يکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۸

اقتصاد ایران اینگونه خراب شد

کد خبر : ۸۵۶۲۴
افکارنیوز_گروه اقتصادی: از سال های ابتدایی کشف نفت در ایران، به علت فروش آسان و بی دغدغه ی نفت خام و درآمد بادآورده ی حاصل از آن کشور ما به دامی مبتلا شده است که در ادبیات اقتصادی به نفرین منابع شهرت یافته است. رئیس مرکز مطالعات مبانی و مدل های اقتصادی معتقد است در صورت ادامه‌ی روند فعلی ممکن است استقلال کشور، که بر طبق موازین اسلامی نباید کفار بر کشور مسلط شوند، مورد خدشه واقع شود. در ادامه، مصاحبه با دکتر سید مهدی زریباف می خوانید.

در ادبیات اقتصادی منظور از خام فروش مواد معدنی چیست؟
همان ‏طور که از اسمش پیداست، منابع خدادادی طبیعی از منابع اصلی تولید است که به شکل معادن و منابع طبیعی در اختیار بشر قرار می‏‌گیرد. گاهی، این منابع با تکنولوژی و سایر عوامل تولید مانند سرمایه ترکیب می‏‌شود و به نحو بهینه ‏ای از آن استفاده می‏‌شود و گاهی هم نمی‏‌شود. این که خام فروشی گفته می‏‌شود منظور این است که یک فرآوری حداقلی روی این منابع انجام می‏شود و آن ارزش افزوده واقعی که می‏شود از آن تولید کرد اتفاق نمی‏افتد. معمولاً، کشورهایی که صاحب انرژی اند متأسفانه کمتر به این موضوع توجه دارند که می‏توانند ثروت‏های عظیمی را از طریق فرآوری منابع به دست آورند که این معمولاً در اختیار کشورهای غربی است به سبب داشتن تکنولوژی‏های برتر و صنعت قوی‏تر معمولاً مواد خام را می‏گیرند و روی آن فرآوری انجام می‏دهند؛ این است که خام فروشی به همین معنی که گفته می‏شود معمولاً به منزله ی عدم استفاده ی بهینه از این ثروت عظیم انرژی است.

سابقه ی خام فروشی در کشور ما چه‏ طور بوده است؟
این داستان غم‏ انگیزی است به خصوص در مورد ایران و کشورهای نفتی که به تعبیری مهم‏ترین منبع ثروت‏‌شان نفت و درآمدهای نفتی بوده است. گفته می‏شود ما در ایران ۱۰۰ سال است نفت داریم، اما هنوز که هنوزه با این همه پیشرفت علم و تکنولوژی و صنعت ما شاید نتوانسته باشیم به مرحله‏‌ای برسیم که از این ثروت عظیم خدادادی حداکثر بهره را ببریم و هنوز هم همان‏طور که می‏بینید ۵۰% بودجه ی کشورمان از محل فروش نفت خام تهیه می‏شود. گذشته از این که این نوع اقتصاد به منزله ی فروش سرمایه‏های ملی است، آثار و تبعات اقتصادی و فرهنگی و سیاسی خیلی غم‏انگیزی هم دارد.

آثار اقتصادی و اجتماعی خام فروشی نفت چیست؟
به عنوان مثال، اگر ما به کشورهای صنعتی برگردیم، در وهله ی اول چه چیز باعث پیشرفت‏شان بوده است؟ نوآوری، کار، اندیشه، سرمایه. این ها با هم به خوبی ترکیب می‏شده و تولید ثروت می‏کرده است، اما در کشور نفتی مثل ما شما ببینید آثار همین فروش نفت و تبدیل آن به هزینه‏های جاری بودجه ی کشور چه آثاری داشته؛ تنبلی و همین فرهنگ خام خواری در صحنه‏های اقتصادی ما ظاهر شده است؛ در فرهنگ تولید ما و در فرهنگ مصرف ما. به هر حال، انسان، به تعبیری، ثروت‏های بادآورده و یا بدون زحمت به دست بیاورد قدرش را خیلی نمی‏داند و تبدیل به کارهای مصرفی می‏شود بدون این که به دنبال این باشد که در جامعه سرمایه‏گذاری کند برای صنایع قوی‏تر و بزرگ‏تر و پیشرفت کند مدام به دنبال کارهای مصرفی است و قاعدتاً در این نظام جهانی هم همیشه دست پایین‏تر را خواهد گرفت و این به این معنی است که کشوری که همیشه ثروتی دارد و شاید بهترین مثال آن کشوری مانند عربستان باشد که عمده ی صنعت و اقتصادشان از فروش نفت خام به دست می‏آید. شما ببینید پیشرفت‏های این کشور در صنایع و تکنولوژی و علم و مملکت‏داری در چه سطح است و فرهنگ عمومی مردم بیشتر به مصرف توجه دارد تا تولید و لذت را در مصرف می‏داند و در چنین شرایطی قاعدتاً باید منتظر باشد که بازارهای جهانی و شرکت‏ها برایش تعیین تکلیف کنند.

