معمار بورس فلزات
کد خبر : ۸۱۰۶۴
مجيد اسكندري: نخستين بورس در دنيا، بازاري بود كه كالاهاي مختلف در آن مبادله ميشد و از آن زمان به بعد بورسهاي متنوعي در نقاط مختلف دنيا تاسيس شد و آغاز به كار كرد. اما در كشور ما بورس با دادوستد اوراق قرضه، شكل گرفت و سپس سهام شركتها وارد بورس شد.
باوجود توليدكنندگان مطرح فلزات اساسي در كشور، خلا بازار مبادلات رسمي و متشكل فلزات، سالها وجود داشت تا اينكه فرزندي از ديار تفتيده يزد، با گامهايي استوار در راه تاسيس اين بازار گام نهاد. احمد صادقي متولد 1329 دانشآموخته مهندسي متالورژي، متخصصي كه دانش و انديشه خود را در كنار كورههاي آهن گداخته، پرورش ميداد و با پشت ميزنشيني، نسبتي نداشت و اكنون نيز ندارد. او تحقيقات را از دوره دانشجويي آغاز كرد و چندين پروژه را در هنگام تحصيل طراحي و راهاندازي كرد. پس از فارغالتحصيلي در سال 1358 قرار شده بود او را كه سمت استاديار دانشگاه را داشت، براي ادامه تحصيل به خارج از كشور اعزام كنند اما وقوع انقلاب فرهنگي و به دنبال آن تعطيلي دانشگاهها، او را براي ادامه فعاليت به جهاد سازندگي رهنمون ساخت و كار را در جهاد سازندگي آغازكرد و با مشاركت در تشكيل مركز پژوهشهاي علمي جهاد سازندگي فعاليت خود را در اين نهاد ادامه داد.
صادقي سپس براي كار در فولاد مباركه دعوت شد و براي انجام فعاليتهاي مهندسي مشاور به ايتاليا اعزام شد و به عنوان مسوول فني دفتر «جنوا» شركت منصوب شد. او سپس به عنوان معاون اجرايي فولاد مباركه انتخاب شد و راهاندازي و بهرهبرداري از اين مجموعه بزرگ، يكي از اقدامات او به شمار ميآيد.
صادقي در فولاد مباركه نقشهاي زيادي ايفا كرد كه از جمله ميتوان به مسوول سيستمها و روشها، مسوول راهاندازي سيستم متمركز اطلاعات فني، عضو كميته آموزشي سيالات و... اشاره كرد. او در ادامه به شركت ذوبآهن اصفهان رفت و از سال 69 تا 76 رييس هيات مديره و مديرعامل اين شركت بود.
از سال 76 تا 78 در سمت معاونت وزير معادن و فلزات و از سال 78 تا 80 به عنوان مشاور وزير معادن و فلزات فعاليت كرد.
او همزمان مديرعامل شركت مديريت طرحهاي صنعتي ايران نيز بود و از سال 79 تا 81 به عنوان قائممقام مديرعامل شركت ملي نفت ايران منصوب شد و شركت مهندسي توسعه نفت را در اين دوره تاسيس كرد.
از جمله سوابق علمي و تحقيقاتي وي ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
طراحی واحد احیاي مستقیم قائم1 در اشل نیمه صنعتی و پس از اجرای موفقیت آمیز آن طراحی و ساخت واحد احیای مستقیم قائم2 با ظرفیت 600 هزار تن در سال، کسب رتبه اول اختراع در دهمین جشنواره بین المللی خوارزمی و کسب مدال طلا و گواهی سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO) به واسطه تولید آهن اسفنجی به روش احیاي مستقیم، کسب نشان درجه دو لیاقت و مدیریت جمهوری اسلامی ایران از رییس جمهور وقت، طراحی واحد احیای مستقیم قائم3 به سفارش شرکت آهن اسفنجی اردکان و طراحی واحد گندله سازی به روش کوره تونلی دوار در اردکان یزد به سفارش شرکت ذوب فولاد اردکان.
