با عرض شرمندگی، ۴۰۰۰ تومان
در کنار مسائل مهم دیگر، امروز باید به سخنان روحالله حسینیان نماینده تهران توجه کرد که میگوید، احمدینژاد نمیخواهد عاقبت نابخیر شود؛ اما ضعف وی در عصبانی شدن و لجاجت است و به همین دلیل، نباید وی را عصبانی کرد. حسینیان البته به دو گروهی اشاره دارد که میخواهند احمدینژاد را از ریاستجمهوری پایین بکشند.
دیگر مسائل مهم روزنامهها به قرار زیر است:
سخنرانی و نامه در پاسخ احمدینژاد
در واکنش به نامه رئیسجمهور به آیتالله آملی لاریجانی، روزنامهها شیوههای گوناگونی در پیش گرفتند. رئیس دستگاه قضا دیروز در پاسخ به رئیسجمهور هم سخنرانی و هم نامهای منتشر کرد. جالب خواهد بود اگر رویکرد دو روز پیش یک روزنامه نسبت به نامه رئیسجمهور با رویکرد امروز همان روزنامه به سخن و نامه رئیس دستگاه قضایی با یکدیگر مقایسه شود.
روزنامههای اطلاعات، ابرار، آفتاب، رسالت، هفت صبح، وطن امروز و جام جم از جمله روزنامههایی بودند که خبری از نامه احمدینژاد در نسخه فردای آن روز خود منتشر نکردند.
از این بین، روزنامه اطلاعات امروز هم اشارهای به سخنان آملی لاریجانی نکرده است. ابرار تیتر«آملی لاریجانی، احمدینژاد را به فهم نادرست از اختیارات قانونی متهم کرد»، را برگزیده و آفتاب یزد متن پاسخ آیتالله را آورده و در پایان آن به متن نامه احمدینژاد پرداخته است؛ روزنامه رسالت و هفت صبح و جام جم هم خلاصه سخنان وی را آوردهاند.
روزنامههایی همچون جوان، جمهوری اسلامی، کیهان، ابتکار، قدس و ملت ما رویکرد نسبتا متعادلی در پیش گرفتهاند.
روزنامه خورشید که در آن روز به حمایت از نامه احمدینژاد پرداخته بود، امروز متن نامه رئیس قضا را ناقص آورده است. روزنامه ایران، امروز هم تیتر متفاوت«حکایت شما حکایت سلطان غاصب است»را برگزیده و در بخش یادداشت روز به زبان حقوقی و در ستون شیپورچی به زبان طنز به حمایت از احمدینژاد پرداخته است.
مغرب در مقابل تیتر «درباره اوین؛ خیلی محرمانه» دو روز پیش، امروز از تیتر«بعد از سلام ...»استفاده کرده و روزنامه اعتماد هم باز بررسی پررنگ موضوع را در صفحه نخست خود جای داده است.
نامتوازنترین پرداخت به روزنامههای آرمان و همشهری مربوط است؛ آرمان که پیشتر متن نامه احمدینژاد را آورده بود، امروز مطالب بسیاری و از جمله سرمقاله خود را به روابط دو قوه اختصاص داده و تلاش کرده، نگاهی حقوقی به مسأله داشته باشد. در مقابل همشهری که پریروز خلاصه کوتاهی از نامه احمدینژاد را آورده بود، امروز هم متن سخنرانی و هم متن نامه آملی لاریجانی را آورده، ولی نتوانسته مرز روشن بین این دو را ترسیم کند.
قانون انتخابات؛ طرح پر حاشیه
مباحث مهم مربوط به قانون انتخابات هم در روزنامههای امروز با واکنش متفاوتی روبهرو شده است.
جمهوری اسلامی، کیهان، اطلاعات، ابرار از جمله روزنامههایی هستند که این موضوع را مهم ندانستهاند. ملت ما در روزهای گذشته، مفصل به این طرحها پرداخته بود و امروز در کنار ابتکار و همشهری از جمله روزنامههایی است که به مخالفت دولت از زبان نجار، وزیر کشور نسبت به تغییر مرجع برگزاری انتخابات پرداختهاند.
