دوشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۸

خداحافظي با رانت نفتي

کد خبر : ۸۶۸۷۳
سال ها است که قطع وابستگي به صادرات نفت يکي از اهداف سياست گذاران نظام است. البته حالت ايده آل اين بود که اين قطع وابستگي به صورت داوطلبانه و در سال هاي گذشته ايجاد مي شد.

البته اگر بخواهيم علمي و از زاويه اقتصاد سياسي به موضوع نگاه کنيم بايد اين واقعيت را بپذيريم که هيچ دولتي با هر گرايش فکري حاضر نبود و نيست از درآمدهاي نفتي به صورت داوطلبانه صرف نظر کند؛ ولي اکنون که اين توفيق اجباري نصيب کشور شده مي توان به آن به ديده يک فرصت نگريست. درخصوص تاثير منفي درآمدهاي ارزي ناشي از صادرات منابع طبيعي از جمله نفت، ادبيات گسترده اي در اقتصاد وجود دارد که تحت عناويني چون «نحسي منابع طبيعي» شناخته شده است که از طريق سازوکارهاي مختلف اثرگذار مي شوند و براي سال ها – از چند سال قبل از پيروزي انقلاب تاکنون - در اقتصاد ايران تداوم يافته اند. 

يکي از اين سازوکارها «بيماري هلندي» است که طي آن درآمدهاي ارزي صادرات نفت وارد اقتصاد کشور شده و باعث تقويت مصنوعي پول ملي و کاهش نرخ ارز مي شد. آن هم در اقتصادي مانند ايران که سال ها است به تورم مزمن مبتلااست، در حالي که هر ساله سطح قيمت ها در حال افزايش بود، ولي نرخ ارز به اندازه تورم افزايش پيدا نکرد. به اين ترتيب توان رقابتي توليدکنندگان و صادرکنندگان داخلي تضعيف شد و واردات هر آنچه قابل تصور بود صرفه اقتصادي پيدا کرد. اين ثبات «مخرب» در نرخ ارز، چند سالي در اقتصاد کشور دوام آورد تا از سال گذشته وضعيتي که شاهد آن بوده ايم رخ داد.

يکي ديگر از سازوکارهاي مطرح شده درباره تاثير منفي درآمدهاي نفتي، رانت جويي است. نفت به عنوان يک منبع خدادادي داراي اين ويژگي است که هزينه نسبتا کمي صرف توليد آن مي شود و به قيمت بالايي فروخته مي شود؛ بنابراين در اقتصادهاي نفتي، خلاقيت و نوآوري براي توليد چندان جايي ندارد و خلاقيت ها عمدتا صرف اين مي شود که هر کسي چطور سهم بيشتري از اين درآمدهاي نفتي را از آن خود کند. به عبارت ديگر هر کسي چطور رانت بيشتري از اين درآمدها را نصيب خود کند. البته اين ويژگي منحصر به ايران نيست و ساير کشورهاي وابسته به صادرات منابع طبيعي و پرجمعيت نيز کمابيش مشکلات مشابهي دارند.

به نظر مي رسد در شرايط حاضر يک توفيق اجباري براي رهايي از اقتصاد نفتي فراهم شده است. از سال گذشته که صادرات نفت تقريبا به يک سوم کاهش پيدا کرده است، قيمت ارز نيز تقريبا سه برابر شده است. با اين الگو و از ديدگاه رياضي اگر صادرات نفت به صفر ميل کند، قيمت ارز نيز افزايش خود را مي تواند ادامه دهد؛ اما قرار نيست تا ابد تنها به صادرات نفت متکي بمانيم. اگر قدري اطمينان و ثبات در فضاي اقتصادي و سرمايه گذاري کشور ايجاد شود، انگيزه بالايي براي سرمايه گذاري و صادرات به کشورهاي همسايه-به ويژه عراق و افغانستان- وجود دارد و درآمدهاي ارزي را مي توان جذب و جايگزين درآمدهاي نفتي کرد. 

خلاصه اينکه به فکر ايجاد فضاي امن براي سرمايه گذاري باشيم، هزينه هاي دولت را بيش از اين افزايش ندهيم و چشم اميدمان بعد از خداوند متعال به کارآفرينان و توليدکنندگان واقعي بخش خصوصي باشد.

یادداشت مهدی نصرتی در دنیای اقتصاد
اشتراک گذاری :
ارسال نظر