وقتي حافظهها هم کاسب کار ميشوند
کد خبر : ۸۲۲۰۹
محمدعلي وکيلي
مدتهاست که مواضع متناقض سياسيون کسي را متعجب نميکند و باعث پرسش نميگردد. شرايط به گونه اي شد که تناقض گويي و رفت و برگشتهاي اهالي سياست به عادت تبديل شده است.با اين استدلال که در کشور اختلافي وجود ندارد تا نياز به طرحهاي وحدت بخش باشد، چنان آتش بپا ميکنند که نه فقط طرحهاي وحدت قادر به خاموش کردن آن نيست، که حتي دامن طراحان و مدعيان ضرورت وحدت در اين آتش گرفتار ميشوند.
اظهارات جناب حاج آقا جلالي رئيس دفتر حضرت آيت ا... مصباح يزدي در مشهد مقدس مصداق بارز مواضع متناقضي است که البته به دليل تکرار، مايه شگفتي نيست ايشان در اين سخنراني با انتقاد شديد از طرح وحدت ملي خواهان احياي گفتمان سال 84 گرديد.
مطالعه متن اين سخنان آيينه تمام نمايي از تناقضات عرصه کنوني سياست است. وي ضمن حمله به طراحان دولت وحدت ملي مدعي ميشود که هيچ اختلافي در کشور وجود ندارد تا نياز به طرح وحدت ملي باشد و براي اثبات اينکه هيچ اختلافي وجود ندارد مجبور ميشود همزمان هاشمي رفسنجاني، علي لاريجاني و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را با حملات تند خود و ذکر اوصاف عجيب مورد نوازش قرار دهد.
گويا آقاي جلالي هيچ ارزشي براي هوش و فهم مخاطبان خود قايل نيست و بعيد است شخصيتي چون ايشان متوجه نباشد که ممکن است مخاطبانش متوجه تناقض در استدلال هايش باشند. نفس سخنراني ايشان براي نمايش دامنه اختلافات در کشور کافي است. او براي مطرود شمردن طرحهاي وحدت مجبور ميشود انگيزه و اهداف طراحان را به نمايش بگذارد و براي اين منظور کدهايي ارائه ميدهد که همه حکايتگر اوج اختلاف در جامعه ميباشد و مهمتر اينکه صدر تا ذيل سخنان ايشان سراسر اختلاف افکني است.
حال يا در نگاه ايشان آقاي هاشمي و لاريجاني و نمايندگان مجلس جزو جامعه اسلامي ايران بحساب نميآيند و بنابراين تخصصاً از حريم جامعه اسلامي خارج هستند، پس مشمول وحدت نيستند. که اين خود اول مدعاست و با اين فرض عمق اختلافات مبنايي پيداست و يا آنان را عددي بحساب نميآورد که اين هم ممکن است براي شخص ايشان مجوز باشد ولي با واقعيت فرسنگها فاصله دارد و يا تعريف وحدت و محدوده وحدت در نگاه آقايان با آنچه تا حالا به صورت معمول فهميده ميشد تفاوت بنيادي دارد.
متأسفانه به دليل اينکه برخي وحدت را به همراهي با نظرات خود مصادره ميکنند به هيچ وجه حاضر به قبول طرحهاي که پذيرش سلايق مختلف را لازم دارد نيستند و ظاهراً ترس از لوازم وحدت موجب انکار ضرورتش ميشود و اينگونه طرحها را انحراف از مسير قلمداد ميکنند.
نگارنده معتقد است که اينگونه خود را به تجاهل زدن، امکان سواري گرفتن از حافظه فراموش کار مردم را فراهم نميکند. لازم نيست براي حمله به هاشمي طرح وحدت را بهانه کرد. دلايل ديگري براي صحراي کربلا وجود دارد.آقاي جلالي در بخش ديگري از سخنانش تلاش کرد دو نوع احمدي نژاد تصوير و يکي را مطلوب و ديگري را نا مطلوب قلمداد کند.
به هر حال بخش مهمي از جامعه احمدي نژاد کنوني را همان احمدي نژاد 84 ميدانند. تلاش امثال آقاي جلالي براي تبرئه احمدي نژاد 84 و تبرئه خود نسبت به احمدي نژاد 91 مغالطه اي نا چسب ميباشد. تفسير دلخواه مسايل نه فقط واقعيتها را تغيير نميدهد که نوعي توهين به افکار عمومي هم تلقي ميشود صاحب اين قلم ابا دارد از اينکه امثال آقاي جلالي که خود از فرهيختگان است را متهم به تفسيرهاي کاسب کارانه نمايد ولي مجبوراً بايد گفت اين شيوه رفتار از حافظههاي کاسب کار تراوش ميکند.
احمدي نژاد، احمدي نژاد است اگر امروزش را نميپسنديم لازم نيست دو شخصيت تصوير نمائيم، اگر امروزش مورد تأييد نيست، شجاعت داشته باشيم و بر اشتباه ديروز خودمان اذعان نمائيم. جوانمردانه نيست که براي فرار از مسئوليت افکار عمومي را به اشتباه بيندازيم و خود را پشت حافظه فراموش کار مردم پنهان سازيم. احمدي نژاد امروز محصول استدلالهاي ديروز امثال آقاي جلالي ميباشد به انکارش گرفتن در حقيقت به انکار گرفتن خويشتن است.
خلاصه درست است که ساحت سياست مملو از تناقض گويي و مغالطه سرايي است ولي انتظار از امثال آقاي جلالي که مسئول اداره مرکزي است که سالها به آموزش شناخت صناعات استدلال براي پرهيز از تناقض و مغالطه مشغول ميباشد اين است که اينگونه خود به شکل واضح و ابتدايي در دام تناقض و مغالطه گرفتار نشود. تسلط بر علم منطق تنها براي بهره مندي از صنعت مغالطه و تناقض نيست با اين علم ميتوان جامعه را از افتادن به ورطه تناقض گويي و مفالطه گريي نجات داد.
ارسال نظر