ما در این سی سال برای گریز از این مسئله‏ای که شما گفتید چه کردیم؟ مگر شعار اصلی انقلاب ما استقلال نبوده است؟ با این وضعیت که استقلال کشور ممکن است به خطر بیفتد.
نکته ی خیلی خوبی را در بحث استقلال مطرح کردید. به هر حال، استقلال کشورها به خصوص کشورهای اسلامی که دستور قرآن هم هست که شما نباید تسلط کفار را بپذیرید و در همین شرایط تحریم چرا به ما فشار می‏آید؟ به علت این است که ما به درآمد نفت وابسته ایم و اگر اقتصاد تولیدی داشتیم که به درآمدهای مالیاتی وابسته بود، قاعدتاً چنین فشاری به جامعه وارد نمی‏شد. به هر حال، این جامعه‏ای است که ما داریم و این که استقلال را مطرح می‏کنید استقلال یعنی همین. استقلال به معنی نبود رابطه نیست بلکه به معنی این است که شما هویت و عزت و مدیریت سیاسی جامعه را به سبب مشکلات اقتصادی از دست ندهید و در واقع آن هویت ملی مسئله‏دار نشود. ما بعد از انقلاب در این موضوع می‏شود گفت خوب کار نکردیم. علی-رغم این که گفته می‏شد در ابتدای انقلاب بیش از ۹۶% بودجه به درآمدهای نفتی اختصاص داشته و الان ۵۰% است ولی زود‏تر از این ها می‏شد معادله را حل کرد و نظام بروکراسی را طوری فعال کرد که به درآمدهای نفت وابسته نباشد بلکه به تولید داخلی متکی باشد. اعتقاد شخصی بنده است که ما همچنان پی گیر سیاست‏های اقتصادی تحمیل شده ی بانک جهانی و صندوق بین‏المللی پول ایم و به این فکر نیفتادیم که چه کار کنیم اقتصادمان را ملی اداره کنیم و اقتضائات اقتصاد ملی را پذیریم و نهادسازی کنیم و ساختارهایمان را تغییر دهیم؛ متأسفانه در این زمینه خیلی کم کار شده. در بخش تخصیص منابع در فرهنگ عمومی جامعه و تخصیص مالیات، اگر درست کار شده بود، امروز می‏شد بعد از سی سال ادعا کنیم که هیچ‏گونه وابستگی به فروش نفت خام نداریم یا حتی سیاست‏های انرژی کشور را می‏شد طوری مدیریت کرد که حداقل اگر به درآمدهای نفت وابسته ایم، جامعه از درآمدهای حاصل از سرمایه‏گذاری نفت ارتزاق کند.