صادقي از روزهايي ميگويد كه براي نخستين بار، تفكر تاسيس بازاري منسجم و منضبط براي عرضه كالاهاي اساسي صنعتي در ذهن او و تعدادي از همكارانش كليد خورد: «سال 70 مديرعامل شركت ذوبآهن اصفهان بودم. در آن موقع، دولت وقت براي نخستين بار به ما اجازه داد آهن را در بازار آزاد بفروشيم و ارز موردنيازمان را خودمان تامين كنيم. در آن شرايط به دليل اينكه قيمتگذاري برايمان دشوار بود، كميتههاي مشتركي با حضور نمايندگان وزارت معادن و فلزات و وزارت بازرگاني تشكيل داده و كار قيمتگذاري را به صورت هفتگي انجام ميداديم، اما با اين وجود حق توليدكننده و مصرفكننده ضايع ميشد و رانت به وجود ميآمد.»
او ادامه ميدهد: «در آن موقع به وزير وقت پيشنهاد كرديم كه بورس فلزات را تشكيل بدهيم تا قيمت به صورت شفاف تعيين شود و براي جلوگيري از مشكلات و فساد، اقدامات نظارتي صورت گيرد. وزير نيز اين موضوع را دنبال كرد اما شرايط آن زمان هنوز براي ايجاد بورس فلزات، مناسب نبود و اين موضوع تا سال 76 معلق ماند.»
صادقي تلاش خود براي ايجاد بورس فلزات را از سر گرفت: «در سال 76 و در دوره تصدي اسحاق جهانگيري در وزارت معادن و فلزات در سمت معاونت وزير به وي پيشنهاد كردم براي نجات توليدكنندگان، بورس فلزات راهاندازي شود و با موافقت وزير، ماموريت يافتم اين كار را پيگيري كنم. به اين منظور مطالعات داخلي و خارجي براي تاسيس اين بازار آغاز شد و آقايان دكتر كاشان و دكتر قاسمي در بانك مركزي ماموريت يافتند همكاريها و اقدامات لازم را انجام دهند اما به دليل دشواريهاي زياد اين موضوع به طول انجاميد و دوباره راكد شد.»
صادقي كه در شرايط يادشده براي ادامه فعاليت به شركت نفت رفته بود، به درخواست جهانگيري به وزارت صنايع برگشت و راهاندازي بورس فلزات را دنبال كرد: «از طريق هماهنگي با بازار و انجام مذاكراتي به منظور ايجاد همدلي، كار را پيگيري كرديم و سپس موافقت شوراي اقتصاد و بقيه مسوولان را گرفته و در ادامه موافقت وزارت معادن و فلزات و وزارت بازرگاني و بازار را جلب كرديم. از سوي ديگر به منظور رعايت مسائل شرعي، با حوزه علميه نيز جلساتي برگزار كرديم تا اطمينان لازم را كسب كنيم و در مجموع پس از اين اقدامات اوليه كه حدود يك سال به طول انجاميد، بورس فلزات با سرمايه بخش خصوصي راهاندازي شد.»
او ادامه داد: «نرمافزار لازم براي فعاليت اين بورس، بسيار گران بود، بنابراين متخصصان داخلي به نوشتن و تهيه اين نرمافزار همت گماردند و در نهايت با مبلغ 80 ميليون تومان كه در مقايسه با نرمافزار خارجي بسيار كم بود، نرمافزار را تهيه كردند. ساختمان بورس هم از طرف «ايميدرو» در اختيارمان گذاشته شد كه پس از تجهيز آن بورس فلزات در سال 83 آغاز به كار كرد.»
