يکشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۶

رفتار‌هاي جنسي در نمايش‌هاي ايراني

کد خبر : ۷۹۷۵۵
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از جوان، بازيگران زن و مرد در صحنه نمايش، بر‌خلاف محدوديت‌هاي سينما و تلويزيون آزادند تا در نقش‌هاي مختلفي مانند زن و شوهر، خواهر و بر‌ادر، عاشق و معشوق، قاتل و مقتول و... با يکديگر همبازي باشند. ولي در تئاتر ايراني‌ بر اساس يک اصول انساني و اخلاقي، اشاره بياني و بدني به موضوعات غير‌اخلاقي و جنسي يا تصوير‌گري چنين وضعيتي، حتي به ضرورت داستان و شخصيت‌پر‌دازي، هميشه تقبيح شده و ممنوع بوده است. به کار بردن الفاظ ناپسند غير‌مرسوم و رکيک و همين‌طور ترسيم صحنه‌هاي اروتيک در تئاتر، از رايج‌ترين خطوط قر‌مز در اين عرصه بوده و هست.

گرچه شايد روزگاري در رژيم گذشته اين گونه فضاسازي‌ها مرسوم بوده، اما پس از انقلاب اسلامي ايران و در جو مذهبي جامعه، تماشاگران با چنين نمايش‌هايي کنار نمي‌آمدند. با اين همه متأسفانه طي سال‌هاي اخير شاهد نمايش‌هايي در صحنه تئاتر ايران بوده‌ايم که در آنها، اين چارچوب‌هاي اخلاقي شکسته شده و کارگردان‌ها براي رساندن منظور خود يا نويسنده يا افزايش جذابيت نمايش، از عناصر اروتيک، جنسي، شهواني و غيراخلاقي بهره برده‌اند. آخرين نمونه چنين آثاري که منجر به جنجال خبري در اين حوزه شد، نمايش«هداي گابلر» به کار‌گرداني وحيد رهباني بود؛ اثري که با وجود برخورداري از بازيگران زن درتمام نقش‌ها، ايجاد و نمايش لحظه‌هاي محرک جنسي به هيچ وجه خودداري نکرده بود. چنين صحنه‌هاي مشابهي را مي‌توان در آثار کارگردان‌هاي ديگر نيز جست‌و‌جو کرد.

«گروتسکي بر تبارشناسي دروغ و تنهايي»، «خداي کشتار»، «آوازه خوان طاس» و «سومين شب هفته که به اشتباه به اون ميگن دوشنبه» برخي از اين مواردند. به تازگي نمايش ديگري هم به اين فهرست اضافه شده، «پيرمردي با بال‌هاي بزرگ» به کارگرداني پرستو گلستاني.

در اين نمايش به غايت ضعيف و بي‌ارزش، علاوه بر صحنه‌هاي مکرري شامل رقص و پايکوبي زنان و مردان شهر به سبک اسپانيايي و به همراه گيتار اسپانيش، لحظه‌اي هست که مردم شهر (و البته تماشاگران) شاهد نمايش موجودي به نام «زنکبوت» در سيرک هستند! نقش اين شخصيت را يک بازيگر مرد (هومن خدادوست) بازي مي‌کند. فارغ از کيفيت خوب يا بد بازي او، انتخاب لباس، نوع آرايش و غلظت و شدت آن و نحوه اجراي اين نقش، بسيار دور از موازين شرعي و اخلاقي لازم در تئاتر است.

به خصوص لباس‌هاي براق و چسبان و تنگي که نوعي حس اروتيک و زنانگي را در صحنه نمايش تداعي مي‌کند، همراه با چرخش‌هاي متعدد و نمايشگري اين شخصيت ـ بازيگر، بسيار تأسف‌بر‌انگيز و چندش‌آور است. ضمن اينکه اصلاً معلوم نيست ضرورت نشان دادن «زنکبوت» با وضعيتي که توصيف شد در اين نمايش چه بوده است! حال پرسش اينجاست که آيا تئاتر‌هاي ما طي دهه اخير، قرار است مروج صحنه‌هاي اروتيک و شهوت‌انگيز باشند؟! آيا چنين نمايش‌هايي از فيلتر‌ها و مميزي‌هاي دولتي و نظارتي نمي‌گذرند که به سادگي مجوز اجراي عمومي در‌يافت مي‌کنند؟ همه مي‌دانند که هر نمايشي براي اجرا، توسط کار‌شناسان و مميز‌هاي دولتي، باز‌بيني مي‌شود.

اگر چنين است بايد پرسيد مميز‌هايي که به نمايش «پير‌مردي...» اجازه اجرا داده‌اند، چگونه چشم خود را بر اين صحنه بسته و از آن گذشته‌اند؟ يا شايد بازبين‌هاي محترم اصلاً تمام اجرا را نديده و به تماشاي بخش‌هايي از آن بسنده کرده‌اند! جالب آن که «پير‌مردي...» چنان که از سر و شکل اجرا و سابقه کارگردانش بر‌مي‌آيد، قرار است نمايشي باشد براي گروه سني نوجوان و اگر چنين باشد، آيا نشان دادن چنين لحظه‌هايي براي اين گروه سني، مناسب و ضروري است؟ به نظر مي‌رسد مسائل غير‌اخلاقي و تصويرگري‌هاي جنسي اين روزها در نمايش‌هاي ايراني باب روز است و حتي تماشاگران نسل جديد آن را بيشتر مي‌پسندند.

حال آنکه استفاده از شوخي‌هاي خارج از محدوده، الفاظ غير‌معمول و دور از شأن جامعه و خانواده، معمولاً در نمايش‌هاي کمدي، آييني و تخت حوضي کاربرد دارند، هرچند که چند سالي است در آثار سنتي و روحوضي هم اينگونه شوخي‌ها به تناسب نياز و کمتر استفاده مي‌شود. جاي تأسف است که نمايش ايراني آنقدر از جايگاه درست و اخلاقي خود دور شده که کارگردان‌هاي نسل معاصر براي پر کردن سالن‌هايشان يا خوشايند و خنداندن تماشاگران به هر قيمتي، از تمهيدات جنسي و ناپسند کمک مي‌گيرند.

ديگر متن‌هاي فاخر و ادبي و مبلغ انسان‌دوستي، ادب و اخلاق‌گرايي به ندرت مجال ظهور مي‌يابند. ديگر بازيگري و کارگرداني از روزهاي اوج و شايسته و قابل احترامش دور شده و خالقان تئاتر سالن‌هاي کم رونق و تاريک تئاتر را محفلي براي نشان دادن «نبايد»ها يافته‌اند. انگار اين روزها، منطق کارگردان‌ها محض اجراي چنين نمايش‌هايي منطق «کي به کيه» است، ولي آيا تئاتر ما به اين همه شوخي‌ها و لحظه‌هاي جنسي و غير‌اخلاقي نياز دارد؟!
اشتراک گذاری :
ارسال نظر