پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۶
تحلیل یک کارشناس از نوسانات بازار ارز :

زیان هنگفت ملت،سود عجیب دلال،پول در جیب دولت!

افزایش های شدید دلار و سپس سقوط های آزاد آن طی چند روز، می تواند آثار زیانباری به اقتصاد کشور وارد کند و از همه مهمتر اعتماد مردم به مدیریت بانک مرکزی و دولت را از بین می برد.
کد خبر : ۹۰۸۲۳
در این برهه از زمان و با توجه به شرایط سخت اقتصادی، افت قیمت دلار حتی به اندازه یک ریال، همگان را خوشحال می سازد. درست است که متضررین این امر در ابتدا ناراحت می شوند ولی در نهایت با بهبود شرایط کشور، زندگی بر همگان آسان تر شده و مطمئناً در این اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی کاهش قیمت دلار در نهایت به نفع اقتصاد و مردم است. بنابراین عموم مردم و صاحب این قلم نیز به نوبه خود از طرح کاهش قیمت دلار استقبال می کنند. اما کاهش قیمت دلار به هر شکلی، الزاماً مثمرثمر نیست. تصمیمات مقطعی و خلق الساعه، بزرگترین عامل گمراهی مردم است و باعث می شود اعتماد در جامعه از بین برود، و زمانی که اعتماد از بین برود، هیچ خلاقیت و سازندگی ایجاد نمی شود. بنابراین، می بایستی واقعیت ها را در این وادی کاملا بررسی کرده و بدانیم به کدام سمت حرکت خواهیم کرد.

نکته مهم در این خصوص این است که در مدیریت های اقتصادی و مخصوصاً مدیریت قیمت دلار ما هیچگاه حد تعادل را حفظ نمی کنیم و به اصطلاح یا رومی روم یا زنگی زنگ، به این معنا که یا دلار را به سرعت به نقطه اوج می بریم و یا به سرعت به نقطه قعر می کشانیم و هیچگونه تعادلی در این خصوص اعمال نمی کنیم. مانند پاندول ساعت که هر وقت ولمان می کنند، یا به منتهی علیه راست متمایل می شویم و یا به منتهی علیه چپ، و هرگز در نقطه تعادل نمی ایستیم.

براستی چرا دلار در این چند سال اخیر در ایران اینگونه مدیریت می شود. ظرف 10 روز دلار 3000 تومانی را تا 4000 تومان بالا می بریم و سپس ظرف 3 روز آنرا تا 3150 تومان کاهش می دهیم. گویی حرکت و نوسان معقول دلار و حد اعتدال در این وادی وجود ندارد. و از همه مهمتر اینکه افزایش و یا کاهش تدریجی دلار دیگر معنا ندارد. در این بین نیز مرتباً اصرار می شود که مردم را از خرید دلار و نگهداری آن دور کنند اما با قدری تأمل متوجه می شویم، این مردم عادی که ظرف یکی دو سال گذشته ارزش دارایی های آنها به یک چهارم تقلیل یافته است، به فکر می افتند که برای جلوگیری از کاهش ارزش بیشتر دارایی های خود کمی در بازار دلار، سرمایه گذاری کنند، تا در صورت افت بیشتر ارزش ریال، زیان آن را جبران نمایند. بنابراین بصورت Hedge و یا پوشش ریسک ناشی از تورم داخلی و افزایش قیمت دلار کار بسیار عقلانی و معقولی انجام می دهند. به این علت که رشد قیمت دلار در سال های گذشته که بدون دخالت مردم بوجود آمده است، منجر به کاهش ارزش داراییهای مردم به 1.4شده است. بنابراین مردم به ناچار بخشی از سرمایه خود را وارد بازار دلار می کنند تا در صورت رشد بیشتر کمی از ارزش از دست رفته داراییهای خود را باز پس گیرند. ولی نکته جالب اینست که یکدفعه دلار از 4000 تومان سقوط آزاد تا 3200 را تجربه می کند که این به آن معناست که مردم عادی یکبار ارزش دارایی های خود را 1.4 دیده اند و حالا مجدداً نیز با افت قیمت دلار 25 تا 30 درصد دیگر نیز زیان کرده اند. این مطلب در همه جای دنیا وجود دارد که مردم و سرمایه گذاران با توجه به شرایط خوب و بد اقتصادی، خرید طلا و ارزهای خارجی را به منظور پوشش ریسک خود انجام می دهند. ولی معلوم نیست، چرا این کار عادی امروز در ایران مرتباً نهی می شود و دولت در پس ضربه زدن به این نوع مردم است. البته، این ضربه نصیب دلال ها و سفته بازها که شرایط متفاوتی، دارند نیز می شود.

چرا قیمت ارز در چند روز گذشته افت کرد؟

افت قیمت دلار در چند روز گذشته ناشی از 3 عامل بوده است:

1- ایجاد جو روانی مثبت بعد از مذاکرات ایران با 1+5 و مخصوصا سخنان صالحی وزیر امور خارجه در دو روز گذشته مبنی بر رفع تدریجی تحریم ها از امروز.

