شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۴۸

بورس تهران چگونه به تعادل مي‌رسد؟

کد خبر : ۶۹۸۳۹
دنیای اقتصاد شروين شهرياري *
درخواست از خواننده‌اي بدون ذكر نام از طريق پست الكترونيك، با توجه به افت شديد قيمت سهام لطفا تحليلي از چشم انداز پيش روي بازار و چگونگي مهار روند فعلي ارائه كنيد.

پاسخ: بازار سهام چندي است كه در مسير نزولي قرار گرفته و البته در روزهاي اخير شتاب تندتر كاهش قيمت‌ها را تجربه مي‌كند. از آنجا كه ابزار كنترلي (نظير حجم مبنا و محدوده نوسان) افت بازار را كنترل مي‌كنند اين فرآيند در حال حاضر به يك روند فرسايشي تبديل شده است؛ البته با توجه به دو عامل زير مي‌توان گفت عكس‌العمل اخير بازار در افزايش عرضه و كاهش قيمت سهام با منطق سرمايه‌گذاري هماهنگي داشته است:
1- هر دارايي مالي واجد «ارزش ذاتي» مشخصي است كه ميزان آن به منافع آتي آن دارايي بستگي دارد. از سوي ديگر، با توجه به اين نكته مهم كه پول داراي «ارزش زماني» است منافع آينده نگهداري يك دارايي بايد با در نظر‌گرفتن افت ارزش پول تعيين مي‌شود. نرخ سود بانكي يكي از عوامل اصلي تعيين‌كننده ارزش زماني پول است زيرا به فرد نشان مي‌دهد كه با پارك كردن پول خود براي مدت مشخص در بانك چه ميزان منفعت بدون ريسك دريافت خواهد كرد. در كشور ما، در ميانه بهمن‌ماه سال گذشته و با پيگيري سياست‌هاي انقباضي بانك مركزي، بانك‌ها نرخ سود پرداختي به سرمايه‌گذاران را افزايش دادند؛ به نحوي كه نرخ سود سپرده‌هاي يكساله از 14‌درصد به 17‌درصد و سود سپرده پنج ساله از 17‌درصد به 20 درصد رسيد. هر چند كه با انتشار انواع اوراق مشاركت و گواهي سپرده بانكي مي‌توان گفت نرخ سود روزشمار تا 20 درصد افزايش يافته است. اين رويه منجر به افزايش جذابيت بازار پول و به تبع آن كاهش ارزش ذاتي سهام شركت‌ها شد؛ تبعات اين تصميم به تدريج آثار خود را بر بورس نشان داد و اصولا يكي از دلايل اقتصادي افت كنوني قيمت سهام را مي‌توان با همين عامل مرتبط دانست. 2- هر سرمايه‌گذار براي فعاليت در يك بازار علاوه بر سود بدون ريسك (در ايران معادل سود سپرده يا اوراق مشاركت) رقمي را طلب مي‌كند تا حاضر به سرمايه‌گذاري شود؛ به اين رقم اضافي در اصطلاح «صرف ريسك» مي‌گويند يعني رقمي مازاد بر سود بدون ريسك كه بايد دريافت شود تا سرمايه‌گذاري به لحاظ منطقي «صرفه» داشته باشد. مطالعه روند بازار سرمايه حاكي از آن است كه اين «صرف ريسك فعاليت در بورس تهران» در ماه‌هاي اخير به طور مداوم رو به افزايش بوده است. نسبت قيمت بر درآمد سهام در بازار به خوبي مويد اين فرضيه است؛ چرا كه ميانگين P/E بورس از 9 واحد در پايان فروردين ماه 90 به كمتر از 5 واحد در حال حاضر افت كرده كه بيانگر بيش از 40 درصد كاهش است. وضعيت ريسك‌هاي پيراموني بازار از جمله فشارهاي تحريمي غرب و تلاطم بازارهاي موازي نشان مي‌دهد كه اين عوامل رواني يكي از مهم‌ترين دلايل افزايش صرف ريسك بازار بوده است. در اين فضا سرمايه‌گذاران براي ماندن در بازار سهام مرتبا انتظارات بيشتري را مطالبه مي‌كنند يعني منتظر كاهش بيشتر قيمت (نسبت به سودآوري سهام) براي توجيه خريد هستند.
تركيب دو عامل فوق شرايط پيچيده‌اي را به وجود آورده است كه نتيجه آن به صورت واكنش احساسي بازار و سقوط دسته‌جمعي قيمت‌ها نمايان شده است. به اين ترتيب در شرايط كنوني سرمايه‌گذاران بورس تهران در كنار مديران شركت‌ها و مديران ارشد بورس با يك مساله مشترك مواجه هستند و براي گذار موفقيت آميز از دوران ركود فعلي به يك جزم و هم‌انديشي جمعي نياز است. در ادامه به منظور برون رفت از شرايط موجود به سه راهكار اوليه اشاره شده است: 
