دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۳

جزای پدری که روی دخترش اسید پاشید

کد خبر : ۱۴۳۵۲۴

به گزارش رهیاب نیوز، محمدهادی نجفی وکیل تهمینه یوسفی از قطعی شدن حکم عامل اسیدپاشی موکلش خبر داد.


وی گفت: پرونده‌ای در شعبه 102 دادگاه جزایی قزوین مبنی بر اسیدپاشی پدر و برادری بر روی دختر خانواده بررسی شد و قاضی رضانژاد با توجه به حساسیت این پرونده با موشکافی بررسی‌های زیادی انجام داد و سرانجام در آخرین روز تیر ماه سال جاری رأی خود را اعلام کرد.

این وکیل دادگستری ادامه داد: متعاقباً متهم درخواست تجدیدنظر داد که سرانجام دادگاه تجدیدنظر رأی دادگاه بدوی را تأیید کرد.

نجفی اظهار داشت: به منظور تأیید رأی دادگاه بدوی توسط دادگاه تجدیدنظر این پدر به 7 سال حبس و پرداخت ارش و دیه محکوم و برادر تهمینه یوسفی نیز از اتهامات تبرئه شد.


وکیل تهمینه یوسفی خاطرنشان کرد: این پرونده چند نکته جالب و قابل توجه دارد. اول آنکه از زمان شکایت تا صدور رأی نهایی زمان بسیار کمی سپری شد. نکته بعدی قاطعیت و اقتدار دستگاه قضایی در رسیدگی به این پرونده کاملا مشهود است.

وی ادامه داد: برخورد قاطع دستگاه قضایی در مقابله با اینگونه جرائم ملحوظ نظر و در این پرونده کاملا آشکار گردید.

نجفی اظهار داشت: در این حکم آمده است که ارش تهمینه یوسفی برابر است با ارش یک مرد مسلمان و این کار دادگاه بسیار زیباست. همچنین دیه زن هم نسبت به مرد نصف است و نصف را پدر قربانی می‌دهد و نصف دیگر را صندوق تامین خسارت‌های بدنی می‌پردازد.

تهمینه یوسفی دختر 29 ساله‌ای بود که به عقد مردی درآمد و سپس به احتمال اینکه او معتاد است،اقدام به طلاق کرد. اما پدرش او را مجبور به پس گرفتن درخواست طلاق کرد و با تهدید به او گفت: اگر درخواست طلاقت را پس نگیری تو را می‌کشم.

تهمینه می‌گوید «این تهدید را جدی نگرفتم تا اینکه یک روز پدر و برادر 22 ساله‌ام به محض ورود من به خانه اقدام به اسیدپاشی کردند.

برادرم دست و پاهای من را گرفت و از پدرم خواست اسید را روی صورتم بپاشد و بعد از آن طنابی را دور گردن من انداختند و آنقدر کشیدند تا من بیهوش شدم و در نهایت به تصور اینکه من را کشته‌اند رهایم کردند.

20 دقیقه بعد به هوش آمدم و از شدت سوزش به سمت حمام دویدم اما وقتی پدرم من را دید خطاب به برادرم گفت که این زنده است و باید هر چه زودتر او را بکشیم.

من به پدرم التماس کردم و به دست و پایش افتادم و گفتم که از شما شکایتی نمی‌کنم، همان موقع با برادر بزرگترم تماس گرفتند و من را به بیمارستان بوعلی سینا قزوین منتقل کردند اما به دلیل شدت جراحات وارده بیمارستان از پذیرش من خودداری کرد و گفت باید به تهران بیایم.»

این دختر جوان بعد از آن اتفاق تحت پوشش بهزیستی در خانه‌ای که این نهاد به او داده بود زندگی می‌کرد و هم‌اکنون هم در 30 سالگی در کشور آلمان به دنبال بازیافتن کمی از چهره گذشته خود است.

اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
علی
واقعا چه مجازات سنگینی برا اون پدره بریدن دستشون درد نکنه
ناشناس
حیف اسم پدر و برادر نیست به این حرومزاده های گرگ صفت گذاشت.واقعا صد رحمت به داعش.لااقل زجر کش نمیکنه!
شاوانی
جهل کی میخواد دست از سر ما برداره
ناشناس
فکر نکنم نام پدر برازندهی این آدم حیوان صفت باشد البته حیوان هم نباید گفت شیطان صفت برازنده تر . و جزای این شیطان حبس نیست مرگ ابدی و فراموشی اوست.
ناشناس
خدایا ملت تقصیر کار ما را از این همه بلا و بدبختی نجات بده.
ناشناس
کدوم پدر؟
حقگو
چه به عرضم که اگر در غرب رخ میداد رسانه ها چه ها که نمی کردند ،،،، رسانه های مستقل امیدمان به شماست برای نشان دادن زشتی این جنایت
ناشناس
خدا گفته پدر ومادر اگر کافر باشند باید اف به آنها نگویی....
نمیدانم این خواسته تا کجا عملیست؟

گاهی بعضی پدروادرها از کافر بدترند...
هزارن بزهکاری که در سطح جامعه هستند نتیجه تربیت و سهل انگاری در حمایت از فرزندانشان وعموما ریشه های تربیتی دارند
معتادند...لاابالی هستند یا مصادیق کودک آزاری ...
پدر ومادر هایی که حق فرزند خود را ادا نمیکننند آیا باز هم لیاقت احترام دارند؟

در کمترین حالتش پدر ومادرهایی هستند که فکر میکنند دارند کار درستی میکنند اما سرنوشت فرزندشان را به فنا میدهند یا طبق صلاحدید خودشان کارهایی میکنند که به در واقع به نفع فرزند نیست...

حکم چنین پدری در این مورد خبر بالا چیست؟

آیا صرف اینکه کسی در خلقت انسانی دخیل بوده , میتوان اسم مقدس پدر یا مادر را روی انها گذاشت؟
ناشناس
اجرای دقیق و کامل حکم مهم است نه قطعی شدن آن!
ناشناس
صد رحمت به داعش.حیوان با بچش با عطوفت رفتار میکنه اینا دیگه کین دیگه.اگه برن عضو داعش بشن از فرمانده های تراز اول گروه داعش میشن.
ناشناس
پدر كثافت و بي شرف و بي همه چيز
اي كثافت حق تو پدر بودن نيست حق تو لجن بودن است