2- تزریق شدید دلار به اتاق ارزی در دو روز گذشته که معادل 4.5 برابر میانگین ارز روزانه این اتاق بوده است.

3- سخنان رییس جمهور که در جلسه با مدیران عامل بانک ها گفت: نرخ های کاذب دلار هر چه سریع تر می بایستی بشکند و از همه مهمتر که مطرح کرده "ذخایر ارزی کشور در سطح بسیار بالایی است و حتی در بعد از انقلاب هم، این میزان ذخایر ارزی بی سابقه است و تحلیلگران دچار توهم کسری ذخایر ارزی شده اند."

بنابراین به واسطه این سه علت اصلی قیمت دلار سقوط آزادی را طی دو تا سه روز اخیر، تجربه کرد. اما نکات بسیار جالب در خصوص این عوامل موثر این است که اگر ذخایر ارزی ایران مطابق گفته ریاست جمهور فراوان بود، کمبود ارز فقط توهم تحلیل گران است، باید به این نکات توجه داشت که: اگر واقعاً ذخایر دلار در کشور فراوان است و حتی در طول انقلاب اسلامی این حجم از ارز در حساب های دولت وجود نداشته است، پس چرا تا به حال هیچ اقدام یا مدیریتی در خصوص کنترل قیمت ارز رخ نداده است. حدود یک ماه پیش قیمت دلار ظرف 10 روز از 2800 تومان تا 4000 تومان افزایش یافت پس چرا دولت هیچ کاری در خصوص کنترل آن انجام نداد، ولی امروز ظرف 3 روز 15 درصد قیمت را کاهش می دهد.

1- آیا بانک مرکزی و دولت نمی دانند با رشد قیمت دلار و عدم مدیریت صحیح آن تمامی کالاها به واسطه آن و بصورت دومینو افزایش قیمت می یابند، از طرف دیگر چنانچه دلار سقوط کند، دیگر قیمت کالاها که بواسطه دلار افزایش یافته بود، کاهش قیمت نمی یابند. آن نزدیک شب عید، پس چرا زود تر از این ها، مدیریت نرخ ارز صورت نگرفت؟

2- رئیس جمهور در نشست مطبوعاتی خود در هفته گذشته چندین بار اعلام کرد که راجع به دلار حرف نزنید و هیچ صحبتی از نرخ دلار در بودجه به میان نیاید، پس اگر دولت بی سابقه ترین ذخایر دلار را دارد، چرا قیمت دلار در بودجه تعیین نشد. و از همه مهم تر چرا در آن جلسه، هیچ صحبتی از ذخایر خوب دلار عنوان نشد؟

3- بارها نمایندگان مجلس و افراد واجد شرایط عنوان کردند که با کمبود شدید ارز مواجه هستیم و صندوق ذخیره ارزی یک دلار پول ندارد. حال چگونه است که در حال حاضر بیشترین حجم ذخیره دلار را دارا هستیم؟

4- حذف الویت های ده گانه در خصوص دریافت نرخ ارز مرجع و سپس تصویب قوانین جدید هر روزه در خصوص حذف برخی از الویت ها، نشان از این دارد که کشور کمبود ارز دارد و یا حذف ارز مسافرتی و غیره همه دلالت بر این امر دارند.

5- معمولاً ارز یا در صورت فروش نفت یا صادرات غیر نفتی وارد ایران می شود. در خصوص فروش نفت در سال جاری، طبق اعداد و ارقام حدود 50 درصد از بودجه عقب تر هستیم و مرتباًً فروش نفت ایران کاهش می یابد و از طرف دیگر، با خود تحریمی جدیدی که در خصوص ممنوعیت صادرات 52 قلم کالای پتروشیمی انجام داده ایم ارز کمتری را نسبت به سال های گذشته وارد ایران می کنیم.

6- سوال بعدی این است که میزان پیش بینی نفت در بودجه 92 بیست میلیارد دلار کمتر تخمین زده شده و میزان فروش آن نیز تعیین نشده است. پس اگر ما ذخایر دلار کافی داریم به این معناست که طی سال جاری نفت خوبی فروخته ایم. پس چرا پیش بینی فروش نفت امسال در بودجه حدود 30 درصد حتی کمتر از سال جاری است. در ضمن از مشکلات نقل و انتقال مالی و حواله ارز به داخل هم چشم پوشی می کنیم.

7- اگر ذخایر دلار در طول سی سال گذشته به بیشترین رقم رسیده است پس چرا در جلسه نشست خبری هفته پیش رئیس جمهور گفت که سال بسیار سختی پشت سر گذاشته ایم و این تحریم ها میزان ارز آوری را تحت شعاع قرار دادند و همچنین گفته شد با هر کشوری که می خواهیم کاری انجام دهیم، آمریکا وارد عمل می شود و کار شکنی می کند. پس چگونه علی رغم این اتفاقات ذخایر ارزی ما بیشتر از هر زمان دیگر است.

