وسوسهای به نام درآمدهای میلیونی
کد خبر : ۹۴۵۶۵
احسان تاجی
معمولا دوستان جرقه مهاجرت و کار در آن سوی آبها را، روشن میکنند و وقتی پای کار و دستمزد به میان میآید، آنجا که قرار است زندگی راحت و پساندازی برای آینده ندیده داشت، جوانان از بسیاری دستمزدهای ارزی، تامین سرپناه توسط کارفرما و نشستن پشت فرمان خودروهایی حرف میزنند که در ایران باید با دیده لوکسنشینی به آنها نگاه کنند. از دستمزدهایی میگویند که دوستانشان در کشورهای همسایه بهخصوص کشورهای حاشیه خلیجفارس میگیرند و زندگی راحتی که دارند.
این دستمزدها معمولا به ریال محاسبه شده و با دستمزد کارگرانی قیاس میشود که در ایران کار مشابهی انجام میدهند تا مهر تاییدی بر کار و فعالیت در خارج و گرفتن حقوق ارزی باشد. در عین حال این مقایسه، شکاف عمیقی بین حقوق و معاش کارگران ایرانی را به نمایش میگذارد؛ شکافی که یک زندگی راحت و داشتن یک خودرو را برای آنها تبدیل به رویایی شبانه کرده و بسیاری از جوانان ایرانی را برای کار در آن سوی آبها وسوسه میکند.
روزی دوستی را دیدم که سه سال پیش برای کار به امارات رفته بود، وقتی در مورد کاروبارش در کشوری پرسیدم که با ما همسایه آبی است، طوری برایم حرف میزد که حس کردم اگر واقعیت باشد بهشتی است که هر جوانی دوست دارد در روزهای اوج جوانیاش آن را تجربه کند، زندگی راحتی داشته باشد و بتواند با درآمدش خودرویی بخرد، پسانداز کند و خلاصه زندگی خوبی داشته باشد.
میگویند دستمزد کارگران ایرانی که در شیخنشین امارات مشغول به کار هستند، از ماهیهزار و 500 درهم شروع میشود و به ماهی ششهزار درهم نیز میرسد. در این میان، نقش دیگری از وسوسه رقم میخورد، آن هم هزینههای مسکن و خوراک است که بر عهده کارفرماست و ماهانه حدودهزار و 200 درهم است.
شاید همین شنیدهها وقتی هر درهم را 900 تومان در نظر بگیریم، برای وسوسه کردن هر جوانی کافی باشد تا به مهاجرت ترغیب شود، البته اگر امکان رفتن وجود داشته باشد و بتواند برود، چراکه حقوق ماهانههزار و 500درهمی در امارات، به پول ایران، حدود یکمیلیون و 350هزار تومان میشود و اگر تخصص داشته باشد و بتواند کاری تخصصی در این شیخنشین پیدا کند میتواند به پول ایران ماهی پنجمیلیون و 400هزار تومان دستمزد بگیرد.
هرچند این وسوسه تازه اول راه است و باید پرداخت هزینهها را بهصورت ارزی در کنار درآمد ارزی در نظر داشت اما چون مهاجران از شکاف درآمد و هزینه در کشورهای همسایه بهخصوص حاشیه خلیجفارس کمتر صحبت میکنند و بیشتر از دریافتیهایی میگویند که امکان پسانداز و آیندهنگری را فراهم میکند، بسیاری دیگر به هزینههای ارزی و بالا بودن هزینههای زندگی در این کشورها نگاه نمیکنند و به قولی چشمشان فقط دستمزدی را میبیند که به درهم دریافت میکنند.
وضعیت کارگران و تعریف کارگر در امارات متحده و ایران متفاوت است، در امارات هر «شیخ نشین» قوانین مخصوص به خود را دارد، برای مثال در ابوظبی کارفرما باید کارگران را بیمه کند، قانونی که در سایر شیخنشینها مثل دوبی و شارجه اجباری نیست. در مورد میزان حقوق و ساعات کار هم تفاوتهایی وجود دارد، اما همواره این دستمزد بیشتر ازهزار و 500 درهم است و معمولا نیز کارفرماها هزینههای مسکن و خوراک را میپردازند.
مقایسه حقوق و دستمزد بین مشاغل مشابهی که جوانان ایرانی در امارات و ایران دارند، میتواند بهخوبی دلیل گرایش زیاد جوانان ایرانی به مهاجرت و کار در آن سوی آبها را به نمایش بگذارد.
«حسن» جوان 26 ساله ایرانی است که سه سال برای کار به امارات رفته و در یک موبایلفروشی در «شارجه» مشغول بهکار است. از کارش راضی است و در مورد هزینههای زندگی در امارات و میزان پساندازی که میتواند ماهانه داشته باشد، میگوید: «هزینه زندگی در امارات بسیار زیاد است، اما کارفرما قسمت عمده آن، یعنی مسکن و غذا را تامین میکند.» او میگوید: «ماهانه بین 1500 تا 2000 درهم از حقوق دریافتی 3000 درهمی ماهانهاش را پسانداز میکند چون مسکن و خوراک که برایش هزینه ندارد و هزینه خرید یک دست لباس و شلوار مرغوب، حدود 300 درهم (حدود 270هزار تومان) است. یعنی یکدهم حقوق ماهانهاش.»