روزنامه مغرب از جنبههای گوناگون طرح جدید انتخاباتی به مسأله مناظرهها و تعریف رجال سیاسی و مذهبی پرداخته و اشارههایی هم به مناظرههای سال 88 داشته است.
روزنامههای ایران، آفتاب یزد و آرمان اصلیترین مخالفین طرح مجلس در مورد شرایط لازم برای نامزدی انتخابات ریاستجمهوری هستند که استدلالهای حقوقی را در این باره مطرح کردهاند. روزنامه ایران در این باره از تیتر«حق انتخاب مردم محدود میشود»در صفحه نخست خود استفاده کرده است.
با عرض شرمندگی، ۴۰۰۰ تومان
از میان مسائل اقتصادی، انتشار گزارش دولت از عملکرد برنامه چهارم توسعه و گزارش دیوان محاسبات از تفریغ بودجه 89 به طور جدی مورد توجه قرار گرفته، ولی جالب، تیتر روی جلد مجله نگاه پنجشنبه «با عرض شرمندگی، ۴۰۰۰ تومان» است که شاید اشاره دقیقی به حال و روز این روزهای مطبوعات باشد.
در حالی که روزنامهها و نشریات وابسته به برخی دستگاهها صفحات زیاد خود را حفظ کرده و شاید بعضی از آنها را به زور و مشقت پر میکنند، هستند مطبوعاتی که یا باید قیمت خود را بالا ببرند، یا این که نیروهای خود را تعدیل کرده و از صفحاتشان بزنند.
از دنیا چه خبر؟
صرفنظر از آن چه در انتخابات آمریکا میگذرد، مسائل خاورمیانه مهمترین مباحث جهانی امروز روزنامههاست.
مخالفین دولت کنونی لبنان میخواهند با بهره از فضای ایجاد شده پس از بمبگذاری هفته پیش بیروت، قدرت را در این کشور به دست بگیرند. در سوریه کشور همسایه لبنان ظاهرا بخش مهمی از مخالفین و نیز دولت سوریه با آتشبس عید قربان موافقت کردهاند.
مسائل مصر و مخالفتها با مرسی امروز هم در برخی از روزنامهها آمده و کمی پایینتر و در غزه، امیر قطر تلاش در به دست آوردن نفوذ بیشتر در حماس است.
نکته مهم دیگر اظهارات وزیر خارجه روسیه است که تأکید کرده کشورش هر قطعنامه متضمن حمله به ایران را وتو خواهد کرد. روشن نیست که آقای وزیر در حال ایجاد جو روانی علیه ایران است یا آمریکا؟
مهمترین مطالب روزنامههای امروز
روزنامه ایران خبر داده که بحث ازدواج و آموزش مربوط به آن به پادگانها رسیده و در گفتوگویی مفصل با ابراهیم فیاض به خطر بازگشت فقه سکولار اشاره کرده است.
روزنامه جام جم در پروندهای مفصل به تصادفات جادهای و نیز خطرناکترین جادههای دنیا پرداخته است. روزنامه اعتماد هم مطالبی خواندنی در مورد بحران کهنسالی در ژاپن و تنبیه بدنی در مدارس ایران دارد.
روزنامه رسالت به طرحهای کاهش طلاق و روزنامه آرمان به رکوردداران حراجی کریستیز پرداختهاند. روزنامه دنیای اقتصاد هم در بخش تاریخ اقتصاد خود، مطلب جذابی درباره تأثیر جنگ دوم جهانی بر ایران دارد.
گزارشی نیز در باره وضعیت تلفن همراه و اینترنت توسط منابع بینالمللی منتشر شده که در بخش گزارش ویژه ابتکار و نیز با تیتر «اوضاع تلفن ردیف است، پهنای باند افتضاح» در روزنامه هفت صبح انعکاس یافته است.
همشهری صفحات مفصلی برای برنامهریزی تعطیلات آخر هفته دارد و در خبر تجلیل شهردار تهران از قهرمانان المپیک و پارالمپیک با تهران امروز شریک است. روزنامهها به استقبال اخبار ورزشی آخر هفته هم رفتهاند. گفتوگوی خطیب با اعتماد، فائقی با جام جم و حرفهای عابدینی در مورد کلاهبرداری در فوتبال مطالب مهم ورزشی امروز روزنامهها هستند.
