اقتصاد ایران اینگونه خراب شد
کد خبر : ۸۵۶۲۴
افکارنیوز_گروه اقتصادی: از سال های ابتدایی کشف نفت در ایران، به علت فروش آسان و بی دغدغه ی نفت خام و درآمد بادآورده ی حاصل از آن کشور ما به دامی مبتلا شده است که در ادبیات اقتصادی به نفرین منابع شهرت یافته است. رئیس مرکز مطالعات مبانی و مدل های اقتصادی معتقد است در صورت ادامهی روند فعلی ممکن است استقلال کشور، که بر طبق موازین اسلامی نباید کفار بر کشور مسلط شوند، مورد خدشه واقع شود. در ادامه، مصاحبه با دکتر سید مهدی زریباف می خوانید.
در ادبیات اقتصادی منظور از خام فروش مواد معدنی چیست؟
همان طور که از اسمش پیداست، منابع خدادادی طبیعی از منابع اصلی تولید است که به شکل معادن و منابع طبیعی در اختیار بشر قرار میگیرد. گاهی، این منابع با تکنولوژی و سایر عوامل تولید مانند سرمایه ترکیب میشود و به نحو بهینه ای از آن استفاده میشود و گاهی هم نمیشود. این که خام فروشی گفته میشود منظور این است که یک فرآوری حداقلی روی این منابع انجام میشود و آن ارزش افزوده واقعی که میشود از آن تولید کرد اتفاق نمیافتد. معمولاً، کشورهایی که صاحب انرژی اند متأسفانه کمتر به این موضوع توجه دارند که میتوانند ثروتهای عظیمی را از طریق فرآوری منابع به دست آورند که این معمولاً در اختیار کشورهای غربی است به سبب داشتن تکنولوژیهای برتر و صنعت قویتر معمولاً مواد خام را میگیرند و روی آن فرآوری انجام میدهند؛ این است که خام فروشی به همین معنی که گفته میشود معمولاً به منزله ی عدم استفاده ی بهینه از این ثروت عظیم انرژی است.
سابقه ی خام فروشی در کشور ما چه طور بوده است؟
این داستان غم انگیزی است به خصوص در مورد ایران و کشورهای نفتی که به تعبیری مهمترین منبع ثروتشان نفت و درآمدهای نفتی بوده است. گفته میشود ما در ایران ۱۰۰ سال است نفت داریم، اما هنوز که هنوزه با این همه پیشرفت علم و تکنولوژی و صنعت ما شاید نتوانسته باشیم به مرحلهای برسیم که از این ثروت عظیم خدادادی حداکثر بهره را ببریم و هنوز هم همانطور که میبینید ۵۰% بودجه ی کشورمان از محل فروش نفت خام تهیه میشود. گذشته از این که این نوع اقتصاد به منزله ی فروش سرمایههای ملی است، آثار و تبعات اقتصادی و فرهنگی و سیاسی خیلی غمانگیزی هم دارد.
آثار اقتصادی و اجتماعی خام فروشی نفت چیست؟
به عنوان مثال، اگر ما به کشورهای صنعتی برگردیم، در وهله ی اول چه چیز باعث پیشرفتشان بوده است؟ نوآوری، کار، اندیشه، سرمایه. این ها با هم به خوبی ترکیب میشده و تولید ثروت میکرده است، اما در کشور نفتی مثل ما شما ببینید آثار همین فروش نفت و تبدیل آن به هزینههای جاری بودجه ی کشور چه آثاری داشته؛ تنبلی و همین فرهنگ خام خواری در صحنههای اقتصادی ما ظاهر شده است؛ در فرهنگ تولید ما و در فرهنگ مصرف ما. به هر حال، انسان، به تعبیری، ثروتهای بادآورده و یا بدون زحمت به دست بیاورد قدرش را خیلی نمیداند و تبدیل به کارهای مصرفی میشود بدون این که به دنبال این باشد که در جامعه سرمایهگذاری کند برای صنایع قویتر و بزرگتر و پیشرفت کند مدام به دنبال کارهای مصرفی است و قاعدتاً در این نظام جهانی هم همیشه دست پایینتر را خواهد گرفت و این به این معنی است که کشوری که همیشه ثروتی دارد و شاید بهترین مثال آن کشوری مانند عربستان باشد که عمده ی صنعت و اقتصادشان از فروش نفت خام به دست میآید. شما ببینید پیشرفتهای این کشور در صنایع و تکنولوژی و علم و مملکتداری در چه سطح است و فرهنگ عمومی مردم بیشتر به مصرف توجه دارد تا تولید و لذت را در مصرف میداند و در چنین شرایطی قاعدتاً باید منتظر باشد که بازارهای جهانی و شرکتها برایش تعیین تکلیف کنند.
