شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۸

آشتی ملی ؛ نیاز امروز ، پشتوانه فردا

کد خبر : ۷۴۱۱۰

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

وقتی کوزه ای را داخل آبی روان قرار بدهیم تا پر شود کلی سر و صدا می کند ، غر می زند اما تا پر شد ، آرام می شود ، سنگین و بی صدا ، آماده می شود تا از میان هیاهو خارج شود و به کار خود برسد . آدم ها هم همینطورند . تا هیاهو می کنند ، کاری پیش نمی رود اما تا آرام می شوند ، به معجزه خرد پی می برند و به تعامل با هم روی می آورند ، آنوقت بجای آنکه در یک جا بزیند نامشان می شود هموطن ، بجای آنکه دشمنی کنند ، می شوند برادر و بجای آنکه مچ گیری کنند ، غمگین می شوند اگر چیزی بدانند و برای دیگران مفید باشد و نگفته باشند .

سیاستمداران هم در این مسیر باید آرام بگیرند و تلاش کنند راههای دستیابی به صلح پایدار را جستجو کنند . لذا آنان باید علاوه بر آنکه بر منافع ملی و سیاست قدرت تکیه دارند ، پایبند به ضروریات اخلاق نیز باشند . آنچه مهم است تلاش برای ایجاد امنیت است . جهان محل نا امنی است و افراد شرور در گوشه و کنار آن وجود دارند ، حتی اگر تمام گروههای افراطی هم دست از رفتارهای نامعقول خود بردارند باز ممکن است اندیشه افراطی آنها تهدیدی جدی برای منافع ملی به حساب آید . بنابراین با تغییر نوع تهدیدات ، همکاری میان جریانها و گروههای موجود امری گریزناپذیر است ، در غیر اینصورت اندیشه هایی که امروزبصورت افراطی در خدمت ما هستند ،در دراز مدت امنیت کشور را تهدید می کنند . باید روشی جدید و اخلاقی برای امنیت ملی اتخاذ کرد که حتی در شرایط بحران هم تلاش جمعی گروهها را در بر داشته باشد.

گروهها و جریانهایی که منافع رقبا را نادیده بگیرند ، در واقع منافع خود را نادیده گرفته اند ، چرا که همین پیوستگی هاست که امنیت را در داخل فراگیر می کند و از بحران سازی های عده ای فرصت طلب در اقتصاد ، سیاست و فرهنگ جلوگیری می کند وحرکت در مسیر اخلاق مداری و دانایی محوری موجب می شود این ارزشها همچون قطب نمایی در اختیار سیاستمداران قرار گیرد تا آنها را در جهت یابی صحیح در بحران های پیش رو یاری رساند .

امروز در داخل دشمنی ها بیشتر شده و خندقی عظیم میان جریانهای سیاسی کشور حفر شده است ، یکی می خواهد با شتاب به توسعه برسد و یکی هم قصد کرده با سرعت به عقب بازگردد . گروه سومی هم هستند که برخی خارج نشینان سعی در مظلوم نمایی آنها دارند ، پیدا و پنهان ، سلطنت طلبند و تصور می کنند همیشه باید توی سر مردم زد و تا شاه نباشد راه هموار نمی شود .

تندروهای راست ، اصلاحات را با بی دینی یکی می دانند ، تند روهای چپ هم اصولگرایان را به تحجر متهم می کنند و همین می شود که این ترس دو طرف از یکدیگر جامعه را در یک سردرگمی مبهم قرار می دهد . تجدید نظر در شیوه ها و عملکرد و تجدید ساختار ذهنی از سوی هر دو طرف گناهی نابخشودنی به حساب می آید و همین موجب ایجاد بازار پر مخاطب برای دشمن می شود، که ضعف ها را چنان برجسته کند که راه گریز از آن غیر ممکن به نظر آید .

این اتفاق زمانی بیشتر نمایان می شود که هر دو سوی میدان ، مردم را از یاد ببرند و همین موجب شود که مردم بشوند نقل آنانی که در تاریکی فیل را شناسایی می کردند و به جهت عدم وجود یک آگاهی هرکدام بر آن نام و عنوانی خاص گذاردند.

