پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۰

کشتار خانوادگی در پاسداران

کد خبر : ۱۴۰۴۰۶
شهروند: او همسر و دخترش و درنهایت خودش را با شلیک گلوله از پای درآورد و تنها یک نامه دوجمله‌ای از خود بر جای گذاشت؛ نامه‌ای که هزاران سوال بی‌جواب و راز سر به مُهر از زندگی اجتماعی یک خانواده کم‌جمعیت و مرفه را به طرز غریبی به تصویر می‌کشید. این مرد نوشت: «با همه امکاناتی که داشتیم، نمی‌توانستیم خانواده خوشبختی باشیم.» حالا دیگر یاسی وجود ندارد تا به پدرش بگوید: «بگذار سرنوشت و تعریف از خوشبختی را خودم احساس کنم، بگذار بزرگ شوم، عاشق شوم؛ بگذار زنده بمانم.»

جنایت هولناک در بوستان دهم
ساعت ٥ بعدازظهر ١٨ آذرماه ماموران کلانتری ١٠٢ پاسداران در جریان جنایتی هولناک در خيابان ساقدوش قرار گرفتند. مردی از آن سوی خط با صدايي لرزان حرف مي‌زد. او خبر قتل خانوادگی همسایه‌شان را داشت. این مرد ادعا می‌کرد وقتی در همسايگي‌شان صداي شليك چندين گلوله به گوش رسید، به طبقه سوم ساختمان رفتند و بعد از باز کردن در خانه همسایه‌شان با اجساد خونین اعضای خانواده روبه‌رو شدند. دقايقي بعد با اعلام این خبر به قاضی کشیک ویژه قتل، بازپرس حسین‌پور به همراه تیمی از كارآگاهان جنايي و كارشناسان بررسي صحنه جرم، راهی محل جنايت در خیابان پاسداران، بوستان دهم شدند. خیابان شلوغ بود و مردم در مقابل یک آپارتمان شیک جمع شده بودند. همه از قتل حرف می‌زدند. ماموران با احتياط وارد واحد طبقه سوم آپارتمان شدند. سكوت سنگين بر خانه حكمفرما و فضای خانه آکنده از بوی سیگار بود. با آغاز تجسس‌های جنایی، کارآگاهان با صحنه هولناکی روبه‌رو شدند. ٢ اتاق خواب در گوشه سالن، محل‌های جنایت بود. لكه‌هاي خون در و ديوار اتاق‌ها را پوشانده بود.

در یکی از اتاق‌ها مرد جوان موازی همسرش و درحالی‌که یک اسلحه کلت در دستانش بود، روی زمین افتاده بودند و در اتاق دیگر دختربچه‌ای، غرق در خون به کام مرگ فرو رفته بود. با پیدا شدن نامه‌ای روی میز آرایش اتاق‌خواب پرده از این جنایت خانگی برداشته شد؛ نامه‌ای که در آن مرد خانواده نداشتن احساس خوشبختی در خانواده‌اش را عامل این کشتار خانوادگی اعلام کرده بود. تحقیقات و بررسی اجساد نشان می‌داد که زن جوان اولین قربانی این جنایت بوده است. او درحالی‌که یک گلوله به قفسه سینه و یک گلوله به پیشانی‌اش اصابت کرده بود در اتاق خوابشان و در پایین تختخواب به قتل رسید. با تجسس‌های بازپرس پرونده مشخص شد پدر جنایتکار بعد از کشتن همسرش، به انتظار بازگشت دخترش از مدرسه می‌نشیند، سناریوی جنایت را مرور می‌کند، بی‌امان سیگار می‌کشد، اما هرگز لحظه‌ای از ادامه جنایتش پشیمان نمی‌شود. یاسمین که به خانه می‌آید هرگز تصور نمی‌کند که پدرش با یک اسلحه در کمین اوست. پلاستیک خوراکی‌هایش را در دستانش نگه داشته و به سمت اتاقش می‌رود، پدر اما سایه‌به‌سایه تعقیبش می‌کند، هنوز کیفش در دستش است که ناگهان با شلیک گلوله پدرش قبل از هر واکنشی به کام مرگ فرو می‌رود.