مطالب منتخب روزنامههای امروز
همشهری: لیبی یک سال پس از مرگ سرهنگ به قلم کورش فخر طاولی
یک سال قبل در چنین روزهایی سرهنگ قذافی در سرت مرد تا پایان نمادین نظام همچنان مرموز وی رقم بخورد.
یک سال پیش در چنین روزهایی مردم لیبی یا دستکم اکثر آنان پایکوبی کردند، زیرا امیدهای فراوانی در دل و سر برای آیندهشان داشتند؛ مردمانی که چهل سال سایه قذافی و خاندانش بر سر آنها بود. اما یک سال بعد مردم لیبی چگونهاند؟
محمد المقریف، رئیس مجلس تازهتأسیس لیبی میگوید آزادسازی کشور هنوز کامل نشده است. همین یک جمله برای درک اینکه نخستین و مهمترین دلمشغولی لیبی ناامنی فراگیر است، کفایت میکند. به جز مرگ خمیس کوچکترین پسر معمر، در روزهای گذشته درگیریهای بنیولید که گفته میشود همچنان در کنترل قذافیدوستان است، در هفتههای گذشته حمله به سفارت آمریکا و در ماههای گذشته خشونتهای دیگر، همگی ثابت میکنند که لیبی هنوز روی آرامش نمیتواند بهخود ببیند.
واقعیت این است که لیبی امروز از حضور گروههای شبهنظامی متعدد که برخی تا چندماه قبل شمار آنها را بالغ بر سیصد گروه تخمین زدهاند، ازجمله صد گروه کوچک و بزرگ در پایتخت (طرابلس) رنج میبرد. در این میان اسلحه بهدستان مصراته و زنتان به شکل قابلتوجهی قویاند و حتی به تجهیزاتی مانند تانک و راکتانداز و تیربار مسلح هستند.
تلاشهای شورای انتقالی در گذشته و دولت «الکیب» در ادامه برای جمعآوری سلاحها از دست مردم و گروهها، همچنین تلاش برای شکل دادن یک ارتش و پلیس واحد و مقتدر هنوز به نتیجه نرسیده است و بازداشتهای گاه و بیگاه این و آن و همچنین آدم رباییها - مانند آنچه بر سر نیروهای هلال احمر ایران آمد - به خوبی از فراگیری ناامنی در لیبی حکایت دارد.
در این میان بیثباتی سیاسی نیز مزید بر علت شده است. اگرچه انتخابات مجلس حدود دو ماه قبل در لیبی در شرایط نسبتا مطلوبی برگزار شد، اما حاصل آن هنوز نتوانسته است با تشکیل یک دولت جدید، ثبات سیاسی را برای کشور نوید دهد. در نتیجه انتخابات، اتحادیه نیروهای ملی (موسوم به لیبرالها) توانست با فاصله نسبتا زیادی از حزب عدالت و سازندگی (اخوانالمسلمین) پیشی بگیرد. اما نباید از خاطر دور داشت که از دویست نماینده مجلس، صد و بیست نفر، در هیأت مستقل و با سلایق و رویکردهای قبیلهای و جمعیتی مختلف به مجلس راه یافتهاند، و تلاش دو حزب اصلی کشور که تنها کنترل هشتاد کرسی را در اختیار دارند برای ایجاد ائتلاف و اتحاد با این طیف گسترده و رسیدن به اکثریت برای تشکیل دولت آسان نیست.
یک سال بعد از مرگ قذافی، شاید خوشحالترینها در لیبی، بیشک نه مردم کوچه و بازار بلکه شرکتهای نفتی انگلیسی، فرانسوی و ایتالیاییاند که با بازگشت به میدان، نفت و گاز مرغوب لیبی را به اروپای بحرانزده میبرند بیآنکه دغدغهای برای ثبات و آرامش مردمان لیبی داشته باشند که اگر هم داشته باشند برای تأمین بیشتر منافع خودشان است. دیگر بهرهبرنده از این اوضاع، شاید آمریکا باشد که با توجه به تخصیص بودجه از سوی کنگرهاش، از راهاندازی یک پایگاه نظامی در طرابلس به استعداد 500کماندو خبر میدهد. آمریکا سالهاست با ایجاد آفریکوم (فرماندهی نظامی آمریکا در آفریقا) در رؤیای استقرار نظامی ثابت در آفریقا به سر میبرد و شاید به همین دلیل است که در پرونده مداخله نظامی در شمال مالی نیز در کنار فرانسه نقش پررنگی ایفا میکند.
