مذاكرات هستهای زیرسايه «پارچين»
کد خبر : ۶۸۳۵۳
گروه سیاسی: نشست هياتهاي مذاكرهكننده ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي روز جمعه در وين به پايان رسيد؛ نشستي كه انتظارها از آن بالا بود؛ همچون نشست سياسي، ديپلماتيك ايران و گروه 1+5 در بغداد. مذاكرات در«وين» هم سرنوشتي بهتر از «بغداد» نداشت؛ سرنوشتي كه منجر به كمرنگتر شدن چشماندازهاي مذاكرات بعدي ايران و گروه 1+5 در «مسكو» شده است؛ مذاكراتي كه حدود يك هفته ديگر برگزار ميشود. مذاكرات حول محور پرونده هستهاي ايران در سالهاي گذشته در دو مسير متفاوت در جريان است؛ يكي فني و ديگري سياسي. با اين حال اين دو مسير هيچگاه با يكديگر تداخل نداشتهاند جز در سالهاي اخير؛ به گونهاي كه اكنون بيش از پيش مذاكرات فني بر مذاكرات سياسي ميان ايران و گروه 1+5 تاثيرگذار شده است. هر چند به عقيده دكتر علي بيگدلي استاد روابط بينالملل دانشگاه شهيد بهشتي، اين خود فرصتي براي جمهوري اسلامي است تا از طريق همكاريهاي گسترده فني و حقوقي با آژانس، اقدام به رفع اتهامات و ادعاها حول محور برنامه هستهاياش كند.
شايد تنها در سالهاي اخير است كه مذاكرات فني جمهوري اسلامي ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي تا اين حد از درجه اهميت برخوردار شده است. چرا؟
از زاويه نگاه غربيها، يكي از اقدامات گروه 1+5 وارد كردن آژانس بينالمللي انرژي اتمي به روند مذاكرات هستهاي با جمهوري اسلامي ايران است. به گونهاي كه اكنون مذاكرات فني و حقوقي ميان ايران و آژانس با مذاكرات سياسي و ديپلماتيك بين جمهوري اسلامي و گروه 1+5 پيوند ناگسستني برقرار كردهاند. به طوري كه در سالهاي اخير و در جريان مذاكرات هستهاي با ايران، كشورهاي عضو گروه 1+5 يك چشمشان به وين و نتايج همكاريهاي جمهوري اسلامي با آژانس است و چشم ديگرشان به ميز مذاكرات و نتايج گفتوگوهاي مستقيم با تهران. اين موضوع در جريان كنفرانس «استانبول» و «بغداد» عينيت پيدا كرد.
در همين راستا بين برگزاري اين دو مذاكره، يوكيا آمانو مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي به درخواست كشورهاي غربي به تهران سفر كرد تا با مقامات جمهوري اسلامي ديدار و گفتوگو كند تا از يك سو به توافقي براي همكاريهاي تازه با ايران دست يابد و از سوي ديگر زمينه فضاسازي براي مذاكرات سياسي و ديپلماتيك ايران و گروه 1+5 را فراهم كند. هر چند اين خود فرصتي براي جمهوري اسلامي است تا از طريق همكاريهاي گسترده فني و حقوقي با آژانس اقدام به رفع اتهامات و ادعاها حول محور برنامه هستهاياش كند.
پيش از برگزاري نشست دوجانبه هياتهاي مذاكرهكننده جمهوري اسلامي ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي در روز جمعه، خوشبينيهايي به وجود آمده بود كه احتمال توافق دو طرف را افزايش داده بود. چه شد كه اين بار نيز در اين مذاكرات توافقي حاصل نشد؟
در حال حاضر بين ايران و آژانس يك موضوع، اساسي است و آن «پارچين» است. ادعاهاي مطرح شده درباره سايت پارچين توانسته ساير اختلافات جمهوري اسلامي و آژانس بينالمللي انرژي اتمي، حول محور برنامه هستهاي ايران را به حاشيه بكشاند و به تنهايي به مباني اختلاف دو طرف تبديل شود. آژانس خواستار بازديد بازرسان از اين سايت است تا به گفته آژانس، اين اقدام به بررسي اتهامات مطرح شده از جمله انجام آزمايشهاي احتمالي تسليحات هستهاي در پارچين كمك كند در حالي كه تهران اتهامات مطرح شده در اينباره را كاملا رد ميكند و با تاكيد بر اينكه پارچين يك سايت نظامي است نه هستهاي با درخواست آژانس مخالفت ميكند. از منظر مقامات جمهوري اسلامي ايران سايت پارچين از حساسيت بالايي برخوردار است چراكه تاكيد شده است در اين سايت فعاليتهاي نظامي و دفاعي در حال انجام است از اين رو بايد فعاليتها در اين سايت محرمانه باقي بماند. در همين راستا چندي پيش نيز يكي از نمايندگان مجلس اعلام كرده بود كه جمهوري اسلامي ايران اجازه نميدهد كه اطلاعات محرمانه سايت پارچين در اختيار جاسوساني كه قرار است در قالب بازرس از اين سايت بازديد كنند. قرار گيرد.
اتفاقا مشابه چنين سخني را نماينده ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي در حاشيه نشست اخير شوراي حكام مطرح كرد و گفت آژانس در حال تبديل شدن به يك نهاد اطلاعاتي و جاسوسي است.
