هشدار نسبت به کاهش عیار طلا
کد خبر : ۸۵۰۰۴
دنیای اقتصاد- بحث ادامه دار کاهش عيار طلا که در این روزها علاوه بر رسانهها نوشتاری، از برخی برنامههای تلويزیونی نیز سر درآورده همچنان به عنوان یک چالش بزرگ در گستره صنعت طلا و جواهر کشور مطرح است. به گزارش هفتهنامه «تجارت فردا» کارشناسان و اعضای اتحادیهها از سراسر کشور نظر چندان موافقی با افت عيار با ارقام مثلا 14 نداشته و مسوولان نظارتی نیز از جمله رییس سازمان استاندارد هم آن را عملی ندانسته است. هفتهنامه تجارتفردا گفتوگویی را در این زمینه با علی فخر موحدی، مدیرعامل و نایبريیس هياتمدیره صندوق «توسعه صادرات طلا و جواهر ایران» انجام داده که در ادامه ميآید.
در سالهای اخیر شاهد طرح مباحث متعددی در ارتباط با طلا و جواهر در کشور هستیم. اهمیت این حوزه بر هیچ کس پوشیده نیست و حتی در مواردی تاثیرگذاری شگرفی بر اقتصاد کشور داشته است و منافع ملی را با چالشهای متعددی مواجه کرده است. امروزه نیز شاهد طرح ایجاد تنوع در عيار طلا در کشور هستیم . به نظر شما طرح موضوع ایجاد تنوع در عيار طلا چه تبعات و نتایجی را خواهد داشت؟
طی چند سال گذشته (و از زمانی که اولین بار به صورت تخصصی موضوع تنوع عيار را در مقالهای در نشریه طلا و جواهر مطرح کردیم) مباحثی جدی در رابطه با تغییرات و تنوع عيار مصنوعات تولید شده در جهان مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است و هر از چند گاهی شاهد اظهار نظرات موافقان و مخالفین در رابطه با موضوع تنوع عيار هستیم و عدهای مثل همیشه موضوع را تفسیر و ایده پردازی و مصادره به مطلوب کردند!!! اما با تاسف، بدون برنامهریزی و صرفا بدون توجه به اینکه موضوعی به این درجه از حساسیت، ابعاد گوناگونی دارد که از جمله میتوان: الف) جامعه ب)صنف پ) مسوولان ت) حوزه بینالملل را نام برد و تعجب اینجاست که چرا موافق و مخالف، موضوعی با این درجه از اهمیت را به صورت علمی و از منظر کارشناسی و دنيایی که در آن زندگی میکنیم مورد بررسی قرار نمیدهند؟!!
با توجه به اینکه در حال حاضر و با وجود عدم تنوع بالای عيار طلا در بازار شاهد تقلب در عيار و سکههای تقلبی هستیم. نظر شما به عنوان کارشناس این رشته چیست؟
البته، مخالفت با کاهش عيار طلا به دلیل تغییر رنگ يا وجود اقلیمهای مختلف جوی و فرهنگهای مختلف در ایران، مخالفت منطقی و دلیل درستی نیست! به نظرم موضوع از جای دیگری نشات میگیرد، بگذارید کمی فنی تر صحبت کنیم؛ اولا، برای جلوگیری از تغییر رنگ طلا، میتوان با استفاده از روشهای نوین آبکاری يا استفاده از آلياژهای با کیفیت بالا تا حدودی بهره جست و این مورد در سایر زمینهها نیز استفاده میشود. اصل موضوع، در خصوص مشکلاتی است که به دلیل عدم وجود يا عدم توانایی سیستمهای نظارتی به وقوع میپیوندد و آن هم بحث تقلب است! در حال حاضر ما دارای سیستم استاندارد توزیع طلا با عيار 18، 20، 22 و 24 هستیم و در همین راستا گروههایی به تولید در شبکه توزیع و بخشی هم در قسمت نظارت فعال هستند، تمام قسمتهای قبل از تولید و فروش، باید چنان فعالیت شفاف و قابلپیگیری داشته باشند که بخش آخر؛ یعنی نظارت اصلا مشکلی نداشته باشد، ولی این گونه نیست. کار بخش نظارت به صورت دقیق اجرا نمیشود یعنی ابزار و لوازم کافی و از جمله بودجه درست و مکفی ندارند که بخواهند مشکلهای قابلپیشبینی را قبل از به وجود آمدن کنترل کنند؛ بنابراین تمام مشکلهای احتمالی به سمت مصرفکننده نهایی ارجاع میشود.