پدر جانی شده بود، حالا گوشه‌گوشه خانه پر از خاطرات همسرش و یاسمین کوچولویش بود. تلفن را برداشت و برادرش را از راز جنایتش خبردار کرد و گفت: «زن و بچه‌ام را کشتم، خودم را هم می‌کشم.» تلفن قطع شد و صدای شلیک یک گلوله دیگر در فضای خانه پیچید. برادر این مرد که با شنیدن این ماجرا وحشت‌زده و مضطرب راهی خانه او شده بود وقتی به آن‌جا رسید که با جسد آنها روبه‌رو شد. همسایه‌ها اولین افرادی بودند که با صدای شلیک گلوله برای رازگشایی از این ماجرا وارد صحنه جنایت شده بودند و به بازپرس پرونده گفتند: «این زن و شوهر تنها همین یک فرزند را داشتند، خانواده آرامی بودند اما امروز صبح صدای مشاجره و دعوای او با همسرش شنیده می‌شد.» با انتقال اجساد این خانواده ٣ نفره به پزشکی‌قانونی تحقیقات برای روشن شدن زوایای مبهم این کشتار خانگی ادامه دارد.

محل جنایت؛ بالای شهر
سال ٨٨ نیز مردی که تحصیلکرده دانشگاهی در آمریکا بود به خاطر ارثیه پدری دست به کشتار دسته‌جمعی خانواده‌اش زد. این حادثه در خیابان مقدس‌اردبیلی رخ داد. با بررسی پرونده‌های اینچنینی می‌توان گفت جنایت در همه جای شهر ریشه می‌دواند، جنایت ساخته دست بشر است. با آمار و ارقام نمی‌توان رنگ جنایت‌ها را در بالا و پایین شهر عوض کرد. بحران روانی که در انسان آغاز شود از جنوب‌ترین نقطه شهر تا ارتفاعات مرفه‌نشین شهر را نشانه می‌رود. بحرانی که اعتماد و اعتقادها را در هم می‌شکند و باعث می‌شود در پس همه روابط اجتماعی و انسانی یک فرد یک‌شبه جنایتکار شود. آن هم درست جایی که خیلی‌ها انتظارش را ندارند، خیابان پاسداران، بالای شهر تهران. اما واقعیت چیز دیگری است، در پشت دیوار تمام آپارتمان‌های شیک و آسمانخراش‌های گرانقیمت پایتخت قصه‌ای برای نوشتن وجود دارد. نه به این معنی که این قصه می‌تواند با جنایت پیوند بخورد اما مرگ روابط عاطفی در این قشر مرفه می‌تواند زمینه‌ساز وقوع جرم و جنایت شود.