صادقي درخصوص مسائل موجود پس از تاسيس بورس فلزات ميگويد: ما اتحاديهها، تعاونيها و افراد متعهد را قانع كرديم كه منافع كشور در ثبات قيمت است و وجود اين بازار از آشفتگي قيمتها، رانت و فساد جلوگيري ميكند و آنها نيز قانع شدند و در نتيجه بازار مقاومت نكرد اگرچه برخي افراد از طريق مصاحبه با رسانهها تبليغات منفي ميكردند.
از سوي ديگر شهرداري تهران معترض بود و عنوان ميكرد كه قيمت آهن افزايش يافته و اين موضوع به افزايش قيمت مسكن ميانجامد اما ما گفتيم، تاثير قيمت آهن بر قيمت مسكن تنها 2 درصد است در حالي كه عوارض شهرداري 20 درصد قيمت مسكن را افزايش ميدهد كه اين دلايل شهرداري را نيز قانع كرد.
همچنين برخي افراد در واحدهاي توليدي كه عادت داشتند براي عرضه محصولات خود روال قبلي را طي كنند حاضر به تبعيت نبودند اما اصرار وزير و رییس ايميدرو و دريافت برخي امتيازات آنها را نيز وادار به تبعيت كرد تا بخشي از توليدات خود را به بورس بياورند.
صادقي درباره دستاوردهاي بورس فلزات ميگويد: «اين بازار يك پديده ارزشمند براي واحدهاي توليدي بود زيرا با نرخهاي ارزي آن زمان سه هزار ميليارد تومان سود نصيب واحدهاي توليدي شد كه به سرمايهگذاريهاي جديد، توسعه و جبران بدهي واحدهاي توليدي انجاميد. از سوي ديگر فاصله قيمتها با بازار كاهش يافت. به عنوان مثال اگر قيمت كالا 100 تومان بود، در بازار آزاد 400 تومان به فروش ميرسيد و واسطهها 300 تومان سود ميبردند در حالي كه ذوبآهن تنها 10 تومان سود ميبرد.» بنيانگذار بورس فلزات يكي از منتقدان ممنوعيت صادرات فولاد است و معتقد است اين يك خطر و تهديد جدي براي واحدهاي بزرگ توليدي است. او در اين باره ميگويد: «ممنوعيت صادرات اگرچه در كوتاهمدت شايد به نفع مصرفكننده باشد اما واحدهاي توليدي براي تهيه امكانات و مواد اوليه نيازمند واردات هستند و باوجود دشواريهاي ارزي و تحريمها، در صورتي كه چارهاي براي آنها انديشيده نشود، توليد خود را متوقف خواهند كرد و بايد براي جلوگيري از اين تهديد جدي همت كنيم.»
صادقي با ارائه يك مثال توضيح ميدهد: «فولاد مباركه، الكترود مورد نياز خود را از خارج وارد ميكند يا ذوبآهن در حال حاضر با مشكل تامين كك مواجه است، بنابراين اگر به اندازه ارز مورد نياز خود صادرات نداشته باشند، توليد خود را متوقف خواهند كرد.»
او صنعت فولاد را يك صنعت كليدي ميداند و معتقد است بايد در تصميمگيريها دقت بيشتري به عمل آيد.
صادقي پيشنهاد ميكند: «وزارت بازرگاني بايد با واحدهاي توليدي به تفاهم برسد تا آنها به اندازه مصرف ارزي خود صادرات داشته باشند تا از اين طريق قيمتها در داخل زياد افزايش نيابد.»
او گفتنيهاي بسياري دارد كه در اين نوشتار نميگنجد و فرصتي ديگر را ميطلبد.
صادقي در حال حاضر در بخش خصوصي مشغول انجام فعاليت در زمينه مهندسي طراحي طرحهاي ابداعي در صنعت فولاد است. تحقيقات او در سال 88 در زمينه ابداع يك روش جديد براي توليد گندله، نشان كارآفرين برتر كشور را براي او به ارمغان آورد.
براي اين متخصص دلسوز و تلاشگر آرزوي موفقيت داريم.
ارسال نظر