هر کالا يک سلطان!
کد خبر : ۹۰۱۲۶
محمدعلي وکيلي
اينجا همه چيز عجيب است ولي عجيب تر از همه وضع اقتصاد کشور است. عظمت و بزرگي اقتصاد ايران نه در پيشرفت و ميزان توسعه يافتگي آن بلکه به دليل ظرفيتش در تحمل بلاها، آفات و مصيبتهاي مختلف است. اين اقتصاد ظرفيت تامين نان مردم را ندارد ولي ظرفيتش براي باندها پايان ناپذير است.اقتصادي که از يک سو مورد شديدترين تحريمهاي بينالمللي است، از سوي ديگر محل آزمون و خطاي مديران کارورز و تفريحگر ميباشد.
از يک طرف بهانه شعارهاي دهن پرکن و احساسات برانگيز سياسيون قرار ميگيرد. بسياري بنام اينکه حامل و پيام آور عدالت اجتماعي هستند و خود را در چهره فرشتههاي زميني براي تقابل با ديوهاي زالو صفت اقتصاد معرفي مينمايند و با اين شگردها به دنبال قهرمان سازي هستند.
از طرفي همين اقتصاد از چنان ظرفيتي نيز برخوردار است که به ازاء هر کالا، يک سلطان و يا باندي از سلاطين تشکيل شده است.
سلطان سيگار، مافياي واردات دارو، سلطان واردات شکر، باندهاي انحصاري واردات آهن، سلطان روغن، مافياي واردات خودرو، مافياي واردات ميوه، برنج، سلطان چاي، پسته و....
خلاصه به هر کالايي که بنگري تارهاي انحصار را مشاهده ميکني.
صفحات روزنامهها مملو از اخبار کشف باندهاي مافياي و سلطانهاي مختلف در حوزه اقتصاد ميباشد. همين چند روز پيش بود که خبر دستگيري سلطان محصولات پتروشيمي به تيتر يک روزنامهها تبديل شد. جالب است بدانيد هرکدام از کشفيات مذکور حامل اعداد و ارقامي است که در نگاه مردم ميتواند حلال تمام مشکلات باشد، ولي عجيب اين است که روند کشف و بازداشت و محکوميتهاي آنچناني، قدرت محدود سازي دامنه سلاطين اقتصاد را ندارد، بلکه همچون مار هزار سر، که با بريده شدن هر سرش بقيه سرها به جنب و جوش ميافتد وموجب رويش جديدي ميشود.
روند اقتصاد مافيا زده به شکلي است که بگير و ببندها اميد به بهبود را منتفي ساخته است و کشفيات و دستگيريها هيچکدام، راه حل نيست. باندها و مافياها و سلطانها هم علت بدبختيهاي اقتصاد نيست بلکه اقتصاد خود بدبخت است بايد چاره اساسي انديشيد. اقتصاد در زمين مافيا گرفتار شده است، اقتصاد دولتي مافيا پرور،و سلطان زاست. خاک اين اقتصاد مافيا پرور است. سلطان شدن در اين اقتصاد نه به هوش است و نه به دليل آقازادگي است، بلکه زمين اقتصاد دولتي و شبه دولتي، مهياي رويش هرزه هاست.
اکنون که به فصل رقابت انتخابات نزديکتر ميشويم به طور قطع تعدادي از نامزدها همچون اسلاف خويش، تلاش خواهند کرد با تکيه بر شعارهاي کليشه اي و ايجاد اميد کاذب، اعتماد مردم را صيد نمايند و فرصت تکيه زدن بر باورهاي مردم را بدست آورند ولي انتظار از مردم اين است که نيک بنگرند که کدامين از نامزدها درد را خوب شناخته اند و براي مقابله با آن به راه حل منطقي رسيده اند. اقتصاد ايران را بايد از ورطه بدبختي و فلاکت نجات داد تا اقتصاد، دولتي است بدبختي و فلاکت حاصل آن ميباشد.
بخش مهم وضع پيش آمده در زندگي امروز مردم، محصول بدبختي اقتصادي است. تحريمها سهم کمتري در وضع کنوني دارند، آن روز که درآمدهاي نفتي در وضعيت بسيار خوب قرار داشت سهم آن در سفره مردم بسيار ناچيز بود، فقرا فقيرتر و ثروتمندان غني تر بودند. امروز هم که درآمدهاي کشور به حداقل رسيده بازهم دودش به چشم فقرا و سودش به جيب اغنياء ميباشد بنابراين بايد اقتصاد را از ورطه مافيا و باند و رانت نجات داد. اقتصاد ايران ملي نيست، اقتصاد سهم گروههاي رانتي است. نقش مردم و سهمشان در اقتصاد بسيار ناچيز است، انحصارات ايجاد شده مانع دسترسي توده مردم ميباشد. چرخه اقتصاد به نفع جيب مردم نيست بلکه مردم زير اين چرخهها به نفع مافياها له ميشوند و البته منافعش در جيب گروهها و باندهاي قدرت است.
ارسال نظر