راه‏کار شما در این برهه از زمان چیست؟
در نظام اقتصاد بین الملل، حرکتی که خودش هم در آن گرفتار شده مبتنی بر استراتژی پولی است؛ این است که حتی نظام سرمایه‏ داری امروز را هم دچار بحران کرده است. به نظرم می‏آید که اگر ما یک استراتژی را طراحی کنیم و حرکت به سمت اقتصاد غیرپولی باشد، گرایشی بیشتر به اقتصاد ملی و با سیاست‏های مالی و همین‏طور حرکت به سمت اقتصاد تولیدی همین بحث‏های واردات که متأسفانه هنوز به گوش ما می‏رسد که ما در پایین‏ترین سطح کالای وارداتی و مصرفی داریم اینها تغییر کند حمایت‏های جدی از تولید شود به معنای واقعی فرهنگ کار گسترش پیدا کند و به طور جدی از کشاورزی حمایت شود یکی از ضربه‏هایی که ما می‏خوریم این است که ما استراتژی توسعه ی صنعتی وابسته را خیلی دنبال کردیم در حالی که می‏توانستیم با احیای کشاورزی و زمین‏ها و گسترش فرهنگ زندگی بومی در نواحی که در ایران هست از وابستگی به نفت دور شویم. متأسفانه، گسترش شهرنشینی و زندگی لوکس و اشرافی و زندگی بی‏زحمت این ها همه برعکس این سیاست است. قاعدتاً، اگر اینها را اصلاح کنیم، می‏شود خیلی سریع‏تر از این بحثی که در برنامه-ی پنجم اصلاح بایستی به صفر برسد که من بعید می‏دانم با این سیاست‏های فعلی این اتفاق بیفتد. من معتقدم با یک قیام ملی با یک توجیه مردم و جلب اعتماد عمومی می‏شود خیلی سریع این وابستگی را قطع کرد. الان هم که در شرایط تحریم هستیم خودش می‏تواند یک فرصت خوب باشد و این کار اتفاق بیفتد یا حداقل هم سوی این سیاست بازدارنده کما این که دولت شروع کرده و باید گسترش بدهد با سرمایه‏گذاری در خود صنعت نفت و انرژی که بتوانیم کالاهای با اکتیو بالا را صادر کنیم این تحول می‏تواند رخ دهد.

این برنامه کوتاه مدت است. برنامه ی بلندمدتی که ما از الان شروع کنیم و ده سال آینده به طور کامل از اقتصاد نفتی جدا شویم چه؟
نفت و انرژی هم پایان‏پذیر و تجدیدناپذیر است و این که اساس یک اقتصادی بخواهد بر اساس این گونه منابع باشد کار درستی نیست؛ یک جامعه ی عاقل و بالغ همیشه سعی می‏کند به خلاقیت و قدرت نیروی کار آن توانمندی تولیدی اقتصاد را بنا بگذارد. این است که در بلندمدت احساس من این است که ما تا آنجا که می‏توانیم باید اقتصاد را مردمی کنیم؛ بسیاری از مردم در حاشیه ی اقتصاد ما هستند و توزیع ما بسیاری از مردم را به حاشیه رانده است. اگر ما نظام توزیع را اصلاح کنیم و عدالت را برقرار کنیم و مردمی را در صحنه ی اقتصادی در بلندمدت اصلاً معنی ندارد. ثروت‏های عظیم الهی به خصوص در ایرانی که نعمت‏های خدا فراوان است به نظر می‏آید کار سختی نیست و البته از این نعمت نفت هم باید استفاده کرد و بی‏معناست که ما در چاه‏های نفت را می‏بندیم و به مردم مشکلات و سختی می‏دهیم، اما در عین حال نباید اقتصاد تک-محصولی باشیم که بدون آن دچار کاهش رفاه عمومی جامعه شویم. من احساس می‏کنم در کوتاه مدت اگر این کار انجام شود، در بلند مدت هم موفق ایم. ما بایستی که فرهنگ عمومی جامعه را به سمت تولید ببریم، همان بحثی که اشاره کردم، و بین کسی که سرمایه‏اش را به ریسک می‏گذارد شما توجه بفرمایید الان نظام بانکی ما برای سرمایه‏دار هیچ ریسکی ندارد قاعدتاً این اقتصاد تولیدی نخواهد بود و اقتصاد رانتی خواهد شد یا مثلاً در بخش مسکن این نکته هم خیلی مهم است اقتصاد هم یک کل یک پارچه است و ما نمی‏توانیم فقط بگوییم در سیاست‏های نفت و انرژی تغییر ایجاد می‏کنیم و سیاست مسکن و زمین و کشاورزی و صنعت ما تغییر نمی‏کند این ها هم باید به موازات اقتصاد غیر نفتی متحول شود. ما شاید در بسیاری از زمینه‏ها قوانین جامعه را تغییر دهیم. متأسفانه، شما ببینید در بخش مسکن و زمین سیاست‏های مالکیت ما چیست. خیلی‏ها معتقدند که این ها کاملاً غیراسلامی است که افرادی زمین‏هایی را در اختیار بگیرند و تصاحب کنند و این زمین‏ها همین‏طور بماند و بسیاری از مردم حتی امکان کشاورزی و تولید نداشته باشند و در زمینه‏های سیاست‏های بانکی و مالی این ها باید هم سو شود با اقتصاد غیر نفتی و به نظر من یک استراتژیک کلان بلندمدت بریزیم. همان‏طور که شما گفتید، در بلندمدت می‏توانیم ادعا کنیم داریم به سمت اقتصاد اسلامی مستقلی حرکت می‏کنیم که این ارتعاش ها و تحریم‏ها و تلاش‏ها جلوی ما را نخواهد گرفت و باید به خاطر داشت که نفت یک انرژی تمام شدنی است. 

