اوباما در نفت غرق میشود؟
کد خبر : ۷۸۴۰۸
ذنیای اقتصاد- فاطمه حمیدی - استیو آوستین، یکی از تحلیلگران بینالمللی نفتی معتقد است قیمت نفت روی رفتار شهروندان آمریکایی که پای صندوقهای رای حاضر میشوند اثر منفی دارد و وی این اثر را با استفاده از نظرسنجیها و بررسیهای موجود در یک دوره زمانی در فاصله سالهای 1999 تا 2010 ثابت کرده است. بخشی از این موضوع را باید در اثری جستوجو کرد که نفت بر رشد اقتصادی و رفاه مردم در این کشور گذاشته و به تدریج به نظر میرسد این تاثیر به عنوان یک ناتوانی در عملکرد کاندیداهای ریاست جمهوری نمایان شده است.
به گفته این تحلیلگر مسائل انرژی، در فاصله 11 سال مورد بررسی ارتباط نفت و سیاست از یک روند خونسرد و بیتفاوت، به تدریج به یک ارتباط قوی تبدیل شده است و این به خصوص زمانی که جنگ عراق به وقوع پیوست و پس از آن قیمت نفت به ناگاه به بشکه ای 150 دلار رسید به وضوح قابل مشاهده است. اوباما زمانی به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد که روند رو به رشد قیمت نفت آغاز شده بود و این یعنی بین سیاستهای سیاستگذاران و قیمت نفت ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد و آن ارتباط این است که هر چه قیمت نفت بالاتر برود سیاستهای آمریکا بیشتر به سمت سختی پیش میروند؛ به عبارتی به قول آوستین، نفت گران به معنای خونریزی بیشتر و جنگ است.
آیا اکنون نیز میتوان از روی روند نفت به سیاستهای آتی ایالات متحده پی برد؟ در حال حاضر هیچ یک از گروههای شرکتکننده در انتخابات انکار نمی کنند که قیمت نفت بالا است و این موضوع احتمالا در هر دو طیف جمهوریخواه و دموکرات این ظرفیت را ایجاد میکند که برنامههای اقتصادی-سیاسی خود را بر این موضوع متمرکز کنند و بخواهند از این موضوع حداکثر بهره برداری را به عمل آورند. رامنی در تلاش است اوباما را به تلاش برای افزایش قیمت نفت متهم کند. او معتقد است اوباما با این اقدام سعی در جبران نیازهای مالی دولت خود و ایجاد تمرکز بر بودجه کرده است. او معتقد است یک کمیته سه نفره متشکل از وزیر انرژی، استیون چو، وزیر کشور، کن سالازار و رییس آژانس محیط زیست این کشور، لیزا جکسون، مسوولان مستقیم پاسخگویی به افزایش قیمت نفت هستند. رامنی معتقد است افزایش قیمت بنزین نیز از همین کمیته سر در آورده است. رامنی حتی رییسجمهور کنونی کشور را به سهلانگاری در توسعه ظرفیتهای تولید نفت در آمریکا متهم کرده و میگوید برنامههای استخراج و کاوش در زمینه کشف منابع نفتی با تاخیر صورت گرفته و تمام این اقدامات برای آن بوده که قیمت نفت بالا بماند.
این اتهامات اگر درست باشند برای اوباما گران تمام خواهند شد، چرا که بیش از 70 درصد هزینه حمل و نقل در این کشور که در نهایت به مصرفکننده واقعی منتقل میشود از طریق بنزین تامین میشود و افزایش قیمت نفت بالطبع به معنای افزایش قیمت همه حاملهای انرژی است و عواقب بنزین گران نیز به زودی در رای مردم متجلی خواهد شد و این به معنای سقوط اوباما خواهد بود. حتی به راحتی میتوان این استدلال رامنی را به دلیل برخورد اخیر دولت آمریکا در قبال قیمت نفت پذیرفت. با آغاز مبارزات انتخاباتی در آمریکا، قیمت بنزین در این کشور به تبع کاهش قیمت نفت روندی نزولی را آغاز کرده و این نشان میدهد نفت و البته بنزین به عنوان ابزاری برای کسب رای محسوب میشود. به عبارتی باید استدلال رامنی را اینگونه تشریح کرد که رفتار اوباما با نفت در دوران ریاست جمهوری وی، در دو قالب عمده قابل تجزیه و تحلیل است؛ دوران اول که به منظور کاهش مشکلات عدیده اقتصادی قیمت روند صعودی به خود گرفت و دوره دوم که برای کسب آرا و موفقیت در انتخابات، روند نزولی قیمت را آغاز کرده است و این یعنی سیاستمداران آمریکایی نفت را ابزاری برای رسیدن به اهداف خود میبینند و بنابراین لااقل تا پایان انتخابات روند قیمت نفت نزولی است و این مدت زمان، توان کشورهای مصرفکننده را در کاهش هزینههای خود افزایش میدهد.
در این بین یک نظر دوم نیز وجود دارد و آن اینکه نفت در دوره ریاست جمهوری اوباما روزهای سختی را پشت سر نهاده است؛ فاجعه بریتیش پترولیوم و از بین رفتن صدها هزار بشکه نفت در خلیج مکزیک در اثر انفجار یکی از سکوهای نفتی این شرکت در این ایام اتفاق افتاد. حرکت یارانههای انرژی به سمت سوختهای طبیعی و افزایش هزینههای تولید نفت مشکل دیگر است. مسائل زیست محیطی و بحران آلودگی آب در مناطق نفت خیز آمریکا را نیز باید به این چالشها افزود. مشکلات فراوان دیگری در حوزه نفت آمریکا در این چهار سال اتفاق افتاده که همه این عوامل را باید با ضرایب متفاوت تاثیرگذاری در روند افزایش قیمت نفت این کشور دخیل دانست.
نظرسنجیها نشان داده 56 درصد آمریکاییها معتقدند عملکرد اوباما در زمینه حفاظت از محیط زیست عملکرد خوبی بوده است و این موضوع نیازمند هزینه هایی است که به دولت تحمیل شده و نباید آنها را از نظر دور داشت. 42 درصد نیز سیاستهای حوزه انرژی اوباما را تایید کردهاند و معتقدند این مرد توانسته به خوبی در حوزه انرژی گام بردارد.
این موضوعات در کنار نیاز جهان به منابع انرژی در آینده نزدیک تناقض پایداری سیاستهای حوزه انرژی را در یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده نفت جهان آشکار میکند. گزارش اخیر سازمان بینالمللی انرژی از افزایش مصرف نفت به میزان 800 هزار بشکه در روز در سال جاری خبر میدهد. تامین حدود 90 میلیون بشکه نفت در روز نیازمند استفاده از حداکثر توان کشورهای نفتی است. در نتیجه خواه ناخواه رییس جمهور بعدی باید در این حوزه برنامههای قابل قبولتری را ارائه کند و به نظر میرسد با توجه به استراتژی ایالات متحده در کاهش وابستگی این کشور به نفت خاورمیانه باید به زودی شاهد سیاستهای توسعه نفتی در این کشور باشیم و این بر خلاف ادعاهای رامنی بر علیه اوباما است.
ارسال نظر