آیا ایران بشار اسد را معامله کرده است؟
کد خبر : ۸۱۳۹۳
ایران همچنان قاطعانه با تغییر نظام حاکم مخالف است و مخالفتش هم درست است، برای اینکه بشار اسد امروز حامیان فراوانی در سوریه دارد. بنابراین نه جمهوری اسلامی چنین پیشنهادی خواهد داد و نه مردم سوریه این موضوع را میپذیرند.
انتشار برخی تحلیلها مبنی بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از طرح دولت انتقالی ترکیه به رهبری فاروق الشرع در سوریه، باعث ایجاد این شبهه شده است که «تهران با ترکیه وارد معامله شده است و همچون گذشته از دولت بشار اسد حمایت نمیکند.» از دیگر سو، خبرهایی نیز منتشر شده است که نشان میدهد غرب و به ویژه ترکیه، به دلیل برخی اشتباهات محاسباتی، از دخالت در تحولات سوریه به نوعی پشیمان شدهاند و...
برای یافتن صحت و سقم چنین تحلیلهایی، به سراغ دکتر منوچهر محمدی، معاون وزیر خارجهی دولت نهم رفتیم که حاصل این گفتوگو از نظرتان میگذرد.
همان طور که مطلع هستید، تا امروز طرحهای مختلفی برای حلوفصل مسئلهی سوریه ارائه شده است. در حالی که پیش از این جمهوری اسلامی بر حفظ قدرت بشار اسد تأکید داشت، به تازگی شنیده میشود که ایران بحث دولت انتقالی را پذیرفته است. تحلیل شما از این مسئله چیست؟
دولت انتقالی به معنای کنارهگیری آقای بشار اسد نیست. ایشان همچنان به عنوان رئیسجمهور باقی خواهند ماند. آقای نوری مالکی نیز همین موضوع را مطرح کردند که با حضور آقای بشار اسد به عنوان رئیسجمهور، فردی مورد قبول طرفین، به عنوان نخستوزیر انتخاب شود. در واقع باید انتخاباتی برگزار گردد و همه به نتیجهی آن تمکین کنند.
به نظر میرسد این موضوع مشابه چیزی است که تا امروز اتفاق افتاده است؛ بشار اسد نخستوزیر را برکنار میکند و همان ماجراهای قبلی تکرار میشوند.
تفاوت اینجاست که شاید این بار، گروههای مخالفی که دست به اسلحه بردهاند نیز اسلحه را زمین بگذارند و در این انتخابات شرکت کنند. کسی که انتخاب میشود حتی ممکن است مخالف بشار اسد هم باشد. البته در مجموع من چندان به این طرحها امید ندارم و معتقدم مشکل اصلی از آنجا نشئت میگیرد که دشمنان خارجی از جمله آمریکا، عربستان و کشورهای اروپایی، سرمایهگذاری کرده بودند تا بشار اسد از قدرت کنار برود. آنها سرنگونی بشار اسد را برای خودشان پیروزی تعریف کردهاند و حتی اخیراً رضایت داده بودند که فاروق الشرع سر کار بیاید، فقط به این دلیل که سقوط اسد را به منزلهی پیروزی خودشان میدانند.
در واقع غربیها هم میخواهند به نوعی خودشان را از این باتلاقی که درست کردهاند خلاص کنند. آنها از ابتدا دچار اشتباهات مهمی شدند و بر موضوع نادرستی دست گذاشتند و محاسبات غلطی کردند.
اشتباه اول غرب این بود که تصور میکردند چون در دولت بشار مشکلاتی وجود دارد، میتوانند زمینهای فراهم کنند تا مردم به مخالفین بپیوندند.
اشتباه دوم آنها این بود که فکر میکردند میتوانند همهی مخالفین را علیه بشار متحد کنند که این هم تحقق پیدا نکرد.
اشتباه سوم این بود که میخواستند با دادن امتیاز به چین و روسیه، این دو کشور را وادار به سکوت کنند، اما چنین چیزی اتفاق نیفتاد.
اشتباه چهارم آنها هم این بود که فکر میکردند چون دولت بشار اسد یک دولت علوی است، اهل سنت و مسیحیان در مقابل او خواهند ایستاد، اما کاملاً اشتباه میکردند و نه تنها چنین چیزی اتفاق نیفتاد، بلکه آنها به سمت وحدت حرکت کردند.