شما آیا در دولت‏ مردان فعلی این اراده را می‏بینید که بخواهند از اقتصاد نفتی جدا شوند؟
سؤال خیلی خوبی کردید. وقتی یک تحولی می‏خواهد رخ دهد، بنده معتقدم سه رکن در آن متأثر است: اول اراده است و اعتقاد به این تحول، نکته ی دوم دانش کافی و مهارت و آموزش کافی است که باید به وجود بیاید و وجود داشته باشد، و سوم هم ایجاد توانمندی‏های لازم برای تحول است. من فکر می‏کنم خواست آن سال‏هاست که در ایران وجود دارد، اما در مورد رکن دوم و سوم بحث وجود دارد به خصوص در مورد دانش. برای این کار ما استراتژیست‏های قوی در جامعه تربیت نکردیم و دانشگاه‏های ما همراهی نکردند. ما اگر بتوانیم با ایجاد یک سری اتاق‏های فکر قوی و تکیه بر مغز و تفکر ایرانی و اسلامی برای برون‏رفت از این شرایط ایجاد کنیم یا اگر وجود دارد، فعال شود آرام آرام به این دانش کافی می‏رسیم و می‏توانیم خیلی چیزها را متحول کنیم. اعتقاد من بر این است که تا این تحولات رخ ندهد قاعدتاً به شکل مهندسی می‏شود کارهایی کرد ولی باز به جای قبل خود و شاید بدتر از آن بر می‏گردد. یکی از مشکلاتی که داریم این است که در برنامه‏های اقتصادی کشور ما بیشتر روزمر‏گی حاکم است و برنامه ی بلندمدتی که همه ی سیاست‏ها در آن حاکم باشد تا حالا نداشتیم. حداکثر افق دید ما برنامه ی پنج ساله بوده است. تازه، اگر روی آن هم عمیق شویم، می‏بینیم که خیلی هماهنگی استراتژیک در نظام برنامه‏ریزی نیست و مدام برای دفع مشکلات آنی بوده است و این بحران همچنان ادامه پیدا می‏کند. بنابراین من احساس می‏کنم که در بخش اراده این اراده بوده و هست، اما خود این هم درجات دارد چون اگر اراده خیلی قوی باشد، برای عنصر اندیشه هم فضای لازم را ایجاد می‏کند و در عین حال نمی‏شود گفت که این اراده نیست، اما بحث سر چگونگی رفتن و داشتن طرح و برنامه برای رسیدن به یک نقطه ی مطلوب است. در بحث تفکر اسلامی، چیزی که خیلی ارزش دارد فرآیند احیاست و در فرآیند احیا کارآفرینی خیلی مهم می‏شود و این چیزی است که ما باید به آن توجه کنیم چون اسلام دین خلاقیت و دین تحول است ولی ما از این ظرفیت خوب استفاده نمی‏کنیم. اگر این را خوب درک می‏کردیم، متوجه می‏شدیم که آیات قرآن هم اشاره دارد آبادسازی زمین و استفاده از منابع بالقوه یکی از وظایفی است که خدا برای انسان روی زمین قرار داده است؛ با این نگرش ما چگونه می‏توانیم خام فروشی کنیم؟
اشتراک گذاری :
ارسال نظر