ما در این سی سال برای گریز از این مسئلهای که شما گفتید چه کردیم؟ مگر شعار اصلی انقلاب ما استقلال نبوده است؟ با این وضعیت که استقلال کشور ممکن است به خطر بیفتد.
نکته ی خیلی خوبی را در بحث استقلال مطرح کردید. به هر حال، استقلال کشورها به خصوص کشورهای اسلامی که دستور قرآن هم هست که شما نباید تسلط کفار را بپذیرید و در همین شرایط تحریم چرا به ما فشار میآید؟ به علت این است که ما به درآمد نفت وابسته ایم و اگر اقتصاد تولیدی داشتیم که به درآمدهای مالیاتی وابسته بود، قاعدتاً چنین فشاری به جامعه وارد نمیشد. به هر حال، این جامعهای است که ما داریم و این که استقلال را مطرح میکنید استقلال یعنی همین. استقلال به معنی نبود رابطه نیست بلکه به معنی این است که شما هویت و عزت و مدیریت سیاسی جامعه را به سبب مشکلات اقتصادی از دست ندهید و در واقع آن هویت ملی مسئلهدار نشود. ما بعد از انقلاب در این موضوع میشود گفت خوب کار نکردیم. علی-رغم این که گفته میشد در ابتدای انقلاب بیش از ۹۶% بودجه به درآمدهای نفتی اختصاص داشته و الان ۵۰% است ولی زودتر از این ها میشد معادله را حل کرد و نظام بروکراسی را طوری فعال کرد که به درآمدهای نفت وابسته نباشد بلکه به تولید داخلی متکی باشد. اعتقاد شخصی بنده است که ما همچنان پی گیر سیاستهای اقتصادی تحمیل شده ی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول ایم و به این فکر نیفتادیم که چه کار کنیم اقتصادمان را ملی اداره کنیم و اقتضائات اقتصاد ملی را پذیریم و نهادسازی کنیم و ساختارهایمان را تغییر دهیم؛ متأسفانه در این زمینه خیلی کم کار شده. در بخش تخصیص منابع در فرهنگ عمومی جامعه و تخصیص مالیات، اگر درست کار شده بود، امروز میشد بعد از سی سال ادعا کنیم که هیچگونه وابستگی به فروش نفت خام نداریم یا حتی سیاستهای انرژی کشور را میشد طوری مدیریت کرد که حداقل اگر به درآمدهای نفت وابسته ایم، جامعه از درآمدهای حاصل از سرمایهگذاری نفت ارتزاق کند.
