سه‌شنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۰

احمدی نژاد با این دولت تمام نخواهد شد

کد خبر : ۷۶۹۴۶
دوران آقای احمدی نژاد خیلی شاخص ها داشت که مسائل مدیریتی را جابه جا کرد. یکی از مواردی که ایشان همواره می گفتند، این بود که چه معنی دارد تعدادی از مدیران همواره از ابتدای انقلاب، فقط جای خود را در پست های مختلف عوض کرده اند؛ قرار نیست که مدیریت در جمهوری اسلامی هم مانند زمان قبل از انقلاب فامیلی باشد و فقط جاهای افراد عوض بشود. خب جوانان و افراد مستعدی هستند که میتوان فضا را برای آنها باز کرد. از تابوشکنی های ایشان که کار سنگینی بود و از سوی مدیران قدیمی هم هجمه به دکتر وارد شد.

شبکه ایران - وِیژه نامه نامه دولت معیار / «پا به پای احمدی نژاد رفتن، انرژی خاصی می خواهد که بهترین آن را در جوانان میتوان یافت. قرار دادن مدیران جوان در پستهای کلیدی کشور، همانند به کارگیری زنان، از تابوشکنی هایی بود که ایشان انجام و نشان دادند که هیچ معنی ندارد در هر دوره فقط مدیران خاصی جای خود را در پستهای مختلف عوض کنند. لذا در این دوره وارد فضایی شدیم که برگشت از آن دیگر از سوی مردم قابل قبول نخواهد بود.»
 این نظر یکی از مدیران جوان دولت دکتر احمدی نژاد است که در سمت رئیس جمعیت هلال احمر کشورمان، جایگاه و وجهه ایران اسلامی را در سطح جمعیت های صلیب سرخ و هلال احمر دنیا تا جایی بالا برد که اکنون نام ایران در کنار 20 کشور دنیا به عنوان «اهداکننده» ثبت شده و در این سالها حجم کمکهای بین المللی و حضور ایران در بحرانهای بین المللی بی سابقه بوده است.
 دکتر ابوالحسن فقیه ضمن این که معتقد است دوران مدیریت دکتر احمدی نژاد بسیاری از مسائل مدیریتی را جابه جا کرده، به این مهم تأکید میکند که «احمدی نژاد با این دولت تمام نخواهد شد؛ چرا که فرهنگ شکل گرفته در مدیریت کشور از سوی ایشان، دیگر با تغییر افراد قابل تغییر نخواهد بود و سطح مطالبات مردم تا جایی افزایش یافته است که فرهنگ مدیریت احمدی نژاد را در کشور ساری و جاری نگه خواهد داشت.»
 

آقای دکتر فقیه! شما چگونه وارد دولت دکتر احمدی نژاد شدید و اینکه نحوه ورودتان به هلال احمر چگونه بود؟
 
 
من 56 ماه سابقه فعالیت در سازمان بهزیستی را در دولت دکتر احمدینژاد داشتم. از مهرماه 1384 وارد بهزیستی شدم و تا اردیبهشت 89 در این سازمان بودم. در اردیبهشت 89 از طریق نمایندگان رئیسجمهوری در شورای عالی هلال احمر برای مدیریت بر هلال احمر معرفی شدم. چون ریاست هلال احمر انتخابی است و شورای عالی باید 2 نفر را به رئیسجمهور معرفی کند و ایشان یکی از این دو نفر را به عنوان رئیس جمعیت انتخاب کند. ترکیب شورای عالی هلال احمر این گونه است که هفت نفر از منتخبان اعضای داوطلب و جوانان و امدادگران هستند، 4 نفر نمایندگان رئیسجمهور هستند و یک نفر نماینده مقام معظم رهبری و 4 نفر هم از مسئولان اجرایی جمعیت شامل رئیس، دبیرکل، خزانهدار و یک مسئول اجرایی به انتخاب رئیس جمعیت است. نمایندگان رئیسجمهوری به من اطلاع دادند که برای دور جدید هلال احمر نظرشان روی من هست و مذاکره اولیهای کردند و من هم گفتم اگر نظر رئیسجمهور باشد این آمادگی را برای انجام وظیفه دارم. از سویی چون هلال احمر هم کاری خدماتی در ادامه کار قبلی بود و مسیر کار خیلی عوض نمیشد و جنس خدمترسانی به مردم تغییر نمیکرد و من هم علاقهمند به کار با افراد نیازمند بودم، از این کار استقبال کردم. موضوع در شورای عالی جمعیت هلال احمر مطرح شد و رئیسجمهور نظر شورای عالی را تنفیذ کردند و اکنون دو سال و 4 ماه است که در جمعیت هلال احمر هستم.

