عصر بانک؛بازارهای مهم کشور به ویژه بازار سهام و بازار ارز بلافاصله پس از انتشار اخبار مربوط به نتیجه مذاکرات ایران با گروه 1+5 تحت تاثیر هیجانات روانی مجددا دچار سردرگمی شده است. این سردرگمی باعث شده تا شاخص بورس در سه روز کاری حدود 2700 واحد سقوط کرده و از مرز 76 هزار واحد به کانال 73 هزار رجعت کند. بازار ارز نیز دیروز با لمس مرز 3400 تومان در برابر هر دلار، رکورد نرخها در زمان استقرار دولت روحانی را شکست. به هر حال، مسلم این است که تحولات قیمتی در این دو بازار متاثر از فضای روانی اقتصاد، بر مبنای انتظاراتی شکل گرفته است که فعالان اقتصادی دارند؛ اما سوال این است که آیا این انتظارات فعالان بازار بر مبنای اطلاعات صحیح و کامل استوار شده است؟
برای پاسخ به این سوال باید به دقایق آخر ضربالاجل سوم آذر بازگشت و به مقایسه انتظارات فعالان بازار در مقاطع زمانی قبل و بعد از مرز ضربالاجل نسبت به سناریوهای مطرح پرداخت. سناریوهای محتمل برای مذاکرات ایران و 1+5 همواره در سه گزینه کلی شکست، تمدید یا تداوم مذاکره و نهایتا توافق محصور است. آنچه میتواند با تزریق بدبینی به بازارها، فضای فعالیتهای اقتصادی را دچار حالت ابهام و سردرگمی کند سناریوی «شکست مذاکرات» است که از این زاویه در نقطه مقابل سناریوی «توافق» قرار دارد؛ اما سناریوی «تمدید مذاکرات» ذاتا واجد هیچ کدام از ویژگیهای سناریوهای «شکست» یا «توافق» نیست. اینکه بازارها واکنشی از خود نشان میدهند که قاعدتا مربوط به سناریوی شکست مذاکرات میتواند باشد از دو حال خارج نیست. اول اینکه انتظار حصول توافق میان فعالان اقتصادی به هر دلیل بسیار بالا بود اما بلافاصله پس از اعلام گزینه تمدید به عنوان نتیجه مذاکرات، بازارها دچار شوک ناشی از تغییر سریع انتظارات شدند. دوم اینکه احتمالا دو مقطع زمانی «دوره مذاکره قبل از سوم آذر» با «دوره مذاکره بعد از سوم آذر» برای فعالان بازار دارای مفهوم یکسانی نیست اگرچه در هر دو مقطع زمانی آنچه جریان دارد صرفا مذاکره است نه توافق یا شکست.
ولی اگر احتمال دوم را مبنا قرار دهیم به نظر میرسد در خلأ اطلاعرسانی صحیح و دقیق، بازار تحت تاثیر سیگنالهای ناصحیح و اشتباه قرار گرفته است؛
چرا که آنچه در فضای مذاکرات ایران و 1+5 جریان دارد و گروه 1+5 در نهایت چارهای جز پذیرش بازی برد- برد پیشنهادی ایران ندارد برخلاف انتظاراتی است که به صورت شایعههای مبهم در بازارها تزریق میشود. در هر صورت، به نظر میرسد سیستم اطلاعرسانی دولت دچار ضعف اساسی است و خلأ اطلاعات صحیح و بهنگام که باید از سوی دولت در سطحی قابل اقناع برای بازیگران اقتصادی ارائه شود متاسفانه با اطلاعات ناصحیح و اشتباهی پر میشود که ناشران این نوع اطلاعات غلط هر کدام منافع خاص خود را دنبال میکنند. واکنش به موقع دولت به تحولات قیمتی آخر هفته در بازارها میتوانست با ارسال سیگنالهای صحیح به فعالان اقتصادی از گسترش انتظارات ناصحیح در بازارها جلوگیری و نوسانهای مخرب را در همان ابتدا متوقف کند؛ چیزی که اتفاق نیفتاد و ضروری است ضمن جبران این اشتباه در اسرع وقت، برای این ضعف ساختاری نیز چارهاندیشی اساسی شود.
علی میرزاخانی