بازی با معدن!
کد خبر : ۹۵۴۷۵
حسین حقگو
«استخراج ارز از معادن» از آخرین نظراتی است که در هفتههای اخیر درباره بخش «معدن» در سطوح بالای اجرایی کشور عنوان شده است. عبارت فوقالذکر توسط معاون برنامهریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت بیان شده، اما سخنانی همچون «من یقین دارم ما ظرف پنج تا ششماه میتوانیم ظرفیتهای مختلف عرصه معدن را فعال کرده و آن را جایگزین نفت کنیم» و «دولت یک بررسی انجام داده که طبق آن معادن کشور قابل تقسیم به 250هزار بلوک معدنی است که در حال حاضر کمتر از 15هزار بلوک آن استفاده میشود» و «در معدن انحصارهای سنگین درست شده است و نمیگذارند مردم وارد عرصه معدن کشور شوند» و... از جمله اظهارات رییس قوه اجرایی کشور است که نشانگر نقشه و طرحی مشخص و منسجم برای رفتاری دیگرگونه با معادن کشور است.
ایجاد «کارگروه توسعه معدن» به دستور آقای احمدینژاد که به گفته وزیر صنعت، معدن و تجارت «نشان از اهمیت بالای حوزه معدن و صنایع معدنی نزد دولت است» نیز بیانگر عملیاتیشدن این طرح است. حال سوال این است که بهراستی چه اتفاقی افتاده که «معدن» اینچنین عزیز و مقرب شده است؟ آیا کشفیات جدیدی در این حوزه روی داده و امری ناشناخته در پتانسیل این بخش مکشوف شده که یکشبه «معدن» عزیزدردانه قوه اجرایی کشور شده است؟
واقعیت آن است که نهتنها هیچ اتفاق مثبتی در بخش معدن (باوجود مزیتهای فوقالعاده آن همچون وجود 60نوع ماده معدنی و ذخایر بیش از 55میلیارد تنی و...) نه در روزها و ماههای اخیر و بلکه سالهای اخیر نیفتاده است که این بخش بیش از هر زمان دیگری مهجور و دچار سوءمدیریتها و تصمیمات غلط شده است. آخرین تصمیمات عجیبوغریب یکشبه، ممنوعیت ثبت و اکتشاف معادن جدید در کشور از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت و خلق تعاریف جدید در حوزه معدنکاری (بلوکبندی، پهنهبندی) در اختیار ستاد اجرایی توسعه بخش معدن استان (استانداریها) نهادن تصمیمگیریهای معدنی است. همچنین کاهش وامهای اکتشافی و سایر حمایتهای مالی، سرمایهای و تجهیزاتی از معدنکاران و بیثباتی مدیریتی در بزرگترین و مهمترین هلدینگ معدنی و صنایع معدنی کشور و... در واقع اقدام مثبتی را که در حوزه معدن و صنایع معدنی کشور طی این سالها شاهد بودهایم را باید مدیون بخش خصوصیای بدانیم که در چند دهه فعالیت خود توانسته پشتوانه محکم و قدرتمندی از فکر و کار توسعهای در بخش معدن را ساماندهی کند.
اما آنچه اکنون مایه نگرانی است، حضور دولت با نگاه درآمدی و رفتار احساسی و بلندپروازانه و برنامههای فاقد پشتوانه کارشناسی در حوزه معدن است که بیم آن میرود که همان آسیبهای جدی را متوجه بخش معدن کشور کند که با اقداماتی همچون طرحهای زودبازده، طرح آمایش صنعت و معدن، طرحهای هشتگانه فولاد و خودکفایی در این حوزه به صنعت کشور در سالهای اخیر وارد کرد. با این تفاوت که برهمزدن ساختار و روابط قوامگرفته حوزه معدن-بدون استراتژی و نگاه راهبردی-که با مناسبات محلی و بومی گره خورده است، نه فقط باعث ضرر و زیان شدید اقتصادی کشور میشود بلکه ایجاد تعارضات اجتماعی و بیثباتی در عرصه منطقهای و شاید ملی، بازیکردن با آتش است که باید از آن سخت پرهیز کرد.
ارسال نظر