آقای دکتر! زمانی که از بهزیستی بیرون میآمدید دیدتان چگونه بود؟ آیا از اینکه از بهزیستی خارج میشدید، ناراحت بودید؟
 مصداق این موضوع برای من این شعر مرتبط با عید فطر است که میگوید: عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت/ صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
من هم همین احساس را داشتم. از طرفی ناراحت بودم که یک فضای خدمت به محرومان و نیازمندان را از دست میدهم و از طرفی خوشحال بودم که فضای خدمت جدیدی برایم ایجاد میشود.
 

ارزیابی شما از کاری که در دولت آقای احمدی نژاد انجام دادهاید چیست؟ یعنی شما جنس کار با دکتر را چگونه توصیف می کنید؟
 
 کار کردن در این دولت سختیها و خوبی هایی دارد. خوبی کاری که من حس کردم این است که آقای احمدی نژاد غیر از کاری که در آن قرار گرفته ای چیزی از شما نمی خواهد و این واقعاً ویژگی ممتاز و خاصی است. یعنی مرتب توصیه میکنند که هر کسی مسئولیتی در جایی دارد باید آن را به نحو احسن انجام دهد در این چند سال من از نزدیک با آقای رئیس جمهور ارتباط داشته و دارم بویژه در هلال احمر که تحت نظر مستقیم ایشان هستم، واقعاً غیر از کار هیچ توقعی ندارد.
 

مثلاً چه چیزی؟ کمی واضحتر توضیح میدهید که منظورتان از اینکه میگویید هیچ توقعی غیر از کار ندارند چیست؟
 
 مثلاً از مسائل حاشیه ای، جانبی و سیاسی بگیرید تا اینکه توصیه های خاصی داشته باشند به عنوان مثال هوای این فرد یا آن فرد را داشته باش، برای این استان یا شهرستان کار خاصی انجام بده و در کل کار ویژهای از شما بخواهند یا برای افراد و نواحی کار ویژهای بخواهند، نبوده و همواره میگویند کارتان را باید درست انجام بدهید، برای مردم انجام بدهید عموم مردم باید مدنظر شما باشند نه خواص و افراد خاص. مسئولیتها در نظر ایشان یک امانت است و بسیار تأکید دارند که ما باید امانتدار درست باشیم و ما امانتدار مسئولیتی هستیم که مردم به ما دادند. من اینها را بارها از نزدیک از ایشان شنیده و در ایشان دیده ام.
 
سختی کار با ایشان هم این است که همان طور که مقام معظم رهبری هم فرمودند: این دولت بسیار پرکار است. یعنی حجم کاری که در این دولت انجام شده را اگر بگوییم چند برابر بوده اشتباه است؛ چرا که اساساً قابل قیاس نیست، چون دو چیز نزدیک به هم را میتوان مقایسه کرد اما اتفاقاتی در این دولت افتاده که اصلاً قابل مقایسه نیست. برای کار با دکتر احمدی نژاد همیشه باید به گوش و به هوش باشی، همیشه باید آماده و در حال کار باشی. اصلاً رفتار آقای احمدی نژاد در حوزه کار قابل پیش بینی نیست. همین چند وقت قبل به صورت کاملاً اتفاقی و در واپسین لحظات به ما اطلاع دادند که سفری قرار است به مناطق زلزله زده داشته باشند خب من همراه ایشان بودم و چون باید هلی کوپتر آماده می کردم چند ساعت زودتر خبردار شدم اصل قضیه چیست و جالب اینکه وزرایی که قرار بود ایشان را همراهی کنند نمی دانستند قضیه از چه قرار است. به آنها گفته بودند که قرار است جلسه ای در دفتر دکتر احمدینژاد برگزار شود و 6 صبح بیایید دفتر. شب آقای نجار (وزیر کشور) به من زنگ زد و گفت جلسهای در دفتر رئیس جمهور است، شما هم اسمتان هست، موضوع چیست؟ گفتم من هم واقعاً نمیدانم. در نهایت از ریاست جمهوری همه با هم آمدند فرودگاه و جالبتر این که در هواپیما که نشستیم، رئیس جمهور به آقای نجار گفتند: «به استاندار آذربایجان خبر بده که خود شما داری میروی تا بیاید فرودگاه.» میبینید رفتار مدیریتی که ایشان دارند، منحصر بهفرد است و این سختی هایی را برای خودش دارد.


