پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۶:۴۹

وقتی ما را «جیگر » فرض می‌کنند

کد خبر : ۹۱۴۴۲
سجاد فیروزی
حکایت، حکایت بامزه‌ای است؛ چند رکابزن جویای نام برای بالابردن پرچم کشورمان راهی دیار غربت می‌شوند تا ضرب‌المثل «هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد» را از نزدیک لمس کنند. رقابت‌های قهرمانی دوچرخه‌سواری آسیا را می‌گویم که دست بر قضا به میزبانی کشور هند برگزار شد. در این رقابت‌ها در ماده پیست چند مدال که البته هیچ‌يك طلایی نبود به دست آمد و بعضا مثل همین ماده 200 متر رکوردی هم زده شد. خب، تا اینجا خیلی ممنون! این تشکر بابت سه مدال نقره و سه مدال برنزی بود که رکابزنان تیم‌ملی با مشقت‌هایی که در راه سفر داشتند به دست آوردند.
در این بین مسئولان فدراسیون دوچرخه سواری کشورمان که شمارش را خوب بلد بودند تصمیم گرفتند 3 را به‌علاوه 3 کنند و درست به عدد جادویی 6 برسند. همان عددی که باعث شد طلاهای دیگر کشورها را ندیده بگیرند و خیلی سریع با جمع سرانگشتی، ما را در رتبه دوم قرار دهند و عنوان نائب قهرمانی را که رنگ و لعاب به نسبت خوبی هم دارد، جلوی اسم تیم دوچرخه‌سواری کشورمان بنویسند. این ماجرا درست در زمانی اتفاق افتاده که همه جای دنیا پرواز پشه را هم از طریق اینترنت آن هم از نوع دایال آپش، می‌توان رصد کرد و ضریب سرعت بر ثانیه‌اش را هم سنجید چه برسد به نگاه کردن به سایت رسمی این رقابت ها! یعنی در عصری با چنین امکانات یک دفعه سایت فدراسیون دوچرخه سواری، فدراسیونی که سنگینی تعلیق را تا اعماق وجود (!) حس کرده و می‌کند، تصمیم می‌گیرد ما (من و همکارانم) را «جیگر» فرض کند. یعنی هیچ فکری در این نهاد وجود نداشته تا منطق را به کار بگیرد و طلای دیگر رقبا را فدای نقره و برنز ما نکند؟ قضاوت با خودتان.
 به هر حال به همین خوشمزگی عنوان ششمی ما در رقابت‌های دوچرخه‌سواری هند در ماده پیست تبدیل به عنوان نایب‌قهرمانی می‌شود و رسانه‌های فعال در امر «کپی‌ پیست» هم خیلی سریع این افتخار‌آفرینی را مخابره می‌کنند! حالا که بحث به اینجا کشید باید اشاره کرد که در این جامعه در بحث خرد و کلان «جیگر‌پنداری» مد شده است؛ ابتدا در موضوعی ساده باید به ماجرای کافی‌نت محلمان اشاره کنم که تا مسئله «خرد» نمود بیشتری پیدا کند؛ چندی پیش و در حین گشت و‌گذار برای خبرها صدای خانمی را پشت سرم شنیدم که از مسئول کافی‌نت تقاضای جالبی داشت: «می‌خواهم کارنامه دخترم را به نمره‌های 20 تغییر دهم »!
البته این خانم که از لرزش صدایش پیدا بود نگران پاسخ منفی مسئول است، خیلی سریع جمله‌اش را تکمیل کرد: «مشکلی نیست؛ نمره‌ها همه 19 هستند و فقط به این دلیل که اهل فامیل نگویند دخترم نمره‌هایش 20 نیست می‌خواهم این کار را انجام دهم.» بازی با عدد! در آن موقع خوشحال بودم که این بار من و همکارانم در زمره افرادی نیستیم که قرار است «جیگر» فرض شویم ولی بی‌درنگ به یاد زمانی افتادم که پدیده «جیگر‌پنداری» مصداقی رسمی پیدا کرد؛ همان زمانی که مناظره‌های معروف تلویزیونی به راه افتاد و بازی با اعداد همه فکرها را منحرف کرد تا واقعیت رنگ دیگر و البته سمت و سوی دیگری پیدا کند. با چیدن این المان‌های ساده کنار هم البته باید تا حدودی هم به فدراسیون دوچرخه‌سواری حق داد که مشروعیت را از طریق کانال اعداد به دست بیاورد و ناکامی در تکرار موفقیت فدراسیون قبلی را این طور جبران کند. می‌ماند مشکل من و همکارانم که جیگر فرض شده‌ایم که این موضوع هم تازگی ندارد. 
اشتراک گذاری :
ارسال نظر