چرا بازار سرمايه ايران كارآيي لازم را ندارد؟
کد خبر : ۱۲۴۷۹۰
داوود محمدي
كارشناس بازار سرمايه
عملكرد صحيح بازار سرمايه در توسعه اقتصادي هر كشور اهميت خاصي دارد. از آنجا كه كارآيي بازار سرمايه بيانگر عملكرد آن است. در اين نوشتار به بررسي كارآيي بازار سرمايه ايران به عنوان يكي از مقياسهاي ممكن توسعه بازار سهام ميپردازيم. بررسي مفهوم كارآيي در بازارهاي نو ظهور سهام طي دهه گذشته اهميت بيشتري يافته است. كارآيي بازار به اين دليل كه چگونگي تغيير قيمت دارايي در بازارهاي مالي و نحوه وقوع اين تغييرات را توضيح ميدهد، يكي از مهمترين و اساسيترين موضوعات در امور مالي ميباشد.
معمولا كساني كه مدعي كسب سودهاي بيش از معمول در بازار هستند (تكنيكاليستها)، بازار كارآ را باور بيهوده محققان ميدانند كه به ارائه گزينشي نتايج كارشناسان بستگي دارد. حالا نظريه بازار كارآ چيست؟ هر چند اين اصطلاح توسط فاما اختراع شد ولي مفهوم آن از اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 خصوصا با كار معرف باشيليه (Bachelier) در مورد رفتار قدم زدن تصادفي در بازارهاي مالي شناخته شده بود كه براساس استدلالهاي ساموئلسون (برنده جايزه نوبل) در سال 1965 زماني بازارهاي مالي داراي كارآيي لازم هستند كه قسمتهاي انتظاري بهطور تصادفي نوسان كنند و اين مفاهيم توسط فاما به صورت دقيقتري صورت بندي شدند؛ به طوري كه بازار كارآ بازاري كه از هزاران خريدار و فروشنده و سوداگر حرفهاي تشكيل شده است. كه هيچ جزيي از اطلاعات را هدر نميدهد در نتيجه هرچيزي كه بتوان از طريق پيشبيني يا تحليل اطلاعاتي در مورد آينده يك دارايي دانست همان لحظه روي قيمت دارايي منعكس شده است و ديگر جايي براي بهره بردن از اين تحليل باقي نميگذارد. به عنوان مثال يك معاملهگر براساس روندهاي قيمتي يا پيشبيني روندهاي آينده به اين نتيجه برسد كه قيمت سهام در ماه آيند ه بالا خواهد كرد و لذا تصور كند كه با خريد و نگهداري سهم ميتواند از تحليل خود كسب سود كند. بر اساس نظريه بازار را به محض اينكه چنين فكري از ذهن اين تحليلگر ميگذرد، قيمت فعلي سهم جهش خود را انجام داده است و ديگر جايي براي اين معامله پر سود نيست چون هزاران تحليلگر همان فكر راكرده و از پشت رايانههاي شان دستور خريد داده و قيمت سهم مورد نظر را بالا بردهاند. مشاركت مهمي كه فاما در اين بحث داشت توجه دادن به موضوع بازده مورد انتظار پاداش ريسك بازار در تحليل مساله بود؛ به طوري كه معاملهگر داستان ما اگر آن سهم را بخرد به صورت متوسط سود صفر به دست نميآورد بلكه متناسب با ريسكي بودن سهم مقداري بازده مازاد دريافت ميكند ولي ديگر جايي براي فرا رفتن از اين بازده وجود ندارد. همه تحليلگران و معاملهگران به صورت متوسط همان پاداشي را دريافت ميكنند كه سطح ريسكي بودن (يا بتاي) دارايي تعيين ميكند در واقع نظريه بازار كارآ ادعايي بسيار قوي است در مقابل كساني كه مدعي هستند با روش تكنيكال و جادوي شمع و ستون و امثال آن ميتوانند رفتار بازار را پيشبيني كرده و سود كسب نمايند.
