آمریکن اینترپرایز خواستار افزایش نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه شد
به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی « آمریکن اینترپرایز اینستیتوت » در مطلبی به قلم «دنیل پلتکا»، در تحلیل تاثیر سیاستهای آمریکا بر مسئله فلسطین مینویسد: اعلام شد که اسراییل و حماس با میانجیگری مصر آتش بس اعلام کردهاند. فرایند صلح به زودی از سر گرفته خواهد شد. لطفا به این بخش از سخنان من به دقت توجه کنید.
هیلاری کلینتون سفر خود به شرق آسیا را نیمه کاره رها کرد و به خاورمیانه آمد تا به مسئله افزایش خشونتها در غزه بپردازد. اما اگر آتش بس حاصلی به همراه نداشته باشد دیر یا زود اسراییل دست به حمله زمینی خواهد زد. کلینتون حداکثر تلاش خود را به کار خواهد بست تا این اتفاق رخ ندهد و بدین منظور و برای انجام گفتگو به مصر و اسراییل رفت (او به غزه نمیرود).
حماس در این جنگ به دنبال چیست. همچنین پر واضح است که دولت اخوانی مصر نیز باید بسیار مراقب باشد چرا که از یک سو اساس اخوان المسلمین بر نفرت از اسراییل قرار دارد و از سوی دیگر مصر باید به خواستههای حامیان بینالمللی خود نیز توجه داشته باشد. بدون این حمایتها اقتصاد مصر فروخواهد پاشید و وجهه سیاسی اخوانالمسلمین نیز از دست خواهد رفت.
از سوی دیگر ترکیه دست به بازی خطرناکی زده است. البته ترکیه بعید است که خود را در این بازی کاملا درگیر کند (وزیر امور خارجه تند روی ترکیه احمد داوود اوغلو، به غزه میآید تا نفت بر آتش بریزد) اما نخست وزیر رجب طیب اردوغان، هر روز درخواستهایش از آمریکا و اسراییل را رادیکالتر میکند که خود نشان از آینده خوبی نیست.
در مجموع میتوان گفت که اهداف حماس، قصد فتح در اعلام کشور فلسطین از طریق سازمان ملل، تغییراتی که در مصر رخ داده است و افزایش افراطیگری در ترکیه در کنار جنگ جاری در سوریه همه و همه سب خواهد شد تا اوباما نتواند طبق برنامههایش مسئله خاورمیانه را حل کند و توجه خود را متوجه آسیا کند.
در واقع اوباما دارد میآموزد که شاید بتوان اقتصاد را به صورت دستوری به پیش برد اما نمیتوان به جهان دستور داد. یا به بیانی کمی تندتر باید به آقای اوباما گفت که درست است که شما میخواهید توجهتان را به سوی آسیا برگردانید اما این امر بدان معنی نیست که دنیا نیز الزاما با شما همکاری خواهد نمود.
رخدادهای اخیر جهان عرب برای آمریکا عوارضی بلند مدت به همراه خواهد داشت. نخست آنکه اگر ما میخواهیم دوستان خود را در خاورمیانه حفظ کنیم باید بر میزان حضور نظامی خود بیفزاییم. با کاهش نیروهای نظامی این امر به سختی امکانپذیر خواهد بود. همچنین دولت اقای اوباما باید باید توجه بیشتری به مسایل دیپلماتیک و سیاسی داشته باشد. یعنی همان کاری که آمریکا در بنغازی، سوریه، عراق و ایران انجام نداده است.
حال این توجه بیشتر به چه معنی است؟ این بدان معنی است که سیاست آمریکا نباید تنها یک دیپلماسی سست و لرزان باشد. آمریکا باید برای مرسیها و اردوغانها و یارانشان روشن کند که برای داشتن رابطهای خوب با آمریکا آنها باید به توافقات منطقهای، حقوق اقلیتها (از جمله زنان و مسیحیان) احترام بگذارند و در منطقه نقشی سازنده و نه مخرب در پیش بگیرند.
برای جلب حمایت آمریکا این کشورها باید با آمریکا همکاری کنند و این امر به معنی آن است که نباید از تروریزم و درگیریهای منطقهای حمایت کنند، به همسایگان خود حمله کنند و یا سبب تسهیل چنین حملاتی شوند. این گونه اقدامات با همکاری با آمریکا جور در نمیآید. این حداقل کاری است که آنها باید بکنند.
اما گمان نمیکنم دولت اوباما چنین کاری کند. دولت آمریکا با ملاحظهکاریش باعث شده است تا چپگرایان دیوانه و اسلامگرایان راستگرا برای از سرگیری مذاکرات صلح اسراییل و فلسطینیان درخواست حضور حماس در گفتگوها را بکنند. به گمان من اوباما نیز راه روسای جمهور پیشین را خواهد رفت یعنی چشم خود را بر روی مشکلات راستین منطقه خواهد بست و رو به نوشداروی دروغین دولت خواهد آورد.