دلايل رشد سهام سيماني در بورس تهران
رضا قهرماني*
درباره دلايل تكنيكي و بنيادي رشد سهام سيماني در بورس تهران بايد گفت كه جداي از وضعيت عملياتي و مالي هر يك از شركتهاي گروه، دلايل مختلفي براي جذب بازار به اين گروه وجود دارد كه در اين ميان ميتوان به رشد سودآوري شركتهاي سيماني اشاره كرد.
بنابراين رشد سودآوري به دليل افزايش نرخ سيمان براساس پيشبينيهاي سودآوري شركتها بر اساس نرخهاي مصوب سال گذشته صورت گرفته است و به طور حتم افزايش نرخ اين محصول ميتواند سودآوري آتي شركتها را تحت تاثير قرار دهد.از طرفي ديگر، افزايش فروش سيمان در ماههاي اوليه سال جاري و همچنين نزديك شدن به فصل مجامع و انتظار تقسيم سود حداكثري در مجامع شركتهاي سيماني از ديگر دلايل رشد سهام اين صنعت است؛ به طوري كه تا پايان ارديبهشت تقسيم سود صنعت سيمان 93 درصد بوده است، اين در حالي است كه ميانگين تقسيم سود كل بازار در اين دوره 83 درصد بوده است.حال آن كه افزايش صادرات سيمان با توجه به تشكيل شركت صادراتي سيمان و ارزآوري اين شركتها از موارد چرخش بازار به اين صنعت است، به طوري كه در دو ماهه اول سال 91 نيز صادرات سيمان رشد39 درصدي را نسبت به مدت مشابه سال گذشته تجربه كرده است. از سوي ديگر صادرات سيمان با توجه به مسائل و هزينههاي حمل تنها به كشورهاي همسايه امكان دارد، نگراني خاصي نيز راجع به تحريم و انتقال ارز براي اين شركتها وجود ندارد. در حالي كه تعويق در فاز دوم آزادسازي يارانهها باعث افزايش هزينههاي اين شركت حداقل براي بخشي از سال خواهد شد كه اين موضوع نيز سبب افزايش سودآوري اين شركتها ميشود. در نهايت ورود سيمان به بورس كالا و نرخ گذاري آزاد و رقابتي سيمان نيز دليل ديگري براي توجه به اين صنعت است.اما هميشه اين پرسش مطرح بوده كه علت كمتر بودن سرعت كاهش P/E سيمانيها نسبت به بازار چيست؟ به اعتقاد نگارنده علت اصلي اين موضوع بتاي سهام اين گروه است، به نحوي كه بتاي شركتهاي سيماني بر حسب شاخص كل، براي بيشتر شركتهاي اين گروه مثبت ولي زير يك و گاهي نزديك به صفر است.
اين بهآن معناست كه شركتهاي اين گروه همراستا با بازار حركت ميكنند، اما نوسانات آنها چه در حالت صعود و چه نزول كمتر از بازار است، در نتيجه اين عدم سرعت در كاهش P/E را با بررسي نسبت بتاي تاريخي سهام اين گروه نيز ميتوان درك كرد. از سوي ديگر شركتهاي سيماني در سالهاي اخير رشد قابل ملاحظهاي نداشتهاند كه در حال حاضر انتظار داشته باشيم كه سهم اين گروه با كاهش قيمت مواجه باشند.به عنوان مثال سال 89 در بورس تهران سال پر رونقي را پيش رو داشتيم؛ شاخص شركتهاي سيماني با حدود 8/19 درصد رشد به رقم 196 واحد رسيد، در حالي كه طي همين مدت شاخص كل با 84 درصد رشد به رقم 23249 واحد رسيد كه اين موضوع نشان از عدم رشد قيمتي سهام اين شركتها دارد.موضوع ديگر تقسيمبندي سهام شركتهاي موجود در بورس به دو بخش سهام رشدي و سهام قيمتي است و سهام صنعت سيمان جزو سهام قيمتي است.سرمايه گذاري در سهام قيمتي، به ارزش روز شركت و دوره بازگشت سرمايه از محل سودهاي تقسيمي بستگي دارد، بدون آنكه انتظار رشد چشمگير و يا تغيير عمده در سود آوري شركت وجود داشته باشد و اين بهآن معناست كه P/E اين شركتها تقريبا داراي ثبات است، پس با توجه به موارد يادشده نسبت P/E اين گروه تغيير زيادي نداشته است كه در حال حاضر انتظار نزول زيادي براي آنها داشته باشيم.اما در اينجا بهتر است كه به ارزش جايگزيني سيمانيها هم اشاره كنيم. آخرين شركت سيماني كه با ظرفيت 1/1 ميليون تن به بهرهبرداري رسيده، هزينهاي معادل 180 ميليارد تومان داشته است و اين بهآن معناست كه به ازاي ایجاد ظرفیت توليد يك تن سيمان در هر سال نيازمند هزينه 1636 هزار ريال هستيم و اين جداي زمان بر بودن پروژه ساخت و همچنين نرخهاي جديد ارز است.در همين حال، با بررسي شركتهاي بورسي به اين موضوع پي ميبريم كه ارزش بازار با توجه به ظرفيت سالانه شركتهاي سيمان حداقل 299 هزار ريال و حداكثر 1132 هزار ريال است، از طرفي ميانگين اين نسبت در بين كل شركتهاي بورسي تقريبا 635 هزار ريال است كه اين رقم تنها 39 درصد هزينه ساخت آخرين واحد توليدي سيمان در كشور است. بنابراين همانطور كه بيان شد ارزش روز شركتهاي سيماني با ارزش جايگزيني اين شركتها فاصله زيادي دارد.اما موضوعي كه سبب شده اين فاصله بين ارزش بازار و ارزش جايگزيني رخ دهد شايد قيمت گذاري سيمان از سوي دولت باشد؛ با توجه به اينكه سودآوري سهام اين گروه با توجه نرخگذاري دولتي سيمان در سطح واقعي نيست نميتوان انتظار داشت كه بازار به ارزش جايگزيني سهام اين گروه توجه كند. افزونبر اين، قيمت سيمان در ايران در سطحي معادل ربع تا ثلث قيمتهاي جهاني است و اين بهآن معناست كه سود عملياتي شركتهاي سيماني نيز به همين نسبت پايين است. بنابراين نميتوان انتظار داشت براي شركتي كه محصولات آن كمتر از ارزش واقعي به فروش ميرود، ارزش واقعي آن پرداخت شود. پس به طور خلاصه عدم توجه به ارزش جايگزيني سهام اين گروه ميتواند ناشي از كاهش بازده سرمايهگذاري بهدليل نابرابري قيمت تمامشده كالا(افزايش هزينههاي شركت به دليل آزادسازي يارانهها) و قيمت فروش(حضور و دخالت مستقيم دولت در نرخگذاري قيمت فروش سيمان بهرغم افزايش شديد قيمت ساير خدمات) باشد.
* كارشناس بازار سرمايه