ايكاش اين سخنان توسط آقاي «سلطانيه» مطرح نميشد و ايكاش نماينده ايران خويشتنداري بيشتري از خود نشان ميداد. يك ديپلمات، به عنوان نماينده يك كشور بايد سخناني را بيان كند كه ناخواسته، به تحريك طرف منجر نشود. آقاي سلطانيه، نماينده كشور در نهادي است كه جمهوري اسلامي ايران عضويت در آن را پذيرفته و به آن رسميت بخشيده است.
از جمله استدلاهاي مطرح شده از سوي جمهوري اسلامي درباره تبديل شدن آژانس به يك نهاد جاسوسي، علني و رسانهاي شدن برخي اطلاعات مربوط به برنامه هستهاي ايران است.
شايد بيان درست در اين رابطه «كمدقتي منجر به نشت اطلاعات از سوي آژانس» باشد. آژانس تاكيد دارد امكانات جاسوسي در اختيار ندارد و نميخواهد مسير حركت خود را به اين سمت تغيير دهد. تعبير درست در اين رابطه شايد اين باشد كه غربيها بهخصوص اسراييل اقدام به جاسوسي از ايران و برنامههاي هستهاي كشور ميكنند و اطلاعات مربوط به آن را در اختيار آژانس قرار ميدهند.
همين موضوع هم خود جاي سوال دارد. مگر آژانس ميتواند به استناد اطلاعات نهادهاي جاسوسي كشوري را متهم به انحراف در برنامه هستهاياش كند؟
قطعا آژانس نميتواند اين كار را بكند اما گاهي استثناهايي وجود دارد. به دليل آنكه مسير پرونده هستهاي ايران از بعد فني به بعد سياسي تغيير پيدا كرده است و چون پرونده جمهوري اسلامي از وين (آژانس بينالمللي انرژي اتمي) به نيويورك (شوراي امنيت سازمان ملل متحد) منتقل شده است به پرونده هستهاي ايران نگاه ديگر ميشود، نگاهي مبتني بر اعمال فشارهاي سياسي كشورهاي غربي. به هر حال بين ايران و غرب يك جنگ تمامعيار شكل گرفته است؛ جنگي كه در آن غربيها براي اثبات حقانيت خود دست به هر ابزاري ميزنند از جمله اتهام و ادعا. در چنين فضايي راه بهتر، گسترش همكاريهاي ايران و آژانس به منظور رفع اتهامات و فراهم كردن زمينه خروج پرونده هستهاي ايران از نيويورك است.
در همين راستا در جريان سفر «يوكيا آمانو» و ديدار با مقامات عاليرتبه، تهران آمادگي خود را براي همكاري با آژانس اعلام كرد و مدير كل آژانس نيز خبر از امضاي احتمالي توافقنامه تهران و آژانس و باز شدن احتمالي درهاي سايت «پارچين» به روي بازرسان پس از امضاي اين توافقنامه خبر داده بود. به نظر شما از سفر آمانو به تهران تا مذاكرات تهران و آژانس چه اتفاقي افتاد كه اين توافقنامه امضا نشد؟
براساس آنچه كه مدير كل آژانس خبر داده بود، آقاي جليلي، دبير شورايعالي امنيت ملي ايران موافقت خود را با امضاي توافقنامه جديد با آژانس اعلام كرده بود، توافقنامهاي كه قرار بود منجر به فراهم كردن زمينه بازديد بازرسان آژانس از سايت پارچين شود. اما به دلايلي كه مشخص نشد، توافقنامه منعقد نشد. همين امر نيز امضاي توافقنامه تهران و آژانس را به تاخير انداخته است. طرف غربی این روند را به معنای تعدد نهادهای تصمیمگیر در ایران تبلیغ میکند.
گفته ميشود از جمله دلايل تاخير در امضاي اين توافقنامه، عدم توافق تهران و آژانس بر سر نقشه راه همكاري است؛ نقشه راهي كه منجر به اخذ تعهد از آژانس براي محرمانه ماندن اطلاعات دريافتي از پارچين شود.
به هر حال خيلي از ادعاهاي آژانس تحت فشار غربيهاست و به نوعي حرف زور؛ اما آنها مدعياند مطابق آييننامه خود اين درخواست را مطرح ميكنند و از ايران ميخواهند بر اين اساس اجازه آن را بدهد تا اقدام به رفع اتهامات مطرح حول محور سايت پارچين كند.
درخواست آژانس براي بازديد از پارچين بيشتر از آنكه در راستاي انپيتي باشد در راستاي پروتكل الحاقي است؛ پروتكلي كه جمهوري اسلامي ايران هنوز آن را امضا نكرده است.
از جمله انتظارات غرب از ايران امضاي پروتكل الحاقي است تا از اين طريق بيش از پيش بتواند صلحآميز بودن برنامه هستهای ايران را مورد تاييد قرار دهد. بنده معتقدم امضاي پروتكل الحاقي توسط ايران ميتواند گام بلندي در رفع اتهامات شود. اين پروتكل امكان بازديد سرزده بازرسان آژانس از برنامه هستهاي ايران را فراهم ميكند. به اين وسيله شايد ديگر غربيها هيچ اتهامي نتوانند عليه برنامه هستهاي ايران مطرح كنند. البته آقاي سلطانيه به احتمال پذيرش پروتكل الحاقي اشاره كرد اما شرط آن را خروج پرونده ايران از شوراي امنيت دانست.
ارسال نظر