خوشبختی رفاه مادی نیست
جنایت مرگبار خانه پاسداران بی‌شک برای هر شنونده‌ای همراه با این پرسش است: یک خانواده مرفه؟! دکتر سعید خراط‌ها آسیب‌شناس و مدرس دانشگاه در رابطه با این پرسش به «شهروند» گفت: «رفاه تنها به معنای سرمایه و قدرت مالی بالا نیست. رفاه در سلامت جسم و روان، همراه با فاکتورهای اخلاقی و اجتماعی معنا پیدا می‌کند. وقتی در روابط خانوادگی اعتماد، صداقت، تفاهم، تحلیل از بین می‌رود، رفاه در روابط خانوادگی دچار تزلزل خواهد شد. بنابراین در اجتماع شاهد جرایم مختلف در قشر مرفه جامعه هم هستیم. اما این تصور که مگر ممکن است در بالای شهر هم شاهد جنایت‌های اینچنینی باشیم، ریشه در انگاره‌های مادی مردم دارد. این درحالی است که گاهی رفاه اقتصادی زمینه‌ساز طلاق‌های عاطفی، خیانت‌ها، سوءمصرف موادمخدر و بحران‌های روانی خواهد شد. در این مورد هم با توجه به این‌که هنوز زوایای مبهم این حادثه فاش نشده است نمی‌توان نظر قطعی داد، اما چیزی که از آغاز طراحی قتل و فاصله زمانی بین قتل اول و دوم رخ داد نشان می‌دهد قاتل ساعت‌های بحرانی را سپری کرده که به احتمال زیاد در همه این لحظات از لحاظ روانی دچار بحران غیرقابل کنترلی بوده است. با این حال گاهی رفاه مادی افراد خانواده را از هم دور می‌کند، به همین خاطر است که بعضی اوقات از خیلی از مردم مرفه می‌شنویم که حاضرند همه زندگی‌شان را بدهند اما یک خانواده مستحکم بر مبنای روابط انسانی و عاطفی داشته باشند.»
اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
ناشناس
همسر این آقا رومیشناختم این آقا بیماری اسکیزوفرنی داشت
ناشناس
این یک هشدار جدی برای خانواه و جامعه است مسولین جامعه شناسان روانشناسان علت یابی کنید دست روی دست نگذارید
علی
بورس واقتصادداره سقوط میکنه برا سرگرمی مردم اینارو مینویسن
دایان
واقعا سوال منم همینه چرا همسایه ها بعد از دو صدای گلوله اول مشکوک نشدن وبه پلیس گزارش نکردن
امید
در هنگام خواندن این داستان حالت بدی بهم دست داد اشکم سرازیر شد چون من خودم دختری دارم که تازه مهد میره وقتی می یاد انتظار داره برم جلوی در جواب سلامشو بدم حالا شما فکرشو بکنین یه همچین بچه رو بجای جواب سلام با گلوله جوابشو بدم باور کنید یک لحظه که دخترم رو جای اون دختر تصور کردم گریه کردم.
ناشناس
قاتل پدر نیست بلکه قاتل کسانی هستند که فکر میکنند بالاترین حقوق زنان را فهمیده اند و قانون ازادی بیش از حد زنان را به تصویب رسانندن و باعث نا سازگاری زنان شده و خانواده ها را از هم پاشیدند و هزاران پستی را به کشور تحمیل کردند خداوندا به این مردم بفهمان که همدیگر را ازار ندهند حتی با قلمشان
ناشناس
ای کاش پایان نامه ها و گروه تحقیقات دانشگاهها روی این مصائب کار می کردند و پاسخی جهت جلوگیری از این بن بست ها می دادند روحانیون جامعه که به وظیفه الهی شان عمل نمی کنند و مردم در مشکلات مادی و در نهایت روحی و روانی غرق شدند همه جا دروغ و ابهام و عدم اطمینان
احمد
حا لا هی مارا تواین بورس دق بدین تا داستان نویسی جای فعالیت اقتصادی و احساس خوشبختی را بگیره نام جدیدت مبارک قصه نیوز
سارا
بورس نیوز تازگی ها نمی دونم این فیلم هندی ها رو از کجا پیدا می کنی ولی ما هم دیگه انقدر ساده نیستیم که هر چیزی رو باور کنیم
ناشناس
همسایه ها در رو چجوری باز کردند؟ کلید داشتند؟
ناشناس
پناه بر خداوند متعال و لعنت برشیطان
ناشناس
پاسداران آنچنان هم شمال شهر حساب نمیشه. با 700 میلیون هم میشه تو پاسداران خونه خرید.حالا چنین فردی به نظر شما مرفه بی درده؟!!!
پس اینهمه پراید و پیکان تو بوستان دهم چیکار میکنه؟!!!
ناشناس
داشتن فدرت وثروت بسیارخوب وپسندیده است اما اکثر مشکلاتی که این دو مقوله برای بشربوجودمی آورند نداستن ظرفیت توام بامعنویت دربکارگیری صحیح ازآنهاست
ناشناس
واقعا جای تاسف است بورس نیوز به جای اینکه مشوق اقتصادی باشد این محملات را منشر می کند همین است که مملکت از نظر اقتصادی اینقدر عقب است
اجمد
