ایران، می رود که چین جدید شود
کد خبر : ۱۴۶۷۳۰
روزنامه دنیای اقتصاد: علاوه بر نگرانیهایی که درمورد برنامه هستهای
ایران وجود دارد، یک نگرانی عمده درباره ایران به وجود آمده است که هیچ
ربطی به برنامه هستهای ندارد، و آن پتانسیل قدرت اقتصادی این کشور است.
اگر توافق هستهای صورت گیرد، ایران میتواند بر منابع سرشار خود دسترسی پیدا کند و با به دست آوردن قدرت اقتصادی فراوان به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. ایران هماکنون نیز قدرت چشمگیری دارد و از این پتانسیل برخوردار است که جایگاه خود را تقویت و کشورهای رقیب را دچار چالش کند.
پس باید آماده شویم، چون ایران میتواند به چین دیگری تبدیل شود. شباهتهای زیادی بین چین و ایران وجود دارد. زمانی که نیکسون، رئیسجمهوری سابق آمریکا، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی خود را در سفری محرمانه به چین فرستاد و زمینه برای دیدار تاریخی نیکسون و رهبران چین در سال 1972 فراهم شد، چین درهای خود را به روی جهان گشود. چهل سال بعد از آن، قدرت چین همچنان در حال افزایش است و ایالاتمتحده را از نظر اقتصادی به چالش میکشد. چین زمانی که تعامل با جهان را آغاز کرد فاقد طبقه متوسط بود. حزب کمونیست چین راه را برای سرمایهداری باز و امکان صعود اقتصادی این کشور را فراهم کرد. اکنون چین دارای یک طبقه متوسط رو به رشد است، اما دولت و مردم این کشور برای رسیدن به جایگاهی که اکنون دارند، از هیچ شروع کردند.
اما ایران هماکنون همه عناصر موفقیت اقتصادی را در اختیار دارد. مردم این کشور نسبت به مردم چین آن زمان، از آموزش بهتری برخوردارند و ایران دارای یک طبقه متوسط ناب است. از سوی دیگر، جمعیت ایران جوان است. بیش از 60 درصد از جمعیت 73 میلیونی ایران زیر 30 سال سن دارند. نسل بعداز انقلاب ایران خواهان تعامل با جهان است و دولت میتواند از ثمرات تجارت آزاد و تعامل جهانی بیشتر، بهرهمند شود.
مدل رشد اقتصادی چین ترکیبی از دولت کمونیست و روح سرمایهداری است، فرمولی که در عرصه جهانی مورد پذیرش قرار گرفته است. ریشه معجزه اقتصادی چین در شانگهای، شهر همیشه بیدار و هنگکنگ قرار دارد. در هنگکنگ سرمایهداری دور از چشم پکن رونق گرفت.
این نوع سرمایهداری افسارگسیخته احتمالا مورد پذیرش رهبران ایران نیست، اما آنها میتوانند بر این مساله تمرکز کنند که همچون چین از هیچ شروع نخواهند کرد. ایران تاریخی غنی دارد و بهتر میتواند از آزادیهای اقتصادی سود ببرد. ذخایر نفتی نیز به ایران موقعیتی رشکآور داده است.
ایران در تاریخ خود هرگز به دیگر کشورها حمله نکردهاست. جنگ ایران و عراق هم در سال 1980 توسط عراق آغاز شد و هشت سال طول کشید. آنچه اوباما به آن اشاره میکند این است که تعامل ایران و جهان و وابستگی متقابل آنها به یکدیگر بهعنوان یک بازدارنده در برابر بروز جنگ عمل خواهد کرد. یک قانون کلی وجود دارد و آن اینکه افراد به مشتریان خود حمله نمیکنند، این واقعیت در مورد کشورها هم صادق است.
اگر توافق هستهای صورت گیرد، ایران میتواند بر منابع سرشار خود دسترسی پیدا کند و با به دست آوردن قدرت اقتصادی فراوان به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. ایران هماکنون نیز قدرت چشمگیری دارد و از این پتانسیل برخوردار است که جایگاه خود را تقویت و کشورهای رقیب را دچار چالش کند.