اساسا در اقتصاد سه نوع كارآيي در نظر گرفته ميشود: 1- كارآيي عملياتي 2-كارآيي اطلاعاتي 3-كارآيي تخصيصي (فرانك فور تروملگوم، 1996).
1-كارآيي عملياتي به حالتي از بازار اطلاق ميشود كه در آن معاملهكننده در هر دو حالت ورود مستقيم به بازار يا استفاده از واسطههاي مالي خدمات را با قيمت منصفانه و هزينه واقعي دريافت كند. اين امر زماني محقق ميشود كه سيستم واسطههاي مالي مانند اغلب بازارهاي مالي توسعه يافته و به اندازه كافي رقابتي باشد.
كارآيي اطلاعاتي تحت عنوان فرضيه بازار كارآ وضعيت بازاري را توصيف ميكند كه قسمت بازار ي سهام يا اوراق بهادار نشاندهنده تمام اطلاعات مرتبط با قيمتگذاري مذكور باشد. در نهايت كارآيي تخصيصي تصريح ميكند كه بازارهاي سرمايه قادرند تا وجوه سرمايهگذاري موجود و در دسترس را به سمت پروژههايي با بيشترين توليد و بازدهي هدايت كنند. اين ويژگي مستلزم هر دو نوع كارآيي تخصيصي و اطلاعاتي است. در اين حالت لازم است قيمت اوراق بهادار به گونهاي تعيين شود كه نرخ تعديل ريسك بازدهي همه اوراق بهادار با يكديگر مساوي شود، يعني اوراقي كه داراي سطح يكساني از ريسك هستند سطح يكساني از بازدهي را نيز ارائه كنند (اروري و همكاران، 2010).
از آنجا كه قيمتهاي سهام از انواع مختلف اطلاعات تاثير ميپذيرند روبرت (1967) براي نخستين بار ميان سه نوع كارآيي اطلاعاتي براساس اينكه مجموعه اطلاعات اساسي براي شركت كنند گان در بازار در دسترس باشد تمايز قائل ميشود. شكل ضعيف، نيمه قوي و قوي گفته ميشود اگر قيمتهاي جاري سهام شامل اطلاعات گذشته مربوط به قيمتها باشند، بازارها در شكل ضعيف كارآ هستند. در اين حالت تغييرات قيمتها قابل پيشبيني نيستند و كسي نميتواند براساس اطلاعات تاريخي قيمتها و حجم معاملات بازدهي غيرعادي كسب كند. از قيمتهاي ديروز در مورد فردا نميتوان نتيجهگيري كرد و بازار حافظه ندارد، ورود اطلاعات به بازار و تاثير آن بر قيمتها به شكل تصادفي است و وابستگي و تمايل و تورش خاصي ندارد، بنابراين تغييرات قيمت تصادفي و غيرمنظم است و به اصطلاح قيمت تابع گام تصادفي است (دوبيننر و همكاران، 1994) در شكل نيمه قوي فرضيه كارآيي بازار ادعا ميشود كه قيمتهاي جاري سهام تمام اطلاعات عمومي و در دسترس را منعكس ميكنند.
در اينجا اطلاعات عمومي شامل تمام دادههاي موجود در بازار و مختص شركتها مانند انتظارات مربوط به عملكرد بازار و عوامل كلان اقتصادي، اظهار نامههاي مالي شركت، اعلاميههاي مرتبط با درآمد و تقسيم سود، طرحهاي مربوط به ادغام يا مالكيت، وضعيت مالي رقيبان مستقيم شركت و... است.
بديهي اين مجموعه از اطلاعات شامل حجم معاملات و قيمتهاي گذشته نيز ميشوند. به اين معنا كه بازاري كه به شكل نيمهقوي كارآ باشد لزوما در شكل ضعيف نيز كارآ خواهد بود با اين وجود اين نوع از كارآيي تا حدودي قويتر از نوع ضعيف آن است. از اين رو مهارتهاي بيشتري (براي مثال، قدرت درك و تحليل مفاهيم اقتصادي و اطلاعات مالي ازچندين منبع) لازم است براي اينكه كسي بخواهد بازدهي بالاتري كسب كند (آروري و همكاران، 2010).