شاید بیشتر مخالفتی که از طرف ارگانهای ذیربط در این رابطه عنوان شده به خاطر همین موضوع باشد واقعیت این است که هماکنون با وجود استاندارد عيار 18 توان نظارت و کنترل جدی و دقیق را نمیتوان اعمال کرد! چه رسد به آن که تعداد عيارهای استاندارد کشور چند عيار شود، آن وقت باید پیدا کرد پرتقال فروش را!
در حال حاضر چنین فضایی بین موافقان و مخالفان این طرح که هم میتواند تهدید باشد و هم فرصت، اتفاق افتاده است! میتوانید تهدیدها و فرصتها را تشریح کنید؟
تهدیدها و فرصتها را در حوزه داخلی و خارجی میتوان دسته بندی کرد. از جمله برجستهترین تهدیدهای حوزه داخلی، «تقلب و کم فروشیهای احتمالی» است. بخشی از این مشکل را قوای حاکمیتی میتواند حل کند و بخشی دیگر که مستقیما به مردم مرتبط است را اهالی شاغل در این صنعت، در واقع بخش اعظم مشکلات در قسمت عدم توانایی نظارت بر روی عيار به وجود ميآید، این بخش میتواند به عنوان یک تهدید برای این رشته نمود کند و متاسفانه باید گفت در صورت عدم نظارت کافی، تعداد زيادی سوءاستفادهکننده به این سمت گرایش پیدا میکنند و باقی مانده آبروی این صنعت را نیز خواهند برد! و با توجه به اینکه هیچ وابستگی به این رشته ندارند و از همه مهم تر اعتقادی هم به بازخواست درگاه الهی نداشته و صرفا به دنبال کسب سود و سوداگری از هر طریقی هستند، متاسفانه باید به این معضل اشاره کرد که در حال حاضر هم این گروهها فعالیت میکنند و شاید دل نگرانی مخالفین این طرح، عدم توانایی در کنترل و نظارت باشد. مسائل فنی نیز میتواند تهدید باشد، ولی به نظرم چندان مهم نیست که نتوان آن را به دست آورد يا راهکاری برای آن ایجاد کرد.
مشکل اصلی و تهدید اساسی، ورود کالاهای ساخته شده در ترکیه، ایتاليا، هند، تایلند، هنگ کنگ، چین، مالزی، سنگاپور و... و سرازیر شدن آنها به کشور با انگ و مارک تولیدکنندگان داخلی است، این نکته آن قدر مهم است که تمام افراد و گروههای موافق و مخالف را به فکر مياندازد. در واقع، داستان اصلا این مواردی که موافقان و مخالفان عنوان میکنند، نیست.
به نظرم در گام نخست، دولت بايد با وضع تعرفههای بالا جلوی واردات بدلیجات را بگیرد. (مثلا 1000 يا 2 يا 3 هزار درصد حتی بیشتر) چون مصرف بدلیجات در آینده نه تنها مشکلات بهداشتی برای سیستمهای ایمنی بدن را در پی خواهد داشت، بلکه صرف هزینه برای خرید بدلیجات؛ یعنی دور ریختن پول در روشنایی روز! و آتش زدن سرمایهای که در این روزگار به سختی جمع میشود!
در گام دوم، بايد فرهنگسازی و اطلاعرسانی دقیق از روشهای تولید با عيار پایینتر از 18 به صورت آموزشهای اجباری برای واحدهای تولیدی، فروشگاهی توسط تشکلهای صنفی انجام شود و پس از آن به اطلاعرسانی برنامهریزی شدهای برای آحاد مردم به صورت پیوسته اقدام شود.