از نظرگه گفتشان شد مختلف آن یکی دالش لقب داد این الف
در کف هریک اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی

شمع دانایی ، تجربه و آینده نگری را باید با آموزش به دست جامعه داد . با هتک و نکوهش و عیب جویی ، نمی شود انتظار داشت جامعه هم دغدغه های ما را داشته باشد . مردم محرمان حاکمانند ، چرا که حاکمان برگزیدگان آنانند ، پس قدرت نباید میان آنها فاصله افکند .

آنچه این روزها بیش از پیش نگرانی ها را افزون می کند ، نبود برنامه ای گسترده و همه جانبه برای آشتی و وحدت این گروهها حول محور قانون اساسی است که متاسفانه جز دلسوزان نظام ، سایرین نان خود را در ایجاد نفاق و افزایش هیزم تخاصم داخلی جستجو می کنند . امروز باید ملت را فراخواند به آشتی و همزیستی و پذیرش تمام اتفاقات مبتلابه آن و تلاش برای حل بحرانهای پیش رو با اندیشه و تفکر نه با قدرت زر و زور .

حل اختلاف و تنش در جامعه و استقبال از انتقادات کارشناسانه متخصصین ، اندیشمندان و اهالی رسانه ، همانطور که این مهم بارها مورد تاکید بزرگانی چون آیت الله هاشمی قرار گرفته است باید استراتژِی این روزهای گروهها و جریانهای سیاسی و مردم باشد . باید فرهنگ آشتی را بیاموزیم تا در مسیر آن گام برداریم .

فحول و عقلا و اهل فهم و اهالی خرد و اندیشه باید به این نکته توجه کنند که خوب و بد اقداماتشان را به دلیل آنکه نظام ما بر پایه دین اداره می شود به حساب اسلام می گذارند . فضای بلبشو ، حرکت های تند جناحی ، بی تدبیری در مدیریت اقتصاد کشور و اداره هیئتی آن ، موجب می شود نااهلان و فرصت طلبان هررفتار بدی را دستمایه ی تعدی به اعتقادات و ارزش های مردم کنند . باید دقت کرد اصول و مبانی و ارزشهایمان را به ثمن قدرت و ثروت هزینه نکنیم .

فرهنگ و سیاست با هم جمع نمی شوند . اگر از منظر سیاست به فرهنگ نگاه شود ، فرهنگ قربانی جناح بازی ها و حرکت های تند سیاسی می شود ، باید عقلای قوم بیندیشند و راهی بیابند برای آنکه فرهنگ را از چنگال بازی های سیاسی خارج کنند . فرهنگ ما ، نماد ما در دنیاست ، نباید این نماد را ، مخدوش کنیم . کار دشمن ، دشمنی است ، طبیعی است که گرفتن پویایی از فرهنگ ، فاصله ای عظیم میان نسل های ما ایجاد می کند ، این همان تهاجم فرهنگی است که رهبر معظم انقلاب هشدار دادند .

لزوم خانه تکانی فرهنگی

خانه تکانی فرهنگی ، نیاز امروز کشور است . اینکه چرا امروز مجریان فرهنگ علیرغم دستورات و منویات مقام معظم رهبری تحقیق را به گوشه طاقچه گذاشته اند و مراکز تحقیقاتی برای دین و حکومت و بررسی اقدامات فرهنگی غرب وجود ندارد ، سئوال برانگیز است ، مراکز تحقیقات استراتژیک ما تاکنون چه کرده اند ؟ وقتی ما برای جوان خود فرهنگ سازی مبتنی بر مقتضیات زمانی نکنیم ، نباید انتظار داشته باشیم دچار مسخ فرهنگی نشود و بعد در هر حال او را هیولایی بدانیم که باید با رفتارش برخورد شود . او را همیشه در نقش متهم ببینیم و برخورد تنبیهی با او انجام دهیم ، باید فهمید و پذیرفت آنچه موجب گردیده اسلام تا امروز همچون بلور بی خدشه ای، استوار تمام گردنه های سخت را طی کند ، قطعاً خشونت نبوده ، پرده داری بوده ، امر به معروف و نهی از منکر بوده به اعمال حاکمان نه صرفاً کلام :

