يكي آقاي رئيس كل را از اين برج عاج پايين بياورد
کد خبر : ۷۵۶۹۱
نويسنده : سيد علي محقق
سير صعودي نرخ ارز و قيمت طلا در چهاراه استانبول و صرافيهاي خيابان فردوسي به صورت لحظه اي در حال افزايش است. دلارعصبي تر ازهميشه افسارگسيخته است و ظهر ديروز از مرز 2600 تومان هم فراتر رفت، اما در ساختمان شيشه اي مشرف به ميردادماد و برج عاج بانك مركزي، محمود بهمني و معاون ارزي ش خود را خونسردترين و بي تفاوت ترين افراد اين سرزمين نشان ميدهند. آنها رو به دوربينهاي تلويزيوني و خبرنگاران لبخند ميزنند و با آرامشي اعصاب خرد كن، بي توجه به آنچه كه دلار2600توماني برسر توليد كننده، بازرگان و مصرف كننده آورده است، به ارزمرجع 1226 توماني موجود در خزانه ميبالند و بي وقفه سريال وعدهها و حرفها و طرح هاي بي پشتوانه خود را براي بازگرداندن دلار به زير 1500 تومان تكرار ميكنند.
محمود بهمني ديگر به مردي كه بسيار حرف ميزند و زياد بخشنامه ميدهد و كمتر عمل ميكند شهره شده است. او و دستيارانش در يکسال گذشته يك روز از ارز ترك نرخي دفاع كردند و روز ي ديگري از ارز دو و يا سه نرخي، روزي بازار را به حال خود رها كردند و بر ارزمرجع 1226 توماني پاي فشردند. يك روز زمزمه افزايش نرخ ارز مرجع را بر سر زبانها انداختند و روزي ديگر سهميههاي ارزي را منقبض كردند. روزي از بورس ارز به عنوان ناجي بحران ارزي كشور دادِ سخن دادند و روزي ديگر در سكوت مطلق، جلوي ارائه ارز به بازار را سد كردند.
اغراق نيست، اگر بگوييم به تعداد روزها و يا هفتههاي سال از دفتر بهمني و معاونش بخشنامه ارزي براي بانك ها، صرافيها و فعالان بخشهاي دولتي و خصوصي و تعاوني امضا و ابلاغ شد. ايدههاي بدون پشتوانه و متناقضي كه در قالب بخشنامههاي خلق الساعه از دفتر بهمني صادر ميشد، هيچكدام افاقه نكرد و در همه يك سال گذشته ارز و سكه بي وقفه راه خود را ميرفت. در اين مدت هرگاه كه قيمتهاي جهاني طلا چند سنت بالا و پايين ميشد، نرخ سكه و طلا در كشور مثل آب خوردن ترقي ميكرد و به تبع آن دلار بي هيچ منطقي راه صعود حبابي را پيش ميگرفت و هرگاه كه اراده ميكرد ركورد ميزد. گاهي محاسبات و پيش بينيهاي غلط مقامهاي پولي كشور و گاهي جدي نگرفتن فشارهاي خارجي و يا هشدارهاي دلسوزان اقتصاد كشور اوضاع ارزي كشور را به هم ريخت. در اين ميانه گاهي حتي بخشنامههاي بدون پشتوانه و غير كارشناسي بانك مركزي و دولت بي آنكه مسكني شود بر اين احوال ناخوش، آتشي ميشد بر جان تن تب دار بازار.
در اين يك سال تلخ ارزش پول ملي كشور روز به روز به طرز دردآور و بي سابقه اي پايين آمد، اما در اين مدت نه سكان دار بانك مركزي از حرفهاي تكراري و نسخههاي بي اثرش پايين آمد و نه رئيس جمهور به عنوان مافوق او در راس دولت، او را از اين كرسي و برج عاجي كه در آن نشسته است، پايين آورد.
واقعيت اين است كه اين روزها حال و روز اقتصاد كشور به تبع بي سر و ساماني بازار ارز و تحريك پذيري بي سابقه آن بيش از هر زمان ديگري ناخوش است. به طور طبيعي سياستها و اقدامات رئيس كل بانك مركزي بايد خنكايي باشد بر تب بي سابقه اين بازار بيمار. اما در اين مدت اقدامات آقاي رئيس كل نه تنها كمترين تاثيري بر حال اين بيمار و بيماري نداشته است بلكه گاهي آن را تشديد هم كرده است. در چنين احوالي عرف حكومت داري در جوامع توسعه يافته اين است كه مدير ناتوان و با شهامت تقصيرها را خود به گردن بگيرد و براي باز شدن راه آزمون راهكارهاي ديگر از مسند خود استعفا دهد. اما تجربه نشان داده است كه چنين عرفي به جامعه و فرهنگ بسته مديران ما هنوز راه نيافته است و نه رئيس كل بانك مركزي و نه هيچ مدير و مقامي به هيچ وجه حاضر به ترك جايگاه خود نيستند حتي اگر در اثر سو مديريت خود ارزش پول ملي كشور را ثلث كرده باشند.
حتي اگر فرض كنيم كه همه تقصيرها به ساختمان شيشه اي بلوار ميرداماد بر نميگردد و متغيرهاي متعدد و غير قابل كنترلي بر آشفتگي بازار ارز تاثير ميگذارند، باز هم در شرايط بحراني، معمولا امر به استعفا يا بركناري مدير ارشد اين حوزه ميتواند به عنوان يك راهكار، نجات بخش باشد و به لحاظ رواني بر بازار شوك وارد كند و شرايط ملتهب كنوني را تا حدود زيادي آرام نمايد.
محمود احمدي نژاد، تنها رئيس دولتي است كه در طول بيش از 7 سال رياست خود بر كابينه بيش از 30 بار وزرا و معاونان خود را در ميانه راه جابه جا و يا بركنار كرده. او كه ركورددار صدور حكم عزل براي همكاران ناكوك و ناهماهنگ است، معلوم نيست چگونه با وجود بلايي كه اين روزها اقتصاد و پول ملي كشور با آن دست به گريبان است سكوت كرده است و در حاليكه يك جابجايي و بركناري ساده ميتواند بخشي از تب بازار را فروكش كند، يك تنه از مردان اقتصادي خود دفاع كرده و بدون اقدام موثري فقط توپ تقصير را به زمين ديگرانِ مجهولي مياندازد.
ارسال نظر