کشف اسناد مهم در بورس
اما دیروز چشمش به اسنادی جالب و خاطره انگیز افتاد. آن روز چراغعلی هاردان قلی خان با آه و حسرت و غمی که در چشمانش بود اسنادی را به پسر نشان داد که از طرح ها و ایده های اقتصادی اش پرده بر می داشت.
مدارک مربوط به زمانی بود که هاردان قلی خان مرحوم طرح ها را زد زیربغل، از پله های ساختمان بازار سرمایه بالا رفت و آنها را گذاشت روی میز آقای رئیس؛ طرحی که در راستای هدفمندی یارانه ها از دو نرخی شدن ارزش سهام خبر می داد.
از قضا طرح خوبی هم بود. یک نرخ گران بود و روند رو به بالا و صعودی بازار سهام و شاخص را یاری می داد و گل بود و بلبل و بیشتر برای کوری چشم دشمنان بکار می رفت؛ نرخی هم ارزان بود و ته جیب مردم را با اندک سوراخی نشان می داد که نرخ واقعی بازار بود، البته بیشترین اثرش نشان دادن میزان فشار بر نشیمنگاه سهامداران بود. میان این دو نرخ رابطه ای هم وجود داشت؛ وقتی اوضاع اقتصادی مردم بدتر می شد و ارزش واقعی سهام پایین می آمد و سوراخ ته جیب مردم گشادتر، مسولین بازار برای روحیه دادن به مردم و کور شدن چشم دشمنان ارزش سهام را بالا نشان می داده و با سرودهای حماسی صدا و سیما فتح قله های جدید را نوید می دادند.
استدلال چراغعلی خان هم این بود که وقتی مردم مرغ، گوشت، بنزین، ارز، طلا و ... را به نرخ و قیمتی بیشتر می خرند و نرخی دیگر آن را کمتر نشان می دهد، چرا بازار سهام این گونه نباشد تا همه چیز همرنگ جماعت شود.
اما آنچه بر دوش هاردان قلی خان پدر سنگینی می کرد نه خود طرح، بلکه واکنش مدیران ارشد اقتصادی بود که به شدت آن را رد و مورد غضب قرار دادند. تازه چند روز هم طول کشید تا به زحمت و پس از رفت و آمد چند باره، طرح اصلی را پس گرفت.
داستان از اینجا جالب می شود که چند ماه بعد طرح در بازار سرمایه اجرایی شد؛ خرید و فروش سهام با دو نرخ در میان مردم رواج یافت و جمعی شاد بودند و جمعی نالان.
بعدها چراغعلی مرحوم، کاوش شصت اش خبر داد شد که در مدت ارائه طرح تا زمان بازپس گیری، مسولین بازار سرمایه لطف کرده با کپی برداری طرح، آن را به نام خودشان تمام کرده بودند و اجرایی.
اما این همه ماجرا نبود و نکته عجیبی که آن روز چراغعلی خان به پسرش در کنار کرسی بعد از هورت کشیدن استکان کمرباریک چای قند پهلو نشان داد، پیش گویی هایی بود که از دو نرخی شدن قیمت قبر، هزینه های کفن و دفن، کرایه تاکسی، ماست، چتر و ... خبر می داد. پیش گویی هایی که آن زمان وقوعش عجیب بود و در زمان پسر قریب.
... هوا گرم بود و هاردان قلی خان پسر در حالی که آه می کشید با آستین لباس، اشک چشمش را پاک کرد و فاتحه ای برای پدر سهام دار مرحومش فرستاد و استکان کمر باریک چای را یک نفس رفت بالا، بدون قند؛ و این بیت را زیر لب زمزمه کرد:
الا ای سهم تک نرخی، مکن منعم زیادآری که من با سهم دو نرخی، دلی نامهربان دارم
این مطلب طنز است جدی نگیرید