به نظر شما این شکل از رفتار و مدیریت جلوی چه نوع از سوءاستفاده هایی را خواهد گرفت؟
 ببینید چون هدف، انجام کار برای مردم است، لذا رئیس جمهور وقتی مثلاً به مناطق زلزله زده می رود، دوست ندارد که کار را برای او نمایش بدهند یا مثلاً جایی را درست کنند و... می خواهد ببیند که مردم واقعاً چه مشکلاتی دارند و به آنها رسیدگی کند که این شعار اصلی دولت هم بوده است؛ یعنی حل مشکلات اصلی مردم. از سویی مثلاً در بحث هدفمندی یارانهها جلسات کارشناسی بسیاری در سطوح بالاتر و سطح ایشان برگزار شد و بسیار وقت گذاشتند برای این موضوع. کارشناسی ها و وقتگذاری رئیس جمهوری و تعدادی از وزرا برای  این موضوع بیسابقه بود. ایشان همه وقت، فکر و ذهنش این بود که کار درست انجام بشود و گاهی این کارها در جلسات و رفتارهای کارشناسی بود و  گاه در اقدامات سرزده و غیرقابل پیش بینی.
 
 
آقای دکتر! به مواردی اشاره کنید که در شرایط مختلف با این رفتارهای غافلگیرانه رئیس جمهور روبه رو شده اید.
 ما براساس پروتکلی که داریم، در حوادث مختلف باید به صلیب سرخ یا هلال احمر کشورهایی که درگیر حادثه شده اند، اعلام کمک کنیم و اگر آن کشور نیاز داشته باشد، به ما اعلام میکند. واقعاً در برخی حوادث داخلی و خارجی، آقای رئیس جمهور سرعت عمل بیشتری نسبت به ما داشتند و ایشان زودتر تماس گرفتند که مثلاً در فلان کشور سیل آمده و شما چه اقدامی کردید یا در داخل هم مرتب از کارهای ما و  مشکلات مردم در حوادث مختلف از ما گزارش کار گرفتهاند. با وجودی که ایشان رئیس جمهور هستند و کارهای بسیاری دارند، اما از یک سیل در یک شهرستان و منطقه کوچک هم غفلت نمی کردند.
 
 
 
آقای دکتر! شما جزو مدیران جوان دولت دکتر احمدی نژاد محسوب می شوید. ما در دولتهای قبلی کمتر شاهد حضور مدیران جوان در پستهای کلیدی بودیم. این اعتماد آقای رئیس جمهور را ناشی از چه می دانید و آیا دولتهای بعدی هم می توانند این اعتماد به نیروهای جوان را داشته باشند؟
 