كارشناس بازار سرمايه
عملكرد صحيح بازار سرمايه در توسعه اقتصادي هر كشور اهميت خاصي دارد. از آنجا كه كارآيي بازار سرمايه بيانگر عملكرد آن است. در اين نوشتار به بررسي كارآيي بازار سرمايه ايران به عنوان يكي از مقياسهاي ممكن توسعه بازار سهام ميپردازيم. بررسي مفهوم كارآيي در بازارهاي نو ظهور سهام طي دهه گذشته اهميت بيشتري يافته است. كارآيي بازار به اين دليل كه چگونگي تغيير قيمت دارايي در بازارهاي مالي و نحوه وقوع اين تغييرات را توضيح ميدهد، يكي از مهمترين و اساسيترين موضوعات در امور مالي ميباشد.
معمولا كساني كه مدعي كسب سودهاي بيش از معمول در بازار هستند (تكنيكاليستها)، بازار كارآ را باور بيهوده محققان ميدانند كه به ارائه گزينشي نتايج كارشناسان بستگي دارد. حالا نظريه بازار كارآ چيست؟ هر چند اين اصطلاح توسط فاما اختراع شد ولي مفهوم آن از اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 خصوصا با كار معرف باشيليه (Bachelier) در مورد رفتار قدم زدن تصادفي در بازارهاي مالي شناخته شده بود كه براساس استدلالهاي ساموئلسون (برنده جايزه نوبل) در سال 1965 زماني بازارهاي مالي داراي كارآيي لازم هستند كه قسمتهاي انتظاري بهطور تصادفي نوسان كنند و اين مفاهيم توسط فاما به صورت دقيقتري صورت بندي شدند؛ به طوري كه بازار كارآ بازاري كه از هزاران خريدار و فروشنده و سوداگر حرفهاي تشكيل شده است. كه هيچ جزيي از اطلاعات را هدر نميدهد در نتيجه هرچيزي كه بتوان از طريق پيشبيني يا تحليل اطلاعاتي در مورد آينده يك دارايي دانست همان لحظه روي قيمت دارايي منعكس شده است و ديگر جايي براي بهره بردن از اين تحليل باقي نميگذارد. به عنوان مثال يك معاملهگر براساس روندهاي قيمتي يا پيشبيني روندهاي آينده به اين نتيجه برسد كه قيمت سهام در ماه آيند ه بالا خواهد كرد و لذا تصور كند كه با خريد و نگهداري سهم ميتواند از تحليل خود كسب سود كند. بر اساس نظريه بازار را به محض اينكه چنين فكري از ذهن اين تحليلگر ميگذرد، قيمت فعلي سهم جهش خود را انجام داده است و ديگر جايي براي اين معامله پر سود نيست چون هزاران تحليلگر همان فكر راكرده و از پشت رايانههاي شان دستور خريد داده و قيمت سهم مورد نظر را بالا بردهاند. مشاركت مهمي كه فاما در اين بحث داشت توجه دادن به موضوع بازده مورد انتظار پاداش ريسك بازار در تحليل مساله بود؛ به طوري كه معاملهگر داستان ما اگر آن سهم را بخرد به صورت متوسط سود صفر به دست نميآورد بلكه متناسب با ريسكي بودن سهم مقداري بازده مازاد دريافت ميكند ولي ديگر جايي براي فرا رفتن از اين بازده وجود ندارد. همه تحليلگران و معاملهگران به صورت متوسط همان پاداشي را دريافت ميكنند كه سطح ريسكي بودن (يا بتاي) دارايي تعيين ميكند در واقع نظريه بازار كارآ ادعايي بسيار قوي است در مقابل كساني كه مدعي هستند با روش تكنيكال و جادوي شمع و ستون و امثال آن ميتوانند رفتار بازار را پيشبيني كرده و سود كسب نمايند.
اساسا در اقتصاد سه نوع كارآيي در نظر گرفته ميشود: 1- كارآيي عملياتي 2-كارآيي اطلاعاتي 3-كارآيي تخصيصي (فرانك فور تروملگوم، 1996).