راهکار شما در این برهه از زمان چیست؟
در نظام اقتصاد بین الملل، حرکتی که خودش هم در آن گرفتار شده مبتنی بر استراتژی پولی است؛ این است که حتی نظام سرمایه داری امروز را هم دچار بحران کرده است. به نظرم میآید که اگر ما یک استراتژی را طراحی کنیم و حرکت به سمت اقتصاد غیرپولی باشد، گرایشی بیشتر به اقتصاد ملی و با سیاستهای مالی و همینطور حرکت به سمت اقتصاد تولیدی همین بحثهای واردات که متأسفانه هنوز به گوش ما میرسد که ما در پایینترین سطح کالای وارداتی و مصرفی داریم اینها تغییر کند حمایتهای جدی از تولید شود به معنای واقعی فرهنگ کار گسترش پیدا کند و به طور جدی از کشاورزی حمایت شود یکی از ضربههایی که ما میخوریم این است که ما استراتژی توسعه ی صنعتی وابسته را خیلی دنبال کردیم در حالی که میتوانستیم با احیای کشاورزی و زمینها و گسترش فرهنگ زندگی بومی در نواحی که در ایران هست از وابستگی به نفت دور شویم. متأسفانه، گسترش شهرنشینی و زندگی لوکس و اشرافی و زندگی بیزحمت این ها همه برعکس این سیاست است. قاعدتاً، اگر اینها را اصلاح کنیم، میشود خیلی سریعتر از این بحثی که در برنامه-ی پنجم اصلاح بایستی به صفر برسد که من بعید میدانم با این سیاستهای فعلی این اتفاق بیفتد. من معتقدم با یک قیام ملی با یک توجیه مردم و جلب اعتماد عمومی میشود خیلی سریع این وابستگی را قطع کرد. الان هم که در شرایط تحریم هستیم خودش میتواند یک فرصت خوب باشد و این کار اتفاق بیفتد یا حداقل هم سوی این سیاست بازدارنده کما این که دولت شروع کرده و باید گسترش بدهد با سرمایهگذاری در خود صنعت نفت و انرژی که بتوانیم کالاهای با اکتیو بالا را صادر کنیم این تحول میتواند رخ دهد.
این برنامه کوتاه مدت است. برنامه ی بلندمدتی که ما از الان شروع کنیم و ده سال آینده به طور کامل از اقتصاد نفتی جدا شویم چه؟
نفت و انرژی هم پایانپذیر و تجدیدناپذیر است و این که اساس یک اقتصادی بخواهد بر اساس این گونه منابع باشد کار درستی نیست؛ یک جامعه ی عاقل و بالغ همیشه سعی میکند به خلاقیت و قدرت نیروی کار آن توانمندی تولیدی اقتصاد را بنا بگذارد. این است که در بلندمدت احساس من این است که ما تا آنجا که میتوانیم باید اقتصاد را مردمی کنیم؛ بسیاری از مردم در حاشیه ی اقتصاد ما هستند و توزیع ما بسیاری از مردم را به حاشیه رانده است. اگر ما نظام توزیع را اصلاح کنیم و عدالت را برقرار کنیم و مردمی را در صحنه ی اقتصادی در بلندمدت اصلاً معنی ندارد. ثروتهای عظیم الهی به خصوص در ایرانی که نعمتهای خدا فراوان است به نظر میآید کار سختی نیست و البته از این نعمت نفت هم باید استفاده کرد و بیمعناست که ما در چاههای نفت را میبندیم و به مردم مشکلات و سختی میدهیم، اما در عین حال نباید اقتصاد تک-محصولی باشیم که بدون آن دچار کاهش رفاه عمومی جامعه شویم. من احساس میکنم در کوتاه مدت اگر این کار انجام شود، در بلند مدت هم موفق ایم. ما بایستی که فرهنگ عمومی جامعه را به سمت تولید ببریم، همان بحثی که اشاره کردم، و بین کسی که سرمایهاش را به ریسک میگذارد شما توجه بفرمایید الان نظام بانکی ما برای سرمایهدار هیچ ریسکی ندارد قاعدتاً این اقتصاد تولیدی نخواهد بود و اقتصاد رانتی خواهد شد یا مثلاً در بخش مسکن این نکته هم خیلی مهم است اقتصاد هم یک کل یک پارچه است و ما نمیتوانیم فقط بگوییم در سیاستهای نفت و انرژی تغییر ایجاد میکنیم و سیاست مسکن و زمین و کشاورزی و صنعت ما تغییر نمیکند این ها هم باید به موازات اقتصاد غیر نفتی متحول شود. ما شاید در بسیاری از زمینهها قوانین جامعه را تغییر دهیم. متأسفانه، شما ببینید در بخش مسکن و زمین سیاستهای مالکیت ما چیست. خیلیها معتقدند که این ها کاملاً غیراسلامی است که افرادی زمینهایی را در اختیار بگیرند و تصاحب کنند و این زمینها همینطور بماند و بسیاری از مردم حتی امکان کشاورزی و تولید نداشته باشند و در زمینههای سیاستهای بانکی و مالی این ها باید هم سو شود با اقتصاد غیر نفتی و به نظر من یک استراتژیک کلان بلندمدت بریزیم. همانطور که شما گفتید، در بلندمدت میتوانیم ادعا کنیم داریم به سمت اقتصاد اسلامی مستقلی حرکت میکنیم که این ارتعاش ها و تحریمها و تلاشها جلوی ما را نخواهد گرفت و باید به خاطر داشت که نفت یک انرژی تمام شدنی است.