پس باید آماده شویم، چون ایران میتواند به چین دیگری تبدیل شود. شباهتهای زیادی بین چین و ایران وجود دارد. زمانی که نیکسون، رئیسجمهوری سابق آمریکا، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی خود را در سفری محرمانه به چین فرستاد و زمینه برای دیدار تاریخی نیکسون و رهبران چین در سال 1972 فراهم شد، چین درهای خود را به روی جهان گشود. چهل سال بعد از آن، قدرت چین همچنان در حال افزایش است و ایالاتمتحده را از نظر اقتصادی به چالش میکشد. چین زمانی که تعامل با جهان را آغاز کرد فاقد طبقه متوسط بود. حزب کمونیست چین راه را برای سرمایهداری باز و امکان صعود اقتصادی این کشور را فراهم کرد. اکنون چین دارای یک طبقه متوسط رو به رشد است، اما دولت و مردم این کشور برای رسیدن به جایگاهی که اکنون دارند، از هیچ شروع کردند.
اما ایران هماکنون همه عناصر موفقیت اقتصادی را در اختیار دارد. مردم این کشور نسبت به مردم چین آن زمان، از آموزش بهتری برخوردارند و ایران دارای یک طبقه متوسط ناب است. از سوی دیگر، جمعیت ایران جوان است. بیش از 60 درصد از جمعیت 73 میلیونی ایران زیر 30 سال سن دارند. نسل بعداز انقلاب ایران خواهان تعامل با جهان است و دولت میتواند از ثمرات تجارت آزاد و تعامل جهانی بیشتر، بهرهمند شود.
مدل رشد اقتصادی چین ترکیبی از دولت کمونیست و روح سرمایهداری است، فرمولی که در عرصه جهانی مورد پذیرش قرار گرفته است. ریشه معجزه اقتصادی چین در شانگهای، شهر همیشه بیدار و هنگکنگ قرار دارد. در هنگکنگ سرمایهداری دور از چشم پکن رونق گرفت.
این نوع سرمایهداری افسارگسیخته احتمالا مورد پذیرش رهبران ایران نیست، اما آنها میتوانند بر این مساله تمرکز کنند که همچون چین از هیچ شروع نخواهند کرد. ایران تاریخی غنی دارد و بهتر میتواند از آزادیهای اقتصادی سود ببرد. ذخایر نفتی نیز به ایران موقعیتی رشکآور داده است.
ایران در تاریخ خود هرگز به دیگر کشورها حمله نکردهاست. جنگ ایران و عراق هم در سال 1980 توسط عراق آغاز شد و هشت سال طول کشید. آنچه اوباما به آن اشاره میکند این است که تعامل ایران و جهان و وابستگی متقابل آنها به یکدیگر بهعنوان یک بازدارنده در برابر بروز جنگ عمل خواهد کرد. یک قانون کلی وجود دارد و آن اینکه افراد به مشتریان خود حمله نمیکنند، این واقعیت در مورد کشورها هم صادق است.
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
ایران می تواند خیلی قویتر باشد و شرطش داشتن سیستم آموزشی و پرورشی پیشرفته که انسانهای خلاق و مسولیت پذیر تربیت می کند میباشد نه سیستم کهنه ما که فقط به در صد قبولی (نمره دادن به دانش آموزان تنبل) اهمیت می دهد
ممنون خیلی با حال بود .کلی خندیدیم "ایران، می رود که چین جدید شود " شتر در خواب بیند.........
شتر در خواب بيند پنبه دانه.............آرزو بر جوانان عيب نيست. عزيز برادر تا زماني كه منافع ملي به معناي واقعي در اولويت قرار نگيرد و اقتصاد بر سياست و شعار چيره نشود و بهره وري به حد استانداردهاي جهاني نرسد چنين اتفاقي نخواهد افتاد.
سلام...خیلی وقت چین جدید شدیم عزیزم...بنجل ترین وسایل چین تو ایران بفروش میره...در کله پزی های ما...زبان هم قیمتش از مغز گرون تر هستش...!!!
ایران از نظر اقتصادی قابل قیاس با چین نیست . اول باید راندمان کاری این دو کشور مقایسه شود . دوم اجرای قانون کار میباشد که در کشور ما کم رنگ است . سوم تخلفات کاری هست که باعث کاسته شدن از کیفیت کالاهای ایرانی شده است . درامد ملت و کارفرمایان چینی از خلاقیت میباشد ایا در ایران چنین افراد خلاقی وجود دارد یا بیشتر به فکر دلالی و واسطه گری هستیم
ای کاش اسم این استاد بزرگ که این مقاله را نوشته بود میگفتید .