان است.

می گوید: برای حل مشکل گرانی و تورم دو راهکار در اقتصاد کلان وجود دارد: یکی ریاضت اقتصادی و دیگری رشد اقتصادی. در الگوی ریاضت اقتصادی، از طریق کمتر مصرف کردن، تقاضای کل کاهش می یابد و بین عرضه و تقاضا تعادل ایجاد می شود. در الگوی رشد اقتصادی، از طریق افزایش تقاضای کل بین عرضه تقاضا تعادل ایجاد می شود.

وی اضافه می‌کند: الگوی اول به کوچکتر شدن طبقه 2 و دو قطبی شدن جامعه می انجامد و الگوی دوم، به حجیم و متورم شدن طبقه 2 منجر می شود. از منظر جامعه شناختی، ثبات اجتماعی به تقویت و متورم شدن طبقه 2 ارتباط دارد. او ادامه می دهد: در انتخابات اخیر فرانسه تفکری که در ریاضت اقتصادی تأکید داشت، بازنده انتخابات شد.

از ادیب سئوال می کنم راهکار پیشنهادی شما برای ایران کنونی چیست؟ می گوید: در ایران در وضع موجود، آنچنان تقاضای کاذب در حوزه اقتصاد کلان وجود دارد که تا مدتها کاهش تقاضای کل تنها راه حل مطلوب برای ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضاست. در کشوری که معادل ارزش افزوده صادرات ژاپن، کره جنوبی و تایوان به اقتصاد یارانه انرژی تزریق می شود، تقاضای کل متورم می شود و ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا تا مدتها تنها با کاهش یارانه انرژی و کاهش تقاضای کل کاذب که برگرفته از یارانه انرژی متورم شده است، ممکن خواهد بود.

وی می افزاید: پس از پایان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه، الگوی رشد اقتصادی می تواند جایگزین دیدگاه ریاضت اقتصادی شود.

از او می پرسم بنابراین آیا در طول دوران اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، الگوی ریاضت اقتصادی باید مورد تأکید گیرد؟ در پاسخ می گوید: بله. تا مدتها ریاضت اقتصادی راهکار مطلوب برای پاسخ مساعد دادن به ایجاد تعادل در حوزه اقتصاد کلان است. ریاضت اقتصادی به دو شکل بروز بیرونی پیدا می کند. در یک حوزه با کاهش هزینه های دولتی از کانال کاهش رفاه عمومی، هزینه های دولت کاهش می یابد، از کانال دیگر با افزایش درآمد به خصوص مالیات درآمدهای دولتی افزایش می یابد. این حرکت در چارچوب کاهش هزینه های دولتی و افزایش مالیات به اقتصاد تعادل و توازن می بخشد.

*حذف یارانه انرژی در دوره رفسنجانی: آغاز پر صدا و توقف بی صدا

از ادیب سئوال می کنم به مردم در دوره ریاضت اقتصادی چه توصیه ای دارید؟ می گوید: حذف کامل یارانه انرژی تنها راهکار خروج اقتصاد ایران از بحران است. منتها در طی 30 سال گذشته دولتهای حاکم با شور و شعف کاهش یارانه انرژی را آغاز کردند و سپس در میانه راه با مشاهده مشکلات آن را رها کردند. حذف یارانه انرژی در دوره رفسنجانی با سرو صدای بسیار آغاز شد و بی سر و صدا متوقف شد.

*خاتمی :حذف نکردن یارانه انرژی بزرگترین اشتباهم بود بود

وی می افزاید: خاتمی نیز در نقد عملکرد خود اظهارداشت: بزرگترین اشتباه من عدم اجرای حذف یارانه انرژی بود. خاتمی به بیان یک تأسف بسنده کرد. در دوره احمدی نژاد نیز نظر به افزایش قیمت نفت در بازار جهانی و افزایش نرخ دلار، اکنون یارانه انرژی سه برابر زمانی است که وی به قدرت رسید. نهایتاً ایران به یک شخصیت اجرایی احتیاج دارد که با حذف یارانه انرژی کشور را در مسیر درست قرار دهد.