در مصافی پیش آن گردون سریر دختر سردار طی آمد اسیر
پای در زنجیر و هم بی پرده بود گردن از شرم و حیا خم کرده بود
چون نبی ان دخترک بی پرده دید چادر خود را به روی او کشید
ما از آن خاتون طی عریان تریم پیش اقوام جهان بی چادریم
روز محشر اعتبار ماست او در جهان هم پرده دار ماست او

از سوی دیگر هم تند روی ها در عرصه سیاست توسط چپ و راست خطراتی را ایجاد کرده است . تندروهایی هستند که تصور می کنند با شعار مدرنیته می توانند مذهب را کنار بزنند و سودای سکولاریسم دارند ، آنان اشتباهی بزرگ را در ذهن می پرورانند و گروهی دیگر هم هست که پیشرفت و تحولات را همپای جامعه جهانی به دلیل جمود و سنت گرایی صرف نمی پذیرد . سنت منهای آینده و عدم درک تحولات و پیشرفت در عرصه جهانی حاصلی نخواهد داشت . چپ های افراطی تاب خاتمی نمی آورند و راست های افراطی به جایی رسیده اند که حتی ناطق نوری را مخالف می پندارند . این هر دو گروه بر سر شاخ نشسته اند و بن می برند ، لذا خسرانی به اصل انقلاب وارد نمی آورند بلکه فرصت ها را از دست می برند ، چرا که سهل است لعل درخشان شکست / شکسته نشاید دگر باره بست .

سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل

با وجود اینهمه تقابلات که هر روز هم آتش آن توسط دشمنان و جاهلان افروخته می گردد ، راهی نیست جز ایجاد تفاهم و آشتی . آشتی میان تمام جریانهای موجود و وحدت حول یک محور مشخص بنام قانون اساسی . تفاهم و آشتی ملی ، نیاز امروز کشور و پشتوانه فردای کشور است . مگر با تقابل و مچگیری و دشمن سازی های رایج می توان به نتایج مورد نظر برنامه های بلند مدت کشور دلگرم بود ؟

ساماندهی اقتصاد ، پیش نیاز آشتی ملی

اما برای تحقق این آشتی هم همانطور که بزرگان نظام تاکید دارند می بایست بجای ایجاد اختلافات و تنش ها به ایجاد اتحاد و همدلی در کشور کمک کنیم .

امروز باید بیش از هر چیز دیگری به اقتصاد نابسامان کشور توجه کرد و دولتمردان هم باید با یاری طلبیدن از افراد متخصص ، مجرب و مطلع در این حوزه با هر دیدگاه سیاسی ، بدور از فرافکنی های رایج و کارشناس کارشناسان خواندن خود ، تلاش کند اضطراب معیشتی مردم را از بین ببرد ، تا راه برای پیاده شدن طرح آشتی ملی هموار شود .

وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

بهره مندی از نظر خردمندان و توجه به فرهیختگان کشور نتیجه ای ندارد جز سامان یافتن کارها . وقتی کار نادرستی در عرصه اجتماع ، سیاست ، اقتصاد و یا فرهنگ انجام می گیرد ، اینگونه نیست که صرفاً بخشی را و گروهی را مبتلا کند ، بلکه آن عمل نادرست بر همه ی جامعه اثر نامطلوب خواهد گذاشت :

اگر یک ذره را برگیری از جای خلل یابد همه عالم سراپای

لذا باید دقت کرد ، اعمال تصمیم گیران با لحظه لحظه زندگی مردم در ارتباط است و اگر توجهی اینگونه به گفتار و رفتار ها بشود ، آشتی اتفاق می افتد و اگر نه ایمان و امان به سرعت برق از کفمان می رود و سلاح هتک و طرد و تکفیر و تضعیف به دست فرهنگ سوزانی می افتد که اعتبار را نه در تولید دانش و دانایی که در پر کردن جیب خود و خمودی و خاموشی متفکران می بینند.

و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين
------------------------------------------------
* امیر حسام شهسواری

اشتراک گذاری :
ارسال نظر