ورود بحران سوريه به مرحله اي جديد
کد خبر : ۸۳۵۳۳
محمد علي سبحاني
يکي از مهم ترين مسائلي که از ابتداي آغاز بحران سوريه مطرح بود، منطقه اي شدن و فراگير شدن اين بحران بود. سوريه در منطقه حساس و ژئواستراتژيکي واقع شده است و سر ريزشدن ناآراميهاي آن به کشورهاي همسايه ميتواند منطقه را به طور کلي در بحران فرو برد. در روزهاي گذشته مجددا درگيريهايي بين مخالفان و هواداران دولت سوريه در لبنان رخ داد. از سه شنبه گذشته در جريان درگيري بين ساکنان شيعه جبل محسن و سنيها منطقه باب تبانه 19 نفر کشته شده اند. چنين درگيريهايي نگراني از بازگشت جنگهاي داخلي لبنان را ايجاد ميکند.
تسري دادن بحران به لبنان يکي از اهرمهايي است که در اختيار دولت سوريه بوده است. در روزهاي گذشته شاهد هشدارهاي غرب به اسد در مورد استفاده از سلاحهاي شيميايي بوديم و همزمان موشکهاي ناتو در مرز ترکيه مستقر شدند. بدون شک استقرار موشکهاي ناتو در مرز ترکيه، به دليل نگراني از اقدام سوريه عليه ترکيه و منطقه اي کردن بحران داخلي خود است. نبايد فراموش کنيم که سوريه از کشورهايي است که در مسابقه تسليحاتي منطقه اي هميشه حرفي براي گفتن داشته و امکانات موشکي گسترده اي در اختيار دارد. اين وضعيت از اين رو موجب نگراني ترکيه ميشود که در صورت تشديد بحران در داخل سوريه و قرارگرفتن بشار اسد در آستانه سقوط، آخرين تيرترکش خود را به سمت ترکيه شليک کند؛ خصوصا اين که ترکيه مرکز اصلي تجمع و سازماندهي مخالفان اسد در منطقه است. اين اتفاق شايد بر اساس اين ارزيابي باشد که بحران سوريه به مراحل پاياني خود نزديک ميشود و بر اين اساس چنين نگراني در مورد اقدامات غير عقلاني دولت بشار اسد در پايان کار خود ايجاد ميشود.
با اين وجود نبايد تصور کرد که بشار اسد به راحتي دستها را بالا ميبرد. اگر نگاهي کلي تر به صحنه تحولات سوريه بيندازيم اينطور به نظر ميرسد که آينده سوريه کماکان نامعلوم است. درست است که مخالفين بشار اسد اهرمهايي براي تحت فشار قرار دادن حکومت سوريه در اختيار دارند، بشار اسد و نيروهاي حامي او هم برگههايي در اختيار دارند که تاکنون از آن برگهها استفاده نکرده اند؛ خصوصا با توجه به شرايط خاص سوريه و سابقه طولاني رژيم بعث در اين کشور. با اين حال آنچه مشخص است اين است که هم نبردهاي روي زمين و هم تحولات سياسي منطقه اي و بينالمللي نشان ميدهند که بحران سوريه در حال ورود به فاز نهايي خود است. نشست مخالفين بشار اسد در دوحه به شکل گيري ائتلاف جديدي به نام «ائتلاف ملي براي نيروهاي مخالف و انقلاب سوريه» و انتخاب مُعاذ الخطيب به عنوان رهبر اين ائتلاف منجر شد. مُعاذ الخطيب، امام جماعت مسجد امويان در دمشق بود که کمتر از سه ماه قبل، از سوريه خارج شده بود و طبيعتا هم داراي ارتباطات گسترده و قوي تري در داخل سوريه بوده و هم مشروعيت بيشتري بين گروههاي داخلي سوريه داشته است. از سوي ديگر تعداد زيادي از گروههاي فعال داخل سوريه در اين ائتلاف داراي نماينده هستند. بنابراين ائتلاف جديد در عرصه داخلي و نبردهاي روي زمين منجر به موفقيتهاي جديد براي معارضين بشار اسد شد. تشکيل اين جبهه در عرصه بينالمللي هم تحولاتي را به دنبال داشت و سبب شد برخي کشورها اين ائتلاف را به عنوان نماينده قانوني مردم سوريه به رسميت بشناسند و به اين ترتيب امکانات بيشتري را در اختيار آن قرار دهند.