1-كارآيي عملياتي به حالتي از بازار اطلاق ميشود كه در آن معاملهكننده در هر دو حالت ورود مستقيم به بازار يا استفاده از واسطههاي مالي خدمات را با قيمت منصفانه و هزينه واقعي دريافت كند. اين امر زماني محقق ميشود كه سيستم واسطههاي مالي مانند اغلب بازارهاي مالي توسعه يافته و به اندازه كافي رقابتي باشد.
كارآيي اطلاعاتي تحت عنوان فرضيه بازار كارآ وضعيت بازاري را توصيف ميكند كه قسمت بازار ي سهام يا اوراق بهادار نشاندهنده تمام اطلاعات مرتبط با قيمتگذاري مذكور باشد. در نهايت كارآيي تخصيصي تصريح ميكند كه بازارهاي سرمايه قادرند تا وجوه سرمايهگذاري موجود و در دسترس را به سمت پروژههايي با بيشترين توليد و بازدهي هدايت كنند. اين ويژگي مستلزم هر دو نوع كارآيي تخصيصي و اطلاعاتي است. در اين حالت لازم است قيمت اوراق بهادار به گونهاي تعيين شود كه نرخ تعديل ريسك بازدهي همه اوراق بهادار با يكديگر مساوي شود، يعني اوراقي كه داراي سطح يكساني از ريسك هستند سطح يكساني از بازدهي را نيز ارائه كنند (اروري و همكاران، 2010).
از آنجا كه قيمتهاي سهام از انواع مختلف اطلاعات تاثير ميپذيرند روبرت (1967) براي نخستين بار ميان سه نوع كارآيي اطلاعاتي براساس اينكه مجموعه اطلاعات اساسي براي شركت كنند گان در بازار در دسترس باشد تمايز قائل ميشود. شكل ضعيف، نيمه قوي و قوي گفته ميشود اگر قيمتهاي جاري سهام شامل اطلاعات گذشته مربوط به قيمتها باشند، بازارها در شكل ضعيف كارآ هستند. در اين حالت تغييرات قيمتها قابل پيشبيني نيستند و كسي نميتواند براساس اطلاعات تاريخي قيمتها و حجم معاملات بازدهي غيرعادي كسب كند. از قيمتهاي ديروز در مورد فردا نميتوان نتيجهگيري كرد و بازار حافظه ندارد، ورود اطلاعات به بازار و تاثير آن بر قيمتها به شكل تصادفي است و وابستگي و تمايل و تورش خاصي ندارد، بنابراين تغييرات قيمت تصادفي و غيرمنظم است و به اصطلاح قيمت تابع گام تصادفي است (دوبيننر و همكاران، 1994) در شكل نيمه قوي فرضيه كارآيي بازار ادعا ميشود كه قيمتهاي جاري سهام تمام اطلاعات عمومي و در دسترس را منعكس ميكنند.
در اينجا اطلاعات عمومي شامل تمام دادههاي موجود در بازار و مختص شركتها مانند انتظارات مربوط به عملكرد بازار و عوامل كلان اقتصادي، اظهار نامههاي مالي شركت، اعلاميههاي مرتبط با درآمد و تقسيم سود، طرحهاي مربوط به ادغام يا مالكيت، وضعيت مالي رقيبان مستقيم شركت و... است.
بديهي اين مجموعه از اطلاعات شامل حجم معاملات و قيمتهاي گذشته نيز ميشوند. به اين معنا كه بازاري كه به شكل نيمهقوي كارآ باشد لزوما در شكل ضعيف نيز كارآ خواهد بود با اين وجود اين نوع از كارآيي تا حدودي قويتر از نوع ضعيف آن است. از اين رو مهارتهاي بيشتري (براي مثال، قدرت درك و تحليل مفاهيم اقتصادي و اطلاعات مالي ازچندين منبع) لازم است براي اينكه كسي بخواهد بازدهي بالاتري كسب كند (آروري و همكاران، 2010).
ارسال نظر