سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۵

اعترافات تکان هنده پزشک اسیدپاش

کد خبر : ۱۳۹۷۵۱

وزنامه ایران در گزارشی در باره اسیدپاشی به صورت دکتر سیامند انوری مدیر بیمارستان ضیائیان نوشت: پس از ساعت‌ها عملیات تحقیقی، پلیس به سرنخی از یک جراح عمومی رسید که عضو هیأت علمی دانشگاه نیز بود و از مدت‌ها پیش با مدیر بیمارستان ضیائیان اختلاف داشته است.

روزنامه ایران در گزارشی در باره اسیدپاشی به صورت دکتر سیامند انوری مدیر بیمارستان ضیائیان نوشت: پس از ساعت‌ها عملیات تحقیقی، پلیس به سرنخی از یک جراح عمومی رسید که عضو هیأت علمی دانشگاه نیز بود و از مدت‌ها پیش با مدیر بیمارستان ضیائیان اختلاف داشته است.

در حالی که دوربین‌های مداربسته در مسیر بیمارستان ضیائیان به ده ونک ردپایی از دو موتورسوار با کلاه ایمنی پیش روی کارآگاهان قرار نداده بود تیم پلیسی، جراح گوارش را مظنون شماره یک شناخت.

بدین ترتیب ساعت ۲۲ شب یکشنبه – ۲۶ ساعت بعد از اسیدپاشی – کارآگاهان خانه جراح کینه‌جو را در پونک شناسایی کردند و با اطمینان از اینکه فریبرز ۴۰ ساله نزد اعضای خانواده‌اش است کلید عملیات دستگیری را زده و خیلی زود وی دستگیر شد.این جراح کینه‌جو در همان دقایق نخست دستگیری در حالی که باور نداشت به دام افتاده باشد پذیرفت در اسیدپاشی به دکتر انوری نقش داشته و این اقدام را با همدستی برادرزاده‌اش انجام داده است.

با راهنمایی‌های جراح کینه‌جو کارآگاهان در کمتر از ۲۰ دقیقه خانه «محمدرضا» ۲۱ ساله که دانشجوی ترم آخر مهندسی نفت است را در پونک شناسایی کردند و وی نیز گرفتار شد.

محمدرضا که می‌خواست خود را بی‌اطلاع از جرم نشان دهد وقتی موتورسیکلت و کلاه ایمنی‌ها از پارکینگ خانه‌شان پیدا شد و شنید عمویش به اسیدپاشی اعتراف کرده است سر به زیر انداخت و گفت: «وقتی عمویم که الگوی من در تحصیل و شخصیت اجتماعی بود از بدرفتاری‌های یکی از مدیران بیمارستان حرف‌هایی زد و شنیدم که به‌خاطر دکتر انوری ضربه کاری بسیاری به عمویم که پس از یک عمر تحصیل و تجربه جراح عمومی شده بود وارد شده است پذیرفتم در انتقامگیری از این پزشک با عموفریبرز همدستی کنم.»

وی افزود: «عمویم طوری حرف می‌زد که مطمئن بودم کینه زیادی به دل گرفته است تا اینکه پیشنهاد داد با اسیدپاشی به دکتر انوری هم انتقام بگیرم و هم تلنگری به او بزنیم تا دست از رفتارهای خود بردارد و در واقع زهرچشم بگیریم، عمویم به من پول داد تا موتور و کلاه ایمنی بخرم سپس خواست اسید تهیه کنم، من نیز به مغازه ابزار ساختمان رفته و اسیدسولفوریک خریدم و چون دلم سوخت و نمی‌خواستیم صدمه زیادی به دکتر انوری وارد شود اسید را رقیق کردیم.»

فریبرز – جراح عمومی – نیز به تیم تحقیق گفت: «من مرتب از سوی دکتر انوری اذیت می‌شدم. وی بارها باعث تغییر سمت‌های من یا جلوگیری از ارتقای شغلی‌ام شده بود، به‌خاطر همین کینه زیادی به دل داشتم و همیشه می‌خواستم از او انتقام بگیرم.» این جراح ادامه داد: وقتی محمدرضا راضی به همکاری شد و همه لوازم را برای اسیدپاشی تهیه کرد شب حادثه با هم سوار موتور شدیم، هر دو کلاه ایمنی داشتیم و مطمئن بودیم ردپایی از ما بر جای نمی‌ماند خصوصاً اینکه تصور داشتم هیچ‌گاه پلیس یا مقامات قضایی در این اسیدپاشی به من که جراح عمومی هستم شک نخواهند کرد.