پس از اجلاس دوحه، دو هفته پيش، ژاپن ميزبان نمايندگان 60 کشور جهان براي مذاکره پيرامون اعمال مجازاتهاي اقتصادي عليه حکومت سوريه بود. در ترکيه هم گروههاي نظامي مخالف حکومت سوريه آرايش جديدي به نيروهاي خود دادند و در واقع کاري را که معارضين سوري در دوحه در شکل سياسي انجام داده بودند، در ترکيه در سطح عملياتي و سازماندهي نيروها انجام دادند. قرار است روز چهارشنبه نيز نشست گروه موسوم به «دوستان سوريه» در مراکش تشکيل شود تا ابزارهاي تضمين کننده مرحله انتقالي مورد بررسي قرار ميگيرند. اين حجم نشستها و ابتکارات بينالمللي نشان ميدهد که برنامههايي در سطح بينالمللي براي پايان دادن به وضعيت کنوني در سوريه وجود دارد. هرچند نميتوان به طور دقيق گفت که اين برنامه چيست ولي ميتوان حدس زد که که حاميان مخالفان بشار اسد قصد دارند پول و اسلحه بيشتري را در اختيار مخالفان بشار اسد قرار دهند تا آنها بتوانند در نبردهاي زميني پيروزيهاي بيشتري به دست بياورند. به عنوان مثال چنانچه در روزهاي گذشته هم درگيريها در فرودگاه دمشق تمرکز يافته است، تصرف اين فرودگاه ميتواند ضربه اي جدي به حکومت بشار اسد محسوب شود.
به هر حال از مجموعه تحولات ماههاي گذشته ميتوان اين گونه استنباط کرد که نيروهاي معارض وضعيت بهتري هم در نبردهاي زميني و هم در عرصه بينالمللي کسب کرده اند. اين مسئله منجر به اين شده که امکان سازش و مصالحه سياسي ميان دولت سوريه و مخالفينش از ميان برود. به عبارت ديگر با کشته شدن بيش از چهل هزار نفر و حجم درگيريهاي موجود، اميدها براي يافتن راه حلي سياسي از بين رفته است.
سخنان چند روز قبل نبيل العربي، دبيرکل اتحاديه عرب نيز در اين راستا ارزيابي ميشود که او با اشاره به اين که بحران سوريه به مرحله پاياني نزديک ميشود، کار اسد را رو به پايان دانست و اعلام کرد که مخالفين بشار اسد به نقطه اي رسيده اند که ميتوان به آنها اعتماد کرد و اين مخالفين ميتوانند مسئوليت اداره امور را در سوريه به عهده بگيرند.
هرچند هنوز تغييري جدي در موضع روسيه در قبال بحران سوريه ديده نميشود ولي نشست سه جانبه وزيران خارجه روسيه و آمريکا و اخضر ابراهيمي، نماينده سازمان ملل و اتحاديه عرب در بحران سوريه اين احتمال را تشديد ميکند که روسيه هم به مکانيزيمي براي تغيير وضعيت در سوريه تن بدهد؛ خصوصا اين که روز به روز مخالفين تقويت ميشوند و وضعيت بقاي اسد در آينده سوريه دشوار تر ميشود.
بر اين اساس ميتوان گفت که شرايط سوريه روز به روز پيچيده تر ميشود. استقرار موشکهاي ناتو در مرز ترکيه و سوريه گمانه زمانيها براي آمادگي غرب براي حمله به سوريه را تشديد کرده است ولي مخالفان داخلي بشار اسد همچنان با دخالت خارجي مخالفند و معتقدند چنانچه غرب اسلحه کافي و موثر، خصوصا سلاحهاي پيشرفته ضد هوايي در اختيار آنها قرار دهد، آنها ميتوانند پيشرفتهاي سريع تري در عمليات زميني کسب کنند. در صورتي که مخالفان بتوانند اعتماد غرب را جلب کنند و به خصوص نگرانيهاي ايجاد شده در مورد نفوذ القاعده در ميان مخالفين را از بين ببرند اين مسئله ميتواند تحقق يابد. بنابراين برخلاف تصوري که ايران و روسيه دارند که مسئله سوريه ميتواند به شيوه سياسي و با طرح مصالحه ميان دولت و مخالفين به پايان برسد، آنچه که بيش از پيش تعيين کننده سرانجام و آينده سوريه شده است راه حلهاي نظامي است. هرچند به دليل بن بست حقوقي ايجاد شده در شوراي امنيت تکرار سناريوي ليبي در سوريه چندان محتمل نيست ولي با توجه به تجهيز نيروهاي مخالف، نظامي شدن بحران روز به روز بيشتر مشاهده ميشود.
