دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۶
نیم‌نگاهی به صاحبان دست‌های کوچک و زمخت؛

فیلم: کودکان کار در تهران می‌گریند یا می‌خندند؟

از کودکانی که به اجبار والدین‌شان و با مدیریت آنها به تکدی گری یا دست فروشی یا کفاشی و ... می‌پردازند تا کودکانی که توسط والدین یا سرپرست‌شان اجاره داده شده‌اند و از کف خیابان‌ها تا کارگاه‌ها مشغول به فعالیت هستند، در نوسانند. به این گروه‌ها باید، طیف دیگری را نیز افزود که نه گریه می‌کنند و نه حتی ناراحت می‌شوند، بلکه با لبخند از درآمد کلانشان سخن می‌گویند
کد خبر : ۱۳۲۳۲۳
کودکان کار در سطح جهان و ایران و به خصوص در کلانشهرها، پدیده‌ای رو به گسترش است و هر روز پیچیده‌تر از قبل می‌شود اما باید با این گروه وسیع چگونه برخورد کرد تا سرنوشت این جمعیت قابل توجه، دستخوش تغییری جدی شود و آیا اساساً امکان تغییر سرنوشت همه این کودکان وجود دارد؟

به گزارش «تابناک»، کودکان ایران با تعریفی که از آن می‌شود، پدیده نوظهوری نیست و تقریباً در همه کشورهای جهان می‌توان گروهی از کودکان را یافت که جزو این گروه محسوب می‌شوند و به جز کار سخت به قصد کسب درآمد برای خود، والدین یا سرپرستانشان نبرده، هیچ بهره‌ای از کودکی‌شان نبرده‌اند و زندگی بسیاری‌شان دشوارتر و سخت‌تر از مردان بزرگسال سرپرست خانوار است.

مطابق با تعریف معمول کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند که این امر آنها را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربه‌های شیرین دوران کودکی بی‌بهره می‌سازد و سلامت روحی و جسمی آنها را تهدید می‌کند و به همین دلیل در سطح بین‌الملل به عنوان فعالیتی استثماری تلقی می‌شود و در بسیاری از کشورها نیز غیرقانونی و همراه با مجازات‌های سنگین است اما در بسیاری از کشورها، چنین مواجهه‌ای امکان پذیر نیست.



در تعریف کودکان کار از پدری که در هر نقطه از این کره خاکی، فرزندش را وا می‌دارد تا تمام روز یا بخش اعظم هر روز را در زمین کشاورزی فعالیت کند تا سرپرستی که فرزندش را به صف نیروهای تروریستی طالبان در افغانستان برای جنگ فرستاده و از این بابت مبلغی دریافت می‌کرد، می‌گنجد.

این در حالی است که برخی از مواردی که به عنوان مصادیق کودکان کار برشمرده می‌شود، در بسیاری از کشورها کاملاً عادی است و به عنوان نمونه، کار مداوم بر سر زمین کشاورزی یا در باغ که مصادف با محرومیت از برخی احتیاجات روحی و روانی ضروری همه کودکان است، هنوز یک هنجار محسوب می‌شود و بنابراین با پدیده‌ای چندوجهی و بسیار پیچیده مواجه هستیم.

کودکان کار فعال در کلان‌شهرها به نسبت بسیاری دیگر از گروه‌های کودکان کار، پدیده‌ای تازه محسوب می‌شوند و چند دسته بودن این کودکان، باز هم بر پیچیدگی ماجرا می‌افزاید و دستیابی به راهکاری همه جانبه نگر برای عبور از این چالش را بسیار دشوار می‌سازد.  در سطح کلان شهرهای ایران و مشخصاً پایتخت از کودکانی که به اجبار والدین‌شان و با مدیریت آنها به تکدی گری یا دست فروشی یا کفاشی و... می‌پردازند تا کودکانی که توسط والدین یا سرپرست‌شان اجاره داده شده‌اند و از کف خیابان‌ها تا کارگاه‌ها مشغول به فعالیت هستند، در نوسانند.



به این گروه‌ها باید، طیف دیگری از کودکان کار کلان‌شهرها را افزود که وقتی درباره وضعیت‌شان جویا می‌شویم، نه گریه می‌کنند و نه حتی ناراحت می‌شوند، بلکه با لبخند از درآمد کلان‌شان سخن می‌گویند و با میل و رغبت شخصاً مصمم به ادامه این مسیر هستند؛ کودکانی که برخی از ایشان درآمدشان در حد کارمندان عالیرتبه دولتی است و شاید در میان کودکان کار، خوش شانس‌ترینشان باشند، هرچند خوش‌شانسی برای صاحبین دست‌های کوچک با پوست زمخت وجود ندارد.

بر اساس آمار سازمان جهانی کار (ILO)، سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان محروم از کودکی می‌شوند. طبق این آمار ۱۲۰ میلیون‌نفر از آنها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام‌وقت هستند. ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و ۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. قاچاق انسان از راه‌های عمده وارد کردن این کودکان به بازار است. 

«تابناک» با تنی چند از کودکان کار پایتخت به گفت و گو نشسته و نیم نگاهی داشته به کیفیت حضورشان در سطح شهرها تا بتوان برای این پرسش پاسخی بیابد: «کودکان کار در ایران و مشخصاً در تهران بزرگ‌ترین کلان شهر خاورمیانه، می‌گیرند یا می‌خندند؟»
اشتراک گذاری :
ارسال نظر