لیبی بیشک بهدلیل داشتن بیشترین منابع غنی و مرغوب نفت و گاز در آفریقا، نداشتن بدهی خارجی و داشتن نزدیک به دویست میلیارد دلار دارایی در خارج، هم از ظرفیت بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است و هم طعمه لذیذی برای حرصورزیهای خارجی و داخلی محسوب میشود. توسعه و شکوفایی لیبی تنها درصورتی قابل تحقق است که ثبات سیاسی و امنیت بر این کشور حاکم شود. در این صورت علاوه بر باروری امیدهای مردم لیبی برای زندگی بهتر، کشورهای همسایه و کل منطقه نیز روزهای خوش تری خواهند داشت.
اعتماد: يك قانون طلايي براي طبيعت گردي به قلم اسماعيل كهرم
رفتن به طبیعت پس از روزهای سرد و تاریک زمستان، همان سیزده به در است. خب، نوع سهل آن رفتن به جایی زیبا، خارج از شهر است و ساعات دلپذیری را گذارنیدن. اما اگر دقت کنیم میبینیم که همین رفتار ساده را نیز میتوان به صور مختلف، صحیح و غیر آن انجام داد. امروزه نام طبیعت گردی مسوولانه را برای رفتار صحیح در طبیعت به کار میبریم. یک قانون طلایی برای انجام طبیعت گردی مسوولانه وجود دارد و آن اینکه وارد طبیعت شویم و آن را ترک کنیم بدون اینکه تغییری در آن به وجود بیاوریم! «یکی مرغ بر کوه ننشت و خاست/ بر آنکه چه افزود و زان که چه کاست». این مفهوم را مقایسه کنید با رفتار برخی از ما که، هر کدام یک کیلو زباله (اغلب ظروف پلاستیکی) را در دل طبیعت رها میکنیم بدون درک عواقب آن. بنده تا به حال پرندگانی را دیدهام که پای خود را در اثر پیچیدن نخهای پلاستیکی از دست دادهاند.
ماهیهایی را دیدهام که داخل کیسه پلاستیکی به دام افتادهاند و خفه شدهاند.
من در خلیج فارس زیبایمان لاکپشت عظیم الجثه یی را دیدهام که با حدود ۵/۳ متر قطر لاک و ۷۵۰ کیلوگرم وزن، بزرگترین لاکپشت عالم است (سه برابر لاک پشتها گالاباگوس). این موجود زیبای باشکوه و ایرانی، در اثر بلعیدن یک کیسه پلاستیکی خفه شده بود! وقتی آب وارد کیسه پلاستیکی میشود، شبیه به عروس دریایی (طعمه مطلوب لاکپشت) میشود. لاکپشت آن را میبلعد و خفه میشود. راه تنفسی حیوان مسدود میشود و آن کسی که کیسه پلاستیکی را رها کرده، حتی خبر ندارد که بیمبالاتی او موجب مرگ یک موجود زیبا در خلیج خودمان شده است!
من گرگی را دیدهام که زبان خود را شرحه شرحه و تکه و پاره کرده بود چون قوطی ماهی تن را رها کرده بودند و این گرگ با لیسیدن لبههای تیز این قوطی، زبان خود را از دست داد و ما او را در حال مرگ و پس از خونریزی زیاد دیدیم.
من دیدهام که زبالههای ما اعم از پلاستیک، شیشه و فلز، چگونه به جان حیات وحش میافتند. به طور قطع اگر ما بدانیم که اعمال ما چه عواقبی در بردارند، در رفتار خود تجدیدنظر خواهیم کرد. همین طور است اگر ما ارزش گیاهان و جانورانی را که در دل طبیعت قربانی سهل انگاری ما میشوند، بدانیم. خوب به خاطر دارم که در یکی از دشتهای زیبای استان فارس که شباهت زیادی به دشتهای کره ماه داشت مشغول دوربین کشی بودیم. قرقره (سینه سیاه یا کوکر) نیز در دشت فراوان بود.