اشتباه پنجم غربیها این بود که فکر میکردند همان تنفری که در مصر و تونس نسبت به مبارک و بنعلی هست، در سوریه هم وجود دارد، در حالی که این طور نبود.
هرچند دولت سوریه تا حدودی استبدادی بود، اما به رفاه مردم توجه داشت. برای مثال، در دولت اسد آموزش و بهداشت کاملاً مجانی است. ملتی که از این شرایط برخوردار هستند، هیچ وقت دولت را به خطر نمیاندازند، چون معلوم نیست دولت بعدی این سیستم رفاهی را در اختیار آنها قرار دهد.
بنابراین دشمنان سوریه امروز فهمیدهاند که سقوط بشار اسد غیرممکن است، اما به نوعی در باتلاق گیر کردهاند، چون اگر بپذیرند دولت بشار اسد باقی بماند، آبرویشان میرود.
در مورد ترکیه هم باید بگویم آنها نیز اشتباه محاسباتی کردند و در واقع، فریب آمریکا را خوردند. ترکیه تصور میکرد وقتی آمریکا به این ماجرا ورود پیدا کند، سقوط بشار اسد قطعی است. آنها با این تصور میخواستند در کنار برندهی این ماجرا باشند، در حالی که محاسباتشان اشتباه بود و امروز آنها نیز گرفتار شدهاند.
ترکیه به این موضوع توجه نکرده بود که حدود 30 درصد از جمعیت ترکیه را علویان تشکیل میدهند. از سویی دیگر، کردها نیز جمعیت فوقالعاده بالایی در این کشور دارند و با این اقدامات دولت ترکیه، حزب عدالت و توسعه حمایتهای مردمی خود را از دست خواهد داد. بنابراین، امروز دولت ترکیه در پی این نیست که چگونه در این ماجرا پیروز شود، بلکه فقط میخواهد به نوعی خودش را از این منجلاب رها کند.
با این توضیحات، وضعیت توزیع قدرت در منطقه چطور خواهد شد؟ به نظر شما، آیا محور مقاومت و محور ارتجاع به همین شکل موجود باقی میمانند یا وضعیت تغییر خواهد کرد؟
با جریان بیداری اسلامی یقیناً محور ارتجاع شکست سختی خورده است و علت اینکه این محور روی مسئلهی سوریه متمرکز شد، این بود که بتواند حداقل یک امتیاز مثبت بگیرد که چنین چیزی هم محقق نشد. بنابراین با توجه به وضعیت موجود، محور مقاومت مستحکمتر و محور ارتجاع سستتر و ضعیفتر میشود. به این ترتیب، مسلمانان و اسلامگراها خاورمیانهی جدید را در اختیار خواهند داشت.
آقای اردوغان در حاشیهی اجلاس اکو در مورد ریاست دولت انتقالی به وسیلهی فاروق الشرع صحبت میکرد. در واقع آنها به دنبال دولت انتقالی بدون بشار اسد هستند و در تحلیلها گفته میشود به نوعی ایران بشار اسد را معامله کرده است.
من تصور نمیکنم این مطلب درست باشد، ولی معتقد هستم که جمهوری اسلامی همچنان قاطعانه با تغییر نظام حاکم مخالف است و مخالفتش هم درست است، برای اینکه بشار اسد امروز حامیان فراوانی در سوریه دارد و به عبارتی، برای مردم ثابت شده است که او قدرت ایستادگی و مقاومت در مقابل مخالفین و دشمنان را دارد. لذا من یقین دارم که حتی اگر بشار هم مایل به کنارهگیری باشد، خود مردم چنین اجازهای به او نمیدهند.
مردم نزدیک به 20 ماه تحت رهبریهای اصولی بشار اسد مقاومت کردهاند. بنابراین نه جمهوری اسلامی چنین پیشنهادی خواهد داد و نه مردم سوریه این موضوع را میپذیرند. ضمن اینکه بشار در جنگ 33 روزهی حزبالله نقشی مؤثر داشت؛ همان طور که حافظ اسد در جنگ تحمیلی از ایران حمایت نمود و صادرات نفت عراق را با مشکل مواجه کرد. به اعتقاد من، اساساً ما در مسائلی که به اصول مربوط باشد، اهل معامله نیستیم.
منبع: خبرگزاری فارس
ارسال نظر