چنين مسئله اي البته ميتواند خطرات جدي براي منطقه هم به دنبال داشته باشد. چنانچه اشاره شد، سوريه در مقابل ميتواند به اقداماتي دست بزند و از جمله آنها کشاندن درگيريها به لبنان است که در روزهاي گذشته نمونههايي از آن ديده شد. البته ايران و حزب الله ميدانند که اين کار چه آثار سوء دراز مدتي ميتواند داشته باشد. لذا اگر چه ايران در ابتدا بي پروا از بشار اسد حمايت کرد ولي به مرور به اين نکته توجه کرده است که نبايد اين مسئله به چالشي طولاني مدت ميان شيعيان و اهل سنت دامن زند که در اين صورت به ضرر حزب الله در لبنان تمام خواهد شد.
برگزاري نشست موافقين و مخالفين بشار اسد در تهران نمونه اي از اين رويکرد ميتواند تلقي شود. هرچند به طور ملموس و عيني ديده نميشود که اين اجلاس موفقيتي به دست آورده باشد ولي در مجموع به نظر ميرسد که با توجه به تداوم بحران در سوريه، روز به روز ايران بيشتر خود را آماده ميکند که در سياست خود در مورد سوريه تجديد نظر کند و با مخالفين حکومت سوريه وارد گفت وگو شود.
نبايد اين نکته را فراموش کرد که ايران، کشوري قدرت قدرتمند در منطقه و جهان اسلام است و هيچ کشور اسلامي نميتواند آن را ناديده بگيرد. از سوي ديگر حزب الله نيز نيروي تثبيت شده اي در ميان نيروهاي مقاومت است. لذا سوريه که در هر صورت تضادهاي خود را اسرائيل حفظ خواهد کرد، نيازمند تعامل با اين دو نيروي مهم محور مقاومت است. يعني ايران بايد خود را آماده شرايط جديد در سوريه کند و به اين مسئله توجه کند که سقوط بشار اسد نه پايان جهان است و نه سقوط محور مقاومت. هر دولتي که در سوريه بر سر کار بيايد با توجه به شرايط سوريه و وضعيت مردم اين کشور نيازمند به همکاري با کشوري قدرتمند به نام ايران و نيرويي تثبيت شده در محور مقاومت به نام حزب الله است. مجددا بايد تاکيد کرد که سياست اوليه ايران مبني بر حمايت صريح و تمام عيار از دولت بشار اسد و تروريست خواندن مخالفين او اشتباه بوده و ضربه اي به سياست خارجي انقلابي ما در منطقه محسوب شده است. اين اتفاق موجب شد که نه فقط مردم سوريه بلکه ملتهاي عرب و مسلمان سياست خارجي ايران را در حمايت از جنبشهاي آزادي بخش منطقه به شکل جدي زير سوال ببرند.
به نظر ميرسد که ايران ميبايست تغيير رويکرد بازوي ديگر جريان مقاومت يعني حماس را در موضع گيريهاي خود در قبال سوريه درنظر ميگرفت. به عبارت ديگر شايد راه درست اين بود که ايران پس از اين که ميديد بشار اسد به توصيههاي ايران مبني بر دست زدن به تغييرات اصلاحي گوش نميدهد، اعلام ميکرد که درست است که دولت سوريه سالها از مقاومت حمايت کرده و کارنامه موفقي در مبارزه با اشغالگري و حمايت از مردم فلسطين داشته است ولي اين موجب نميشود که دولت سوريه حق داشته باشد دست به جنايت عليه مردم خود يا مخالفين داخلي خود بزند. ايران بايد اين موضع استراتژيک را حفظ ميکرد که نبايد حق مردم سوريه در تعيين سرنوشت خود ناديده گرفته شود و اين مردم سوريه، و نه هيچ قدرت خارجي هستند که آينده سوريه و حاکمان آن را تعيين ميکنند.
ارسال نظر