 آقای احمدی نژاد خیلی شاخصها داشت که مسائل مدیریتی را جابه جا کرد. یکی از مواردی که ایشان همواره می گفتند، این بود که چه معنی دارد تعدادی از مدیران همواره از ابتدای انقلاب، فقط جای خود را در پستهای مختلف عوض کردهاند؛ قرار نیست که مدیریت در جمهوری اسلامی هم مانند زمان قبل از انقلاب فامیلی باشد و فقط جاهای افراد عوض بشود. خب جوانان و افراد مستعدی هستند که میتوان فضا را برای آنها باز کرد. از تابوشکنی های ایشان که کار سنگینی بود و از سوی مدیران قدیمی هم هجمه به دکتر وارد شد، میدان دادن به مدیران جدید بود این تابوشکنی البته دو ویژگی ممتاز داشت؛ نخست میدان دادن به جوانان بود و دیگر باز کردن فضا برای زنان. این از بارزه های مدیریت ایشان بود. ما برای نخستین بار پس از جمهوری اسلامی وزیر زن داریم که البته به وزیر زن دوم هم مجلس رأی نداد. معاونانی که ایشان از میان زنان منصوب کرده هم همین طور است. ایشان از همه دولتهایی که شعار برای حمایت از زنان و جوانان میدادند، در عمل، خیلی پیشروتر بود. در بحث مدیران جوان هم ایشان به جوانان اعتماد کرد و پاسخ اعتماد را هم گرفت. به نظرم، البته ضمن احترام به همه مدیرانی که کارهای خوبی انجام دادند، اما پا به پای  آقای احمدینژاد رفتن، انرژی خاصی میخواهد که شاید بهترین آن را بتوان در جوانان یافت.
 

به نظر شما چگونه می توان از این شیوه الگوبرداری کرد؟
 
به نظرم در این دوره وارد فضایی شدیم که برگشت از آن دیگر از سوی مردم قابل قبول نخواهد بود. توقع مردم از رئیس جمهور، وزرا و مدیران کشور بسیار افزایش یافته و در حقیقت سایز کسی که قرار است در این اشلها قرار بگیرد، باید در حدی باشد که بتواند توقعات مردم را برآورده کند و دستکم این که، فرد پرکاری باشد.


پس به این نتیجه می رسیم که برای رؤسای بعدی کار بسیار سخت تر شده است؟
 
 کار سخت تر می شود و چون توقع بحق مردم بالا رفته، لذا یک رئیس جمهور یا کابینه ای با میانگین سنی بالا دیگر نمی توانند این مطالبات مردم را برآورده کنند و اصلاً امکانپذیر نیست. هم اکنون مردم نمره 16 به بالا میخواهند و حال کسی با نمره 6، 7، 8، 10 و 12 نمیتواند کار خود را پیش ببرد و اساساً این موتور با شتابی که مورد انتظار مردم است، قدرت پیشروی ندارد. البته در بعضی کارها هم دیگر گریزی وجود ندارد؛ اگر بخواهیم کارهای بزرگی انجام شود، باید به جوانان اتکا کرد. همان گونه که رهبری بارها فرمودهاند، کارهای بزرگ را در این سالها جوانان انجام دادهاند. بحثهای هستهای شدن، نانو، فضایی، دفاعی و... همه در این سالها از سوی نخبگان و دانشمندان جوان ما انجام شده است. ببینید میانگین سنی شهدایی که ما در بحث هستهای کشور دادهایم، چقدر بوده است. لذا این راهی است که اگر دولت بعدی بیاید، نمی تواند با وزرای 60 یا 70 ساله آن را بپیماید چون اصلاً نمی توانند مطالبات مردم را پیش ببرند.
 

آقای دکتر! به عنوان سؤال آخر، باز برمی گردیم به موضوع اصلی که همان دولت آقای احمدی نژاد است، پاسخ شما به این سؤال چیست: «آیا احمدی نژاد با این دولت تمام می شود؟»
 
 فرهنگی که در مدیریت کشور اتفاق افتاد، با تغییر افراد، قابل تغییر نیست، چون سطح مطالبات مردم افزایش یافته است. مردمی که فرماندار ندیده بودند، به راحتی رئیس جمهور و وزیر دیدند، پس این مردم راضی نمی شوند که رئیس جمهوری بیاید و به آنها سر نزند. اکنون رئیس جمهوری دور چهارم سفرهای استانی خود را انجام می دهد، مگر می توان دیگر این مردم را قانع کرد که رئیس جمهوری بیاید و به شهر آنها سفر نکند؟  رئیس جمهور و وزرا عوض میشوند، اما مردم متوقع هستند، پس فرهنگ مدیریت احمدی نژادی در کشور ساری و جاری خواهد ماند، چون مردم دیگر این روش مدیریت را قبول کرده اند، به آن اطمینان دارند و احساس می کنند با این روش مشکلات آنها حل می شود.
اشتراک گذاری :
ارسال نظر