او اضافه می کند: در آمریکای لاتین دولتهایی که یارانه انرژی را حذف کردند، معمولاً آنهایی بودند که در دور بعد مردم به آنها رأی ندادند. در ترکیه حزبی که همه یارانه ها را حذف کرد و اکثریت پارلمانی را داشت در دور بعد حتی یک نماینده نیز در پارلمان به دست نیاورد،البته در ترکیه، احزاب برای اینکه بتوانند در مجلس نماینده داشته باشند حداقل باید 10 درصد از آرا را به دست آورده باشند. مردم در ترکیه نشان دادند به حزبی که اکثریت پارلمانی را داشت با حذف کل یارانه ها حتی 10 درصد نیز رأی ندادند.

*اجرایهدفمندی یارانه ها یک قربانی می خواهد

ادیب تأکید می کند: در ایران نیاز به یک شخصیت شجاع سیاسی است تا خود را قربانی اجرای قانون هدفمند کردن یارانه کند و بعداً تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه کسی و در چه دوره ای کشور را در مسیر درست قرار داد.

وی می گوید: مردم را می توان به دو دسته تقسیم کرد: مردمی که با برد دید، چشم انداز 10 ساله را مد نظر دارند و مردمی که رفاه کوتاه مدت را بر قرار گرفتن اقتصاد در مسیر درست در میان مدت و دراز مدت ترجیح می دهند.

*مردم با برد دید چشم انداز در انتظار اجرای قانون هدفمندی یارانه ها

این استاد دانشگاه می گوید: مردمی که با برد دید صحنه اقتصاد عمومی را رصد می کنند چشم به راهند تا احمدی نژاد به این چشم به راهی پایان بخشد.

وی در پاسخ به این سئوال که برای حل مشکلات فعلی مردم که تحت فشار ناشی از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها به ویژه غم نان آنها چه باید کرد؟ می گوید: در کوتاه مدت با کاهش تقاضای کل ناشی از حذف یارانه این مشکلات تشدید می شود و کار چندانی نمی توان کرد ولی در میان مدت و بلندمدت به سرعت با افزایش رشد اقتصادی، فضای اقتصاد کلان دچار رونق می شود و به مطالبات رفاهی مردم در سطح بیشتری پاسخ مساعد داده می شود.

این اقتصاددان می گوید: آنهایی که غم نان خود را در کوتاه مدت بر قرار گرفتن اقتصاد در مسیر درست در میان مدت و دراز مدت ترجیح می دهند، یک توضیح و بعدها یک معذرت خواهی به تاریخ و مردم ایران بدهکارند.

*کنترل نوسانات نرخ ارز و حمایت از تولید، بهترین راه مقابله با تورم و گرانی

این بار به سراغ ابوالقاسم حکیمی پور اقتصاددان و استاد دانشگاه می روم. از او می پرسم دلایل وضعیت فعلی و فشار مالی بر مردم چیست؟ عامل آن گرانی است یا تورم؟ اصلا چرا تورم و گرانی بروز پیدا می کنند؟ راهکار چیست؟ و... .

یک به یک به سئوالات پاسخ می دهد و می گوید: گرانی با تورم متفاوت است. گرانی مربوط به یک یا دو قلم کالاست و کوتاه مدت است. ولی تورم مستمر است و ساختاری. وقتی گرانی مستمر می شود، تبدیل به تورم می شود. گرانی دلایل مختلف دارد که یکی از آنها، افزایش هزینه های تولید است.

می افزاید: 5 سال پیش نیز ترکیه و پیش از آن نیز آرژانتین گرفتار تورم بودند که هر دو توانستند تورم را مهار کنند. کنترل تورم مانند گرفتن رژیم برای جلوگیری از چاقی است. اگر رها شود مجدد اوضاع به شرایط قبلی بازمی گردد. در مورد تورم نیز دائم نیاز به مهار و کنترل است. برخورد با تورم در حد یک مسکن، بعد از دو یا سه سال بازگشت به شرایط قبلی با جهش بسیار بالاتر را در پی دارد.

از او می پرسم، عامل پدیده آورنده تورم چیست؟ می گوید: این یک مشکل ذاتاً پولی است. مانند رشد نقدینگی در جامعه است. عوامل موثر در پیدایش آن را می توان افزایش نرخ ارز و نوسانات آن، افزایش هزینه های تولید، افزایش تقاضای کل جامعه و... دانست که مهمترین آنها بالا بودن هزینه های تولید است.

وی با این توضیح که نرخ ارز تأثیر مستقیم بر هزینه های تولید دارد می افزاید: این نرخ همچنین بر افزایش قیمت مواد اولیه وارداتی موثر است. در همین سال گذشته به عنوان مثال در بخش مواد غذایی 22 درصد و در روغن نباتی 30 درصد افزایش قیمت را شاهد بودیم.