1 - در حال حاضر اكثر شركت‌هاي شاخص بازار با تشكيل صف‌هاي فروش به شكل متناوب مواجه بوده و افت شتابان قيمتي را شاهد هستند. اين مساله به هراس در بين سرمايه‌گذاران و سهامداران دامن زده است. يك راهكار در چنين وضعيتي مي‌تواند كاهش دامنه نوسان روزانه قيمت سهام باشد. اين اقدام افت بازار را به تعويق انداخته و البته وضعيت معاملات را تا حدي قفل مي‌كند. اين تصميم مي‌تواند به اميد بهبود وضعيت ريسك‌هاي خارجي، افت كنوني بازار را موقتا متوقف كند. كاهش دامنه نوسان همچنين باعث ايجاد زمان براي واكنش بازار به وقايع پر افت و خيز محيطي مي‌شود و البته با توجه به آثار محدود كننده آن تنها به عنوان يك راهكار موقت قابل پيگيري است.
2- يكي ديگر از روش‌هاي قابل اشاره در وضعيت فعلي بازارگرداني سهام شاخص در بازار است. هر چند پديده بازارگرداني در بورس تهران به طور كلي تجربه موفقي را در اذهان فعالان بازار ثبت نكرده، اما در شرايط موجود مي‌توان از اجراي اين روش به منظور ايجاد تعادل در بازار استفاده كرد. استفاده از بازارگرداني اين مزيت را دارد كه مي‌تواند فشار عرضه را كنترل كند و با منابع نسبتا محدودتر (به جاي جمع آوري ناگهاني صف‌هاي فروش كه روشي ناكارآمد و موقت است) تعادل نسبي را در نمادهاي شاخص بازار ايجاد كند. در اين حالت حتي مي‌توان محدوديت فروش چند هزار سهمي از هر كد را به بازارگردان قرارداد تا از فشار افسار گسيخته عرضه توسط نهادهاي حقوقي جلوگيري شود. اجراي اين رويه وزنه منفعت را به سمت سرمايه‌گذاران خرد سنگين مي‌كند، اما حداقل مي‌تواند با ايجاد جوي از آرامش به تعادل كل بازار كمك كند. بنابراين اجراي بازارگرداني هر چند نقد شوندگي سريع را براي سرمايه‌گذاران تامين نمي كند، اما مي‌تواند با كاهش جو هراس كنوني در سرمايه‌گذاران، نوعي آرامش و اعتماد نسبي را به فعالان بازار بازگرداند كه با گذشت زمان مي‌تواند منجر به كاهش خروج سرمايه و اخذ تصميمات منطقي تر توسط سرمايه‌گذاران گردد. 
3- ارزش‌گذاري بنيادي در مورد اغلب سهام شاخص بازار نشان مي‌دهد كه اين سهام تا محدوده ارزش ذاتي خود (حتي با وجود ريسك‌هاي محيطي) فاصله زيادي ندارند. اين مساله به اين معنا است كه بخش بزرگ سقوط در نمادهاي شاخص بازار در حال حاضر به وقوع پيوسته و اين سهام در معرض افزايش تقاضا قرار دارند. به اين ترتيب راهكار سوم مي‌تواند در پيش گرفتن رويه انتظار باشد تا با تداوم افت قيمت سهام شاخص بازار پس از يك افت ديگر تعادل نسبي را تجربه كنند و به اين ترتيب آرامش به بازار بازگردد. درخصوص زمان وقوع اين مساله؛ مطالعه تكنيكال نشان مي‌دهد كه سطح 24 هزار واحد (4 درصد پايين تر از سطح كنوني شاخص) احتمالا به عنوان يك حمايت معتبر عمل كرده و بورس تهران در اين سطح آمادگي يك واكنش حمايتي مناسب را در برابر افت بيشتر قيمت‌ها از منظر تكنيكي خواهد داشت. بديهي است موارد مطرح شده صرفا به عنوان رويكردهاي اوليه در مواجهه با ركود عميق كنوني مطرح شده‌اند و با هم انديشي فعالان و مسوولان مي‌توان راه‌‌هاي موثري را براي كمك به بازار كشف كرد و به موقع به اجرا گذاشت.
*Shahriary_sh@yahoo.com 
اشتراک گذاری :
ارسال نظر