گام سوم، به مسوولان و ارگانهای حاکمیتی مربوط است و آن، تهیه ابزار و ادوات کنترل نظارت دقیق بر توزیع مصنوعات استاندارد در ایران است. همان گونه که میدانید، بازار ایران بسيار بزرگ است و مصرف زیورآلات طلایی در آن نهادینه و به صورت الگویی فرهنگی درآمده، بنابراين هر حرکت نسنجیدهای میتواند، شیرازه و اساس این صنعت را در کشور منهدم کند!
مثال روشن این اقدام، ایجاد تعداد زيادی تشکل در این صنعت است که به دست اهالی و اهل آن نرسید و از مسیر اصلی خود خارج شد و متاسفانه در عوض آن که موجبات پیشرفت یک صنعت را به وجود آورد، باعث مشکلات عدیده و اختلافات گسترده شده است.
مبحث تغییر عيار همان قدر که میتواند جذاب باشد، چندین برابر خطرناک است و در صورت مهيا نبودن زیرساختهای اصلی فوق الذکر، منجر به نابودی صنعت خواهد شد! تعجب من اینجا است که، افرادی که به عنوان متولی بخش تولید يا صادرات به این مسائل دامن میزنند يا آنهایی که موافق يا مخالف هستند، چرا موضوعات اصلی را ریشهيابی و کارشناسی نمیکنند؟ و اصل موضوع را از آنها نمیشنویم! اگر هدف، ایجاد اشتغال است با توضیحی که دادم اکثر کارگاههای کوچک تعطیل خواهند شد مگر آنکه به ابزار روز، تجهیز شوند! اگر بالا بردن قدرت خرید مردم منظور نظرشان است که با توجه به عدم توانایی تامین نياز مردم توسط تولیدکنندگان داخلی، بازاری بکر و بزرگ برای قاچاق مصنوعات تولید شده در کشورهایی که اشاره کردم به وجود خواهد آمد!
با اطمینان عرض میکنم که هیچ گونه بررسی کارشناسانهای در سراسر ایران در این رابطه انجام نشده است، شاهد این موضوع ادعایی است که برخی عنوان کردهاند که ظاهرا 99 درصد فعالان صنعت موافق تغییر هستند، از همین ادعا باید پی برد که مشکل، اساسی تر از این حرفها است و هیچ بررسی دقیق و کارشناسی رخ نداده است.
در سطح بینالمللی چه اتفاقی در این رابطه ميافتد؟
اصلا دنيا را با ما مقایسه نکنید! به نظرم در کشوری که کارگاهی بدون ترس و وحشت از خداوند متعال، اقدام به تولید عيار پست میکند! و نه از مسوولان نظام و قانون هراسی دارد و نه ارزشی برای مسوولان صنفی قائلند! نباید اجازه داد فضا برای تخلف بازتر شود! اساسا این مقایسه، قياس معالفارق است.