شما آیا در دولت مردان فعلی این اراده را میبینید که بخواهند از اقتصاد نفتی جدا شوند؟
سؤال خیلی خوبی کردید. وقتی یک تحولی میخواهد رخ دهد، بنده معتقدم سه رکن در آن متأثر است: اول اراده است و اعتقاد به این تحول، نکته ی دوم دانش کافی و مهارت و آموزش کافی است که باید به وجود بیاید و وجود داشته باشد، و سوم هم ایجاد توانمندیهای لازم برای تحول است. من فکر میکنم خواست آن سالهاست که در ایران وجود دارد، اما در مورد رکن دوم و سوم بحث وجود دارد به خصوص در مورد دانش. برای این کار ما استراتژیستهای قوی در جامعه تربیت نکردیم و دانشگاههای ما همراهی نکردند. ما اگر بتوانیم با ایجاد یک سری اتاقهای فکر قوی و تکیه بر مغز و تفکر ایرانی و اسلامی برای برونرفت از این شرایط ایجاد کنیم یا اگر وجود دارد، فعال شود آرام آرام به این دانش کافی میرسیم و میتوانیم خیلی چیزها را متحول کنیم. اعتقاد من بر این است که تا این تحولات رخ ندهد قاعدتاً به شکل مهندسی میشود کارهایی کرد ولی باز به جای قبل خود و شاید بدتر از آن بر میگردد. یکی از مشکلاتی که داریم این است که در برنامههای اقتصادی کشور ما بیشتر روزمرگی حاکم است و برنامه ی بلندمدتی که همه ی سیاستها در آن حاکم باشد تا حالا نداشتیم. حداکثر افق دید ما برنامه ی پنج ساله بوده است. تازه، اگر روی آن هم عمیق شویم، میبینیم که خیلی هماهنگی استراتژیک در نظام برنامهریزی نیست و مدام برای دفع مشکلات آنی بوده است و این بحران همچنان ادامه پیدا میکند. بنابراین من احساس میکنم که در بخش اراده این اراده بوده و هست، اما خود این هم درجات دارد چون اگر اراده خیلی قوی باشد، برای عنصر اندیشه هم فضای لازم را ایجاد میکند و در عین حال نمیشود گفت که این اراده نیست، اما بحث سر چگونگی رفتن و داشتن طرح و برنامه برای رسیدن به یک نقطه ی مطلوب است. در بحث تفکر اسلامی، چیزی که خیلی ارزش دارد فرآیند احیاست و در فرآیند احیا کارآفرینی خیلی مهم میشود و این چیزی است که ما باید به آن توجه کنیم چون اسلام دین خلاقیت و دین تحول است ولی ما از این ظرفیت خوب استفاده نمیکنیم. اگر این را خوب درک میکردیم، متوجه میشدیم که آیات قرآن هم اشاره دارد آبادسازی زمین و استفاده از منابع بالقوه یکی از وظایفی است که خدا برای انسان روی زمین قرار داده است؛ با این نگرش ما چگونه میتوانیم خام فروشی کنیم؟
ارسال نظر