اما «علی» در تهران حرف دیگری میزند. علی در یکی از مغازههای موبایلفروشی خیابان جمهوری با حقوق ماهانه 900هزار تومان مشغول بهکار است. وقتی در مورد پسانداز ماهانه از او میپرسم لبخند میزند، میگوید: «هزینههای زندگی تامین شود کافی است، پسانداز نمیخواهیم» علی نیز برای کار به تهران آمده و اجارهنشین است، اما هزینه مسکن را باید از 900هزار تومان حقوقش بپردازد؛ هزینهای که کمی کمتر از نصف حقوقش را در خود میبلعد.
برای خرید یک دست پراهن و شلوار معمولی- نه خیلی مرغوب ـ باید حداقل صدهزار تومان هزینه کند؛ هزینهای بیشتر از یکنهم کل حقوقش.
فرشاد، 31 سال دارد و در اطراف بازار به باربری مشغول است، کاری سخت، با حقوقی اندک. در مورد حقوقش میگوید: «روزی دست خداست، حقوق ما ثابت نیست، هرچه بیشتر کار کنیم بیشتر حقوق میگیریم، ولی این روزها کار و کاسبی زیاد نیست، ماهی هفتصد، هشتصد تومن دریافت میکنیم.»
با یک حساب سرانگشتی میبینیم که کارگران در ایران فقط از پس تامین مایحتاج خود، آن هم بهسختی برمیآیند. مثلا اگر فرشاد قصد خرید خودرو داشته باشد، برای یک پراید کارکرده مدل 91 باید مبلغی حدود 16میلیون تومان بپردازد. یعنی تمام حقوق 20 ماه کارش را، کاری که عملا امکان آن وجود ندارد.
اما در امارت کارگران وضع دیگری دارند، «حمزه» کارگری است که در اسکله کار میکند، درآمد ماهانهاش حداقل دوهزار درهم است؛ بدون هزینه مسکن و خوراک. اگر تنها نصف حقوقش را کنار بگذارد در عرض یک سال میتواند یک تویوتا کرولا مدل 2005 بخرد، با اینکه میزان کارکرد آن از پراید مدل 91 بیشتر است اما هنوز از نظر کیفیت با پراید قابل مقایسه نیست.
«در امارات کسی برای خرید خودرو پول نقد نمیدهد، فقط کافی است یک حساب بانکی داشته باشید و یک ضامن، هر خودرویی بخواهید میتوانید بخرید و اقساط آن را بدهید، میزان قسطها هم با مشتری است.» اینها را طیب، فروشنده کنسولهای بازی میگوید، خودش پرادو 2010 دارد و ماهانه پنجهزار درهم حقوق میگیرد.
طیب از وضعیت بهداشت و درمان کارگران ایرانی در امارات ناراضی است و میگوید: «تنها در ابوظبی کارگران کارت بهداشت دارند و هزینههای درمانی کمی میپردازند، در سایر شهرها این قانون وجود ندارد، خود من برای بیماری کلیه مجبور شدم چندبار به پزشک مراجعه کنم و تقریبا حقوق یک ماهم صرف درمان شد. ویزیت دکتر بین صد تا 200 درهم است، هزینه دارو هم هست.»
او همچنین از بالا بودن ساعات کاری گله دارد و میگوید وقتی برای تفریح ندارد: «صبح از ساعت 9 تا 1 ظهر و عصر از ساعت 4 تا 11 شب مشغول کارم، تعطیلی چندساعته ظهر هم که برای استراحت و ناهار است، شب هم که اینقدر خستهایم که فرصت تفریح نداریم، البته گاهی با دوستان بعد از تعطیلی مغازه سری به گردشگاهها میزنیم. یکی، دو ماهی یکبار هم به سینما میرویم، هزینه تفریح در امارات بسیار بالاست، بلیت سینما بین 50 تا 100 درهم است.»
هرچند این دستمزدها و زندگی که نقشی از آرامش میزند، وسوسهکننده است اما بسیاری از کارگران جوان ایرانی ساکن امارات با وجود رفاهی که در زندگی دارند ترجیح میدهند در صورت امکان حتی با حقوقی کمتر در ایران کار کنند. دوری از خانواده، رفتار بدی که در سالهای اخیر در شیخنشین با ایرانیها میشود، پس از مهاجرت انگیزههای ادامه حضور در این کشور را از ایرانی میگیرد در این میان باید، شرایط سخت کار، ساعات بالای کار، کم بودن تعطیلات و مرخصیهایی که کمتر داده میشود از جمله مشکلاتی است که ایرانیها را به بازگشت به وطن تشویق میکند اما وقتی شرایط کار مهیا نیست و بیکاری در انتظار جوانان و کارگران ایرانی مهاجر است، راهی جز باقیماندن در غربت نیست.
ارسال نظر