من با تولیدکنندههای ترکیهای، هندی، تایلندی، ایتاليایی و... صحبت کرده و از ایشان پرسیدم که در کشور شما عيار پست تولید میشود؟ تعجب میکردند و از پاسخ طفره میرفتند! ولی پس از توضیح و سوال و جوابهای متعدد، پاسخی عجیب میدادند! که باعث شرم است! آنها اشاره به مشتريان کشور من(ایران) میکردند و میگفتند: اغلب آنهایی که کار با علامت استاندارد برای کشور شما و با کُد تولید به ما سفارش میدهند، عياری پایین تر از استاندارد رسمی کشورتان(750-18 عيار) را میخواهند؛ مثلا: سفارش کار با عيار 600 به جای 750 و حتی پایین تر را میدهند ولی از ما میخواهند که انگ 750 را برایشان بزنیم! حتی کُدهای متعدد تولید را هم با خودشان دارند و ما برای آنها اختصاصی تولید میکنیم! و در پاسخ اینکه آيا همین کار را در کشورهای خودتان هم انجام میدهید؟ جوابشان منفی و جالب بود (آنها که بعضی مسلمان هم نبودند، متفق القول بودند که این کار از نظر ما دزدی است!!! و ما جیب مردم خودمان را خالی نمیکنیم! حتی برای سفارشدهندگان کشور شما هم که تولید میکنیم، کاری نداریم که چه عياری را انگ زده ایم! ما پول عيار طلای تولید شده را میگیریم، آنها میدانند با خدا و مردم خودشان!!!) حتما میدانید که واردات مصنوعات و زیورآلات خارجی به کشور قاچاق محسوب میشود! و یکی از مشکلات مبتلا به این صنعت نیز همین نظر است، مسوولان امر بايد موضوع را در سطح بینالمللی بررسی و از تجربه سایر کشورها نظیر ترکیه، هند، تایلند و غیره در این زمینه استفاده کنند، اساسا شرایط و ویژگیهای این نوع از مصنوعات در رسته طلا و جواهر به گونهای است که قوانین خاص خود را میطلبد و نمیتوان برای این گروه با همان روشی برخورد کرد که با سیگار و پارچه و مواد سوختی برخورد میکنیم! این صنعت قوانین به روز و ویژه خود را میطلبد، کشورهایی که نام بردم را بررسی کنید، تا چند سال گذشته قوانین منسجم و کارآمدی در رابطه با این صنعت نداشتند(مثل ما) بنابراین با مشکلات عدیدهای مواجه بودند. لذا، فعالان و افراد خبره و کارشناس را دور هم جمع کردند و از قوانین شروع کرده و تغییرات بنيادین را اجرا نمودند که شاهد رشد و شکوفایی و اشتغالزایی، تولید، صادرات و غیره در آن کشورها هستیم.
گام چهارم، مربوط به اقدامات سختافزاری است که شامل فاکتورهای همگون، سیستمهای داخلی اطلاعرسانی، سیستمهای نظارتی کُدینگ محصولات، سیستم جامع فراگیر اطلاعرسانی تولیدکنندگان و فروشگاهها و... خواهد شد.
گام پنجم، تنظیم قوانین مربوطه به صورت جامع و شفاف و بدون حاشیه است.
گام ششم، نظارت دقیق بر تولید و تولیدکننده است. همانگونه که میدانید، بخشهایی از این صنعت تولید خانگی دارند. لذا، نظارت و کُدینگ آنها بسيار با اهمیت است. با قوانین موجود نظام صنفی، نمیتوان آنها را به عنوان واحد صنفی شناسایی کرد، البته واحدهایی بودهاند که برای مجوز به سازمان صنایع دستی مراجعه کرده و کارت شناسایی صنایع دستی گرفته اند ولی اختلاف آنجا است که عدهای اعتقاد دارند این گروه برای فرار مالياتی چنین اقدامی انجام دادهاند و صنایع دستی شامل آنها نمیشود! گروه دیگر اصرار دارند که شامل میشود؛ در هر حال، اگر این صنعت، صنایع دستی است (که از نظر من بیشتر بخشهای آن صنایع دستی است) باید شناسایی و کُد دار باشند تا در آینده به مشکلات عدیده جعل و تقلب در تولید مصنوعات برخورد نکنیم و بهترین حالتی که به عنوان راهکار میتواند در کشور ما نیز اتفاق بیفتد، سرمایهگذاری در قسمت طراحی و بالابردن کیفیت تولید و افزایش تولید و پایین آوردن وزن و اجرت است.