*بانک مرکزی باید به دنبال ایجاد تعادل در نرخ ارز باشد

حکیمی پور با اشاره به اختلاف 60 درصدی بین قیمت نرخ ارز مرجع و غیرمرجع، این اختلاف را بسیار زیاد دانسته و بر لزوم تک نرخی کردن ارز تأکید می کند و می گوید: بانک مرکزی باید به دنبال ایجاد تعادل در نرخ ارز باشد.

وی می افزاید: گرانی که در اصطلاح عامه مردم رایج است، به سیاستهای مالی مربوط است که این بخش نیز از افزایش حکایت دارد. بالا رفتن هزینه های مالی تولید عمدتاً به مشکلات مدیریتی و برخی ناهماهنگی از جمله عدم هماهنگی بین بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار مربوط است.

او با بیان اینکه مجموعه ساختار دولتی در بخش خط مشی اقتصادی از بافت نامتناسب برخوردار است می افزاید: در یک اقتصاد سالم، شاخص بهای تولیدکننده کمتر از شاخص بهای مصرف کننده است. تولیدکننده هزینه های تولید خود را به قیمت کالا اضافه می کند. به طوری که در حال حاضر این شاخص برعکس شده است.

وی می افزاید: شاخص بهای مصرف کننده 21 و نیم درصد رشد داشته، شاخص تولید کننده نیز 33 درصد، در بخش تولیدکننده صنعت نیز این رشد 54 درصد بوده است. همه اینها نشان دهنده این است که هزینه های تولید افزایش یافته است.

این اقتصاددان می گوید: با افزایش قیمت تولیدکننده به سبب افزایش هزینه های تولید، تقاضای کل جامعه افزایش می یابد و با ایجاد تورم روانی، تمایل به سمت خرید کالاهایی که حس می شود گران خواهد شد، افزایش می یابد.

وی همچنین به آثار اجرای قانون هدفمندی یارانه ها در افزایش قیمتها اشاره می کند و می گوید: قرار بود با اجرای هدفمندی یارانه ها، قیمت برخی عوامل انرژی واقعی شود تا مصرف اصلاح شود ولی عملاً چنین نشد.

حکیمی پور به عدم تحقق پیش بینی ها در بخش تولید به سبب عدم دریافت ارز لازم یا عدم دریافت مواد اولیه به موقع اشاره می کند و می افزاید: با عدم تحقق این پیش بینی ها، دولت اقدام به واردات می کند. واردات یک میلیارد دلاری میوه از همین نمونه هاست.

*عدم نیاز به واردات با اختصاص یارانه به بخش تولید

وی می افزاید: اگر یارانه به بخش تولید اختصاص یافته بود، دیگر نیاز به این میزان واردات نبود.

این اقتصاددان با انتقاد به اینکه عمده روشهای دولت مسکن است می گوید: استفاده از سیاست واردات به جای صادرات، جوابگوی حل تورم نیست و باید از روشها و سیاستهای دیگری در این مسیر بهره گرفته شود.

وی به آمار اعلام شده از سوی رئیس کل بانک مرکزی در خصوص واردات اشاره می کند و می گوید: واردات 72 میلیارد دلاری به نفع تولیدکننده، کشور و تورم موجود نیست.

او همچنین با انتقاد به اینکه مسئولان اقتصادی گله می کنند که سخنان عده ای موجه گرانی به دنبال داشته می گوید: اینگونه سخنان نشان از عدم ثبات اقتصادی دارند. اقتصادی ثبات دارد که هرگز با سخن عده ای حتی موجه دچار نوسان نشود.

*رهاورد گرانی، گسترش فقر است

وی با انتقاد به اینکه بانک مرکزی در گذشته به عنوان یک داور به دولت کارت زرد نشان می داد می گوید: باز هم باید این بانک از این کارتها استفاده کند تا نشانگر استقلال آن باشد.

این اقتصاددان هشدار می دهد: رهاورد گرانی، گسترش فقر و پس از آن فساد است.

