شنبه ۰۴ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۵۲

فرصت واقعي شدن قيمت‌ها براي بورس

کد خبر : ۷۴۴۵۰

عليرضا باغاني
چند روزي است رونق و تعادل راه خود را از بيراهه كج كرده‌اند و راه بازار سرمايه را در پيش گرفته‌اند، حال آنكه صرف‌نظر از تاثيرات مثبت تحولات سياسي، ادامه مذاكرات با آژانس انرژي هسته‌اي، اجلاس پيش‌روي سران غيرمتعهد‌ها و رخدادهاي ديگر؛ بخشي از روي خوش‌ بورس و فرابورس را بايد در برخي از عوامل و متغيرهاي داخلي هم جست‌وجو كرد.

در داخل كشور از افزايش اولويت‌بندي دريافت‌كنندگان ارز دولتي سخن گفته مي‌شود، هرچند تا اين لحظه تنها دارو به به جرگه دارندگان ارز دولتي اضافه شده است.
اما چيزي كه باعث شده بخشي از نمادهاي تاثيرگذار بر بازار سهام متعادل شده و حتي تقاضاي خريد برايشان ايجاد شود، رشد نرخ يا به تعبيري واضح‌تر واقعي شدن نرخ محصولات فلزي در بورس كالا است.
در دو هفته گذشته از آهن و ميلگرد گرفته تا شمش محصولات فلزي در بورس كالا با رشد قيمت قابل اعتنايي مواجه شده‌اند، چيزي كه باعث شده براي سهام شركت‌هايي همچون ذوب‌آهن، فولاد مباركه، فولاد خوزستان، فولاد خراسان و نمادهايي از اين دست يا تقاضاي خريد ايجاد شده، يا معاملاتي پررونق و به تعبيري واضح‌تر رشد قيمت رقم بخورد. اين شرايط مساعد فلزي‌ها در بازار كالا سبب شده تا سهامداران علاقه‌مند به گروه معدني و فلزي براي خريد سهام اين گروه‌ها از خود اشتياق نشان بدهند و در سوداي جبران زيان‌هاي شناسايي شده در ماه‌هاي گذشته، بازدهي هاي 15 تا 20 درصدي به نسبت معقولي را هم براي خود پيش‌بيني كنند.
اما مساله اينجا است اگر در شرايط كنوني نكته‌سنجي اهالي بازار سهام آنقدر بالا رفته كه به تغييرات قيمتي محصولات فلزي در بازار آزاد يا بورس كالا واكنش نشان مي‌دهند، (هرچند اين تغييرات در برخي موارد جزئي و اندك باشد)، چرا نبايد از فرصت واقعي شدن قيمت‌ها براي بازار سهام بيش از اين استفاده كرد.
بورس كالا مدتي است كه ميزبان سيمان توليد شده توسط شركت‌هاي سيماني داخل كشور است، حال آنكه قيمت‌گذاري سيمان با نظارت دولت انجام شود و همين امر سبب شده كه سيمان نتواند در بورس كالا روزهاي پررونقي را سپري كند و از طرفي ديگر قيمت اين محصول خاكستري نتواند واقعي شود.
برآيند دولتي ماندن سيمان موجب شده كه سهام شركت‌هاي سيماني كه پيش از اين هم بيش از 10 درصد از ارزش بازار سهام را به خود اختصاص داده بودند، حاشيه‌‌نشين بازار شوند.
يك روز سوخت سيماني‌ها را به مازوت تبديل مي‌كنند و يك روز براي صادراتشان به كشورهاي همسايه تعرفه مي‌گذارند و در روزي ديگر محدوديت‌هاي زيست‌محيطي جديدي براي آنها خلق مي‌شود و اينها همه به افت قابل توجه «پي بر اي» سيماني‌ها در بازار سهام ايران منجر شده است.
پي بر اي مجموعه شركت‌‌هاي سيماني در بورس تهران هم‌اكنون حول و حوش 4 مرتبه است، يعني بيش از يك مرتبه پايين‌تر از پي بر اي كل بازار سهام. اگر نگاهي به روند شركت‌هاي فولادي بيندازيم مي‌بينيم كه براي شركت‌هاي فولادي؛ هم قانون هدفمندي يارانه‌ها اجرا شده و هم هزينه‌هايشان افزايش پيدا كرده و هم مجبورند مواد اوليه خود از جمله سنگ‌آهن را به قيمت نسبتا واقعي بخرند و هم هزينه‌هاي سنگيني مثل كمك به صندوق فولاد در سال‌هاي اخير به آنها تحميل شد، اما واقعي شدن نرخ محصولات فولادي در بورس كالا سبب شد تا صنعت فولاد از تمام اين بحران‌ها عبور كند و با افزايش بهره‌وري در سايه فروش محصولات به قيمت واقعي روزهاي خوشي براي سهامدارانش رقم بزند.
حال آنكه سيمان هم به عنوان يكي از صنايع اصلي كشور مي‌توانست از همين فرصت استفاده كرده و ضمن رونق بازار سهام و سهام سيماني، خود را از وضعيت بغرنج كنوني نجات داده و به توسعه بپردازد.
در اينجا يك سوال اساسي مطرح است و آن اينكه باوجود مازاد ظرفيت توليد سيمان در كشور و اينكه تا 4 سال آينده توليد سيمان در كشور به سطح 94 ميليون تن افزايش مي‌يابد و واقعي شدن قيمت آن هم نمي‌تواند تاثيرات چندان نامطلوبي در بهاي تمام شده ساختمان و در نهايت تورم بگذارد، چرا نبايد از فرصت آزادسازي نرخ سيمان براي احياي مجدد اين صنعت استفاده كرد؟


اشتراک گذاری :
ارسال نظر