من که باورم نمیشه خود کشی کرده باشه ، طبق گفته مردی که تلفن زده همسایه ها وقتی صدای شلیک چندین گلوله را شنیده اند به داخل آپارتمان رفته اند ، پس نتیجه میگیریم یاسمین در زمان قتل مادرش در خانه بوده ، در صورتی که در ادامه مطلب آمده مر پس از قتل همسر ش در انتظار آمدن دخترش بوده (1-گلوله ها بدون وقفه شلیک شده 2-همسایه ها پس از شنیدن صدای گلوله ها به محل وقوع قتل رفته اند؟ )
مروان
داستان قشنگی بود.
معلم
کمدی سیاه .. حیف که خیلی ضعیف تنظیم شده , مناسب سینمای هند هم نیست چه رسد به ...
ناشناس
ایرانی ها کلا دیوانه اند این ملت کلا مشکل دلرند چه ربطی به مادیات دارند احمفها
ناشناس
بابا خارجییییییییی!
ناشناس
الا به ذکر الله تطمئن القلوب
سهیل
سوالی برایم پیش آمده اینکه چرا بعضی از این جامعه شناس ها و روان شناس ها از کلمه سو مصرف مواد مخدر میگویند مگر مواد مخدر مصرف غیر سو هم دارد .چیزی که اصل مصرفش زیان دارد دیگر سو مصرف آن معنا ندارد.
ناشناس
معنویت نبوده وبس وگرنه کودک کشی اونهم فرزند خودت!!!!!!!
amir
داستان ناشیانه ای بود.
ناشناس
احسنت .
ناشناس
یه جای کار ایراد داره. همسایه گفته صدای چندین شلیک گلوله شنیدیم و به طبقه سوم ساختمان رفتیم. در متن اشاره شده مرد ابتدا همسرش رو با دو گلوله می کشد و هی سیگار می کشد تا دخترش بیاید سپس او را می کشد.
رضا
ولی باید همیشه درصد ونسبت ها را مقایسه کرد
که در اغلب موارد جنایت در حومه وجنوب شهر
بخاطر مشکلات مالی وروحی بیشتر، از شمال شهر
که از رفاه بالا وآسایش برخوردار هستند بیشتر است/
پس رفاه مادی در اکثر مواقع با خوشبختی همراه است.
ناشناس
مسولین محترم امار این قبیل مسایل مانند دزدی قتل کلاه برداری طلاق .....راشما دارید به فکر باشید از کارشناسان استفاده کنید شما در پیشگاه خدا باید جابگو باشید
اشعه
چطور همسایه ها بعد از شلیک اول به پلیس گزارش ندادند !؟
ناشناس
شاید گذارش دادن و پلیس زبق معمول دیرتر از همه به محل رسید
فامیل دور
نتیجه حرام خوری و اموال نامشروع همینه. وقتی خانواده هایی در جنوب شهر با فقر دست و پنجه نرم میکنند مسلما در کشوری که کسی کار مفیدی نمیکند داشتن خانه در شمال شهر فقط و فقط نتیجه حرام خوری است.
ناشناس
خیلی مطمئنی به خودت که همچین تهمتی رو مثل آب خوردن نثار دیگران میکنی؟؟؟؟
خجالت بکش
ناشناس
تو بی عرضه ای فکر کردی همه باید مثل تو بیان جنوب شهر بشینن؟!
تو خودت کار نمیکنی همه رو با خودت یکی نکن. یک نفر بود که با اطرافیانش و با فریب جنوب شهریهایی مثل تو به بالای شهر رفت. ولی آن مرد دیگه رفت . میدونی که کیو میگم.؟!! خوب سواری گرفت از شما
جوان
اصلا میفهمی چی تایپ میکنی نشستی برای خودت ... میبافی اصلا مسلمان هستی از شرع حرفی میزنی کفر میگی تهمت میزنی برو بقول مولایمان دین نداری لااقل آزاده باش
ناشناس
از کجا فهمیدی حالا حرام خوری کرده ؟!؟!
چون پول داشته؟
ناشناس
من شمال شهر زندگی نمیکنم. اما بقیه راست میگن. تو بی عرضه ای. یه عمر الکی تو تلویزیون تو مخ مردم فرو کردن که پول اخه و پولدار بده. همین میشه دیگه. یه نادونی مثله این فامیل دور میاد از حروم خوری حرف میزنه. خاک بر سرمون از ماست که بر ماست
پرانک
خوشبختی یک احساس است . در بیشتر شرایط میشود این احساس را داشت
نباید برای خوشبختی قید گذاشت اما اصولی دارد
بنظر من مهمترین اصول در خوشبختی خانوادگی و فردی . صداقت . وفاداری . داشتن فهم و درک درست از شرایط . و عشق به زندگی . داشتن همسر و دوستان دانا و شناخت قوانین طبیعت و .... است که یک انسان باهوش با نداشتن خیلی از موارد هم میتواند احساس خوشبختی کند
ما میخواهیم دنیا بر وفق مرادمان با شد و خوشبختی را مشروط بداشتن بعضی چیزها مانند ثروت میکنیم . ولی آن چیزی را که برای رسیدن به خوشبختی فدا میکنیم لحظه های شیرین و خوشبختی آفرینمان برای بدست آوردن چیزهایی که داریم از دست میدهیم است . چه خوب است که وفق مرادمان را با داشته هایمان تنظیم کنیم و با آنچه داریم خوشبخت باشیم