تأمین سرمایه ها به کمک بانک ها می آیند
هم اکنون بانکها نقش محوری در تامین مالی بنگاه های اقتصادی دارندبه طوریکهسرمایهگذاران برای تأمین مالی طرحهای تولیدی خود بیشتر به استفاده از منابع بانکها فکر میکنند. مدیران بازار پول معتقدند در اقتصاد ایران سایر ابزارهای تأمین مالی کارایی لازم را در این زمینه ندارند.
سالیانی است تلاش می شود تا متقاضیان نقدینگی به خصوص بخش های تولیدی به سراغ بازار سرمایه رفته و از طریق روش های تأمین مالی در این بازار هجمه فشار ناشی از تأمین نقدینگی که بر دوش بانک ها است کم شود اما این اقدامات چندان کار ساز نبوده و همچنان بانک ها در کانون توجه متقاضیان نقدینگی قرار دارند.
در همین راستاوزیر امور اقتصادی و دارایی بار دیگر در آخرین اظهارات خود خواستار خروج نظام مالی کشور از بانک محوری شود.
مدیران بازار سرمایه معتقدند بازار پول باید به همراهی هرچه بیشتر با بازار سرمایه بیندیشد اما واقعیت این است که مسئولان بازار پول با وجود گلایه هایشان از فشار ناشی از تأمین نقدینگی بنگاه های اقتصادی حاضر به واگذاری این مسئولیت به شرکت های تأمین سرمایه نیستند.
پررنگ شدن نقش بازار اوراق بهادار با تعریف ابزارهای مالی جدید
بهروز زارع، مدیرعامل شرکت تأمین سرمایه سپهر یکی از هفت بانک سرمایه گذاری فعال در کشور در این خصوص به خبرنگار سنا می گوید: با وجود تسلط نظام بانک محور در اقتصاد ایران اما فعالیت مستقیم سرمایه گذاری برای بانک ها بسیار محدود شدهاست، به طوریکه قبلا بانک ها راساً تامین مالی پروژه های بزرگ را از طریق شرکتهای زیرمجموعه بانک انجام میدادند.
وی ادامه داد: بانکها بخشی از منابع خود را از طریق هلدینگهای تحت مالکیتشان صرف سرمایهگذاری مستقیم میکردند. بدینترتیب یک فرصت مناسب برای ایجاد درآمدهای جدید ایجاد میشد. این نهادها قادر بودند تا علاوه بر حاشیه سود وامدهی و سپردهپذیری از بازده سرمایهگذاری مستقیم نیز برخوردار شوند. از سوی دیگر بانکها در خروج از سرمایهگذاری مستقیم با محدودیتهایی روبرو بودند که این موضوع نقدشوندگی داراییهای یک بانک را تحت تأثیر قرار میداد.
این کارشناس ارشد بازار سرمایه با اذعان به اینکه بر اساس آمار حجم سرمایه ای بورس 110 هزار میلیارد تومان و فرابورس 30 هزار میلیارد تومان است (حدود 25 درصد) که این نسبت مناسبی نیست و این میزان در برخی کشورها بالای 80 درصد است، تصریح می کند : در کنار محدودیت های بازار پول، بازار سرمایه مکانیزمهای خاص خود را برای جذب پساندازهای خرد و کلان و هدایت آنها به سمت سرمایهگذاری دارد.
زارع ادامهداد: وجود صندوقهای متنوع از قبیل صندوقهای با درآمد ثابت، صندوقهای با درآمد پیشبینی شده، صندوقهای سرمایهگذاری در سهام، صندوقهای شاخصی و صندوقهای قابل معامله در بورس همچنین انجام فعالیتهای سبدگردانی این امکان را برای فعالان بازار اوراق بهادار فراهم آورده تا با مدیریت حرفهای سبد دارایی، امکان جذب پساندازکنندگان با سلیقهها و ترجیحات ریسک گوناگون حاصل شده و به عنوان یک گزینه در کنار بانکها مطرح شوند. این به معنایپررنگ تر شدن حضور تأمین سرمایه ها در اقتصاد کشور است.
مدیرعامل شرکت تأمین سرمایه سپهر با اشاره به گفته وزیر اقتصاد مبنی بر اینکه بازار سرمایه باید به کمک بخش تولید کشور بیاید، گفت :چرخه سالم اقتصاد کشور این است که گسترش بازار سرمایه باعث همافزایی در بازار پول خواهد شد و با گسترش نهادها و ابزارهای جدید که در بازار پول و سرمایه مشترک هستند به تامین مالی در اقتصاد ایران کمک خواهند کرد چراکه یکی از مسائلی که در اقتصاد ایران باید پیشرفت کند، شیوهها، ابزارها و نهادهای تامین مالی است.
وی با تأکید بر اینکه کلید توسعه نظام تأمین مالی در کشور همزیستی مسالمت آمیز بازار پول و سرمایه در کنار یکدیگر است، افزود :بانکها میتوانند در توسعه بازار سرمایه نقش مهمی داشته باشند و بازار سرمایه هم میتواند از ابزارهایی که به نوعی ابزار مشترک بازار پول و سرمایه است، مانند اوراق مشارکت، پشتیبانی کنند.
در حال حاضر در کشورمان فرض نهادهای نظارتی بازارهای پول و سرمایه بر تفکیک کامل دو حوزه و محدودیت بانکهای تجاری برای ورود به حوزه بانکداری سرمایهگذاری و بالعکس است.
مدیرعامل شرکت تأمین سرمایه سپهر در پایان شاه کلید تقویت نظام مالی کشور و خروج آن از بانک محوری را همیاری شرکت های تأمین سرمایه با یکدیگر و اتصال این زنجیره به بازار پول در کنار وجود ابزارهای مالی متنوع در بازار سرمایه و ارائه این ابزارها از طریق بانکهای سرمایه گذاری می داند.
این گزارش حاکی است علیرغم تعریف جایگاه قانونی شرکت های تأمین سرمایه بستر لازم برای توسعه ابزارهای مالی و حضور فعالتر این شرکتها وجود نداشت. بهگونهای که طی سالهای ابتدایی حضور این شرکتها، اوراق بهادار به مفهوم امروزی توسعه پیدا نکرده بود و از طرفی تعهد پذیره نویسی یا بازارگردانی در این زمینه مفهومی نداشت تا اینکه با تعریف ابزارهای مالی جدید و خصوصیسازی بنگاههای اقتصادی، نقش بازار اوراق بهادار پررنگ شده و حوزههای فعالیت گستردهتر و مشخصتری برای این شرکتها به وجود آمد.
از سوی دیگر باتوجه به وجود ابهامات در کسبوکار این شرکتها و نبود چشمانداز مناسب بازدهی در ابتدای امر، سرمایهگذاران بالقوه همچون بانکها، صندوقهای بازنشستگی و نهادهای بزرگ تمایل چندانی برای راهاندازی چنین کسبوکاری از سوی خود نشان نمیدادند. اما بعد با نقش های جدیدی که برای شرکت های تأمین سرمایه تعریف شد، این شرکتها توانستند بازدهی مناسبی را ایجاد کرده و حضور قوی تری در بازار سرمایه داشته باشند.