آيا آمار دقیقی از واحدهای فعال در حوزه صنعت طلا و جواهر در کشور داریم؟ و چقدر در این زمینه موفق بودهاند؟ آيا میتوان گفت عيار پایین و تقلب در این حوزه نتیجه عدم نظارت درست است ؟ به نظر شما آيا اول نباید سیستم نظارتی را تقویت کرد و سپس به تنوع بیشتر عيار اقدام کرد؟ بدون این اقدام آيا به دست خود میدان را جهت سوءاستفاده بیشتر آماده نمیکنیم؟
بگذارید با زبان ارقام و آمار صحبت کنیم. تا آنجا که من اطلاع دارم، حدود 2600 واحد دارای پروانه يا جواز کسب در صنعت طلا و جواهر فقط در تهران وجود دارد. حدودا 3000 واحد هم بدون پروانه فعالیت میکنند (در بخش فروش) به این تعداد اگر آمارهای مطرح شده مثل تعداد تولیدکنندگان و گالری دارها که از 4 تا 6 هزار واحد در تهران عنوان میشوند را اضافه کنیم، جمعا به تعدادی حدود 10 تا 12 هزار واحد فعال با پروانه و بدون پروانه فقط در تهران خواهیم رسید، آمار تخمینی کل کشور را به همین منوال و با همین روش میتوان
به دست آورد.
براساس دادههای آماری که ارقامی بسيار متفاوت را نشان میدهد، حدودا 35000 تا 45000 واحد فعال در رستههای تولیدی (خرد، کوچک، متوسط و بزرگ) واحدهای تولیدی، فروشگاهی و گالری در کل کشور در صنعت طلا و جواهر داریم. از این تعداد، بخشی به تولید، بخشی به فروش و بخشی به واردات اقدام میکنند.
تعداد واحدهای فعال با مجوز مشخص است! تعداد واحدهای فعال بدون مجوز مشخص نیست! تعداد واحدهای دارای نشان استاندارد مشخص است، تعداد کُدهای واحدهای تولیدی نیز مشخص است. تعداد بازرسان استاندارد در حوزه طلا، مشخص است! تعداد بازرسیهای انجام شده توسط سازمان ملی استاندارد، ادارات کل و اتحادیهها نیز مشخص است، تعداد بازرسهای آن سازمان که تخصص کافی در زمینه طلا و جواهر داشته باشند نیز مشخص است، تعداد پروندههای تخلف عيار، از نقص جزئی، نقص عمده و نقص بحرانی در استاندارد و از عيار زیر 750 نیز در اتحادیه مشخص است! آمار اکثر عيارسنجیهای انجام شده در واحدهای رایگیری را میتوان از اتحادیههای مربوطه به وسیله پاکتهایی که ارائه میشود، بررسی کرد و آمار عدم تطابق با عيار استاندارد در حوزه مصنوعات و بازرسیهای انجام شده را میتوان به دست آورد.
سوال اول: قدرت و توان کنترل و نظارت ارگانها و نهادهای مربوطه برای تشخیص عيارهای متنوع در چه حد است؟ سوال دوم: چقدر زمان صرف شده تا حدود 2000 واحد تولیدی، شناسایی و دارای کُد شوند؟ سوال سوم: چه مقدار زمان لازم است تا بتوان واحدهایی را که شناسایی نشدهاند و بدون کُد در حال تولید هستند را شناسایی کرد؟ سوال چهارم: چه گروه يا فردی میتواند مسوولیت سوءاستفاده ناشی از این اقدام را به عهده گیرد؟ سوال پنجم: چرا برخی از فعالان این حوزه، قبل از فراهم شدن ابزار لازم براي اجرایی شدن این گونه موارد پافشاری میکنند؟ و سوال ششم: به راستی هدف از مطرح كردن این مباحث، کمک به تولید و تولیدکننده است؟
اخیرا در یکی از برنامههای سیما، نظرسنجی در این رابطه انجام شد، نظرتان در این مورد چیست؟
در واقع، پس از نوسانات دو سال اخیر نرخ ارز، مصرف زیورآلات طلا به آرامی از اولویتهای سبد مصرف خانوار خارج شده، در این زمان مشکلاتی برای صنایع گوناگون به وجود آمده از جمله صنعت طلا و جواهر، هر گروهی فکر میکند میتواند تمام مشکلات را تشخیص داده و راه درمانی ارائه کند! بعضی هم متوسل به کارهایی از این دست میشوند! اما بررسی این گونه مسائل و استفاده از روشهای عوام فریبانه کار صحیحی نیست! قبل از هر گونه نظرسنجی، ابتدا باید برای اعضای صنفی و سپس برای مردم توضیح داد که عدم تطابق عيار و اساسا عيار یعنی چه؟ بحران در عيار یعنی چه؟ روشهای سوءاستفاده از چه طرقی است؟ و نمونههایی از کشفيات و برخوردها را بازگو کرد. میتوان به سادگی تعداد و دفعات ارسال پيامک را از سیستمهای دريافت پيامکشان استخراج کرد (که چه کسی با یک شماره تلفن چه تعدادی جواب آری يا خیر ارسال کرده است؟) لذا، چنین نظرسنجیهایی در رسانه ملی کار صحیحی نیست و نمیتواند ملاک قضاوت درست بودن يا درست نبودن نظريات کارشناسی قرار گیرد. از طرفی، محل دفاع و اثبات نقاط ضعف و قوت این طرحها استودیو رادیو و تلویزیون نیست، این بدعت خوشایندی برای هیچ یک از صنایع کشور نیست.
