اما و اگرهاي اين ژانويه هسته اي
کد خبر : ۸۳۹۶۷
سيد علي محقق
تجربه همه سالهايي كه از منازعه هسته اي ميان تهران و غرب ميگذرد نشان داده است كه در مسير فرسايشي و پر فراز و نشيب اين پرونده، همواره روزهاي منتهي به آغاز سال جديد ميلادي تا آغازين روزهاي سال نوي شمسي ايام خوبي براي تمرين گفت وگو و تلاش براي توافق است. انگار كه ژانويه و باقي ماههاي زمستان هرچقدر كه كوتاه تر و سردتر باشند، اميد به مذاكره داغ و داغتر ميشود. درست مثل همين امسال كه در اوج به بن بست رسيدن گفت و گوهاي جداگانه فني و سياسي ميان ايران و آژانس و 1+5 و انتشار زمزمههايي درباره احتمال بروز جنگ و حمله نظامي اسرائيلي ها، به ناگهان با اولين نشانههاي كريسمس، ديپلماتها شناخته شده و ناشناخته غربي از حصول توافق براي ادامه گفت وگوهاي هسته اي در دو جبهه قديمي خبر دادند. نمايندگان آژانس همين چند روز پيش به تهران آمدند و پس از چانه زنيهاي مفصل در پشت درهاي بسته، خوشحال و خندان از تداوم مذاكرات در پايان ژانويه و اميد به توافق بر سر يك «مداليته» براي برطرف كردن اختلافات سخن گفتند.
همزمان در جبهه 1+5 هم خبر رسيد كه نمايندگان شش كشور عضو گروه بر سر ارائه يك بسته پيشنهادي جديد به ايران به توافق رسيده اند. حتي خبر رسيد كه هلگا اشميت، معاون كارترين اشتون، به نمايندگي از اعضاي 1+5 در گفت وگوي تلفني با باقري، معاون دبيرشوراي عالي امنيت ملي كشورمان، جزيياتي از اين بسته را مطرح نموده و دو طرف حتي بر سر زمان از سرگيري مذاكرات طي هفتههاي آينده، يعني باز هم در ميانه ژانويه ميلادي، توافق كردند.
«هرمان ناکارتس» معاون مدير کل آژانس بينالمللي انرژي اتمي در بازگشت به وين به خبرنگاران گفت: «ما موافقت کرديم که بار ديگر در 16 ژانويه 2013 با مقامهاي ايران ديدار کنيم، جايي که انتظار داريم مداليته را نهايي کرده و اندکي پس از آن، اجرايي کردن آن را آغاز کنيم.» همچنين «علياصغر سلطانيه» نماينده ايران در آژانس مذاکرات اتمي تهران را - بي هيچ توضيح اضافه اي درباره چند و چون گفت و گوها - «مثبت و سازنده» توصيف کرد.
تا اينجاي كار، شبيه همه سالهاي گذشته در آستانه سال نوي ميلادي و يخ بندان جغرافيايي، بار ديگر اميد به شكست يخهاي روابط سياسي ايران و غرب و بسته شدن يكبار براي هميشه پرونده هسته اي پر رنگ شده است. اما اين همه ماجرا نيست و تجربه نشان داده است كه رشته ي چانه زنيهاي اتمي، سر دراز دارد و در فاصله اولين جرقههاي اميدواري تا تحقق اين اميدها، هم در اين سو و هم در آن سو، چندين گردنه و مانع و اما و اگر وجود دارد كه هر كدام به تنهايي ميتواند هر خوشبيني براي توافق و گفت و گو را براي يك سال ديگر به كما ببرد. به خصوص كه پا به پاي آغاز دوباره گفت و گوها از دو سوي اين كارزار ديپلماتيك مخالف خوان هم اصلا بيكار ننشسته اند.
بخشي از اما و اگرهاي موجود بر سر را توفيق مذاكرات را ميتوان چنين فهرست كرد: اگر طرف غربي در ارائه مشوقهاي لازم، مثل همه سالهايي كه گذشت، خِسَت به خرج ندهد و با مشت بسته پا پيش نگذارد. اگر طرف آمريكايي به رغم اعلام آمادگي براي انجام مذاكرات مستقيم و دوجانبه با تهران براي بررسي و حل اختلافات، روز به روز دامنه تحريمهاي اقتصادي عليه مردم ايران را بيشتر نكند و اين محدوديتها را كه زندگي و حيات عادي ايرانيان را نشانه رفته است، هر چه زودتر براي اعتماد سازي، نشكند. اگر وين و مقر آژانس انرژي اتمي به عنوان محرم اسرار سياسي و فني كشورهاي عضو نشتي نداشته باشد و اطلاعات دريافتي بازرسان آژانس از بنگاههاي جاسوسي اسرائيلي و امريكايي و اروپايي سر در نياورد. اگر مداليته اي كه در جريان ساعتها و روزها و ماهها مذاكره فني و هسته اي توافق ميشود، با وتوهاي زير ميزي و كارشكني و مخالف خوانيهاي اين سو و آن سوي ميز، در ميانه كار بي نتيجه بايگاني نشود. اگر طرفين مذاكره، مذاكره را صرفا براي مذاكره نخواهند و«امتياز دادن در مقابل امتياز گرفتن» را به عنوان اصل اساسي يك مذاكره معطوف به نتيجه قبول داشته باشند. اگر مذاكره كنندگان اين سو و آن سوي ميز با اختيارات كامل وارد گود گفت و گو شده باشند و منفعل و باري به هر جهت نباشند. اين فقط بخشي از «اگرها»يي است كه از همين حالا بر سر راه سرنوشت مذاكرات فني و سياسي كمين كرده اند و ميتوانند در هر زمان، مسير گفت و گوها را عوض كنند.
در اين ميان طي روزهاي اخير و همزمان با آغاز نشست تهران برخي فعالان سياسي و مطبوعاتي كشور با انتقاد و هشدار تلويحي در خصوص مذاكرات پيش رو، از واژه «جام زهر» و تلاش جناحي برخي سياسيون براي نوشاندن اين جام در قالب مذاكرات هسته اي سخن گفته اند، كه ميتوان اين نگاه انتقادي به ميز مذاكره را نيز در ادامه همان اگرها و مانعها ارزيابي نمود.
واقعيت اين است كه اگر قرار است در عرصههاي ديپلماتيك، يكي از طرف ها، به ميز مذاكره نگاه صفر و صدي داشته باشد و «امتياز دادن در مقابل امتياز گرفتن» را به عنوان اصل اساسيِ چانه زني براي توافق نپذيرد، و از آن به «وادادگي» و «جام زهر» وتعابيري از اين دست ياد كند، همان بهتر كه اصلا سراغي از ميز نگيرد و براي تعامل اعلام آمادگي نكند. چرا كه نتيجه نهايي چنين نگاهي به مذاكره يا شكست است و يا بن بست. در مقابل كسي كه ميز مذاكره را برگزيده است بايد قواعد آن را هم قبول كند و واقع بينانه در كنار تلاش براي احصاء « ستانده ها» به « داده ها»يي كه قرار است در اين مسير از دست بدهد، هم تامل كند. به عبارت بهتر كارزار ديپلماتيك عرصه گفت وگو بر سر مسائل نسبي است و مطلق گرايي در اين وادي كمترين جايگاهي ندارد و بايد پذيرفت كه تعابيري مانند «يا همه يا هيچ» ادبيات ميدان جنگ است و ميز مذاكره اصلا شباهتي به ميدان جنگ ندارد.
ارسال نظر