8- اگر ذخایر ارزی به وفور وجود دارند که انشاالله داشته باشند، چرا تا دیروز که قیمت دلار را می خواستند کاهش دهند در هیچ زمان دیگری این مسئله در هیچ کجا و در هیچ سخنرانی اعلام نشده بود. آیا مردم این مملکت غریبه هستند که مهم ترین عامل اقتصادی را از آن بی خبر باشند و همچنین چرا با وجود فراوانی ارز قرار است خرید و فروش دلار جرم تلقی شود؟

9- مجدداً اگر این ذخایر کافی دلار وجود دارد، می بایستی از دولت و بانک مرکزی سوال کرد پس چرا گذاشتید قیمت دلار به 4000 تومان برسد که همه قیمت ها را هم به دنبال خود به بالا بکشاند نکته مهم اینست که با سقوط دلار به قیمت های پایین تر، اجناس گران شده را به پایین بر نمی گرداند به این علت که فروشندگان، مواد خود را با دلار 4000 تومان در هفته قبل خریده اند و اگر قیمت خود را پایین بیاورند مسلماً زیان خواهند کرد و نکته مهم دیگر این است که هیچ اعتمادی وجود ندارد که قیمت ارز دوباره به سمت بالا برنگشته و موجب ضرر دو جانبه آنها شود.

اگر واقعا، ذخایر ارزی کشور زیاد است که دیگر هیچ احتیاجی به عوامل دیگر برای کاهش قیمت ارز لازم نیست، تزریق دلار به بازار به بیش از نیاز متقاضیان، قیمت را به تدریج کاهش خواهد داد.

هر ابزار مالی که با سقوط شدید قیمت کاهش یابد، همان قدر ریسک افزایش شدید قیمت را نیز به دنبال دارد. پس چرا حرکت های تدریجی بر روی دلار صورت نمی گیرد تا مردم هم اعتماد بیشتری به قیمت ها پیدا کنند.

از جمله سوال دیگر نیز این است، که چرا در یک ماه پیش طی یک روز قیمت دلار به 4000 تومان رسید. برخی از تحلیل گران معتقدند قیمت دلار عمداً بالا برده شد تا دولت 2.7 میلیارد دلار برداشتی از صندوق توسعه ملی جهت پرداخت عیدانه و دیگر هزینه ها را با دلار بالاتر نقد کنند و بلافاصله پس از واریز آنها به حساب مردم، رییس جمهور خواستار شکست حباب دلار شد. در سقوط آزاد دلار، چون فرصت خروج به موقع وجود ندارد، بیشترین مردمی که ضرر می کنند افراد عادی هستند که می خواستند با خرید دلار بخشی از ارزش از دست رفته دارایی های خود را جبران کنند که متاسفانه در این فراز و نشیب ها همیشه این مردم عادی هستند که ضرر می کنند، بطوریکه ظرف این دو روز قبل 15 درصد دیگر به زیان آنها اضافه شد. افراد رانت خوار و سفته باز، معمولا به علت دارا بودن سرمایه های سنگین و اطلاعات نهانی، کمتر دلار را می فروشند و ضرر می کنند.

اگر دولت ذخایر کافی دلار در اختیار داشته، ولی هیچ کاری در جهت کنترل و مدیریت ارز تا هفته پیش انجام نداده است، جای بسی تاسف دارد.

روی دیگر سکه، این است که شاید هیچ ذخایر دلاری وجود ندارد و نه تنها توهم تحلیگران نیست بلکه واقعیت تحلیلگران از اوضاع ذخایر ارزی کشور در این برهه از زمان با استفاده از جو روانی نشست 1+5 وتزریق کمی دلار در بازار موجبات سقوط آن را فراهم کرده اند که اگر این واقعیت داشته باشد، قیمت دلار به زودی به قیمت قبل باز خواهد گشت و مجدداً یک سری مردم عادی این میان سرمایه خود را از دست داده اند.

این افزایش های شدید دلار و سپس سقوط های آزاد آن طی چند روز، می تواند آثار زیانباری به اقتصاد کشور وارد کند و از همه مهمتر اعتماد مردم به مدیریت بانک مرکزی و دولت را از بین می برد.

در آخر نیز همیشه این سوال وجود دارد که بواسطه عدم مدیریت صحیح، چرا قیمت ارز در کشور ما قیمت تعادلی ندارد و همیشه همه مردم باید نگران باشند که یک هفته دیگر قیمت در اوج است و یا سه روز دیگر قیمت در قعر. آیا با چنین شرایطی می توان کوچکترین تصمیم کاری برای آینده اتخاذ کرد؟ البته که خیر ضمناً از خداوند منان خواستاریم ذخایر دلار کشور همیشه در بالاترین سطح خود باشد که اگر نباشد وضعیت بازار ارز در روزهای آینده برای هیچ کس قابل پیش بینی نخواهد بود. در مورد حذف تدریجی تحریمها نیز می بایستی طرفین دیگر این نشست هم چنین حرف هایی را تأکید نمایند تا به صورت بالفعل در آید.

علی دهدشتی - کارشناس بازار سرمایه

اشتراک گذاری :
ارسال نظر