راننده بازیگوش ما از فرصت سوءاستفاده کرد و روغن اتومبیل خود را بیرون ریخت. حوضچه کوچکی به اندازه یک فنجان از روغن سوخته روی زمین فرم گرفت. ما به راننده تذکر دادیم که این کار صحیح نیست ولی او گوشش بدهکار نبود و معتقد بود که در آن دشت پهناور چند لیتر روغن سوخته اشکالی ایجاد نمیکند. در این اثنا ناگهان یک سنجاقک هزار رنگ به فراز فنجان روغن آمده و خود را با سر به آن کوفت. آن همه رنگ و زیبایی ناگهان تبدیل به سیاهی و مرگ شد. همه حتی راننده ساکت بودیم. او پاسخ خود را گرفته بود. سنجاقکها اشعه ماوراءبنفش را از کیلومترها میبینند. این سنجاقک هم به خیال خود به آب رسیده بود و وقتی عکس خود را در آن دید، با سر به آن کوفت. غافل از آنکه دستانی که از فکری بیمبالات فرمان میگرفتند این تله مرگبار را برای سنجاقک بیگناه تدارک دیده بودند! امروزه ما میدانیم که هر لیتر روغن سوخته اتومبیل هزاران لیتر از آبهای زیرزمینی را آلوده میکند. این آبهای زیرزمینی به مصرف کشاورزی، صنعت و نیز نوشیدن انسانها میرسد. به گفته سازمان آب، حدود نیمی از آب شهر تهرانگاه از آبهای زیرزمینی تامین میشود.
گردشگری دردل طبیعت یا اکوتوریسم شمشیر دو لبه یی است که یک طرف آن موجب پیشرفت و تعالی ملتها میشود ولی طرف دیگر آن ممکن است موجب تخریب ساختارهای اخلاقی جوامع هم بشوند. برای تبادل افکار با همکاران دانشگاهی در آلمان، راهی این کشور شدیم. آلمان، کشوری که در سه جنگ شکست خورد و با خاک یکسان شد اینک در میان کشورهای اروپایی اقتصاد اول را دارد و سایر کشورها را (مانند یونان، پرتغال و اسپانیا)، از ورشکستگی نجات میدهد: همه در سایه سعی و تلاش این مردم سختکوش. فرودگاه فرانکفورت خود شهری است در دل شهر فرانکفورت. مع الوصف وجود تابلوها و علایم گوناگون، دسترسی به قسمتهای گوناگون را آسان کرده است. همه جا راهنماهای یونیفورم پوشی هستند که آماده کمک هستند: آن هم با لبخند. راستی چرا ما سلام کردن به بیگانگان یا لبخند زدن حین انجام وظیفه را فراموش کردهایم؟ وقتی شما از کسی راهنمایی میخواهید و او با لبخند به شما پاسخ میدهد شما حس نمیکنید که مزاحم وقت او شدهاید ولی اگر کسی با اخم و عتاب به شما پاسخ دهد، معنی آن چیست؟
ما باید در خرج کردن سلام به دیگران و نیز لبخند زدن و خوش رویی دست و دل بازتر عمل کنیم.
برای تسهیل مسافرت بین برخی از کشورها، مقررات ویزا برداشته شده (کشورهای شنگن). اهالی این کشورها حتی با خود پاسپورت هم حمل نمیکنند. شاید ما هم بتوانیم با کشورهای همسایهمان چنین مقرراتی را وضع کنیم تا مسافرت در حوزه این کشورها آسانتر شود. خارج از فرودگاه مرد جوانی نام من را روی یک صفحه نوشته بود و در دست داشت.