به عنوان سوال آخر، جمع بندی خود را راجع به تغییر يا تنوع عيار و شرایط آن بفرمایید؟
واقعیت این است که در شرایط کنونی فعلا در کشورمان امکان اجرایی شدن چنین طرحی وجود ندارد، بهرغم اینکه به نظرم این اتفاق در آینده بايد در کشور رخ دهد، ولی تا آن زمان مجموعهای از مقدمات، پیش زمینهها و اقدامات قبل و بعد از تغییر يا تنوع عيار، بايد انجام و شرایط خاصی مهيا باشد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 1- نحوه عيارسنجی و روشهای آن را باید مورد بررسی و بازنگری قرارداد و از بین روشهای «کوبلاسیون، اسید قليایی و XRF» بهترین آن به صورت روش اجباری در کشور به اجرا درآید.
2- نحوه ارائه و اخذ مجوز واحدهای عيارسنجی را بايد تغییر داد، از جمله قوانین مربوطه، نحوه آموزش، انتخاب افراد، واحدها، فضای کسبوکار و غیره 3- کار فرهنگی و اطلاعرسانی و آموزش به جامعه و اعضای صنفی در رابطه با تغییر يا تنوع عيار صورت پذیرد. 4- یکنواخت شدن و همسانسازی فاکتورهای فروش در کل ایران و با خصوصيات خاص و منحصر به فرد باید اتفاق بيافتد 5- تجهیز كردن و آموزش مسوولان و متوليان امر نظارت بر تولید و تولیدکنندگان و فروشندگان براي جلوگیری از هر نوع سوءاستفاده 6- تسهیل شرایط اخذ مجوزهای فعالیت برای تمام واحدها در رستههای تولید و فروشگاهی و غیره به اجرا رسد و آمارهای قابلاستنادی جمعآوری شده تا بتوان برایشان برنامهریزی منسجمی انجام داد. لذا، وقتی متوليان مشخص نیستند! و پیش زمینههای کار انجام نشده! چگونه میتوان به سمت اجرای پروژهای رفت که در نهایت به سود تولیدکننده داخلی و مصرفکننده نهایی نیست؟ در شرایط کنونی، اجرای این دست اقدامات صرفا به نفع تولیدکنندگان خارجی و واحدهای تولیدی داخلی است که در حد و اندازه بزرگ فعالیت میکنند، که تعداد آنها در ایران به اندازه کمتر از انگشتان دو دست است! بنابراین شعارهایی از این دست نه تنها به تولید در واحدهای کوچک کمک نمیکند، بلکه این نوع رفتار، سبب نابودی آنها خواهد شد و در نهایت ما را به هرج و مرج ساليان گذشته و سوءاستفاده و درگیریهای فراوان سوق خواهد داد که نتیجه آن چیزی جز ضرر مشتری و مردم نخواهد بود و نه تنها باعث رشد میزان خرید جامعه نمیشود، بلکه شرایط بیاعتمادی عمومی را مهيا میکند. باید از خداوند متعال بخواهیم یک لحظه ما را به حال خود رها نکند! انشاءا... (موفق باشید.)
ارسال نظر