با خیالی آسوده دکتر انوری را که خودش به تنهایی سوار آمبولانس بود و به خانه‌اش می‌رفت تعقیب کردیم تا اینکه وارد فرعی‌های ده‌ونک شدیم، هوا تاریک و خیابان‌ها خلوت بود و وقتی قربانی آمبولانس را پارک کرد و پیاده شد به او نزدیک شدیم، از نزدیک رودررو بودیم اما کلاه ایمنی نمی‌گذاشت او مرا بشناسد، ضربه‌ای به دکتر انوری زدم او نیزمقاومت کرد که کلاه ایمنی ام از سرم افتاد و همین لحظه از محمدرضا خواستم اسید را بپاشد برادرزاده‌ام که سمت چپ وی بود اسید را پاشید، صدای سوختم‌سوختم‌هایش را که شنیدیم سوار بر موتور پا به فرار گذاشتیم.

وی افزود: «وقتی ماجرای این اسیدپاشی در روزنامه‌ها و سایت‌های خبری منتشر شد احساس نمی‌کردم دستگیر شویم.»

اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
ناشناس
دکتری که برای رفتن به خانه از آمبولانس بیمارستان استفاده میکرده باید اعدامش کنن نه اینکه اسید بپاشن بهش
ناشناس
بهداشت روانی در ایران به زیر صفر رسیده است ، چون در ایران مدیر ، نعوذولله یعنی خدا ، و وقتی که کسی رئیس شد هرکاری با زیر دستان خود انجام می دهد و کسی هم پاسخگو نیست ، وضعیت اسفناک در تمامی شرکت ها ، حس کینه و انتقام موج می زند.
کیارش
خاک بر سر ملتی که پزشکش اسید پاشی میکند
یعنی پست تر از هم خواهیم شد ما ملت شریف و همیشه در صحنه و قهرمان؟
ناشناس
واقعا قدیمها راست گفتن آدمی اجر کارای خوب و بدش رو تو همین دینا میبینه حالا دکتر انوری یه جور و این آقای دکتر هم یه جوری خواهد دید.
ناشناس
جراح مملکت ...............

این طور که نوشته فوق گوارش هم دارد

یا خدا

جرم اسید پاشی باید مجازاتش چگونه باشد
داود
بی عدالتی موجود که روئسا هرچه خواستند میکنند زمینه چنین کاری را فراهم میکند
iraj
نكته تكان دهنده اش اين بود كه رئيس بيمارستان با آمبولاس بيمارستان تردد مي كرده.
ناشناس
اتفاقا" وقتی متنو خوندم با خودم گفتم حتما"آژیر هم می زده دیگه به آمبولانس هم نمی شه اطمینان کرد و راه داد . چه مدیر مزخرفی بوده .
ملکی
مشکل را باید حل کرد نه توجیح وتفسیر دکتر باید دکتر باشد مدیرباید مدیر
دکترشدن دلیلی برای رییس شدن نیست مدیریت ساز کار خودرا رادارد ووووووووووو
sara
من کار اسید پاشی را تایید نمی کنم ولی تحصیل کرده های بی اخلاق هم زیاد داریم که به واسطه موقعییت اجتماعی وشغلی که دارند سو استفاده می کنند
علی
واقعا تاسف اوره
سورن
جسارتا فکر نمیکنیم پس از افتادن کلاه از سر ضارب که ظاهرا همکار آقای دکتر انوری بودند شناسایی فرد مضنون میتوانست خیلی ساده باشد،خداوند همه ما را به راه سعادت و سلامت هدایت ،و به آقای دکتر انوری شفای عاجل عنایت فرماید .
یاحق
نادر
مظنون
اشعه
وقتی که امنیت جامعه با اسیدپاشی به سخره گرفته میشود باید قانون محکم و نیروی انتظامی تقویت شود و حضور پلیس در همه احساس شود نه اینکه در شهر کیلومترها تردد نمایی و حضور پلیس را حس نکنید .
شعله سوزان
امنیتی که با حضور پلیس و بگیر و ببند بوجود بیاد همون نباشه بهتره. امنیت واقعی در اثر عدالت اجتماعی و اقتصادی حاصل میشه عزیز من.
ناشناس
تکان دهنده بود.تکانم داد....
نويد
اووووو
تکانتون چند ريشتري بود قربان؟
ناشناس
من با هاش احساس همدردی میکنم بعضی از روسا اتیش میسوزونند و متاسفانه تو مملکت ما راهی جهت شکایت وجود نداره و اخرش شکایت به ضرر شاکیست هرچند از یه پزشک انتظار بیشتری میرفت حداقل طرف و میکشت نه اینکه اسید بپاشه
ناشناس
اگه قرار باشه هرکی بخواد اینجوری انتقام بگیره که امنیت مردم زیر سوال می ره .و نظر یکی از علما کاملا درسته که مجازات اسید پاش اعدامه و اسید فروش هم مباشرت در جرم و مستحق مجازات . والسلام