تهران امروز : خروج تدريجي كارگران افغان از كشور به قلم نويد نماينده
حال سوال اینجاست که خروج کارگران افغانی که دولتها به شدت پیگیر آن بودند آن هم در پی سخت شدن شرایط اقتصادی کشور باید امری مثبت در نظر گرفته شود یا خیر!؟ از سوی دیگر اگر خروج کارگران خارجی از کشور امری مثبت باشد باید برای استفاده از این فرصت چه برنامههایی تدوین کرد؟ در مقابل هم این سوال مطرح میشد که تبعات منفی خروج کارگران افغانی از کشور چیست!؟
آن طور که گفته میشود درصد بسیار بالایی از کارگران افغانی در مشاغلی نظیر ساختمانسازی مشغول به کار هستند. براساس نرخهایی که برای این نوع کارگران اعلام شدهاست هر کارگر ساده افغانی روزی ۲۵ تا ۳۵ هزار تومان حقوق از صاحبکار دریافت میکند. این نرخ برای هر کارگر ماهر افغانی به روزانه ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان میرسد. حقوق کارگران افغانی هم که به عنوان نگهبان در ساختمانها مشغول به کار هستند از زمان افزایش قیمت ساختوساز در کشور به ماهانه ۸۰۰ هزار تومان رسیدهاست. در نگاه اول، این رقم در مقایسه با کارگران ایرانی بالاتر به حساب میآید. نکته اینجاست که کارفرمایان بخش خصوصی هم برای سپردن کار به افغانیها راغبتر هستند. زیرا برای یک کارگر افغانی نیازی به پرداخت سهم بیمه و دیگر مخارجی نظیر قرارداد قانونی نیست. بنابراین کارفرمایان ترجیح میدهند پول بیشتری به کارگران افغانی پرداخت کنند اما همچنان از بهرهوری کاری آنها استفاده کنند. به هر حال اما از زمان نوسان نرخ ارز در کشور و گرانیهای فراگیر وضعیت کارگران افغانی هم کمی پیچیده شدهاست. براساس گزارشات، عموما کارگران افغانی نیمی از حقوق خود را به ارزهای خارجی نظیر افغانی، دلار یا یورو تبدیل میکنند و آنرا برای خانوادههای خود در دیگر کشورها میفرستند. بنابراین یک کارگر افغانی اگر ماهانه ۸۰۰ هزار تومان هم درآمد داشته باشد باید ۴۰۰ هزار تومان آنرا از ریال به یک ارز خارجی دیگر تبدیل کند. مسلما اگر یک کارگر افغانی بخواهد با ۴۰۰ هزار تومان پول دلار و یورو خرید کند، با قیمتهای نجومی فعلی این دو ارز چیز زیادی گیر او نخواهد آمد. بنابراین این کارگر دیگر نمیتواند طبق روال سابق از پس خرج و مخارج خود برآید. این وضعیت به گونهای دیگر هم در داخل کشور برای او پیش میرود. بنابراین کاهش ارزش پول ملی اکنون یکی از دلایل خروج افغانیها از بازار کار ایران است. در این میان اما یک نکته دیگر هم قابل طرح است. آن هم اینکه در زمان اجرای قانون هدفمندی یارانهها هم بخشی از کارگران افغانی از بازار کار خارج و به شهرهای خود بازگشتند. عدم تخصیص یارانهها به اتباع بیگانه و افزایش قیمتها در پی آزادسازی نرخ حاملهای انرژی از عمده دلایل خروج افغانیها از کشور عنوان شد.
كاهش ارزش پول تنها دليل نيست
مهدي تقوي استاد دانشگاه و اقتصاددان هم كاهش ارزش پول ملي را يكي از دلايل خروج افغانيها از بازار كار ايران عنوان كرد. البته اين اقتصاددان تنها دليل گريز افغانيها از ايران را كاهش ارزش پول ملي ندانست. او در گفتوگويي با «تهرانامروز» تاكيد كرد: مسلما كاهش ارزش ريال نقشي اساسي در خروج كارگران افغاني از كشور دارد. افغانيها عموما درآمد خود را به افغاني و ديگر ارزها تبديل ميكردند و آنرا براي خانوادههاي خود ميفرستاند. با كاهش ارزش ريال قطعا آنها پول اندكتري براي خانواده خود ميفرستند و همين موضوع ميتواند نارضايتي خانوادگي براي آنها در پي داشته باشد.