وی می گوید: در سال گذشته قرار بود 20هزار میلیارد تومان به تولید اختصاص یابد. در سال گذشته بنا بود 54 هزار میلیارد تومان از هدفمندی یارانه ها کسب شود. 50 درصد بین مردم، 30درصد بین تولید کننده، 20درصد بقیه نیز بین سازمانهای دولتی و وابسته توزیع شود. همچنین قرار بود این 54هزار میلیارد تومان امسال به 66 هزار میلیارد تومان برسد. رقم مذکور به تولید اختصاص نیافت. عمده آنچه که به مردم نیز اختصاص یافت، از بانک مرکزی دریافت شد. اگر قرار است تورم ایجاد نشود، نباید بابت هدفمندی یارانه ها از بانک مرکزی استقراض شود.

او می گوید: در حال حاضر نقدینگی به 350 هزار میلیارد تومان رسیده و ادامه این روند آن را در آینده نزدیک به 500 هزار میلیارد تومان می رساند که ناشی از آن بازهم افزایش تورم خواهیم داشت.

*مردم آرامش لازم اقتصادی را ندارند

وی می افزاید: در شرایط فعلی حس می شود که مردم آرامش لازم اقتصادی را ندارند. دولت با اینکه هدفمندی یارانه ها را در ابتدا خوب شروع کرده ولی چنین به نظر می رسد که اخیراً دچار حاشیه شده و عملاً توان نظارت و کنترل بر رشد شاخص عمده فروشی و خرده فروشی را از دست داده است.

*سکوت بانک مرکزی در برابر گرانی خدمات و کالاها

حکیمی پور با انتقاد به اینکه بانک مرکزی در برابر گرانی خدمات و کالاها سکوت می کند، این روش را صحیح نمی داند.

از او می پرسم بالاخره راهکار چیست؟ می گوید: کنترل نوسانات نرخ ارز، بهترین راه مقابله با تورم و گرانی است. نگاهی به روند افزایش قیمتها در خصوص برخی کالاها از 40 تا 130 درصد از لزوم نظارت بر قیمتها و نیز ضرورت انضباط پولی و مالی دولت حکایت دارد.

وی با انتقاد به اینکه قرار بود بودجه ریزی عملیاتی شود و اکنون سال 91 هستیم و از این قصه خبری نیست، از دولت می خواهد هرچه زودتر بودجه را عملیاتی کند. همچنین او خواستار ایجاد هماهنگی بیشتر بین وزارتخانه های خط مشی گذار اقتصادی است.

*واردات اختاپوسی زیان بار است

حکیمی پور با بیان اینکه واردات در کشور ما به یک اختاپوس تبدیل شده می گوید: برای کشورهای اطراف ایران طبیعی است که واردات داشته باشند ولی این مسأله برای کشور ما زیان بار است.

وی با اشاره به تفاوت فقر نسبی و فقر مطلق، از افزایش هر دو فقر با توجه به ناپایداری سیاستهای اقتصادی یاد می کند و می گوید: اختلافات بین قوای سه گانه، فشار روانی را بر مردم افزایش داده است.

*لزوم ایجاد گفتمان اقتصادی موثر بین اقتصاددانان

او با تأکید بر اینکه اختلافات حل شود و به مردم منتقل نشوند، به عدم وجود گفتمان اقتصادی موثر بین اقتصاددانان حرفه ای و اساتید دانشگاه اشاره می کند و خواستار ایجاد یک گفتمان موثر در این میان است.

*لزوم بهره گیری از نظرات اقتصاددانان در مهار تورم و گرانی

این اقتصاددان همچنین می گوید: دولت باید با بررسی عوامل موثر در گرانی و تورم به ارائه راهکارهای لازم برآید و در این مسیر نیز از نظرات کارشناسان و اقتصاددانان بهره بگیرد. مهمترین راهکار در این میان، حمایت از تولید و قرار دادن ارز لازم در اختیار تولیدکنندگان است.

آنچه از این سخنان حاصل می شود، لزوم اجرای قانون هدفمندی یارانه ها و مهار حواشی است که راه را بر اجرای آن دشوارتر و مشکلات مردم را بیشتر می‌کند،همچنین ضرورت تحمل ریاضت اقتصادی،دردهای ناشی از این جراحی ،ضرورت حمایتهای بیشتر دولت و بانکها از مردم و نیز افزایش صبر و طاقت مردم در مسیر اجرای قانون هدفمندی یارانه ها به عنوان یک مسئولیت بزرگ اقتصادی، اجتماعی و... و توجه به آثار میان مدت و بلندمدت این قانون برای ایرانی بهتر است.

گزارش از: مریم سلیمی


اشتراک گذاری :
ارسال نظر