آقای احمدینژاد! از که انتقام میگیرید؟
کد خبر : ۸۲۶۳۸
«اينجانب جنابعالي را انساني موحد، مؤمن، پاك، صبور و داراي قلب و انديشه اي زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهاي الهي و آحاد مردم جهان و عميقاً عارف و متعهد به آرمان مهدوي، حاكميت جهاني توحيد، عدالت، عشق و آزادي و مديريت مشترك ملت ها و فردي شايسته، مدير، مدبر و امين و از جهات گوناگون توانمند مي شناسم و آشنايي و همكاري با شما را براي خود هديه اي الهي و افتخاري بزرگ مي شمارم.»
این کلمات، توصیفات محیرالعقولی است که رئیس دولت دهم در متن نامه انتصاب مشایی به ریاست دبيرخانه جنبش عدم تعهد به کار برده است.
بدون تردید چنین توصیفاتی از جانب یک مقام عالیرتبه کشور در وصف یکی از زیردستانش در تاریخ جمهوری اسلامی، بیسابقه است. اما علت این همه مدیحهسرایی شخص دوم نظام از مشاورش چیست؟ با توجه به وقایع رخداده از ۲۶ تیرماه سال ۱۳۸۸ تاکنون، ادبیات متن نامه احمدینژاد خطاب به مشایی، رنگ و معنای دیگری مییابد.
پس از انتخابات سال ۸۸ و رای وصفناپذیر ملت به آقای احمدینژاد، به ناگاه مشایی که در بحبوحه انتخابات کاملا از عرصه سیاست کناره گرفته بود تا مبادا به جامعه رای احمدینژاد لطمه وارد آید، به عنوان معاون رئیسجمهور منصوب شد. انتصاب مشایی با توجه به مواضع، عملکرد و سخنان منحرفانه و مشکوک او در دوره دولت نهم، موجب حیرت و اعتراض شدید متدینین و اصولگرایان به این انتصاب شد. فردای آن روز یعنی ۲۷ تیرماه سال ۱۳۸۸، مقام معظم رهبری در نامهای به رئيسجمهور دستور عزل مشایی را صادر كردند. اما احمدینژاد چند روز در برابر اجرای این حکم مقاومت کرد و در نهایت با اکراه این حکم اجرایی شد.
حکم بیسابقه رهبر انقلاب خطاب به احمدینژاد مبنی بر این بود که «انتصاب جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است. لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد.»
پس از اجرای این حکم، احمدینژاد در اقدامات قابل تامل، مشایی را به ریاست دفتر خویش و دهها پست و منصب دیگر منصوب کرد تا به نوعی دلخوری و بیتوجهی خویش به حکم رهبری را نشان دهد.
اکنون در حالی که به آخر دولت دهم نزدیک میشویم و تلاشهای احمدینژاد برای نامزدی مشایی برای ریاست جمهوری دور یازدهم شدت گرفته است، او در حکمی بیسابقه و پر از مدح و ثنا، مشایی را به منصب دیگری گمارده است. مقایسه متن حکم احمدینژاد برای مشایی در تیرماه سال ۱۳۸۸ با حکم دیروز نشان از توسعه عجیب توصیفات رئیس دولت در نثار مشایی است.
در حکم معاون اولی، احمدینژاد مشایی را «انساني خودساخته و مؤمن ، دلباخته حضرت صاحب الزمان (عج) و با تعهدي آگاهانه و عميق به خط نوراني ولايت و مباني جمهوري اسلامي و خدمتگزاري توانمند و صديق به ملت الهي و عزيز ايران» خوانده بود. اما در حکم روز گذشته این توصیفات چندین برابر شده و کلمات اغراقآمیز عجیبی نیز در وصف مشایی ذکر شده است و البته عبارت «ولایت» نیز حذف شده است. این در حالی است که طبیعتا آقای احمدینژاد بر خلاف زمان صدور حکم معاون اول، اکنون از مخالفت رهبر انقلاب با حکم معاون اولی مشایی، آگاه است. با توجه به این حقیقت، تشدید ابراز علاقه رئیس دولت به مشایی آن هم در حکم رسمی چه پیامی دارد؟ در کنار این موضوع، انتصاب فرد حاشیهداری چون ملکزاده به معاونت رئیسجمهور آن هم چند روز پس از متوقف شدن طرح سوال مجلس از احمدینژاد نیز نشان از یک برنامه انحرافی است.
در حالی که رهبر معظم انقلاب با تدبیر عالیه خویش، طرح سوال مجلس از رئیسجمهور و استیضاح احتمالی متعاقب آن را متوقف کردند و متاسفانه آقای رئیسجمهور بر خلاف انتظار افکار عمومی، در جهت نگارش نامه تشکر از مقام معظم رهبری اقدام نکرد و اینک شاهد اقدام قابل تأمل دیگری از سوی وی آن هم با مدیحهسرایی در نثار مشایی هستیم، کسی که با حکم رهبری برکنار شده است.
آقای رئیسجمهور به جای ابراز تشکر از اقدام رهبر معظم انقلاب در پیشگیری از سوال و احیانا استیضاح مجلس، با تشدید مدیحهسراییهای خود از مشایی، نشان داد که همچنان حکم حکومتی رهبری مبنی بر عزل مشایی را قبول ندارد و به ملت، دهانکجی کرد.
ارسال نظر