تقوي خاطرنشان كرد: براي خروج كارگران افغاني از بازار كار ايران اما دليل دومي هم وجود دارد. نرخ تورم در كشور ماهانه در حال افزايش يافتن است و مركز آمار هم نرخ تورم شهريور را به تازگي حدود 24 درصد عنوان كرده است. چنين نرخ تورمي قطعا بخشي از حقوق همه افراد از جمله كارگران افغاني را ميبلعد و هزينههاي زندگي آنها را افزايش ميدهد. اين در حالياست كه آنها فكر ميكنند شايد در چينين شرايطي اوضاع در كشور خودشان يعني افغانستان بهتر از ايران باشد. اين استاد دانشگاه به دليل سومي هم اشاره كرد و گفت: نكته ديگر اين است كه كارگران افغاني بيشتر در مشاغل ساختماني فعالند و به دليل افزايش قيمت مصالح ساختماني و ركود در بخش ساختوساز اكنون با بيكاري روبهرو شدهاند يا حداقل پيشبيني ميكنند در آينده بيكار شوند. او افزود: اين موضوع در شرايط خاص اقتصادي ما موجب افزايش نگراني كارگران افغاني شدهاست. اين در حالياست كه اكنون افغانستان در حال پيشرفت است و بازار مشاغل از جمله مشاغل ساختماني در اين كشور همسايه ايران به شدت داغ شدهاست. تقوي ادامه داد: بنابراين كارگران افغاني تصور ميكنند اگر در اين شرايط به كشور خودشان بازگردند هم درآمد مناسبتري خواهند داشت و هم ميتوانند به خانوادهشان كمك كنند مضاف بر اينكه ديگر نگران بيكار شدن هم نخواهند بود. نكته ديگري كه تقوي به آن پاسخ داد مربوط به مزايا و معايب خروج كارگران افغاني از بازار كار ايران بود. او در اين مورد گفت: با وجود اينكه خروج كارگران افغاني از بازار كار در پي يك برنامه مدون نبوده اما ميتواند تاثيرات مثبتي داشته باشد. زيرا اكنون ما با نرخ بيكاري چشمگيري طرفيم و قسمتي از بازار كار ما هم در اختيار كارگران افغاني بوده است. بنابراين با خروج كارگران افغاني از كشور كارگران ايراني ميتوانند مشغول به كار شوند و اين موضوع اگر اتفاق بيفتد ميتواند به كاهش حتي اندك نرخ بيكاري در كشور بينجامد.
افغانيها از بازار كار كنار نميروند
در نقطه مقابل اما كارشناسان و فعالان بازار كاري هستند كه معتقدند كارگران افغاني به دليل نوسان نرخ دلار خروج چشمگيري از بازار كار نخواهند داشت. حميد حاجاسماعيلي يك فعال كارگري در اين خصوص به «تهرانامروز» گفت: با اينكه افزايش قيمت مصالح ساختماني و مشكلات ديگر امر ساختوساز در كشور را كمي با ركود روبهرو كرده اما شرايط به گونهاي نيست كه بگوييم كارگران افغاني همگي به كلي از كار بيكار شدهاند و ميخواهند از بازار كار كشور خارج شوند. او افزود: درست است كه ارزش پول ملي پايين آمده و كارگران افغاني كمي در تامين نيازمنديهاي خود و خانوادههايشان در خارج از كشور مشكل دارند اما وضعيت براي آنها از كارگران ايراني بهتر است. وي در پاسخ به اين سوال كه چرا وضعيت براي كارگران افغاني بهتر است گفت: متاسفانه كارفرمايان ايراني بيشتر راغبند از كارگر افغاني استفاده كنند و جالب اينجاست كه حقوق بيشتري هم به آنها اختصاص ميدهند. حاج اسماعيلي ادامه داد: عدم پرداخت حق بيمه، آزادي عمل در شرايط كاري و همچنين عدم رعايت مسائل بهداشتي- ايمني از دلايلي است كه موجب استفاده كارفرمايان از كارگران افغاني ميشود. آنها معمولا با استخدام يك كارگر افغاني هزينههاي كمتري متحمل ميشوند و در نهايت بخشي از آن هزينه صرفهجويي شده را به خود كارگر افغاني ميدهند و درآمد او در اين صورت از يك كارگر ايراني بيشتر ميشود و همين موضوع كارگر افغاني را به كار در ايران ترغيب ميكند.